My opinions
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
📈 Telegram 频道 My opinions 的分析概览
频道 My opinions (@opinionwave) 是活跃参与者。目前社区聚集了 15 374 名订阅者,在 其他 类别中位列第 。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 15 374 名订阅者。
根据 10 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 8 531,过去 24 小时变化为 3 429,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 3.65%。内容发布后 24 小时内通常能获得 5.11% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 319 次浏览,首日通常累积 446 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 3。
📝 描述与内容策略
尚未提供频道描述。
凭借高频更新(最新数据采集于 11 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 其他 类别中的关键影响点。
15 374
订阅者
+3 42924 小时
+8 1537 天
+8 53130 天
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+15 843
在6个频道中
八月 '26
+394
在0个频道中
Get PRO
七月 '260
在3个频道中
Get PRO
六月 '26
+24
在2个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '260
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '250
在0个频道中
Get PRO
十一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十月 '250
在0个频道中
Get PRO
九月 '250
在0个频道中
Get PRO
八月 '250
在0个频道中
Get PRO
七月 '250
在0个频道中
Get PRO
六月 '250
在0个频道中
Get PRO
五月 '250
在0个频道中
Get PRO
四月 '250
在0个频道中
Get PRO
三月 '250
在0个频道中
Get PRO
二月 '250
在0个频道中
Get PRO
一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十二月 '240
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+2
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 11 九月 | +6 794 | |||
| 10 九月 | +3 638 | |||
| 09 九月 | 0 | |||
| 08 九月 | +5 018 | |||
| 07 九月 | +47 | |||
| 06 九月 | +6 | |||
| 05 九月 | +5 | |||
| 04 九月 | +167 | |||
| 03 九月 | +164 | |||
| 02 九月 | +2 | |||
| 01 九月 | +2 |
频道帖子
گزارش احتمال میدهد چین از نفوذ خود در سیاست داخلی جزایر سلیمان برای تحت فشار قرار دادن شخص متیو وال استفاده کرده باشد، چون سیاست خارجی او نسبت به دولتهای قبلی بیشتر به غرب نزدیک شده است. تنها چند ساعت پس از ورود وال به پالائو برای شرکت در نشست ۲۰۲۶، یک طرح غیرمنتظرۀ عدم اعتماد مطرح شد و او مجبور شد نشست را ترک کند. برخی تحلیلگران و مقامهای منطقهای گمان کردهاند چین ممکن است برای مطرحشدن این طرح فشار وارد کرده باشد، اما هیچ مدرک مستقیمی برای اثبات این دخالت وجود ندارد. دولتهای قبلی جزایر سلیمان که روابط نزدیکتری با پکن داشتند، در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ تلاش کرده بودند تایوان را از مجمع جزایر اقیانوس آرام کنار بگذارند.
هدف کلی چین این است که فضای سیاسی اقیانوس آرام را تا حد ممکن برای فعالیت تایوان نامناسب کند. پکن میخواهد با استفاده از کمکهای مالی، سرمایهگذاری و روابط اقتصادی، سیاستمداران کشورهای جزیرهای را به حمایت از منافع چین ترغیب کند؛ منافعی که میتواند شامل دسترسی به منابع طبیعی، حق استفاده از بنادر و جلوگیری از همکاری دفاعی این کشورها با آمریکا، استرالیا و دیگر رقبای چین باشد. در مجموع، گزارش ۱۱ سپتامبر نشان میدهد فشار چین بر تایوان فقط به پرواز جنگندهها و تحرکات نظامی اطراف جزیره محدود نیست؛ پکن بهطور همزمان از حضور گارد ساحلی، تحقیقات اقیانوسی، جنگ سایبری، فشار دیپلماتیک، اجبار اقتصادی و رقابت مالی در اقیانوس آرام استفاده میکند. در مقابل، تایوان هم با افزایش بودجۀ دفاعی، گسترش تولید پهپاد، توسعۀ موشکهای دوربرد و تقویت روابطش با کشورهای منطقه تلاش میکند هزینههای هرگونه محاصره یا حملۀ احتمالی چین را بالا ببرد.
| 2 | وزارت خارجۀ تایوان هم رفتار چین را ناامن، غیرمسئولانه و بهشدت تحریکآمیز خواند. نکتۀ جالب این است که تایوان خودش نسبت به اسکاربرو شول ادعای حاکمیت دارد، اما پرواز فیلیپین را «فعالیت عادی هواپیمای یک کشور دیگر» توصیف کرد. تایوان گاهی اقدامات تهاجمی چین علیه فیلیپین را محکوم میکند، چون میخواهد روابط مناسبی با مانیل داشته باشد و نگران گسترش کنترل چین در دریای چین جنوبی است.
در همین حال، چین ظاهراً روند نظامیکردن تدریجی اسکاربرو شول را ادامه میدهد تا دسترسی هواپیماها و شناورهای خارجی را محدود کند و توان نظارت دریایی خودش را بالا ببرد. کشتی تحقیقاتی «هاییانگ دیژی ۱۰» از ۱۰ اوت تا هفتم سپتامبر در فاصلۀ بسیار کمی از این آبسنگ فعالیت کرده است. حرکت شبکهای و منظم این کشتی نشان میدهد احتمالاً مشغول نقشهبرداری از بستر دریا و انجام بررسیهای زیرسطحی بوده است. این مأموریت ممکن است با ایجاد یک ایستگاه جدید پایش محیط دریایی برای آنچه چین «جزایر ژونگشا» مینامد ارتباط داشته باشد؛ عنوانی که پکن برای اسکاربرو شول و چند عارضۀ زیرآبی دیگر استفاده میکند.
چین تاکنون هیچ سازۀ دائمی بزرگی روی اسکاربرو شول نساخته، اما احتمالاً آن را نقطۀ مهمی برای کنترل و نظارت بر دریای چین جنوبی میداند. ایجاد سامانههای پایش، جمعآوری اطلاعات بستر دریا و افزایش گشتهای هوایی و دریایی میتواند بدون ساخت فوری یک پایگاه رسمی، کنترل عملی چین را بیشتر کند. هفتم سپتامبر نیز نیروهای ارتش چین بهسمت یک هواپیمای گارد ساحلی فیلیپین که بر فراز پایگاه چین در صخرۀ سوبی مأموریت شناسایی دریایی انجام میداد، منور شلیک کردند. فیلیپین صخرۀ سوبی را بخشی از منطقۀ اقتصادی انحصاری خود در مجمعالجزایر اسپراتلی میداند. گارد ساحلی فیلیپین شلیک منورها را خطری برای ایمنی پرواز اعلام کرد. هواپیماها یا تأسیسات زمینی چین در سال ۲۰۲۴ هم چند بار نزدیک عوارض مورد مناقشه بهسمت هواپیماهای فیلیپینی منور شلیک کرده بودند.
قسمت پنجم؛ رقابت چین و تایوان بر سر نفوذ در اقیانوس آرام
چین کمکهای مالی تایوان به کشورهای جزیرهای اقیانوس آرام را «دیپلماسی دلاری» معرفی میکند تا اعتبار تایوان را بهعنوان یک شریک منطقهای زیر سؤال ببرد؛ درحالیکه خود پکن هم سالهاست با وعدۀ کمکهای بزرگ، سرمایهگذاری و پروژههای زیرساختی بهدنبال خرید نفوذ سیاسی در این منطقه است. مائو نینگ، سخنگوی وزارت خارجۀ چین، به افزایش کمک تایوان به پالائو از ۱۸ میلیون دلار در سال ۲۰۲۵ به ۲۵ میلیون دلار در سال ۲۰۲۶ اشاره کرد و مدعی شد تایوان مستقیماً به برخی چهرههای سیاسی پالائو پول پرداخت کرده است. پالائو با وجود اعتراض چین، لین چیالونگ، وزیر خارجۀ تایوان، را به مراسم افتتاحیۀ مجمع جزایر اقیانوس آرام و برنامههای جانبی آن دعوت کرد. پکن میگفت تایوان اساساً صلاحیت حضور در این نشست را ندارد.
بااینحال، خود چین بارها از کمک مالی، سرمایهگذاری و احتمالاً کمکهای سیاسی غیرقانونی برای افزایش نفوذش در اقیانوس آرام استفاده کرده است. چین در سال ۲۰۱۹ به جزایر سلیمان وعدۀ ۵۰۰ میلیون دلار کمک داد، به شرط آنکه این کشور روابط رسمی خود را از تایپه به پکن منتقل کند. پکن همچنین کیریباتی و نائورو را برای قطع روابط با تایوان و بهرسمیتشناختن جمهوری خلق چین تحت فشار قرار داد. درحالحاضر پالائو، تووالو و جزایر مارشال تنها کشورهای جزیرهای اقیانوس آرام هستند که هنوز تایوان را به رسمیت میشناسند.
