درباره اَلی
الذهاب إلى القناة على Telegram
《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفتوگو
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
336
المشتركون
-624 ساعات
+127 أيام
+930 أيام
أرشيف المشاركات
334
Repost from ازقیطریهتااورنجکانتی
فور کنید اسپانسر جوین باشید
دو پست ازتون فور کنم اینجا ویو بالا بگیرید🤍☕️
334
«به خانهای میاندیشیدم که در آن محبّت، پاداش اعتماد است.»
مثل خون در رگهای من؛ احمد شاملو
334
احوالی از تاریکی میپرسم؛
جوابی نمیدهد؛ کاش دنیا آن همه رنگ را نشانم نمیداد تا بعد در یک تاریکی غلیظ شنکجهام کند. کاش هیچکس دوستت دارم را بلد نمیشد
«سر سپرده یک سایه ترسناک»
334
من اما در زنان چیزی نمییابم
گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان، خاموش
من اما در دل کهسار رویاهای خود
جز انعکاس سرد آهنگ صبور این علفهای بیابانی
که میرویند و میپوسند و میخشکند و میریزند
با چیزی ندارم گوش
مرا گر خود نبود این بند
شاید بامدادی همچو یادی دور و لغزان
میگذشتم از تراز خاک سرد پست…
جرم این است
جرم این است
در اینجا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب
در هر نقب چندین حجره
در هر حجره چندین مرد
در زنجیر…
حضرت شاملو
334
در این جا چهار زندان
به هر زندان دوچندان نقب
در هر نقب چندین مرد در زنجیر
ایران است...
🪽🌑
334
بله گاهی یک مقطی در یک سرزمین نرمال ما میگیم میرم فلان کار رو میکنم درآمد کسب میکنم و میرم به علاقمم میرسم.
تو ایران همچین چیزی نداریم شما سمت هر کاری بری ۲۰ درصد کمتر احتمال داره پولدار بشی اگر البته از صفر شروع کنی بدون پارتی و لابی و ددی.
پس حداقل برو سمت علاقت که روانت آرومتر باشه.
334
سرگرم باشید؛ لزوما بر مزیت فایده تکیه نکنید؛ ایران برای ۹۰ درصد واقعا صرفا یک شکست بزرگ در هر زمینهای.
تلاش کنید ولی در راستای چیزی که لذت بخش باشه براتون چون صرفا یک رنج بیپایان میشه اگر بخواید از فعالیتتون لذت نبرید.
«دفترچه راهنما زندگی در ایران»
334
این راز بزرگ غم است: درد در خودِ درد است. همانطور که «ای. ای. کامینگز» نوشت: «التیام زخم را باید در خون خود زخم یافت.»
عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست؛ مگان دیواین
334
شش دقیقه تکرار هم شاید کم باشد برای اینکه بفهمیم:«شاید باید رقص عمومی بشود.»
شاید باید ساده باشیم چه در باجه یک بانک یا زیر درخت
🪽🌔
334
میدانی حالا با خودم که حرف میزنم؛ میگویم: زندگی تو همینه، تو فقط چند ماهی تنها نبودی.
تنها که هستم همانطور که خیلی لحظات بطالتبار دارم؛ خیلی ثانیههای مفید هم دارم.
دوباره قلم دست میگیرم؛ میگردم دنبال یک مجله ورشکسته تا بخواد تالیفات یک مشت نانویسنده را چاپ کند و شروع میکنم به نوشتن.
فیلمهای خوب تاریخ سینما را شخم میزنم؛ پادکست بیخ گوشم هست گاهی.
زندگی عجیبی میکنم خلاصه
«در رسای تنهایی در کنج اتاقی تاریک»
