امیر نوشت :)
前往频道在 Telegram
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...
显示更多伊朗141 499未指定类别
270
订阅者
-124 小时
-27 天
+230 天
帖子存档
270
برای آرزوهای محال خویش میگریم
اگر اشکی نمانَد، در خیال خویش میگریم
شب دل کندنت میپرسم آیا بازمیگردی؟
جوابت هرچه باشد، بر سوأل خویش میگریم
نمیدانم چرا اما به قدری دوستت دارم
که از بیچارگی گاهی به حال خویش میگریم
اگر جنگیده بودم، دستِکم حسرت نمیخوردم
ولی من بر شکست بیجدال خویش میگریم
به گردم حلقه میبندند یاران و نمیدانند
که من چون شمع هرشب بر زوال "خویش" میگریم
نمیگریم برای عمر از کف رفتهام، اما
به حال آرزوهای محال خویش میگریم
#فاضل_نظری
270
Repost from هویجوری...🇮🇷
یسری تیترها و خبرهایی از میناب هیچجوره نمیشد اتفاق بیفته، یعنی اصلا نباید اینارو بفهمیم، مگه میشه اینا واقعی باشه؟
یعنی چی یه مادر ۵ ماه بعد از اینکه بچهش رو فرستاده مدرسه الان برای سومینبار جگرگوشه خودشو تشییع و دفن کنه؟
یعنی چی یه مادر بخشی از پیکر بچهش بشاگرد باشه بخشی میناب؟ یعنی چی تکهٔ گمنامِ پیکر کودکان میناب؟ تدفین دستهجمعی تکههای پیکرِ شناسایی نشده یعنی چی؟
چرا هر قسمت این کلمات یه شکل خاصی آتیش میزنن آدمو؟
چرا کلماتی پیدا نمیشه که بشه یک متن و خبر برای این روایتها نوشت؟ چقدر کلمات ضعف دارن
270
دوستان تا آخر هفته چند تا مشکل مهم رو باید هندل کنم... ممنون میشم یه حمد برای حل مشکلم بخونید❤️
270
مستیم و نداریم غم سود و زیان را
هر شب بفروشیم به جامی دو جهان را
چون کوزهء سربستهء پنهان شده در خاک
یک عمر ز ترس همه بستیم دهان را
بگذار لبی بر لبم ای ساغر دلخون
تا فاش کنم پیش تو اسرار نهان را
مهمان توام چند صباحی دگر ای عمر!
اینقدر میازار من سوختهجان را
گر نیست به جز خون جگر مزد من از عشق
بر شانه چرا میکشم این بار گران را
تا من شوم آسوده و خشنود شود یار
با من بزن ای مرگ! به تیری دو نشان را
جای طلب بوسه وفا خواستی ای دل
دیدی که نه این را به تو دادند نه آن را
#فاضل_نظری
270
طاق ابروی چو محراب تو از بس زیباست
هرڪه آمد به تماشا به نمازش نرسید
مولوی
#برنامهناشناسپلاس
270
مگر در این شب دیر انتظار عاشقکُش
به وعدههای وصال تو زنده دارندم...
#سایه
270
چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد
یاد لبهای تو افتادم و با خود گفتم:
غنچهای بود که گل کرد ولی چیده نشد
من نظربازم و کم معصیتی نیست ولی
چه بسا طعنهزدنهای تو بخشیده نشد
ای که مهرت نرسیده است به من، باور کن
هیچ کس قدر من از قهر تو رنجیده نشد
عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند
سعی کردم که بفهمانم و فهمیده نشد
#سجاد_سامانی
270
فکر میکردی سرم گرم است در جایی، ولی
من که سرگرم کتابم مثل خیلی وقتها
در پیام آخرت هر چند گفتی « شب بخیر»
بی تو در رنج و عذابم مثل خیلی وقتها
در اتاقم «آه بیخوابی» فقط پیچیده و
جيرجير تختخوابم مثل خیلی وقتها
خسته هستم، خسته، خیلی خسته؛ حالم را نپرس
راستش خیلی خرابم، مثل خیلی وقتها
#اصغر_عظیمیمهر
