My opinions
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
📈 Telegram 频道 My opinions 的分析概览
频道 My opinions (@opinionwave) 是活跃参与者。目前社区聚集了 14 360 名订阅者,在 其他 类别中位列第 。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 14 360 名订阅者。
根据 12 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 14 354,过去 24 小时变化为 -750,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 2.40%。内容发布后 24 小时内通常能获得 4.36% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 349 次浏览,首日通常累积 635 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 3。
📝 描述与内容策略
尚未提供频道描述。
凭借高频更新(最新数据采集于 13 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 其他 类别中的关键影响点。
14 360
订阅者
-75024 小时
+13 8107 天
+14 35430 天
帖子存档
14 256
پیتر تیل در این مصاحبه تلاش میکند توضیح دهد که مشکل اصلی دنیای امروز صرفاً اقتصادی یا تکنولوژیک نیست، بلکه ریشهای عمیقتر و فلسفی دارد. از نگاه او، تمدن غرب پس از جنگهای خونین مذهبی اروپا برای پایان دادن به خشونت، راهی را انتخاب کرد که به «روشنگری» معروف شد؛ یعنی کنار گذاشتن پرسشهای بزرگ درباره خدا، حقیقت، ماهیت انسان و معنای زندگی تا جامعه بتواند با آرامش بیشتری زندگی کند. این راهحل شاید توانست از شدت درگیریها بکاهد، اما بهای سنگینی داشت؛ انسانها کمکم از اندیشیدن به مسائل بنیادین فاصله گرفتند و زندگی به سمت سطحیتر شدن حرکت کرد.
14 256
قدرت واقعی یک دولت را فقط از روی تعداد کارمندها، بودجه یا تجهیزاتش نمیشود سنجید؛ مهمتر از همه این است که آن دولت خودش را «خدمتگزار» مردم بداند یا «صاحب» مردم. یکی از خطرناکترین اتفاقاتی که در هر نظام سیاسی میتواند رخ بدهد، این است که بروکراسی کمکم فراموش کند مشروعیتش را از کجا گرفته است. مأمور، وزیر، نماینده، قاضی یا هر مقام دیگری، اختیار را از خودش ندارد؛ این اختیار را مردم موقتاً به او واگذار کردهاند تا به نمایندگی از آنها کار کند. اما وقتی این رابطه برعکس شود، دولت دیگر خودش را پاسخگو نمیبیند؛ مردم را پاسخگو میبیند.
«تو برای من کار میکنی»؛ یادآوری یک اصل اساسی در حکومتداری مدرن است. مالیات فقط پولی نیست که از جیب مردم میرود؛ نماد این قرارداد است که شهروند هزینهی ادارهی حکومت را میدهد و در مقابل، انتظار پاسخگویی دارد. این البته به این معنا نیست که هر شهروند بتواند هر دستوری به یک کارمند دولت بدهد یا به او توهین کند. منظور این است که هیچ مقام عمومی نباید فراموش کند که قدرتش امانتی است، نه مالکیت. از رئیسجمهور گرفته تا یک کارمند ساده، همه در نهایت کارمند مردماند. مشکل دقیقاً از جایی شروع میشود که سیاستمدارها و بروکراتها خودشان را طبقهای جدا از جامعه تصور میکنند؛ طبقهای که مردم باید برایش توضیح بدهند، نه برعکس. در چنین شرایطی، فاصلهی دولت و جامعه روزبهروز بیشتر میشود، اعتماد عمومی از بین میرود و هر تصمیمی حتی اگر درست باشد با بدبینی مواجه میشود. تفاوت حکومتهای موفق و ناموفق فقط در قوانینشان نیست؛ در این است که چه کسی را «ارباب» و چه کسی را «خدمتگزار» میدانند. اگر این رابطه وارونه شود، حتی بهترین قانونها هم روی کاغذ میمانند. اما اگر همیشه این اصل حفظ شود که حکومت برای مردم است، نه مردم برای حکومت، آن وقت پاسخگویی، شفافیت و مسئولیتپذیری دیگر شعار نیست؛ تبدیل به بخشی از فرهنگ سیاسی یک کشور میشود. شاید یکی از مهمترین جملههایی که هر مقام دولتی باید هر روز به خودش یادآوری کند همین باشد: «قدرت من از مردم آمده است؛ من برای مردم کار میکنم، نه مردم برای من.»