رقابت بر سر نفوذ در این منطقه در سال ۲۰۲۶ شدیدتر شده است. کشورهای غربی و تایوان در مجموع حدود ۱.۳ میلیارد دلار کمک و تعهد مالی برای کشورهای اقیانوس آرام در نظر گرفتهاند و همزمان توافقهای امنیتی تازهای هم در حال شکلگیری است. بعضی از کشورهای منطقه ترجیح میدهند کاملاً در کنار هیچیک از طرفها قرار نگیرند و از چین و غرب بهصورت همزمان امتیاز بگیرند. جزایر سلیمان تحت رهبری متیو وال، نخستوزیر متمایلتر به غرب، روابط امنیتی خود را با استرالیا گسترش داده و به گارد ساحلی آمریکا اجازه داده در آبهای سرزمینی این کشور گشتزنی کند؛ اما درعینحال توافق امنیتی سال ۲۰۲۲ خود با چین را هم حفظ کرده است. پاپوآ گینۀ نو نیز در سال ۲۰۲۵ یک پیمان دفاعی با استرالیا امضا کرد، ولی در ژوئیۀ ۲۰۲۶ دفتر تجاری تایوان را بست تا سیاست «چین واحد» را رعایت کند. | 40 |
| 3 | در بخش دیگری از گزارش، چین فشار اقتصادی بر ژاپن را افزایش داده است. وزارت بازرگانی چین هفتم سپتامبر اعلام کرد شرکتهای ژاپنی صادرکنندۀ «دیکلروسیلان» یا DCS، مادۀ مهم مورد استفاده در تولید نیمهرساناها، باید هنگام ورود کالا به چین سپردۀ نقدی سنگینی پرداخت کنند. نرخ تعیینشده برای شرکت Denal Silane حدود ۸۰.۲ درصد، برای Shin-Etsu Chemical حدود ۹۹.۲ درصد و برای سایر شرکتهای ژاپنی نیز ۹۹.۲ درصد است. این اقدام فعلاً موقتی و بخشی از یک تحقیق ضددامپینگ است که قرار است تا هفتم ژانویۀ ۲۰۲۷ تمام شود، هرچند امکان تمدید ششماهۀ آن وجود دارد.
ژاپن تولیدکنندۀ اصلی DCS فوقخالص در جهان است؛ مادهای که برای ساخت تراشههای منطقی و حافظه استفاده میشود. شرکتهای چینی حالا یا باید هزینۀ بسیار بیشتری برای خرید محصول ژاپنی بدهند یا سراغ جایگزینهایی بروند که احتمالاً کیفیت پایینتری دارند. کرۀ جنوبی در سال ۲۰۲۵ به بزرگترین تأمینکنندۀ DCS چین تبدیل شد، اما تغییر تأمینکنندۀ این ماده برای کارخانههای تراشهسازی ساده نیست، چون کوچکترین تغییر در کیفیت مواد اولیه میتواند بازده و کیفیت تولید را پایین بیاورد. بنابراین پکن برای تحت فشار گذاشتن ژاپن حاضر است بخشی از هزینه را به صنعت نیمهرسانای خودش هم تحمیل کند.
این سیاست بخشی از راهبرد «اقتصاد قلعهای» چین است؛ یعنی کاهش وابستگی به خارج و آمادهسازی اقتصاد برای مقاومت در برابر بحران، تحریم یا درگیری. شرکتی که درخواست آغاز تحقیقات ضددامپینگ را مطرح کرده، یعنی Tangshan Sunfar Silicon Industries، در سال ۲۰۲۳ بزرگترین تولیدکنندۀ DCS خارج از ژاپن بود و احتمالاً از محدودشدن رقبای ژاپنی سود خواهد برد. دبیر ارشد کابینۀ ژاپن به این تصمیم اعتراض کرده و گفته توکیو برای جلوگیری از آسیب ناعادلانه به شرکتهای ژاپنی واکنش مناسب نشان خواهد داد. این فشارها پس از اظهارات سانائه تاکایچی، نخستوزیر ژاپن، در نوامبر ۲۰۲۵ شدت گرفت؛ زمانی که او احتمال دخالت نظامی ژاپن در صورت حمله به تایوان را مطرح کرد. چین از آن زمان چند اقدام اقتصادی هدفمند علیه شرکتهای ژاپنی انجام داده و حتی صادرات برخی کالاهای دارای کاربرد دوگانه به ژاپن را ممنوع کرده است تا دولت تاکایچی را به عقبنشینی از موضعش وادار کند.
قسمت چهارم؛ تشدید درگیری چین و فیلیپین در دریای چین جنوبی
ارتش چین هنگام برگزاری یک رزمایش مشترک در اطراف «اسکاربرو شول»، هواپیماهای غیرنظامی و غیرجنگندۀ فیلیپین را از منطقه دور کرد. فرماندهی جبهۀ جنوبی ارتش چین دوم سپتامبر اعلام کرد یک رزمایش هواییـدریایی با مهمات واقعی در اطراف این آبسنگ انجام داده است. اسکاربرو شول یک آبسنگ حلقهای و خالی از سکنه در دریای چین جنوبی است که چین در سال ۲۰۱۲ کنترل آن را از فیلیپین گرفت. چین میگوید از ماه اوت گشتهای هوایی و دریایی خود را در اطراف آن افزایش داده تا کنترلش را تقویت کند و به چیزی که «نقض حاکمیت و اقدامات تحریکآمیز» مینامد پاسخ دهد.
رسانۀ دولتی گلوبال تایمز اعلام کرد این رزمایش تا حدی واکنش به ورود سه هواپیمای توربوپراپ فیلیپینی بوده که ۲۱ اوت یک پرواز شناسایی دریایی انجام داده بودند. ویدئوهای ارتش چین نشان میداد جتهای آموزشی پیشرفتۀ JL-10 مجهز به موشکهای حرارتی PL-5 در رزمایش شرکت دارند. یک ناوشکن تایپ ۰۵۲سی، ناوچه تایپ ۰۵۴اِی، شناور آبیـخاکی تایپ ۰۷۱، بمبافکن H-6K و جنگندۀ چندمنظورۀ سنگین J-16 هم در عملیات حضور داشتند. این نخستینبار بود که ارتش چین اعلام میکرد از یک جت آموزشی برای هدایت رزمایش مشترک هوایی و دریایی استفاده کرده است.
انتخاب JL-10 احتمالاً واکنشی به تاکتیکهای جدید فیلیپین است. هواپیماهای توربوپراپ فیلیپینی آهسته و در ارتفاع پایین پرواز میکنند و جنگندههای مدرن برای رهگیری آنها در چنین سرعتی با محدودیت روبهرو هستند؛ چون سرعت هواپیماهای فیلیپینی ممکن است از حداقل سرعت قابلکنترل بعضی جنگندهها کمتر باشد. اما JL-10 برای پرواز در ارتفاع پایین و سرعت کمتر مناسبتر است. چین در روز رزمایش سه فروند JL-10 را برای رهگیری سه هواپیمای توربوپراپ فیلیپین فرستاد. تصاویر منتشرشده یک جت چینی را نشان میداد که با موشک جنگی روی هواپیمای فیلیپینی قفل کرده و به آن هشدار میداد منطقه را ترک کند. سخنگوی ارتش فیلیپین این اقدام را «اجبارآمیز و تهاجمی» توصیف کرد. | 14 |
| 4 | چین همچنین جنگ سایبری را به یکی از اجزای اصلی جنگ مدرن تبدیل کرده است. از نگاه وزارت دفاع تایوان، روش پکن در این حوزه احتمالاً بر «نفوذ در زمان صلح و ایجاد اختلال در زمان جنگ» استوار است؛ یعنی شبکهها و زیرساختها از قبل شناسایی یا آلوده میشوند تا در لحظۀ بحران ارتباطات، برق، خدمات دولتی و فرماندهی نظامی تایوان مختل شود. البته عملیات خرابکاری و ایجاد اختلال در ارتباطات تایوان فقط یک احتمال مربوط به آینده نیست و نمونههایی از آن در زمان صلح هم دیده شده است.
