ch
Feedback
امیر نوشت :)

امیر نوشت :)

前往频道在 Telegram

بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...

显示更多
伊朗141 499未指定类别
270
订阅者
-124 小时
-27 天
+230 天
帖子存档
یسری تیترها و خبرهایی از میناب هیچ‌جوره نمیشد اتفاق بیفته، یعنی اصلا نباید اینارو بفهمیم، مگه میشه اینا واقعی باشه؟ یعنی چی یه مادر ۵ ماه بعد از اینکه بچه‌ش رو فرستاده مدرسه الان برای سومین‌بار جگرگوشه خودشو تشییع و دفن کنه؟ یعنی چی یه مادر بخشی از پیکر بچه‌ش بشاگرد باشه بخشی میناب؟ یعنی چی تکهٔ گمنامِ پیکر کودکان میناب؟ تدفین دسته‌جمعی تکه‌های پیکرِ شناسایی نشده یعنی چی؟ چرا هر قسمت این کلمات یه شکل خاصی آتیش میزنن آدمو؟ چرا کلماتی پیدا نمیشه که بشه یک متن و خبر برای این روایت‌ها نوشت؟ چقدر کلمات ضعف دارن

خوشا سیاست ابروی تو که از چپ و راست گرفته کل جهان را بدون خونریزی ... ! #علیرضا_بدیع

Amir Hossein Zaheri - Arze Salam.mp33.55 MB

دوستان تا آخر هفته چند تا مشکل مهم رو باید هندل کنم... ممنون میشم یه حمد برای حل مشکلم بخونید❤️

مستیم و نداریم غم سود و زیان را هر شب بفروشیم به جامی دو جهان را چون کوزهء سربستهء پنهان شده در خاک یک عمر ز ترس همه بستیم دهان را بگذار لبی بر لبم ای ساغر دلخون تا فاش کنم پیش تو اسرار نهان را مهمان توام چند صباحی دگر ای عمر! اینقدر میازار من سوخته‌جان را گر نیست به جز خون جگر مزد من از عشق بر شانه چرا می‌کشم این بار گران را تا من شوم آسوده و خشنود شود یار با من بزن ای مرگ! به تیری دو نشان را جای طلب بوسه وفا خواستی ای دل دیدی که نه این را به تو دادند نه آن را #فاضل_نظری

-
-

Repost from ویــــژ
خاطره استاد کجوری از دوره اکسترنی پیشنهاد می‌کنیم حتما ببینید. @viiijh

طاق ابروی چو محراب تو از بس زیباست هرڪه آمد به تماشا به نمازش نرسید مولوی‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

مگر در این شب دیر انتظار عاشق‌کُش به وعده‌های وصال تو زنده‌ دارندم... #سایه‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌

@Wats_music_Bot | info #برنامه‌ناشناس‌پلاس

هر بار که می‌گویم هر بار نمی‌فهمی بسیار دلم تنگ است بسیار نمی‌فهمی...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد من همانم که پسندید و پسندیده نشد یاد لب‌های تو افتادم و با خود گفتم: غنچه‌ای بود که گل کرد ولی چیده نشد من نظربازم و کم معصیتی نیست ولی چه بسا طعنه‌زدن‌های تو بخشیده نشد ای که مهرت نرسیده است به من، باور کن هیچ کس قدر من از قهر تو رنجیده نشد عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند سعی کردم که بفهمانم و فهمیده نشد #سجاد_سامانی

فکر می‌کردی سرم گرم است در جایی، ولی من که سرگرم کتابم مثل خیلی وقت‌ها در پیام آخرت هر چند گفتی « شب بخیر» بی تو در رنج و عذابم مثل خیلی وقت‌ها در اتاقم «آه بی‌خوابی» فقط پیچیده و جيرجير تختخوابم مثل خیلی وقت‌ها خسته هستم، خسته، خیلی خسته؛ حالم را نپرس راستش خیلی خرابم، مثل خیلی وقت‌ها #اصغر_عظیمی‌مهر

مشتاق تو به هیچ جمالی نظر نکرد بیمار تو ز هیچ طبیبی دوا نخواست بر ما دلت نسوخت، ندانم چرا نسوخت ما را دلت نخواست، ندانم چرا نخواست #حسن_دهلوی

چرا کسی رحم نمی‌کند! زمانه جوری چرخیده که زندگی این روزها حلقوم هر کسی را آن‌چنان می‌فشارد که گویی حضرت ملک‌الموت نزدیک است تا در لحظه جانمان را بگیرد. شب که سر به بالین می‌گذاریم، اگر فکر مادر و معشوقه‌ای نباشد، آرزو می‌کنیم فردا برایمان صبح نشود. آری، روزگار برای همه دارد به سختی می‌چرخد. آنچه درک نمی‌کنم، انتقاممان از یکدیگر، این ترش‌رویی و عصبانی بودن، بدون ذره‌ای رحم به یکدیگر است. اینکه برایمان مهم نیست طرفمان گرسنه است یا سیر، دیشب اصلاً خوابش برده یا نه، شب را کجا گذرانده، سه وعده غذایش را یک وعده کرده یا نه...؟ اصلا به گونه سرخ از سیلی یا شاید هم آفتابش نگاه می‌کنیم...؟ چرا رحم نمی‌کنیم... رحم نکردنمان ترسناک است. به قصابی شبیه شده‌ایم که رحم نکردن و سر بریدن، روزمرگی‌اش است. حال همه‌مان بد است؛ رحم کنید...

زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنید کوثر و خلد من این است عذابم مکنید چشم افسونگرش از کشتن من کی گذرد بر من افسانه مخوانید و بخوابم مکنید مدعی را اگر آواره نسازم ز درش از سگان سر آن کوی حسابم مکنید من خود از بادهٔ دیدار خرابم امشب می‌میارید و ازین بیش خرابم مکنید مدهید این همه ساغر بت سرمست مرا من کبابم دگر از رشک کبابم مکنید حرف وصلی که محال است مگوئید به من آب چون نیست طلبکار سرابم مکنید خواهم از گریه دهم خانه به سیلاب امشب دوستان را خبر از چشم پرآبم مکنید چارهٔ بیخودی من به نصیحت نتوان به خودم باز گذارید و عذابم مکنید توبه چون محتشم از می مدهیدم زینهار قصد جان خاصه در ایام شرابم مکنید #محتشم_کاشانی

دلم گرفته بیا بی‌بهانه گریه کنیم به یاد خاطره‌ای عاشقانه گریه کنیم میان جمع بخندیم از سر اجبار به حال غربت خود مخفیانه گریه کنیم زبان مشترک عاشقان اگر اشک است به جای شعر، به جای ترانه، گریه کنیم نه دست من به سر زلف او رسید نه تو بیا رقیب! بیا شانه‌شانه گریه کنیم نشسته‌ام به عزای خودم همان بهتر که بر مزار بدون نشانه گریه کنیم #مجید_ترکابادی

اگر کانالی دارید که به نظرتون به این کامیونیتی میخوره میتونید اضافه اش کنید...