217
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+1430 天
帖子存档
217
آقا اصلاً ما عصبی، بداخلاق، زودرنج،
ما انبار باروت
ولی شما هم تا کبریت نکشی آتیش
نمیگیریم که.
217
من؟ نجات دهندهای که هیچکس
نجاتش نداد، شنوندهای که هیچکس
به حرفهایش گوش نکرد، دلگرم کنندهای
که هیچ دلگرمیای نداشت، حامیای که
هیچکس حمایتش نکرد، امید بخشی که
از همه ناامید تر بود .
217
بزرگسالی ولت نمیکنه، همهش باید ادامه
بدی؛ با حال خسته، شکسته، غمگین،
ضعیف و درمونده.
217
من هیچ وقت اون دانش آموز محبوب نبودم
هیچ وقت بهترین رفیق نبودم
هیچ وقت نزدیک ترینِ هیچکس نبودم
مرهم بودم ولی مرهمم نبودن
هیچ وقت اون فرد دوست داشتنی نبودم
هیچ وقت آدم امن زندگی هیچکس نبودم
هیچ وقت عزیز کسی نبودم
هیچ وقت بود و نبودم تو زندگی هیچکس مهم نبوده
هیچ وقت باهوش ترین نبودم
هیچ وقت برای کسی خاص نبودم
هیچ وقت برای یکی قشنگترین نبودم
هیچ وقت بهترین امکاناتو نداشتم
هیچ وقت اونی که میخواستم نشده
هیچ وقت بهترین نبودم
تا جایی که یادم میاد همیشه برای همه بودم دلسوزی کردم، اعتماد کردم و ضربه خوردم، برای مشکلاتشون همه خودمو گذاشتم سعی کردم مورد اعتماد باشم، خیانت نکردم، از کسی سو استفاده نکردم، خواستم اگه کسی تو زندگیم تا بوده خاطره خوب از من داشته باشه
ولی همه جا فقط من بودم.....
هیچ وقت نشد بهترین باشم و همیشه معمولی بودم و هستم اما همیشه خودم بودم ...!
217
من بد نشدم، فقط فهمیدم دور و برم
چخبره، دیدم و فهمیدم هر کسی چقدر
به فکر منه یا برام ارزش قائله، یاد گرفتم
به هر کسی چه اندازه بها بدم، نگین
فلانی بد شده، بگین چیکار کردم که
یه آدم دیگه شده.
217
زندگی چقدر عجیب است!
بدون هیچ چیز میآیی، برای همه چیز
میجنگی و در نهایت؛ همه چیز را رها میکنی
و بدون هیچ چیزی میروی…
217
راستش من خیلیم به خودم افتخار میکنم،
چون همیشه اون تصمیم سختتره رو
گرفتم، پاره هم شدم ولی تهش نتیجهشو
دیدم. ممنون عزیزم.
217
طولمیکشد بفهمی کسی که مدتها
به نقطهای زل میزند و سکوت میکند،
غمگینتر از کسی است که گریه میکند.
217
از درد هایش چیزی نمیگفت؛
و من میدانستم
کارد، وقتی به استخوان میرسد
آدم را لال میکند...
217
ناگهان میل شدیدی به خزیدن توی
تختخواب، پنهان شدن از همهکس
و همهچیز، و تا ابد خوابیدن، بر من غلبه
کرد.
217
خندیدم تا وانمود کنم حالم خوبه
گریه کردم تا سبک شم
به خواب پناه بردم تا از رنجام بگذرم.اما بارِ غم
همچنان داره رو قلب من سنگینی میکنه.
217
انسان میتواند همزمان که دارد برای زندگی تلاش میکند و میجنگد، به رفتن و گم و گور شدن هم فکر کند.
217
کسی چه میدانست که ما
چندبار تلاش کردیم روحمان را
زیبا نگه داریم،
وقتی که جهان فقط به ما زخم میزد.