این آمادهسازیها ظاهراً با پاکسازیهای گستردۀ فرماندهان ارشد ارتش چین متوقف نشدهاند. ساخت نمونههای مشابه ساختمان ریاستجمهوری و دیگر مراکز مهم حکومتی تایوان برای تمرین عملیات زمینی و حملات حذف رهبری، یکی از نشانههای ادامۀ آمادگی است. قانون جدید بسیج دفاع ملی چین نیز قرار است از اول اکتبر اجرایی شود و به دولت اجازه میدهد در زمان بحرانهای امنیتی، کشتیها، وسایل نقلیه، تأسیسات و دیگر داراییهای غیرنظامی را برای مقاصد نظامی به خدمت بگیرد؛ مسئلهای که برای جبران کمبود ظرفیت انتقال نیرو در یک جنگ احتمالی علیه تایوان اهمیت زیادی دارد.
قسمت سوم؛ فشار بر نمایندگان تایوان، گفتوگوی نظامی چین و آمریکا و جنگ اقتصادی با ژاپن
گزارش میگوید مأموران چینی احتمالاً در جریان نشست مجمع جزایر اقیانوس آرام در پالائو از اعضای هیئت تایوانی جاسوسی کرده و از آنها عکس و فیلم گرفتهاند. انجمن سفیران جوان بینالمللی تایوان اعلام کرد افراد ناشناسی که احتمال میرود مأمور چین بوده باشند، در مراسم «شب تایوان» در اول سپتامبر مرتب از مهمانان عکس و فیلم میگرفتند. وزیر خارجۀ تایوان هم گفته اعضای هیئت او در محل برگزاری نشست، مأموران لباسشخصی و نیروهای امنیتی چینی را مشاهده کردهاند.
تایوان عضو رسمی مجمع جزایر اقیانوس آرام نیست، اما از سال ۱۹۹۳ بهعنوان «شریک توسعه» در برنامههای حاشیهای آن حضور دارد. چین هم شریک گفتوگوی این مجمع است، ولی اساساً حضور تایوان را غیرقانونی میداند و پیش از نشست ۲۰۲۶ تهدید کرده بود که مشارکت تایوان «پیامدهایی» خواهد داشت. دنبالکردن علنی هیئتهای تایوانی و عکسبرداری از آنها احتمالاً نوعی ایجاد فشار و ترس است تا کشورها و چهرههای خارجی از ارتباط با تایوان فاصله بگیرند.
این رفتار سابقه هم دارد. در سال ۲۰۲۲، دو دیپلمات چینی بدون دعوت وارد مراسم روز ملی تایوان در فیجی شدند، از مهمانان عکس گرفتند و با دیپلماتهای تایوانی درگیر شدند؛ درگیریای که باعث بستریشدن یکی از دیپلماتهای تایوان شد. در سفر تسای اینگون، رئیسجمهور وقت تایوان، به کالیفرنیا در سال ۲۰۲۳ نیز یک مأمور چینی از معترضان و حامیان تایوان عکس گرفت و موقعیت لحظهای تسای را برای یک مقام کنسولی چین فرستاد. مأموران چینی در مارس ۲۰۲۴ نیز هسیائو بیخیم، معاون رئیسجمهور تایوان، را هنگام سفر به جمهوری چک تعقیب کردند و طبق اطلاعات سرویس نظامی چک حتی برای ایجاد یک تصادف ساختگی علیه او برنامهریزی کرده بودند، هرچند این طرح اجرا نشد.
در سطح نظامی، فرماندهان ارشد چین و آمریکا برای نخستینبار از سال ۲۰۲۴ در سطح فرماندهی جبههای با یکدیگر دیدار کردند. یانگ ژیبین، فرمانده جبهۀ شرقی ارتش چین، ۳۱ اوت در حاشیۀ کنفرانس فرماندهان دفاعی اقیانوس هند و آرام در ونکوور با ساموئل پاپارو، فرمانده نیروهای آمریکا در اقیانوس هند و آرام، ملاقات کرد. بیانیۀ آمریکا میگوید دو طرف دربارۀ بازنگهداشتن مسیرهای ارتباطی، کاهش خطر محاسبات اشتباه و رفتار ایمن نیروهای دو کشور گفتوگو کردند. وزارت دفاع چین به حضور یانگ در کنفرانس اشاره کرد، اما نامی از دیدار او با پاپارو نبرد.
چین گاهی این گفتوگوهای نظامی را بهجای یک ابزار دائمی برای جلوگیری از برخورد ناخواسته، بهعنوان اهرم فشار سیاسی استفاده میکند. برای نمونه، پس از سفر نانسی پلوسی به تایوان در اوت ۲۰۲۲، پکن ارتباطات نظامی سطح بالا با واشنگتن را متوقف کرد و در اواخر ۲۰۲۳ دوباره از سر گرفت. پاکسازی فرماندهان ارشد ارتش چین هم احتمالاً به کاهش این دیدارها کمک کرده است. یانگ ژیبین اواخر ۲۰۲۵ جای لین شیانگیانگ را گرفت؛ فرماندهای که در اکتبر همان سال از حزب کمونیست اخراج شد. نه پاپارو و نه فرماندۀ قبلی آمریکا، با وجود درخواستهای مکرر، در دوران مسئولیت لین با او دیدار نکردند. آخرین دیدار پاپارو در این سطح با ارتش چین مربوط به سال ۲۰۲۴ و ملاقات با وو یانان، فرمانده جبهۀ جنوبی، بود. وو نیز از اواخر ۲۰۲۵ در انظار عمومی دیده نشده و ممکن است خودش درگیر پاکسازیها شده باشد. | 6 |
| 5 | این موشکها فقط برای حملۀ تلافیجویانه نیستند و میتوانند در زمان جنگ برای از کار انداختن پایگاههای اطراف تایوان هم استفاده شوند. چینگتین ۱ و ۲ قادرند پایگاههای هوایی، دریایی و موشکی فرماندهی جبهۀ شرقی ارتش چین را هدف قرار دهند؛ همان فرماندهیای که مسئول اصلی عملیات احتمالی علیه تایوان است. آسیبزدن به باندها، آشیانهها، مراکز نگهداری، انبارهای مهمات و تأسیسات پشتیبانی این پایگاهها میتواند سرعت عملیات ارتش چین را پایین بیاورد و بخشی از برتری عددی آن را خنثی کند. گزارش در این بخش به تجربۀ ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل اشاره میکند و میگوید ایران با استفاده از موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادها تلاش کرده دسترسی عملیاتی آمریکا و متحدانش به پایگاههای منطقهای را محدود کند؛ الگویی که ممکن است برای برنامهریزان نظامی تایوان هم قابلتوجه باشد.
قسمت دوم؛ حضور دائمی چین در شرق تایوان و آمادهسازی برای محاصره
شناورهای گارد ساحلی چین در ماه اوت و اوایل سپتامبر به الگوی گشتهای تقریباً یکماهه در آبهای شرق تایوان ادامه دادند. به نظر میرسد پکن میخواهد حضور دریایی دائمی خود در این منطقه را به یک وضعیت عادی تبدیل کند تا ادعای حاکمیتش بر تایوان و آبهای اطراف آن را تقویت کند. از اول ژوئن، گروههای دوفروندی از شناورهای گارد ساحلی چین هر بار حدود یک ماه در شرق تایوان گشت زدهاند و در روزهای چهارم ژوئیه، چهارم اوت و چهارم سپتامبر، گروه تازهای جای گروه قبلی را گرفته است. این جابهجایی منظم نشان میدهد با یک مأموریت موردی روبهرو نیستیم، بلکه چین احتمالاً در حال ایجاد یک حضور پیوسته و چرخشی است.
دادههای دریایی نشان میدهند که دستکم یکی از شناورهای گارد ساحلی چین از ۱۰ تا ۳۱ اوت کشتی تحقیقاتی «شیانگ یانگ هونگ ۰۳» را در مأموریت نقشهبرداری از آبهای شرق تایوان همراهی کرده است. وزارت منابع طبیعی چین اعلام کرد این کشتی اطلاعات زمینشناسی و توپوگرافی بستر دریا را جمعآوری کرده تا برای مدیریت منابع طبیعی، برنامهریزی فضایی سرزمینی و مدیریت آبهایی که پکن آنها را تحت صلاحیت خود میداند استفاده شود. بااینحال، یک مهندس ارشد چینی هم پذیرفته که این عملیات تحقیقاتی اهمیت دیپلماتیک و نظامی دارد. جیسون وانگ، مدیر عملیاتی شرکت تایوانی ingeniSPACE، معتقد است هدف اصلی این مأموریت جمعآوری اطلاعات آبنگاری از گودال ریوکیو و گودال شرق تایوان بوده است؛ اطلاعاتی که میتواند برای جنگ ضدزیردریایی، عملیات زیردریایی و جلوگیری از فعالیت نیروهای آمریکا و متحدانش در منطقه استفاده شود.
