قصهگویِ ویندریا.
رفتن به کانال در Telegram
_ویندریا؛ همانجایست که مَن قِصه گویش هستم. [همه نوشته ها شخصی هستن؛ امانت دار باشیم.] چنل بله:ba_ghalam جایی برای شنیدن قِصه هایت: https://t.me/HarfChatBot?start=10af191418f5
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
313
مشترکین
-124 ساعت
-57 روز
+2830 روز
آرشیو پست ها
گلها دوشنبه پژمرده شدند، آگوستوسِ عزیزم!
هَمان هایی که در بازارِ شب، برایم به نامِ هدیه گرفتی.
تنها کافی است لحظهای به آنها بنگرم تا اشک هایم مهمان صورتم شوند.
آه آگوستوس عزیزم..
حیرانم که چطور التماسم این گلها را رنجاند اما دلِ بهظاهر رئوفِ تو را نه!
شاید این گلها همدمِ مَن باشند، زمانی که شادم آنها همچون دِلم، شاداب و زیبا هستند، وَ حال که قلبم مچاله شده، آنها چون مَن، پژمردهاند.
وَ گمان میکنم روزی که آخرین گلبرگشان فروافتد، آخرین امید دلم نیز با آن خواهد رفت؛
آگوستوسِ زیبای من.
#خطوط_بیهوا
اهل مشهدممم، مشهدیا دستا بالا همه☝️
درمورد اون سوال دومی که پرسیدی نمیدونم، میتونید بهم بخندین اما به روم نیارین😂🤝
درمورد رشتممممم، باید بگم رشتم هیچ ربط کوچیکی به علاقم به نوشتن نداره🙂↕️👍
بنده تربیت بدنی میخونم🥲😂🤝
(داداشتون ورزشیه😂)
چقدر زشت شد اصلا یادم رفت به دوستای جدید خودمو معرفی کنم🫠
خب.. سلااممم، من زینبم 19 سالمه
معمولا آدم پر انرژی هستم، عاشق قدم زدن، موسیقی، رقصیدن، و به خصوص کتاب خوندن و نوشتنم🥲✨
اینجام چیزایی که مینویسمو میزارم، البته قسمت مهمش داستانمه که پین چنل شده:)))🤝
عاشق ناشناس های یهوییم، از اونایی که بدون اینکه بگم بیایید حرف بزنیم میبینم برام ناشناس فرستادن:)))✨
دیگه دارید زیادی پرروم میکنید:))))
خودم زیاد مطمئن نیستم، هنوز تو خیلی چیزا مشکل دارم😭😭🤍
اما اگر کمکی ازم بربیاد انجام میدم و اگه چیز تازهای به اطلاعاتم اضاف بشه حتما به شماهم میگممم🫠🤝✨
وای واااااااااااااااااااایی بلاخره یکی که درکم میکنه رو پیدا کردممممم🥹✨✨
[تمام این مدت کجا بودی عزیززز]