14 256
هدف پدافند هوایی نابودی همه تهدیدها نیست، بلکه مدیریت هزینه و حفظ توان دفاعی است. در نگاه عمومی، هر موشکی که به زمین بخورد نشانه شکست پدافند تلقی میشود، اما در منطق نظامی چنین برداشتی همیشه درست نیست. فرماندهان پدافند باید بین ارزش هدفی که در معرض حمله است و هزینه رهگیری آن تعادل برقرار کنند. اگر قرار باشد برای هر پهپاد ارزانقیمت یا هر موشکی که به سمت یک ساختمان خالی حرکت میکند، یک رهگیر چند میلیون دلاری شلیک شود، مهاجم دقیقاً به هدف خود رسیده است؛ یعنی با تحمیل هزینه اقتصادی، توان دفاعی طرف مقابل را فرسوده کرده است. این همان منطق جنگ نامتقارن است. کشوری که بتواند با ابزارهای ارزانتر، طرف مقابل را مجبور به مصرف تجهیزات گرانتر کند، حتی اگر همه حملاتش به اهداف حیاتی اصابت نکند، باز هم بخشی از اهداف راهبردی خود را محقق کرده است. در چنین شرایطی، موفقیت فقط با میزان تخریب سنجیده نمیشود؛ بلکه با میزان هزینهای که به دشمن تحمیل میشود نیز ارزیابی میشود. به همین دلیل، سامانههای پدافند هوایی معمولاً از ابتدا برای محافظت از تمام یک پایگاه طراحی نشدهاند. مأموریت اصلی آنها حفاظت از داراییهای حیاتی مانند مراکز فرماندهی، باندهای عملیاتی، سامانههای حساس یا نیروهای مستقر است. اگر یک موشک به سمت نقطهای کماهمیت حرکت کند، ممکن است از نظر نظامی رهگیری آن منطقی نباشد، زیرا حفظ ذخیره رهگیرها برای حملات بعدی ارزش بیشتری دارد. این موضوع نشان میدهد که در جنگهای مدرن، فرسایش اقتصادی به اندازه فرسایش نظامی اهمیت پیدا کرده است. امروز رقابت فقط بر سر قدرت آتش نیست؛ بلکه بر سر این است که کدام طرف میتواند منابع مالی، صنعتی و ذخایر تسلیحاتی خود را برای مدت طولانیتری حفظ کند. به همین دلیل، ظرفیت تولید موشک، پهپاد و رهگیر، به اندازه عملکرد آنها در میدان نبرد اهمیت پیدا کرده است. در نهایت، دیدن آثار اصابت موشک یا پهپاد در یک پایگاه نظامی، بهتنهایی نشاندهنده موفقیت یا شکست پدافند نیست. برای قضاوت باید مشخص شود چه هدفی مورد اصابت قرار گرفته، ارزش آن هدف چه بوده، آیا حمله مأموریت عملیاتی پایگاه را مختل کرده و در مقابل، چه میزان از ذخایر دفاعی برای مقابله با آن مصرف شده است. در جنگهای فرسایشی، پیروزی کمتر با تعداد انفجارها و بیشتر با توان مدیریت منابع، تحمل هزینهها و حفظ قابلیت رزمی در بلندمدت تعیین میشود.
14 256
بخش عمدهای از ادعاهای سخنگوی سپاه در فهرست تصاویر ماهوارهای دیده نمیشود؛ از جمله مراکز فرماندهی و کنترل، سامانههای ارتباطات ماهوارهای، رادارهای پاتریوت، رادارهای هشدار زودهنگام، رادارهای برد بلند، مراکز پشتیبانی و لجستیک، انبارهای سوخت، انبارهای مهمات، انبارهای موشک، سکوهای پرتاب HIMARS، مجموعههای پدافند پاتریوت، سکوهای پرتاب موشک، ایستگاه پمپاژ سوخت، مراکز ارتباطات سیگنال، مرکز داده اطلاعاتی، مرکز هوش مصنوعی، انبار شناورهای کنترل از راه دور، اسکله سوخت، پناهگاههای جنگنده، رمپهای پروازی، جنگندهها، پهپادها، هواپیمای P-8A، هواپیمای C-17A، هواپیماهای سوخترسان و بالگردهای سنگین
14 256
سخنگوی سپاه پاسداران فهرستی از خسارتهای واردشده به ارتش آمریکا در پی حملات ایران طی ۱۵ روز (از ۸ تا ۲۱ ژوئیه) منتشر کرده است.