رسانههای تایوانی همچنین گزارش دادهاند که در کنار گارد ساحلی چین، احتمالاً یک شناور شبهنظامی دریایی چین هم کشتی تحقیقاتی را همراهی کرده است. اگر این گزارش درست باشد، نخستینبار است که یک شناور شبهنظامی چینی در آبهای اطراف تایوان مأموریت اسکورت یک کشتی تحقیقاتی را انجام میدهد، هرچند مؤسسۀ تهیهکنندۀ گزارش نتوانسته حضور این شناور را بهطور مستقل تأیید کند. ترکیب گارد ساحلی، کشتیهای تحقیقاتی و نیروهای شبهنظامی به چین اجازه میدهد بدون استفاده مستقیم از ناوهای جنگی، حضور امنیتی و حاکمیتی خود را گسترش دهد و همزمان اطلاعاتی جمع کند که در یک درگیری آینده کاربرد نظامی خواهد داشت.
عادیشدن حضور گارد ساحلی در شرق تایوان میتواند اجرای یک قرنطینه دریایی یا محاصرۀ کامل جزیره را برای چین آسانتر کند. اگر شناورهای تجاری بهتدریج حضور و دستورات گارد ساحلی چین را بهعنوان «اجرای قانون» بپذیرند، پکن در زمان بحران میتواند با سرعت بیشتری مسیرهای دریایی تایوان را محدود کند، بدون اینکه از همان ابتدا رسماً وضعیت جنگی اعلام شود. اطلاعات دقیق اقیانوسشناسی نیز میتواند به زیردریاییها و نیروهای ضدزیردریایی چین کمک کند تا مسیرهای احتمالی ورود ناوها و زیردریاییهای آمریکا، ژاپن و دیگر شرکای تایوان را بهتر شناسایی و مسدود کنند.
وزارت دفاع تایوان در گزارشی که ۳۱ اوت منتشر شد اعلام کرد رزمایشهای اخیر ارتش چین بیش از گذشته بر عملیات مشترک محاصره، قرنطینه دریایی و پیادهسازی نیرو تمرکز دارند. آمادگی برای محاصره شامل تمرین قطع مسیرهای ارتباطی و حملونقل خارجی تایوان، محاصرۀ کامل جزیره و فراهمکردن شرایط مناسب برای حملۀ بعدی بوده است. ارزیابی تایوان این است که ارتش چین درحالحاضر هنوز ظرفیت آبیـخاکی کافی برای اجرای یک تهاجم گسترده و موفق به جزیره را ندارد، اما با سرعت در حال برطرفکردن این ضعف است. | 8 |
| 6 | درک بهتر تحولات روز چین و تایوان
قسمت اول؛ بودجۀ دفاعی و موشکهای دوربرد تایوان
هیئت دولت تایوان پیشنهاد یک بودجۀ تکمیلی را داده که هدفش سرعتدادن به توسعۀ صنایع دفاعی داخلی و کوتاهکردن زمان خرید و تحویل تجهیزات نظامی است. طبق این طرح، قرار است ۱۴۵.۷ میلیارد دلار جدید تایوان، معادل حدود ۴.۶ میلیارد دلار آمریکا، جدا از بودجۀ عمومی سال ۲۰۲۶ به بخش دفاعی اختصاص پیدا کند. از این مبلغ، ۵۵.۹ میلیارد دلار تایوان، حدود ۱.۷۷ میلیارد دلار آمریکا، برای سامانههای بدون سرنشین در نظر گرفته شده است. ۱۳ میلیارد دلار تایوان، حدود ۴۱۱ میلیون دلار، به هفت برنامۀ دفاعی از جمله موشک «چیانگ کونگ» اختصاص پیدا میکند، ۷.۳ میلیارد دلار تایوان، حدود ۲۳۱ میلیون دلار، برای پرکردن دوبارۀ ذخایر مهمات که به سطح نگرانکنندهای رسیدهاند هزینه خواهد شد و ۶۴.۵ میلیارد دلار تایوان، حدود دو میلیارد دلار آمریکا، هم به دو پروژۀ محرمانه تعلق میگیرد. هوانگ ونچی، مدیر بخش برنامهریزی راهبردی وزارت دفاع تایوان، گفته بسیاری از تجهیزاتی که از بودجۀ ویژۀ دفاعی مصوب ۸ مه حذف شده بودند، حالا در این بودجۀ تکمیلی قرار گرفتهاند؛ از جمله بیش از ۶۰۰ پهپاد شناسایی و نظارتی، بیش از ۴۰ هزار پهپاد تهاجمی و بیش از ۱۰۰ قایق بدون سرنشین کوچک انتحاری.
این بودجه میتواند خیلی سریع پول لازم را در اختیار شرکتهای دفاعی داخلی تایوان قرار دهد. بودجۀ ویژۀ دفاعی که در مه ۲۰۲۶ و پس از بحثهای طولانی در پارلمان تصویب شد، در نهایت ۷۸۰ میلیارد دلار تایوان، معادل حدود ۲۴.۶۷ میلیارد دلار آمریکا، بودجۀ دفاعی داشت؛ اما ائتلاف مخالف دولت در پارلمان تمام اعتبارات مربوط به توسعۀ تسلیحات داخلی و پروژههای مشترک تسلیحاتی تایوان و آمریکا را از نسخۀ نهایی حذف کرد. در کنار آن، بودجۀ پهپادی پیشنهادی حزب کومینتانگ که ۱۰ سپتامبر به قانون تبدیل شد، یک برنامۀ ششساله برای خرید و توسعۀ سامانههای بدون سرنشین است. تفاوت مهم بودجۀ تکمیلی جدید این است که به پهپادسازان تایوانی اجازه میدهد زودتر تولید انبوه را آغاز کنند و پروژههای دفاعی داخلی حذفشده از بودجۀ قبلی هم دوباره تأمین مالی شوند. این اعتبار دفاعی بخشی از یک لایحۀ بزرگتر به ارزش ۶۰۷.۶ میلیارد دلار تایوان، حدود ۱۹.۱ میلیارد دلار آمریکا، است که بزرگترین سهم آن برای حمایت از شرکت دولتی نفت تایوان، یعنی CPC، در شرایط افزایش قیمت انرژی هزینه خواهد شد. این لایحه حالا باید برای بررسی و تصویب به پارلمان برود.
در کنار افزایش بودجه، تایوان ظاهراً در حال تقویت توان پاسخدادن به حملات دقیق چین است؛ توانی که میتواند هم برای بازدارندگی و هم برای هدفگرفتن مراکز مهم چین در صورت آغاز جنگ بر سر تنگۀ تایوان استفاده شود. رسانههای تایوانی سوم سپتامبر گزارش دادند که در بودجۀ دفاعی سال ۲۰۲۷ برای نخستینبار وجود یک موشک کروز دوربرد به نام «چینگتین ۱» آشکار شده است. برد اعلامشدۀ این موشک ۱۵۰۰ کیلومتر و سرعت آن حدود سه برابر سرعت صوت است؛ بنابراین میتواند بخش قابلتوجهی از خاک چین را هدف بگیرد. اسناد بودجه همچنین نشان میدهند که چینگتین ۱ وارد خدمت ارتش تایوان شده و اکنون در مرحلۀ تولید سریالی قرار دارد. البته این موشک فعلاً فقط از تأسیسات ثابت شلیک میشود و همین موضوع آن را در برابر حملۀ غافلگیرانۀ اولیه آسیبپذیر میکند.
