ch
Feedback
درباره‌ اَلی

درباره‌ اَلی

前往频道在 Telegram

《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفت‌وگو

显示更多
未指定国家未指定类别
336
订阅者
-624 小时
+127 天
+930 天
帖子存档
فور کنید اسپانسر جوین باشید دو پست ازتون فور کنم اینجا ویو بالا بگیرید🤍☕️

تو ساز بتهوون هستی و من اُرگ عروسی‌ها 🪽🌑

تو را ادامه ‌می‌دهم همین ترانه می‌شود. 🪽🌑

متاسفانه باید بگم به اولین کسی که نباید اعتماد کرد؛ کسیه که می‌گه دوستت دارم.

«به خانه‌ای می‌اندیشیدم که در آن محبّت، پاداش اعتماد است.»
مثل خون در رگ‌های من؛ احمد شاملو

احوالی از تاریکی می‌پرسم؛ جوابی نمی‌دهد؛ کاش دنیا آن‌ همه رنگ را نشانم نمیداد تا بعد در یک تاریکی غلیظ شنکجه‌ام کند. کاش هیچکس دوستت دارم را بلد نمی‌شد «سر سپرده یک سایه ترسناک»

غریبانه چرا می‌گردی؟
غریبانه چرا می‌گردی؟

من اما در زنان چیزی نمی‌یابم گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان، خاموش من اما در دل کهسار رویاهای خود جز انعکاس سرد آهنگ صبور این علف‌های بیابانی که می‌رویند و می‌پوسند و می‌خشکند و می‌ریزند با چیزی ندارم گوش مرا گر خود نبود این بند شاید بامدادی همچو یادی دور و لغزان می‌گذشتم از تراز خاک سرد پست… جرم این است جرم این است در اینجا چار زندان است به هر زندان دو چندان نقب در هر نقب چندین حجره در هر حجره چندین مرد در زنجیر…
حضرت شاملو

در این جا چهار زندان به هر زندان دوچندان نقب در هر نقب چندین مرد در زنجیر ایران است... 🪽🌑

«ای دل این صبر از کجا آموختی؟»
وحشی بافقی

غریبه‌ای اما دلم برای تو پر می‌زنه... 🪽🌑

بله گاهی یک مقطی در یک سرزمین نرمال ما می‌گیم می‌رم فلان کار رو می‌کنم درآمد کسب میکنم و می‌رم به علاقمم می‌رسم. تو ایران همچین چیزی نداریم شما سمت هر کاری بری ۲۰ درصد کمتر احتمال داره پولدار بشی اگر البته از صفر شروع کنی بدون پارتی و لابی و ددی. پس حداقل برو سمت علاقت که روانت آروم‌تر باشه.

سرگرم باشید؛ لزوما بر مزیت فایده تکیه نکنید؛ ایران برای ۹۰ درصد واقعا صرفا یک شکست بزرگ در هر زمینه‌ای. تلاش کنید ولی در راستای چیزی که لذت بخش باشه براتون چون صرفا یک رنج بی‌پایان میشه اگر بخواید از فعالیتتون لذت نبرید. «دفترچه راهنما زندگی در ایران»

این راز بزرگ غم است: درد در خودِ درد است. همان‌طور که «ای. ای. کامینگز» نوشت: «التیام زخم را باید در خون خود زخم یافت.»
عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست؛ مگان دیواین

صبحت بخیر؛
صبحت بخیر؛

شش دقیقه تکرار هم شاید کم باشد برای اینکه بفهمیم:«شاید باید رقص عمومی بشود.» شاید باید ساده باشیم چه در باجه یک بانک یا زیر درخت 🪽🌔

می‌دانی حالا با خودم که حرف می‌زنم؛ می‌گویم: زندگی تو همینه، تو فقط چند ماهی تنها نبودی. تنها که هستم همانطور که خیلی لحظات بطالت‌بار دارم؛ خیلی ثانیه‌های مفید هم دارم. دوباره قلم دست می‌گیرم؛ می‌گردم دنبال یک مجله ورشکسته تا بخواد تالیفات یک مشت نانویسنده را چاپ کند و شروع می‌کنم به نوشتن. فیلم‌های خوب تاریخ سینما را شخم می‌زنم؛ پادکست بیخ گوشم هست گاهی. زندگی عجیبی می‌کنم خلاصه «در رسای تنهایی در کنج اتاقی تاریک»