بخش رادار و پدافند هوایی
۷ مرکز فرماندهی و کنترل
۳ سامانه ارتباطات ماهوارهای
۶ رادار سامانه پاتریوت
۳ رادار کنترل و پایش هوایی و دریایی
۸ رادار هشدار زودهنگام
۷ رادار دفاع موشکی هوابرد
۳ رادار FPS
۲ رادار AN/FPS-117
۵ رادار برد بلند
۲ رادار پدافند هوایی
۱ واحد رادار تاکتیکی
بخش پشتیبانی و لجستیک
۶ مرکز تعمیر و نگهداری جنگندهها و بالگردها
۳ مرکز پشتیبانی و لجستیک
۱۲ انبار سوخت
۱۷ انبار مهمات و قطعات یدکی کشتیها و هواپیماها
۶ انبار موشک
زیرساختهای عملیاتی
۶ آشیانه پهپادهای MQ-9
۱ آشیانه آمادهسازی جنگنده F-15
۱ آشیانه پهپاد که ۸ پهپاد نو داخل آن بوده
۲ مرکز فرماندهی
۱ سکوی سوخترسانی به ناو هواپیمابر
۱ آشیانه هواپیمای P-8
۴ سکوی پرتاب موشک HIMARS
۵ آشیانه جنگنده
۴ مجموعه پدافند هوایی پاتریوت
۶ سکوی پرتاب موشک
۱ ایستگاه پمپاژ سوخت
۲ مرکز ارتباطات سیگنال
۱ مرکز داده اطلاعاتی
۱ مرکز هوش مصنوعی که ادعا شده متعلق به آمازون بوده
۱ انبار شناورهای کنترل از راه دور (RCV)
۱ اسکله سوخت
۴ پناهگاه جنگنده
۶ رمپ و محل پارک هواپیما
تجهیزات هوایی
۱۱ جنگنده و بالگرد روی زمین
۱۷ پهپاد شناسایی و عملیاتی (که ۸ فروند آنها نو بودهاند)
۱ جنگنده F-15E داخل آشیانه
۱ هواپیمای گشت دریایی P-8A Poseidon
۱ هواپیمای ترابری C-17A
۸ هواپیمای سوخترسان
۴ بالگرد سنگین
۶ انبار موشک
14 256
پایگاههای آمریکا که بین ۹ تا ۲۴ ژوئیه هدف حملات ایران قرار گرفتند و بخشی از خسارتهایی که در تصاویر ماهوارهای دیده میشود:
خوابگاه نیروهای نظامی در ۴ پایگاه
آشیانه پهپادهای MQ-9
۲ آشیانه جنگنده
۱ آشیانه تعمیر و نگهداری جنگنده
۱ رادار AN/FPS-117 در پایگاه الجابر
۱ آشیانه بالگرد
14 256
تا تاریخ ۲۵ ژوئیه، حدود ۶۰ تا ۶۴ فروند هواپیمای سوخترسان نیروی هوایی آمریکا در اسرائیل مستقر شدهاند؛ موضوعی که نشاندهنده تغییر قابلتوجه در نحوه استقرار این ناوگان است. برخلاف قبل که بیشتر این هواپیماها در فرودگاه بنگوریون متمرکز بودند، حالا بین سه پایگاه مختلف در جنوب اسرائیل تقسیم شدهاند:
فرودگاه بنگوریون: ۲۷ فروند
پایگاه هوایی عودا (Ovda): بین ۱۳ تا ۱۷ فروند
فرودگاه رامون (ایلات): ۲۰ فروند
آمریکا سوخترسانهایش را فقط در یک نقطه مستقر نکرده و آنها را بین چند پایگاه در جنوب اسرائیل پخش کرده است. این کار معمولاً برای افزایش انعطاف عملیاتی و کاهش آسیبپذیری انجام میشود.
منبع
14 256
هیچیک از بازیگران اصلی بهدنبال پایان رقابت نیستند، بلکه تلاش میکنند هزینههای آن را کنترل کنند.
«مدیریت تنش»
نخست؛ باز شدن همزمان کانالهای دیپلماسی و حفظ فشار نظامی. خبر پاسخ ایران و آمریکا به پیشنهاد مشترک قطر و پاکستان، در کنار مذاکرات عمان، نشان میدهد مسیر دیپلماتیک هنوز کاملاً بسته نشده است. اما اینکه جزئیاتی منتشر نشده، معمولاً به این معناست که طرفین هنوز بر سر چارچوب مذاکره توافق نکردهاند. در بحرانهای امنیتی، سکوت رسانهای اغلب نشانه شکست نیست؛ بلکه نشانه ادامه چانهزنی است.
دوم؛ توقف متقابل حملات، اما نه آتشبس رسمی. اگر سخنان سخنگوی ارتش ایران را مبنا قرار دهیم، دو طرف حملات خود را متوقف کردهاند، اما هیچ توافق رسمی اعلام نشده است. این وضعیت را میتوان نوعی بازدارندگی متقابل موقت دانست؛ هر دو طرف به این نتیجه رسیدهاند که ادامه حملات، در مقطع فعلی، منفعتی کمتر از هزینههایش دارد.
سوم؛ سفر نتانیاهو به واشنگتن اهمیت فراتر از یک دیدار دوجانبه دارد. در شرایطی که موضوع ایران همچنان در صدر دستور کار امنیتی اسرائیل است، این سفر احتمالاً برای هماهنگی درباره مرحله بعدی سیاست آمریکا در قبال ایران انجام میشود. همزمان، نتانیاهو با پرداختن به کرانه باختری و دیوان کیفری بینالمللی، تلاش میکند همه پروندههای امنیتی و حقوقی را در یک روایت واحد قرار دهد؛ روایتی که امنیت ملی را بر هر ملاحظه دیگری مقدم نشان میدهد.