نسخۀ پیشرفتهتر این موشک با نام «چینگتین ۲» نیز در دست توسعه است. برد آن قرار است به دو هزار کیلومتر و سرعتش به پنج برابر سرعت صوت برسد و برخلاف نسخۀ اول، از پرتابگرهای متحرک جادهای شلیک شود. ارتش تایوان هنوز زمانی برای ورود این نسخه به خدمت اعلام نکرده است. مجموعۀ موشکهای چینگتین میتواند توان تایوان برای پاسخ معتبر به حملات دقیق چین علیه زیرساختهای حیاتی یا مراکز تصمیمگیری این جزیره را افزایش دهد. برد چینگتین ۲ حتی پکن را هم در دسترس قرار میدهد و از نگاه طراحان تایوانی میتواند احتمال تلاش چین برای اجرای یک حملۀ برقآسا و ازبینبردن رهبری سیاسی و نظامی تایوان را کاهش دهد. | 13 |
| 7 | وضعیت کنونی اسرائیل
با وجود شکافهای عمیق سیاسی، مذهبی و اجتماعی در اسرائیل، تبدیل این اختلافات به فروپاشی ساختاری در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد؛ زیرا جمهوری اسلامی نهفقط از نگاه دولت نتانیاهو، بلکه از دید اکثریت احزاب اصلی اپوزیسیون صهیونیست نیز یک تهدید امنیتی مشترک محسوب میشود. اختلاف این احزاب عمدتاً بر سر نحوۀ مدیریت جنگ، اهداف عملیات، پاسخگویی دولت و آیندۀ سیاسی نتانیاهو است، نه بر سر ضرورت دفاع از اسرائیل یا مقابله با تهدید ایران. البته این اجماع شامل تمام اپوزیسیون نمیشود و برخی احزاب عرب و جریانهای غیرصهیونیست با جنگ مخالفت دارند. چنین وضعیتی میتواند «اثر تجمع حول پرچم» ایجاد کند؛ یعنی تهدید خارجی موقتاً اختلافات داخلی را مهار و همکاری میان دولت، اپوزیسیون و نهادهای امنیتی را تقویت کند. ازاینرو، شکافهای کنونی احتمالاً بیشتر به اعتراض، بحران ائتلافی یا تغییر دولت منجر میشوند تا تجزیه یا نابودی ساختار سیاسی؛ بااینحال، اگر تهدید خارجی با شکست نظامی، فرسایش اقتصادی و سقوط اعتماد عمومی همراه شود، همین عامل وحدتبخش میتواند در بلندمدت به تشدید اختلافات داخلی تبدیل شود. | 536 |
| 8 | نمونۀ دوم، پادشاهی حَشمونیان یا مکابیان است که از نظر زمانی خیلی دقیقتر به عدد ۸۰ نزدیک میشود. شورش مکابیان علیه امپراتوری سلوکی در ۱۶۷ پیش از میلاد آغاز شد، اما استقلال سیاسی یهودیه معمولاً از حدود ۱۴۲ یا ۱۴۰ پیش از میلاد محاسبه میشود. حشمونیان بهتدریج قلمرو خود را گسترش دادند و یک قدرت منطقهای ساختند، اما در درون حکومت، اختلاف میان خاندان سلطنتی، کاهنان، فریسیان و صدوقیان عمیقتر شد. پس از مرگ ملکه سالومه الکساندرا در ۶۷ پیش از میلاد، دو پسرش، هیرکانوس دوم و آریستوبولوس دوم، بر سر تاجوتخت وارد جنگ داخلی شدند. هیرکانوس با کمک آنتیپاتر و ارتش نبطیها به رهبری حارث سوم به جنگ برادرش رفت و هر دو جناح برای شکست دادن دیگری از قدرت روبهگسترش روم کمک خواستند. پومپه، فرماندۀ رومی مستقر در سوریه، ابتدا نقش داور را گرفت، اما خیلی زود خود به بازیگر اصلی تبدیل شد؛ اورشلیم را در سال ۶۳ پیش از میلاد محاصره و تصرف کرد، آریستوبولوس را به روم فرستاد، هیرکانوس را بدون اختیارات کامل سلطنتی در مقام کاهن اعظم باقی گذاشت، بخشهایی از قلمرو یهودیه را جدا کرد و آن را به حکومتی خراجگزار و وابسته به روم تبدیل کرد. اگر آغاز استقلال را ۱۴۲ پیش از میلاد بگیریم، تا ورود پومپه دقیقاً ۷۹ سال فاصله داریم؛ به همین دلیل این نمونه ستون اصلی نظریۀ «دهۀ هشتم» است.
بااینحال سال ۶۳ پایان استقلال واقعی حشمونیان بود، نه پایان کامل خاندان آنان؛ آخرین پادشاه حشمونی تا سال ۳۷ پیش از میلاد، اینبار در شرایط وابستگی به قدرتهای خارجی، مقاومت کرد.
باراک برای تقویت حرفش چند مثال غیر یهودی هم آورد: آمریکا، ایتالیا، آلمان و اتحاد شوروی. نمونۀ آمریکا تا حدی با الگوی او جور درمیآید؛ قانون اساسی آمریکا در ۱۷۸۹ وارد مرحلۀ اجرا شد و جنگ داخلی در ۱۸۶۱، یعنی ۷۲ سال بعد، آغاز شد. اختلاف بر سر بردهداری، توازن قدرت دولت فدرال و ایالتها و تضاد شمال و جنوب، کشور را در دهۀ هشتم نظام جدیدش تا آستانۀ تجزیه برد، اما آمریکا برخلاف دو نمونۀ باستانی فرو نپاشید و نهادهایش پس از جنگ باقی ماندند.
مثال اتحاد شوروی نیز فقط با یک نوع محاسبه درست درمیآید: از انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ تا فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱ حدود ۷۴ سال فاصله بود؛ اما اگر تأسیس رسمی اتحاد شوروی در ۱۹۲۲ را مبدأ بگیریم، عمر آن ۶۹ سال میشود.
مثالهای ایتالیا و آلمان حتی ضعیفترند؛ ایتالیا در ۱۸۶۱ متحد شد و موسولینی در ۱۹۲۲، یعنی ۶۱ سال بعد، قدرت گرفت.
آلمان هم در ۱۸۷۱ متحد شد و هیتلر در ۱۹۳۳، یعنی ۶۲ سال بعد، صدراعظم شد.
باراک برای ساختن یک هشدار سیاسی، تاریخهای آغاز و پایان متفاوتی را کنار هم گذاشته است. اهمیت حرف او نه در جادوییبودن عدد ۸۰، بلکه در سازوکاری است که پشت این نمونهها دیده میشود: با کناررفتن نسل بنیانگذار، خاطرهٔ بحران اولیه کمرنگ میشود، دستاوردهای گذشته بدیهی فرض میشوند، رقابت بر سر منابع و هویت تشدید میشود، مشروعیت نهادهای مشترک پایین میآید و جناحهای داخلی برای حذف یکدیگر به قدرت خارجی متوسل میشوند.
نمونۀ حشمونیان تقریباً نسخۀ کلاسیک همین چرخه بود؛ دو جناح برای پیروزی در یک جنگ داخلی از روم کمک خواستند و در پایان، هر دو استقلال خود را به روم باختند.
اسرائیل که ۱۴ مه ۱۹۴۸ تأسیس شد، در ۱۴ مه ۲۰۲۸ هشتادساله خواهد شد و اکنون در هفتادونهمین سال موجودیت خود قرار دارد.
دولتها معمولاً صرفاً بهدلیل فشار دشمن خارجی از هم نمیپاشند؛ خطر اصلی زمانی آغاز میشود که جناحهای داخلی، شکستدادن یکدیگر را مهمتر از حفظ نهاد مشترک بدانند. چیزی که حکومتها را از درون میخورد، تبدیل اختلاف سیاسی به نفرت هویتی و دعوت از دشمن خارجی برای تسویهحساب داخلی است.
بخش دوم و پایانی | 508 |
| 9 | ایهود باراک، نخستوزیر و رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل؛ یادداشتی در ۷ مه ۲۰۲۲ با عنوان «تهدید واقعی، نفرت میان یهودیان است» در روزنامهٔ اسرائیلی Ynet منتشر کرد.
در دو دورۀ اصلی حاکمیت یهودیان بر این سرزمین، روند ازهمپاشی حاکمیت در «دهۀ هشتم» آغاز شده است. باراک نوشت اسرائیل در ۷۴سالگی وارد دهۀ هشتم خود شده و تجربهٔ تاریخی نشان میدهد تهدید واقعی برای آن نه فلسطینیها، نه حزبالله و نه حتی ایران، بلکه «شکاف داخلی، تحریک، تعصب و فرقهگرایی» میان خود یهودیان است. او این وضعیت را «نفرین دهۀ هشتم» نامید، اما تأکید کرد که این سرنوشت ازپیشنوشتهشده نیست و میتوان از تکرار آن جلوگیری کرد.
