امیر نوشت :)
前往频道在 Telegram
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...
显示更多伊朗146 816未指定类别
261
订阅者
-124 小时
+77 天
+4030 天
帖子存档
261
دوست نداشتم در مورد قالیباف چیزی بگم
ولی...
طرفداران وفاقی گوساله
اگر میخواید قالیباف رو برای ریاست جمهوری پرزنت کنید و اینقدر تشابه میکنید به شهید لاریجانی
باید شبیه به یکسال آخر شهید لاریجانی رو به یاد بیارید
اون شخصیت محکم و حامی مقاومت فراجناحی که خودشو قاطی خاله بازیهای سیاسی نمیکرد،
نه قالیباف رو شبیه به ظریف برای مردم پرزنت کنید
مردم از مکتب بده بریم تنفررررر دارن
چرا نمیفهمید...
حالا صبح تا شب با سایبریهای گوساله تون به پر و پای ثابتی و رسایی بپیچید هیچ تغییرییییی رخ نمیده :)
261
گرچه در دنیای دلخواهت اضافی نیستم
گفته بودی عشق کافی نیست، کافی نیستم
از شکوه شب گذشتم، صبح را باور کنم
تا اگر شد حال دنیای تو را بهتر کنم
داغ دیدم با تو اما شاد بودم با غمت
ای فدای دستهای کوچک نامحرمت
مبتلا من... من که از روز جدایی نیستم
با قفس راحتترم، دیگر هوایی نیستم
تیغ تو ارزندهتر از بوسههای دیگریست
خوب میدانی که اهل بیوفایی نیستم
ای که آغوش تو دنیای منِ دلتنگ بود
بیش از این دلبسته کشورگشایی نیستم
#امیرعلی_سلیمانی
261
دریغ اگر من و تو
به جای این گلهها
پناهِ هم نشویم
دریغ اگر من و تو
به شوق بودنِ هم
حریف غم نشویم
#غلامرضا_طریقی
261
Repost from سینوزیت | یا لثارات الخامنهای
تقریبا همه به این یقین رسیدن دشمن تو هر دو جنگ سنگینترین پلنش رو لحظهی اول جنگ اجرا میکنه. پیشنیازش هم یه غافلگیریه که معلولِ غلبه فضای مذاکراتی به فضای تخاصم نظامی تو معادلات داخلیه.
ولی خب شما نمیدونید این گول دشمن برای توافق چقد خوردنیه.
261
دلم گرفته بیا بیبهانه گریه کنیم
به یاد خاطرهای عاشقانه گریه کنیم
میان جمع بخندیم از سر اجبار
به حال غربت خود مخفیانه گریه کنیم
زبان مشترک عاشقان اگر اشک است
به جای شعر، به جای ترانه، گریه کنیم
نه دست من به سر زلف او رسید نه تو
بیا رقیب! بیا شانهشانه گریه کنیم
نشستهام به عزای خودم همان بهتر
که بر مزار بدون نشانه گریه کنیم
#مجید_ترکابادی
261
همچنان معتقدم یکی باید بود که الان با دوتا لیوان چایی میومد پیشم، بغلم میکرد و میگفت:
گور بابای سیاست، بیا شعر بخونیم :)
261
Repost from - سیاره گلآبتون ☁️ -
یه وقتایی دلت برای نسخهای از خودت
تنگ میشـه که اون موقع فکر میکردی
تا همیشه همونجوری هستی ...
وقتایی که چشمات بیشتر میدرخشیدن.
وقتایی که با چیزای خیلی خیلی کوچولو
حالت خوب میشد.
وقتایی که تو بودی و قلبی که مثل امروز
بیقرار و کم تحمل نبود.
261
مرا چشمی است خون افشان
ز دست آن کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهد دید
از آن چشم و از آن ابرو
جهان بس فتنه خواهد دید
از آن چشم و از آن ابرو
غلام چشم آن ترکم
که در خواب خوش مستی
نگارین گلشنش روی است و
مشکین سایبان ابرو
تو کافر دل، نمی بندی
نقاب زلف و می ترسم
که محرابم بگرداند
خم آن دل ستان ابرو
اگر چه مرغ زیرک بود حافظ
در هوا داری
به تیر غمزه صیدش کرد
چشم آن کمان ابرو
غلام چشم آن ترکم
که در خواب خوش مستی
نگارین گلشنش روی است و
مشکین سایبان، ابرو
261
به هر دلبستنم عمری پشیمانی بدهکارم
نباید دل به هرکس بست، اما دوستت دارم
پر از شور و شعف با سر به سویت میدوم چون رود
تو دریا باش تا خود را به آغوش تو بسپارم
دلآزار است یا دلخواه! ماییم و همین یک دل
ببَر! یا بازگردان! من به هر صورت زیانکارم
ملامت میکنندم دوستان در عشق و حق دارند
تو بیزار از منی! اما مگر من دستبردارم
تو خواب روزهای روشن خود را ببین، ای دوست!
شبت خوش گرچه امشب نیز من تا صبح بیدارم
#فاضل_نظری
261
Repost from وهْمین
مطلبی گر بود از هستی، همین آزار بود
ورنه در کنجِ عدم آسودگی بسیار بود
بیدل دهلوی
261
دیروز کسی پیش کسی نام تو را برد
گفتم که بمیرم دگران یاد بگیرند
ای سوختهدل! این نظری که به تو کردم
زود است که صاحبنظران یاد بگیرند
من بین زمین و آسمان جان به تو دادم
باشد که زمین و آسمان یاد بگیرند...
#علیاکبر_لطیفیان
261
نه به رتبه اول کارنامهات؛
نه به صفحه دوم شناسنامهات؛
من به دکمه سوم پیراهنت
حسادت میکنم...
#ايمان_سمرقندى
261
#ارسالی
گمان میکردم تو نسیم خنک بهار شیرازی؛
که میوَزی و میچرخی و از میانهی گندمزار، شاخه های دیگر را کنار میزنی تا به من برسی.
چه مشتاقانه منتظر رسیدنت بودم. که رها کنم خودم را در آغوشت؛
و دانه دانه، بر فراز گندمزار برقصم با تو، در دستان تو.
تو چه کردی با من؟