چهارم؛ انتخابات آمریکا وارد محاسبات راهبردی شده است. تنها ۱۰۰ روز تا انتخابات میاندورهای باقی مانده است. هرچه به انتخابات نزدیکتر شویم، دولت آمریکا انگیزه بیشتری برای جلوگیری از یک جنگ پرهزینه و غیرقابل پیشبینی خواهد داشت؛ مگر اینکه با یک بحران ناگهانی مواجه شود. بنابراین سیاست محتملتر، حفظ فشار همراه با جلوگیری از تشدید کنترلنشده است.
پنجم؛ محدودیت منابع نظامی همچنان عامل تعیینکننده است. گزارش درباره نگرانی رئیس ستاد مشترک آمریکا از کاهش ذخایر پدافندی، اگر دقیق باشد، یادآور یک اصل مهم در مطالعات راهبردی است: قدرت نظامی فقط به اراده سیاسی وابسته نیست؛ ظرفیت لجستیکی و ذخایر تسلیحاتی نیز مرزهای تصمیمگیری را تعیین میکنند. حتی قدرتمندترین دولتها نیز با محدودیت منابع روبهرو هستند.
ششم؛ دامنه جغرافیایی بحران در حال گسترش است. ادعای اوکراین درباره هدف قرار دادن مسیرهای انتقال تجهیزات به ایران، در صورت صحت، نشان میدهد جنگها دیگر در مرزهای کلاسیک محدود نمیمانند. امروز شبکههای لجستیکی، خطوط حملونقل و زنجیره تأمین نیز به بخشی از میدان نبرد تبدیل شدهاند.
در مجموع، تصویر امروز منطقه بیش از آنکه شبیه مقدمه یک جنگ فراگیر باشد، شبیه مرحله تثبیت پس از یک بحران است. بازیگران اصلی همزمان سه هدف را دنبال میکنند:
حفظ بازدارندگی و آمادگی نظامی.
باز نگه داشتن کانالهای مذاکره.
جلوگیری از ورود به جنگی که هزینههای آن از منافعش بیشتر باشد.
این وضعیت را میتوان نوعی «صلح مسلح» یا آتشبس غیررسمی مبتنی بر بازدارندگی توصیف کرد؛ وضعیتی که در آن نه جنگ به پایان رسیده و نه صلح برقرار شده است، بلکه رقابت از میدان مستقیم نظامی به عرصه دیپلماسی، فشار سیاسی، عملیات اطلاعاتی و مدیریت ریسک منتقل شده است. البته این تعادل شکننده است و هر حادثه پیشبینینشده میتواند دوباره چرخه تشدید تنش را فعال کند.
14 256
محاصره دریایی آمریکا علیه ایران همچنان بهطور کامل ادامه دارد.
تا تاریخ ۲۵ ژوئیه، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (CENTCOM) اعلام کرده که ۱۲ کشتی تجاری را که قصد داشتند این محاصره را دور بزنند، از مسیرشان برگردانده، ۲ کشتی را بهدلیل سرپیچی از هشدارها از کار انداخته و ۲ کشتی دیگر را هم بازرسی کرده تا مطمئن شود محاصره بهطور کامل اجرا میشود.
امروز هم نیروهای آمریکایی یک نفتکش با پرچم کومور به نام Charminar را در دریای عرب بازرسی کردند و پس از پایان بازرسی، این نفتکش اجازه یافت به مسیر خود ادامه دهد.
همچنین، روز ۲۴ ژوئیه، نیروهای سنتکام در دریای عمان نفتکش Lavine با پرچم موزامبیک را از کار انداختند؛ چون خدمه آن چندین بار تلاش کردند محاصره را نقض کنند و به هشدارهای مکرر آمریکا توجهی نکردند. این کشتی دیگر به سمت ایران حرکت نمیکند.
14 256
«به دستگاههای اطلاعاتیمون دستور میدم اطلاعاتی که درباره کمکهای جدید روسیه به حکومت ایران داریم، با شرکامون به اشتراک بذارن. از اوایل ماه جولای، ما ثبت کردیم که ماهوارههای روسیه بهطور فعال در حال رصد کشورهای حوزه خلیج فارس و پایگاههای نظامی آمریکا در اون منطقه هستن. بعد از مدتی، همین تصاویر به ایران منتقل میشن. در عین حال، یک ارتباط واضح بین تصاویر ماهوارهای روسیه از این مناطق و حملات ایران وجود داره؛ هم قبل از حمله برای آمادهسازی، هم هنگام حمله، و هم بعد از اون برای ارزیابی میزان خسارت. فقط در روزهای ۱۹ و ۲۰ جولای، چهار پایگاه هوایی داخل محدودهای قرار داشتن که ماهوارههای روسیه روی اون تمرکز کرده بودن؛ دو پایگاه در بحرین، یکی در اردن و یکی هم در کویت.»