نخستین نمونهای که باراک به آن اشاره میکند، پادشاهی متحد اسرائیل در دوران شائول، داوود و سلیمان است. براساس روایت سنتی کتاب مقدس، داوود قبایل شمالی و جنوبی را زیر یک حکومت متحد کرد و اورشلیم را به پایتخت تبدیل کرد؛ سلیمان نیز دستگاه حکومتی متمرکز، ارتش، طرحهای ساختمانی و معبد اورشلیم را توسعه داد، اما هزینۀ این تمرکز از راه مالیات سنگین، بیگاری و فشار بر قبایل تأمین میشد. پس از مرگ سلیمان در حدود ۹۳۰ پیش از میلاد، بزرگان قبایل شمالی از پسرش رحبعام خواستند «یوغ سنگینی» را که پدرش بر آنان گذاشته بود سبکتر کند. رحبعام بهجای مصالحه، وعدۀ فشار بیشتر داد و همین تصمیم بحران جانشینی را به شورش سیاسی تبدیل کرد. قبایل شمالی به رهبری یربعام جدا شدند و پادشاهی واحد به دو دولت رقیب تقسیم شد: پادشاهی اسرائیل در شمال و پادشاهی یهودا در جنوب. بنابراین، اگر آغاز دولت متحد را دوران داوود در حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد بگیریم، تجزیه تقریباً هفتاد سال بعد و در دهۀ هشتم آن رخ داد. البته این حکومت یکباره نابود نشد؛ دولت شمالی تا فتح آشوریان در ۷۲۲ پیش از میلاد و یهودا تا فتح بابلیان در ۵۸۶ پیش از میلاد باقی ماند. از طرف دیگر، وسعت و حتی شکل دقیق «پادشاهی متحد» داوود و سلیمان میان باستانشناسان محل اختلاف است و بخش مهمی از روایت آن بر متون دینی متکی است؛ موزۀ اسرائیل نیز با احتیاط میگوید این پادشاهی پس از چند دهه به دو دولت اسرائیل و یهودا تقسیم شد.
بخش اول پست | 486 |
| 10 | پیوست | تصاویر ماهوارهای | 1 085 |
| 11 | به گزارش CNN، چند ایستگاه پمپاژ در مسیر خط لولۀ راهبردی شرقـغرب عربستان روز پنجشنبه ۱۰ سپتامبر هدف قرار گرفتهاند و دستکم یکی از آنها بهشدت آسیب دیده است.
رویترز نیز تصاویر ماهوارهای دود سیاه در مجاورت همین مسیر را تأیید کرده، خط لولۀ حدوداً ۱۲۰۰کیلومتری شرقـغرب، نفت را از بقیق در شرق عربستان به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند و ظرفیت اسمی آن حدود هفت میلیون بشکه در روز است. | 1 052 |
| 12 | چرا نفت عربستان اینجا اینقدر مهم است؟
هرمز در شرایط عادی محل عبور چیزی حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز بود، اما حالا این مسیر بهشدت مختل شده است. یکی از راههای اصلی عربستان برای دور زدن هرمز، خط لولۀ شرق به غرب است؛ نفت از شرق عربستان به پایانههای دریای سرخ منتقل میشود و بعد از آنجا از مسیر بابالمندب به سمت آسیا یا کانال سوئز میرود. چیزی حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز از صادرات سعودی به این خروجی غربی وابسته شده است. حوثیها قبلاً از محاصرۀ دریایی کشتیهای مرتبط با عربستان حرف زده بودند؛ حالا تصرف پریم، ذُباب و المخا یعنی تهدید موشکی با کنترل جغرافیایی ترکیب شده است. به زبان ساده، حوثیها حالا به یکی از مهمترین مسیرهای باقیماندۀ صادرات دریایی عربستان نزدیکتر از همیشهاند. مقامهای حوثی میگویند بابالمندب برای کشتیرانی عمومی «باز» و «امن» باقی میماند و عوارض عمومی هم دریافت نخواهد شد، اما برای بازار مهمتر از حرف سیاسی، توانایی عملی است؛ اینکه آیا حوثیها در صورت تصمیم میتوانند عبور کشتیها را مختل کنند یا نه.
بازار نفت همین حالا واکنش نشان داده
برنت از محدوده ۱۰۷ تا ۱۰۸ دلار عبور کرده و WTI دوباره بالای ۱۰۰ دلار رفته است. قیمتها در معاملات پنجشنبه حدود ۶ درصد جهش کردند و رشد هفتگی در مسیر حدود ۱۳ درصد قرار گرفته؛ شدیدترین افزایش از اواسط ژوئیه. مسئله دیگر یک خطر فرضی برای آینده نیست. تردد در هرمز در مقاطعی به تعداد تکرقمی کشتی در روز سقوط کرده و در بابالمندب هم حجم تردد مرتب بالا و پایین میشود. هزینۀ بیمه، استفاده از کشتیهای قدیمیتر و پیامهایی مثل «ما سعودی نیستیم» یا «ما اسرائیلی نیستیم» روی AIS کشتیها تبدیل به بخشی از واقعیت جدید دریانوردی شده است. حالا قرار گرفتن دومین گلوگاه زیر برد مستقیم حوثیها یک لایۀ ریسک دیگر روی تمام این وضعیت گذاشته است.
پاسخ واشنگتن
فعلاً اطلاعات و نه بمب؛ طبق گزارش Axios، محمد بنسلمان روز پنجشنبه دو بار با ترامپ تماس گرفته و از آمریکا خواسته علیه حوثیها حملۀ نظامی انجام دهد، اما ترامپ قبول نکرده است. موضع فعلی واشنگتن این است که توان رزمی آمریکا باید روی ایران و هرمز متمرکز بماند و آمریکا نباید همزمان یک جنگ مستقیم دیگر در یمن باز کند. چیزی که عربستان دریافت میکند اطلاعات، دادههای هدفگیری و پشتیبانی غیررزمی است. فرماندۀ سنتکام، دریاسالار برد کوپر، هم در عربستان حضور دارد و حدود ۲۰۰ نیروی آمریکایی نیز در نقشهای غیرتهاجمی آنجا هستند. فعلاً جنگندههای سعودی عملیات میکنند، نه جنگندههای آمریکایی. این خودش یک تصمیم راهبردی مهم است و عملاً نشان میدهد چه کسی قرار است مسئول باز نگه داشتن این مسیر باشد.
معنای بزرگتر ماجرا چیست؟ ایران حالا در دو سوی جغرافیای نفتی شبهجزیرۀ عربستان اهرم فشار دارد؛ خودش در سمت هرمز و متحد حوثیاش در سمت بابالمندب. مسیر دریای سرخ که قرار بود راه دور زدن بحران هرمز برای عربستان باشد، دیگر یک مسیر آرام و مطمئن نیست. بخش بزرگی از تجارت جهانی که هنوز از سوئز استفاده میکند، با یک تصمیم حوثیها میتواند دوباره مجبور شود دور آفریقا و دماغۀ امید نیک حرکت کند. حوثیها میگویند قصد ندارند از تمام دنیا عوارض بگیرند یا مسیر را برای همه ببندند، اما همین حالا هم کشتیهای مرتبط با عربستان با تهدید موشک و پهپاد روبهرو هستند. وقتی موقعیت جغرافیایی، موشک و پهپاد را کنار هم بگذاری، توان ایجاد یک محاصرۀ دریایی را داری که برای فعال کردنش لزوماً لازم نیست از قبل کنفرانس خبری برگزار کنی.
و مثل همیشه اولین کسانی که هزینۀ این بازی بزرگ را میدهند مردم یمناند؛ کشتهشدن، آوارگی و باز شدن دوبارۀ جبهههای جنگی که قرار بود سالها پیش تموم شده باشند.
پس ماجرا این نیست که «حوثیها یک جزیرۀ کوچک را گرفتند». مسئله این است که درحالیکه قفل اول تجارت نفت جهان در هرمز همین حالا گیر کرده، کنترل جغرافیایی اطراف قفل دوم در بابالمندب هم در حال تغییر است و واشنگتن فعلاً به ریاض گفته خودش باید با این جبهه کنار بیاید.
از اینجا به بعد سه چیز را باید زیر نظر گرفت: آیا نیروهای دولتی واقعاً برای پس گرفتن ذُباب و پریم ضدحمله میکنند، آیا حوثیها از این موقعیت برای حمله مستقیم به یک نفتکش استفاده خواهند کرد، و مهمتر از همه اینکه بازار نفت محدوده ۱۰۸ دلار را سقف موقت میبیند یا کف جدید قیمتها. | 1 010 |
| 13 | حوثیهای مورد حمایت ایران جزیرۀ میون یا پریم را درست وسط تنگۀ بابالمندب گرفتهاند، شهر ساحلی ذُباب در روبهروی جزیره هم سقوط کرده و بعد از تصرف المخا، حوثیها با سرعت در امتداد ساحل غربی یمن به سمت جنوب پیشروی کردهاند. این دیگر داستان پیشروی یک گروه محلی در جنگ داخلی یمن نیست؛ در شرایطی که هرمز همین حالا بهشدت تحت فشار است، دومین گلوگاه مهم نفت و تجارت جهان هم زیر برد مستقیم نیروهای حوثی قرار گرفته است.