— بخشی از توییت زلنسکی
14 256
همه کشورها تحت تأثیر قرار میگیرند؛ زیرا جنگها امروز دیگر در مرزهای جغرافیایی خود محصور نمیمانند.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران امروز اعلام کرد که ارتش اوکراین یک کشتی ایرانی را در دریای خزر هدف قرار داده که در نتیجه آن، یکی از ملوانان ایرانی جان خود را از دست داده است. ساعاتی پیش از آن نیز ولودیمیر زلنسکی مدعی شده بود کشتی حامل تجهیزات نظامی برای ایران که تحت اسکورت یک ناوچه روسی در حال حرکت بود را هدف قرار داده و از چرخه عملیاتی خارج کرده است.
فارغ از ابعاد سیاسی و حقوقی این رخداد، آنچه از منظر علوم سیاسی اهمیت دارد، خودِ واقعه نیست؛ بلکه الگویی است که این اتفاق نمایان میکند. یکی از ویژگیهای مهم نظام بینالملل امروز، «درهمتنیدگی امنیتی» است؛ به این معنا که جنگی که میان دو دولت آغاز میشود، بهتدریج بازیگران، مناطق و حتی کشورهایی را که مستقیماً در میدان نبرد حضور ندارند نیز درگیر میکند. در جهانی که زنجیرههای تأمین، تجارت، اتحادهای نظامی و رقابتهای ژئوپلیتیکی به یکدیگر گره خوردهاند، تقریباً هیچ جنگی کاملاً محلی باقی نمیماند.
اگر کشوری درگیر جنگ، خطوط لجستیکی، مسیرهای انتقال تجهیزات یا منافع راهبردی رقیب خود را خارج از جغرافیای اصلی نبرد هدف قرار دهد، دامنه جنگ عملاً از مرزهای اولیه فراتر رفته است. در چنین شرایطی، دولتهایی که حتی عضو جنگ نیستند نیز ممکن است به دلیل روابط اقتصادی، نظامی یا سیاسی خود، هزینههای آن را بپردازند. به همین دلیل است که امنیت در قرن بیستویکم دیگر صرفاً به حفاظت از مرزها محدود نمیشود؛ بلکه امنیت مسیرهای دریایی، کریدورهای حملونقل، زنجیرههای تأمین، شرکای راهبردی و شبکههای پشتیبانی نیز بخشی از امنیت ملی کشورها محسوب میشود.
در ادبیات روابط بینالملل، این پدیده با عنوان سرایت جنگ (War Spillover) یا بینالمللی شدن منازعات شناخته میشود. جنگها بهمرور از یک تقابل دوجانبه به شبکهای از کنشگران، منافع و جبهههای جدید تبدیل میشوند؛ بهگونهای که پیامدهای آن میتواند هزاران کیلومتر دورتر از میدان اصلی نبرد نیز احساس شود.
تاریخ نیز بارها این الگو را تأیید کرده است. دو جنگ جهانی نمونههای روشنی هستند که نشان میدهند بسیاری از دولتها در ابتدا قصد ورود به جنگ را نداشتند، اما پیوندهای امنیتی، اتحادهای نظامی، وابستگیهای اقتصادی و ملاحظات ژئوپلیتیکی، آنها را بهتدریج وارد بحران کرد. از همین رو، در علوم سیاسی گفته میشود که هیچ جنگ بزرگی تنها متعلق به دو کشور نیست؛ زیرا دیر یا زود، آثار آن در شبکه گستردهتری از بازیگران نظام بینالملل توزیع میشود.
این همان واقعیتی است که جهان امروز را از گذشته متمایز میکند. هرچه وابستگی متقابل کشورها عمیقتر شود، مرز میان «جنگ محلی» و «بحران جهانی» باریکتر خواهد شد. در چنین نظامی، حتی یک حمله محدود نیز میتواند زنجیرهای از پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی ایجاد کند که دامنه آن بسیار فراتر از میدان اولیه نبرد گسترش یابد.
14 256
یکی از بزرگترین سوءتفاهمهایی که درباره قانون وجود داره اینه که فکر میکنیم «وجود قانون» خودش نشونه نظم و حکمرانی خوبه. در حالی که علوم سیاسی سالهاست بین «حاکمیت قانون» (Rule of Law) و «حکمرانی با قانون» (Rule by Law) تفاوت قائل میشه. ممکنه کشوری هزاران قانون داشته باشه، اما اگر اجرای اونها وابسته به جایگاه افراد، روابط، قدرت یا مصلحتهای مقطعی باشه، عملاً قانون از یک نهاد تنظیمکننده به یک ابزار سیاسی تبدیل شده.
برای همین، مشکل اصلی یک جامعه همیشه بد بودن قانون نیست. خیلی وقتها مشکل از اینه که هیچکس نمیدونه قانون دقیقاً برای چه کسی اجرا میشه و برای چه کسی نه. وقتی شهروند نتونه پیشبینی کنه که یک رفتار مشخص، برای همه نتیجه یکسانی داره یا نه، چیزی که از بین میره فقط عدالت نیست؛ اعتماد هم نابود میشه.
اقتصاددان برنده نوبل، داگلاس نورث، میگفت توسعه از جایی شروع میشه که قواعد بازی برای همه قابل پیشبینی باشه. سرمایهگذار، قاضی، دانشجو یا حتی یک مغازهدار، قبل از هر چیز باید بدونه اگر امروز تصمیمی گرفت، فردا قانون همان برخوردی را با او خواهد داشت که با دیگران داشته است. وقتی این قابلیت پیشبینی از بین بره، آدمها کمکم یاد میگیرن به جای قانون، روی رابطه، نفوذ، شانس یا دور زدن قواعد سرمایهگذاری کنن.
همینجاست که قانون روی کاغذ باقی میمونه اما نهاد قانون فرسوده میشه. چون قانون فقط متن نیست؛ مهمتر از متن، انتظار مشترکیه که مردم از اجرای اون دارن. اگر این انتظار فرو بریزه، حتی بهترین قوانین دنیا هم کارکردشون رو از دست میدن.
جامعهشناس آلمانی، ماکس وبر، مشروعیت حکومت مدرن رو به همین ویژگی گره میزد؛ اینکه قدرت بر اساس قواعد عام و غیرشخصی اعمال بشه، نه بر اساس اینکه «چه کسی» روبهروی قانون ایستاده است. اگر افراد احساس کنن نتیجه اجرای قانون از قبل و با توجه به هویت اشخاص تعیین شده، قانون کمکم از یک نهاد عمومی به یک ابزار موردی تبدیل میشه.
برای همین، بحران واقعی از جایی شروع نمیشه که قانون سخت باشه؛ از جایی شروع میشه که سختی قانون هم انتخابی بشه. یعنی یک قاعده برای بعضیها با تمام جزئیات اجرا بشه و همان قاعده برای بعضی دیگر اصلاً وجود نداشته باشه. در چنین وضعی، بحث بر سر انعطاف یا فرمالیسم نیست؛ چون اصلاً «فرم» ثابتی باقی نمونده که درباره میزان انعطافش بحث کنیم.
علوم سیاسی به این وضعیت «اجرای گزینشی قانون» (Selective Enforcement) میگه؛ پدیدهای که پژوهشگران آن را یکی از عوامل اصلی کاهش اعتماد عمومی، افزایش فساد و تضعیف ظرفیت دولت میدانند. جامعهای که مردم در آن نتیجه اجرای قانون را نه از متن قانون، بلکه از شناخت افراد و مناسبات قدرت پیشبینی میکنند، آرامآرام از منطق نهادها فاصله میگیرد و وارد منطق استثناها میشود.
تمدن فقط با نوشتن قانون ساخته نمیشود؛ با قابل پیشبینی بودن اجرای قانون ساخته میشود. جایی که مردم بتوانند قبل از هر تصمیمی، نتیجه حقوقی آن را حدس بزنند، نه اینکه اول حدس بزنند «چه کسی» طرف مقابل است.
14 256
+3
اولین تصاویر شناختهشده از حضور تانک اصلی میدان نبرد T-72B3A روسیه که به سامانه دفاع فعال Arena-M مجهز شده، در خطوط مقدم جنگ اوکراین منتشر شده است.
سامانه Arena-M برای محافظت از خودروهای زرهی روسیه در برابر موشکهای ضدتانک هدایتشونده (ATGM)، راکتهای RPG و پهپادهای انتحاری FPV طراحی شده بود. اما در این مورد، به نظر میرسد نتوانسته مأموریتش را انجام دهد و تانک در نهایت با موفقیت توسط یک پهپاد FPV اوکراینی هدف قرار گرفته است.
این تصاویر مربوط به حمله مکانیزه اخیر نیروهای روسیه در نزدیکی روستای مایاک در محور دوبرپیلیا در جبهه دونتسک است؛ حملهای که در نهایت با شکست به پایان رسید.
مرتبط با پست جنگ اوکراین
14 256
ویدئوی از هدف قرار دادن زیرساخت های انرژی شبه جزیره کریمه توسط پهپادهای انتحاری اوکراینی
مرتبط با پست جنگ اوکراین
14 256
نوشته روز | منطقه وارد مرحله جدیدی شده است
در ۲۴ ساعت گذشته، اگر این اخبار را کنار هم بگذاریم، یک الگوی مشخص دیده میشود: جنگ دیگر فقط میان ایران، آمریکا یا اسرائیل نیست؛ بلکه به سمت ائتلافسازی منطقهای، فشار اقتصادی و دیپلماسی همزمان با تهدید نظامی حرکت کرده است.