دقیقاً چه اتفاقی افتاده؟ نیروهای دولتی از جزیرۀ پریم عقبنشینی کردند، قایقهای حوثی به جزیره رسیدند و نیروهای مسلح آنها با خودروهای نظامی در امتداد ساحل بابالمندب مستقر شدند. گزارشها میگویند ذُباب، شهری در ساحل یمن که درست روبهروی جزیره قرار دارد، هم به دست حوثیها افتاده است. المخا پنجشنبه سقوط کرد و جزایر حنیش و زُقَر هم در همین عملیات هدف قرار گرفتند. یک مقام محلی به خبرگزاری فرانسه گفته حوثیها عملاً «تصرف منطقۀ بابالمندب را کامل کردهاند». پریم فقط یک تکه سنگ وسط دریا نیست؛ این جزیره درست وسط تنگه قرار گرفته و مسیر کشتیرانی را به دو کانال تقسیم میکند. وقتی هم جزیره و هم ساحل روبهرویش را در اختیار داشته باشی، عملاً روی دروازۀ عبور کشتیها نشستهای.
فروپاشی ۴۸ساعتۀ ساحل غربی؛ این نتیجه یک محاصرۀ چندساله نبود. بعد از حدود یک هفته عملیات در غرب تعز و جنوب حدیده، نیروهای دولت مورد حمایت عربستان و نیروهای مقاومت ملی المخا را رها کردند و به سمت جنوب عقب نشستند. در دور جدید نبردها صدها نفر کشته شدهاند، خانوادههای زیادی فرار کردهاند و حوثیها عملیات را اخراج نیروهای وابسته به «دشمن سعودی» معرفی میکنند. در طرف مقابل، منابع دولتی میگویند قصد دارند با استفاده از نیروی هوایی دوباره ساحل را پس بگیرند و منطقهای برای هدف قرار دادن نیروهای حوثی ایجاد کنند. جنگندههای سعودی هم فرودگاه المخا را بمباران کردهاند. همزمان با سقوط هر شهر، موج آوارگی در ساحل غربی بیشتر میشود و بسیج نیرو در صنعا هم مستقیماً در حال تغذیۀ همین جبهه است.
اصلاً چطور به اینجا رسیدیم؟ جنگ داخلی یمن از ۲۰۱۴ شروع شد. آتشبس سازمان ملل در ۲۰۲۲ جبهههای اصلی را تا حد زیادی منجمد کرد، اما جنگ را تمام نکرد. حوثیها شمال یمن، صنعا و حدیده را حفظ کردند. از اواخر ۲۰۲۳ هم با اعلام حمایت از غزه، حملات به کشتیرانی دریای سرخ را آغاز کردند. بعد جنگ منطقهای بزرگتر شد؛ حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریۀ ۲۰۲۶، فشار ایران بر تردد در هرمز، اعلام محدودیت علیه کشتیرانی مرتبط با عربستان از ۲۰ ژوئیه و حملات موشکی و پهپادی حوثیها به شهرها و زیرساختهای انرژی جنوب عربستان. حالا عملیات ساحل غربی یعنی همان جنگ بزرگتر به دومین دروازۀ دریایی منطقه رسیده است. | 591 |
| 14 | چرا عربستان در برابر حوثیها محتاط و منفعل است؟
در این مجموعه بررسی میکنیم چرا عربستان، باوجود برخورداری از نیروی هوایی قدرتمند و تسلیحات پیشرفته، در برابر تحولات یمن محتاط عمل میکند؛ حوثیها و ایران چگونه با تهدید زیرساختهای نفتی و کشتیرانی بر محاسبات ریاض و واشنگتن اثر میگذارند؛ و چرا در میدان چندپارۀ یمن، توان ضربهزدن الزاماً به معنای توان پیروزشدن و ساختن یک نظم پایدار نیست.
در نگاه اول، رفتار عربستان عجیب به نظر میرسد. کشوری که در سال ۲۰۲۵ با حدود ۸۳ میلیارد دلار هزینه نظامی، هشتمین بودجه دفاعی بزرگ جهان را در اختیار داشته، صدها جنگنده پیشرفته، هواپیمای سوخترسان، سامانههای شناسایی و مهمات هدایتشونده دارد؛ اما در برابر پیشروی نیروهایی که بخش مهمی از توان زمینیشان همچنان بر واحدهای سبک، خودروهای مسلح و شبکههای محلی استوار است، محتاط و گاهی منفعل دیده میشود. بااینحال، مقایسه تعداد جنگندههای سعودی با شمار وانتهای یک کاروان یمنی، مسئله اصلی را پنهان میکند. مشکل عربستان کمبود قدرت تخریب نیست؛ مشکل، تبدیل قدرت تخریب به نتیجه سیاسی پایدار است.
تاریخ روابط عربستان و یمن نشان میدهد که ریاض اساساً از جنگیدن پرهیز نکرده، اما همواره ترجیح داده است یمن را با ترکیبی از مداخله محدود، حمایت مالی از بازیگران محلی، میانجیگری و ایجاد موازنه اداره کند. عربستان در جنگ ۱۹۳۴ بر پادشاهی متوکلی یمن پیروز شد و جیزان، عسیر و نجران را تثبیت کرد، اما پس از تصرف موقت حدیده، بهجای پیشروی برای اشغال سراسر یمن، وارد مذاکره و پیمان طائف شد. این نخستین نشانه یک محاسبه قدیمی بود: ورود به ارتفاعات و شبکههای قبیلهای یمن بسیار آسانتر از اداره و تثبیت آن نیست.
در جنگ داخلی یمن شمالی میان سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۰ نیز عربستان، در برابر جمهوریخواهان مورد حمایت مصر، عمدتاً از سلطنتطلبان یمنی پشتیبانی مالی و تسلیحاتی کرد و کوشید هزینه حضور مصر را بالا ببرد، بدون آنکه خود به اشغال گسترده یمن دست بزند. بنابراین الگوی تاریخی ریاض بیشتر «مدیریت موازنه در یمن» بود تا فتح مستقیم آن. حتی پس از اتحاد یمن در ۱۹۹۰ نیز عربستان با پرداخت پول به شیوخ، قبایل و سیاستمداران یمنی، نفوذ خود را از مسیر شبکههای حامیپروری اعمال میکرد. پیمان جده در سال ۲۰۰۰ نیز اختلاف مرزی باقیمانده از ۱۹۳۴ را حل کرد و نشان داد ریاض در نهایت مرز قابلکنترل را بر بیثباتی دائمی ترجیح میدهد.
نخستین برخورد جدی عربستان با حوثیها در جنگ مرزی ۲۰۰۹ اتفاق افتاد. ریاض از نیروی هوایی، توپخانه و نیروهای زمینی استفاده کرد، اما با همان مسئلهای روبهرو شد که بعداً در مقیاسی بزرگتر تکرار شد: جنگجویان حوثی میتوانستند در زمین کوهستانی پراکنده شوند، از مرز عبور کنند، مواضع کوچک را هدف قرار دهند و پس از هر حمله در محیطی محلی و پیچیده ناپدید شوند. برتری فنی عربستان مانع تحمیل هزینه نبود، اما نتوانست حوثیها را بهعنوان یک سازمان نظامی و سیاسی از میان بردارد.
در مارس ۲۰۱۵ عربستان این الگوی محتاطانه را کنار گذاشت و با «عملیات توفان قاطع» وارد بزرگترین مداخله نظامی تاریخ معاصر خود شد. اهداف اعلامشده شامل بازگرداندن دولت عبدربه منصور هادی، عقبراندن حوثیها از صنعا و مهار نفوذ ایران بود. نام عملیات و اعلام پایان مرحله نخست آن تنها پس از چند هفته، نشان میداد ریاض انتظار یک جنگ نسبتاً کوتاه را داشت. اما عملیات هوایی به جنگی چندساله تبدیل شد؛ حوثیها نهتنها صنعا و بیشتر شمال پرجمعیت یمن را حفظ کردند، بلکه توان موشکی و پهپادیشان توسعه یافت و جنگ را به داخل خاک عربستان انتقال دادند.