اولین خبر، تصمیم بازار بیمه دریایی لویدز لندن است. این بند جدید اجرایی شود، پیامد آن فقط یک مسئله بیمهای نیست؛ بلکه یک ابزار فشار اقتصادی است. وقتی به مالکان کشتی گفته میشود که هرگونه پرداخت به ایران برای عبور از تنگه هرمز باعث از بین رفتن پوشش بیمه خواهد شد، در عمل هزینه تعامل تجاری با ایران افزایش پیدا میکند. در اقتصاد سیاسی، این یعنی استفاده از بازارهای مالی و بیمه بهعنوان ابزار اعمال قدرت، نه صرفاً ابزار تجارت.
خبر دوم از همه مهمتر است. گزارش والاستریت ژورنال مدعی است بحرین و کویت بهصورت مخفیانه به اهدافی در ایران حمله کردهاند و امارات نیز پشتیبانی اطلاعاتی و هوایی ارائه داده است. اگر این گزارش صحیح باشد، با یک تغییر مهم روبهرو هستیم؛ کشورهای عربی خلیج فارس که سالها تلاش میکردند درگیری مستقیم با ایران را به حداقل برسانند، اکنون ممکن است وارد مرحله مشارکت عملیاتی شده باشند. البته باید توجه داشت که این ادعا هنوز بهطور رسمی از سوی این دولتها تأیید نشده و کویت نیز آن را رد کرده است و یک نکته اضافه کرد در زمان نیاز کشور های عربی عقب نشینیهایی میکنند.
در همین زمان، سخنان دونالد ترامپ نیز قابل توجه است. او از یک سو میگوید مذاکرات با ایران ادامه دارد و توافق را «راه هوشمندانهتر» میداند، اما همزمان تأکید میکند که آمریکا کاملاً آماده استفاده از قدرت نظامی است. این همان سیاست «چماق و هویج» است؛ یعنی افزایش هزینههای ادامه مقاومت، در کنار باز گذاشتن مسیر مذاکره. هدف چنین رویکردی معمولاً این است که طرف مقابل احساس کند گزینه مذاکره نسبت به ادامه تقابل، کمهزینهتر است.
در جنوب منطقه نیز حمله دوباره حوثیها به کشتی سعودی و پاسخ عربستان به بندر حدیده نشان میدهد که دریای سرخ همچنان یکی از جبهههای اصلی این بحران باقی مانده است. این یعنی فشار بر مسیرهای تجارت جهانی فقط به تنگه هرمز محدود نیست و بابالمندب نیز همچنان میتواند محل افزایش تنش باشد. هرچه این حملات ادامه پیدا کند، هزینه حملونقل دریایی، بیمه و تجارت جهانی نیز افزایش خواهد یافت.
در مجموع این اخبار یک نکته را نشان میدهند: قدرت در خاورمیانه دیگر فقط با موشک و هواپیما اعمال نمیشود. امروز بیمه، تجارت، ائتلافهای منطقهای، حملات محدود، تهدیدهای سیاسی و مذاکرات همگی به بخشی از یک راهبرد واحد تبدیل شدهاند. به همین دلیل، موفقیت هر بازیگر دیگر صرفاً با پیروزی در میدان جنگ سنجیده نمیشود؛ بلکه به توانایی او در حفظ ائتلافها، کاهش هزینههای اقتصادی و وادار کردن رقیب به تغییر محاسباتش بستگی دارد. در چنین شرایطی، جنگ و مذاکره دیگر دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه دو ابزار مکمل برای رسیدن به یک هدف سیاسی محسوب میشوند.
14 256
خالی از لطف نیست که این سریال رو هم پیشنهاد داد که ببینید بیربط با پست قبلی من نیست.
14 256
Repost from Red Curtains Whisper
شوالیه هفت پادشاهی سریال اقتباسیه از داستانهای «دانک و اگ» نوشتهی مارتین زمانش حدود نود سال قبل از وقایع گیم آف ترونزه؛ دوران حکومت تارگرینها بیشتر با تورنمنتها، سفرهای جادهای، برخوردهای طبقاتی و اون حس همیشگی بیعدالتی سر و کار داریم. مقیاس کوچیکتر، اما انسانیتر.
اگه گیم آف ترونز درباره قدرت بود و خاندان اژدها درباره خون و میراث، این یکی درباره شرافت و رابطهست.
برای دیدن
14 256
تنها وظیفهی ارتش، نظامی و پلیس، دفاع از مردم است؛ نه دفاع از قدرت، نه دفاع از یک فرد، نه دفاع از یک حزب و نه حتی دفاع از یک حکومت. کشوری که مردمش امنیت، جان، کرامت و آزادی خود را از دست بدهند، دیگر چیزی برای دفاع ندارد. مرزها، پرچمها و ساختمانهای حکومتی بدون مردم، تنها تکهای خاک و چند سازهی بیروحاند.
در اندیشهی مدرن دولت، از نظریهی قرارداد اجتماعی توماس هابز، جان لاک و ژان ژاک روسو تا حقوق اساسی معاصر، مشروعیت انحصار استفاده از زور تنها از یک منبع سرچشمه میگیرد: حفاظت از جان و امنیت شهروندان. ارتش برای مردم سلاح به دست میگیرد، نه مردم برای ارتش. پلیس برای اجرای قانون و حفظ امنیت جامعه ایجاد شده است، نه برای آنکه خود به هدف تبدیل شود.
دفاع از کشور نیز در نهایت به معنای دفاع از مردمی است که آن کشور را میسازند. اگر روزی میان حفظ جان مردم و حفظ ظاهر قدرت، دومی انتخاب شود، فلسفهی وجودی نیروهای مسلح از بین رفته است. هیچ پیروزی نظامی، هیچ فتح سرزمینی و هیچ نمایش قدرتی ارزشی ندارد اگر هزینهی آن نابودی همان مردمی باشد که قرار بوده از آنان محافظت شود.
قدرت نظامی، زمانی مشروع و ارزشمند است که سپری برای جامعه باشد، نه باری بر دوش آن. بزرگترین ارتش، ارتشی نیست که بیشترین سلاح را دارد؛ بلکه ارتشی است که حضورش باعث شود مردم با آرامش زندگی کنند، کودکان با امنیت بزرگ شوند و دشمن هرگز جرئت تعرض به جان و سرزمین شهروندان را پیدا نکند.
در نهایت، وطن یعنی مردم. اگر مردم نباشند، کشوری برای دفاع وجود ندارد. بنابراین نخستین و آخرین مأموریت هر ارتش، هر نظامی و هر پلیس، دفاع از انسانهاست؛ زیرا کشور بدون مردم معنا ندارد، اما مردم هستند که به کشور معنا میبخشند.
14 256
در صورت استقرار روی جزایر یا پایگاههای نزدیک خلیج فارس، هیمارس میتواند مأموریتهایی مانند:
پوشش آتش برای نیروهای آمریکایی یا متحدان منطقهای. هدف قرار دادن اهداف زمینی در برد موشکهای خود. ایجاد بازدارندگی و افزایش فشار روانی بر طرف مقابل. افزایش انعطاف عملیاتی؛ یعنی جابهجایی مداوم سامانهها تا مکان دقیق آنها قابل پیشبینی نباشد. را انجام دهد.
سناریوهای احتمالی
سناریوی اول؛ رزمایش عادی
احتمال دارد این تنها بخشی از برنامههای معمول آموزشی آمریکا برای حفظ آمادگی نیروها باشد .
سناریوی دوم؛ آمادگی برای بحران
در صورت وقوع یک بحران منطقهای، آمریکا میتواند هیمارس را به جزایر یا پایگاههای مختلف منتقل کند تا به جای تمرکز تجهیزات در یک نقطه، آنها را پراکنده کند. این کار احتمال آسیبپذیری در برابر حملات را کاهش میدهد و انعطاف عملیاتی را افزایش میدهد.
14 256
+2
تفنگداران دریایی آمریکا در جریان یک رزمایش در خاورمیانه، یک سامانه موشکی M142 HIMARS را داخل هواپیمای ترابری KC-130J Super Hercules بارگیری کردند.
آمریکا در حال تمرین توانایی انتقال سریع قدرت آتش خود در منطقه است. هیمارس روی یک کامیون چرخدار نصب شده و بهگونهای طراحی شده که بتوان آن را ظرف مدت کوتاهی داخل هواپیما قرار داد، به نقطهای دیگر منتقل کرد، پیاده کرد و در مدت کوتاهی آماده شلیک شود. به همین دلیل، HIMARS یکی از مهمترین ابزارهای «استقرار سریع» ارتش آمریکا محسوب میشود.
در این تمرین، استفاده از هواپیمای KC-130J اهمیت ویژهای دارد، زیرا این هواپیما میتواند هیمارس را به پایگاههای کوچک، فرودگاههای موقت یا جزایر منتقل کند؛ جایی که هواپیماهای ترابری بزرگتر همیشه امکان فرود ندارند.
یکی از سناریوهای قابل تصور این است که آمریکا قصد دارد توانایی انتقال سریع هیمارس به نقاط مختلف منطقه را حفظ و آزمایش کند. از نظر فنی، انتقال هیمارس به جزایر یا پایگاههای آمریکا در خلیج فارس امکانپذیر است.