اینجا باید میان «کارایی عملیاتی» و «موفقیت راهبردی» تفاوت گذاشت. نیروی هوایی عربستان نشان داد میتواند برای مدتی طولانی پرواز رزمی انجام دهد، اهداف متعدد را بزند و از نیروهای محلی حمایت کند. بررسی مایکل نایتس و الکس آلمیدا نیز نشان میدهد عملیات هوایی سعودی، برخلاف تصور یک نیروی کاملاً ازکارافتاده، از استقامت عملیاتی قابلتوجهی برخوردار بود. مشکل این بود که این حجم از حملات، اهداف سیاسی جنگ را محقق نکرد. پژوهش دانشگاه کمبریج درباره «جنگ هوایی عربستان علیه یک دولت آشفته» نتیجه میگیرد که تنبیه جمعی، محاصره و تلاش برای حذف رهبران، در برابر یک بازیگر سرسخت غیردولتی و در دل جنگی چندجانبه کار نکرد. افزون بر آن، ضعف در شناسایی هدف و ارزیابی تناسب حملات، تلفات سنگین غیرنظامیان و فشارهای حقوقی و سیاسی گستردهای ایجاد کرد.
📝ادامه متن بخش اول
📝ادامه متن بخش دوم | 1 921 |
| 15 | سقوط چهارمین هواپیمای ربودهشده در پنسیلوانیا
مقامهای شهرستان سامرست در ایالت پنسیلوانیا اعلام کردند یک هواپیمای مسافربری بزرگ در منطقهای روستایی در نزدیکی شنکسویل سقوط کرده و احتمالاً همان پرواز ۹۳ شرکت یونایتد ایرلاینز است؛ خبری که در آن لحظه معنای کاملش هنوز روشن نبود، زیرا مقامهای آمریکایی نمیدانستند چند هواپیما ربوده شده، آیا حملۀ دیگری در راه است و مقصد نهایی این هواپیما کجا بوده است. آنچه بعدها با بررسی تماسهای تلفنی، دادههای پرواز و صدای ضبطشدۀ کابین مشخص شد، این بود که پرواز ۹۳، یک بوئینگ ۷۵۷ در مسیر نیوآرک به سانفرانسیسکو، ساعت ۸:۴۲ صبح با ۴۴ نفر شامل ۳۳ مسافر عادی، هفت خدمه و چهار هواپیماربا از زمین برخاسته بود. هواپیماربایان حدود ساعت ۹:۲۸ کنترل آن را به دست گرفتند، خلبانان را از کابین خارج کردند و هواپیما را بهسمت واشنگتن برگرداندند. تأخیر پرواز باعث شد مسافران فرصت پیدا کنند با تلفن با خانوادهها و مراکز زمینی تماس بگیرند و از برخورد هواپیماهای دیگر به برجهای تجارت جهانی و پنتاگون باخبر شوند؛ بنابراین فهمیدند با یک هواپیماربایی معمولی برای گرفتن امتیاز یا باج روبهرو نیستند و خود هواپیما قرار است به یک سلاح تبدیل شود. آنها پس از مشورت و رأیگیری تصمیم گرفتند برای پسگرفتن کابین اقدام کنند و حدود ساعت ۹:۵۷ حملۀ خود را آغاز کردند. هواپیماربایان برای متوقفکردنشان هواپیما را بهشدت به چپ و راست چرخاندند و دماغۀ آن را بالا و پایین بردند، اما مسافران همچنان بهسوی کابین پیش رفتند. وقتی مهاجمان دریافتند احتمال ورود مسافران به کابین وجود دارد، تصمیم گرفتند هواپیما را پیش از رسیدن به هدف سقوط دهند. پرواز ۹۳ ساعت ۱۰:۰۳ صبح با سرعت بسیار زیاد در زمینی باز در استونیکریک، نزدیک شنکسویل، سقوط کرد و همۀ ۴۴ سرنشین آن جان باختند.
بررسیهای بعدی نشان داد مقصد مهاجمان یکی از مراکز مهم سیاسی واشنگتن بوده و شواهد، ساختمان کنگرۀ آمریکا را محتملترین هدف معرفی میکند؛ هرچند کاخ سفید نیز در برخی ارزیابیها مطرح شده است.
مقامهای محلی هنگام اعلام نخستین خبر فقط میدانستند هواپیمایی بزرگ در پنسیلوانیا سقوط کرده است، اما بعدها روشن شد این محل پایان آخرین مرحلۀ حملات ۱۱ سپتامبر بود؛ جایی که مسافران، با آگاهی از اینکه احتمالاً خودشان راه نجاتی ندارند، مانع شدند چهارمین هواپیما نیز به ساختمانی مملو از انسان برخورد کند. | 1 991 |
| 16 | صدور مجوز شلیک به هواپیماهای ربودهشده در ۱۱ سپتامبر
درحالیکه «ایرفورس وان» رئیسجمهور جورج بوش را از منطقۀ خطر دور میکرد، هنوز مشخص نبود چند هواپیمای مسافربری دیگر ربوده شدهاند و آیا موج دومی از حملات در راه است یا نه. در چنین فضای آشفته و پرابهامی، بوش از داخل هواپیمای ریاستجمهوری مجوز داد که اگر یک هواپیمای غیرنظامیِ ربودهشده بهسوی هدفی حرکت میکند و امکان متوقفکردنش وجود ندارد، جنگندههای آمریکایی بتوانند آن را سرنگون کنند.
این تصمیم یکی از سختترین انتخابهای آن روز بود: شلیک به هواپیمایی که احتمالاً هنوز دهها مسافر بیگناه درون آن حضور داشتند، برای جلوگیری از تبدیلشدن همان هواپیما به سلاحی علیه صدها یا هزاران نفر دیگر. در آن لحظات، مقامهای آمریکایی نه تصویر کاملی از تعداد هواپیماهای ربودهشده داشتند و نه میدانستند حملات پایان یافته یا هنوز مرحلۀ دیگری باقی مانده است. مجوز سرنگونی، محصول همین ترس بود؛ ترس از اینکه پس از نیویورک و پنتاگون، هواپیمای دیگری بهسوی کاخ سفید، کنگره یا هدفی ناشناخته در حرکت باشد. | 1 020 |
| 17 | این گزارش میگوید تصاویر ماهوارهای آتشسوزی در نقاط جدید خط لوله را نشان نمیدهند و بیشتر حرارت ثبتشده مربوط به مشعلهای صنعتی موجود است. بااینحال، دستکم دو مشعل وارد وضعیت اضطراری شدهاند و ناگهان حجم بسیار بیشتری گاز سوزاندهاند. یعنی ظاهراً اتفاق غیرعادی و احتمالاً یک مشکل عملیاتی در شبکه رخ داده. این وضعیت میتواند نشانۀ بروز یک مشکل عملیاتی، کاهش فشار یا توقف اضطراری در بخشی از شبکۀ انتقال باشد. گزارش تأکید میکند که ادعای «خسارت فاجعهبار در دستکم هشت نقطه» ابتدا از کانالهای دیپلماتیک بینام منتشر شد و تا زمان انتشار گزارش، آرامکو و وزارت انرژی عربستان آن را تأیید نکرده بودند. بنابراین گزارش پین وجود یک ناهنجاری عملیاتی مهم را تقویت میکند. | 897 |
| 18 | این شبیهسازیهای Kostack Studio از فروریختن برجهای تجارت جهانی خیلی جالباند، چون دود و گردوغبار را حذف میکنند و میشود بهتر فهمید واقعاً چه اتفاقی افتاد. در فیلمهای واقعی، بعد از شروع فروریختن تقریباً همهچیز پشت حجم عظیمی از دود و آوار گم میشود و برای همین ممکن است اینطور به نظر برسد که برجها خیلی مرتب و صاف روی خودشان پایین آمدند. اما این شبیهسازی نشان میدهد ماجرا اینقدر ساده نبود؛ فروریختن از همان طبقات آسیبدیده از برخورد هواپیما و آتشسوزی شروع شد، بخش بالایی برج شروع به کجشدن و حرکت کرد و بعد وزن بسیار زیاد آن روی طبقات پایینتر افتاد و فروریختن به سمت پایین ادامه پیدا کرد. در همین روند، قسمتهای بزرگی از سازه و ستونهای بیرونی هم به اطراف ریختند و پرتاب شدند. برای همین وقتی دود و گردوغبار را کنار میزنیم، شباهت ماجرا به یک «تخریب کنترلشده» خیلی کمتر میشود؛ چیزی که میبینیم بیشتر یک فروپاشی شدید، نامتقارن و زنجیرهای سازه است.
البته باید تأکید کرد که این انیمیشن مدرک یا بازسازی صددرصد دقیق حادثه نیست و شبیهسازی رسمی NIST هم محسوب نمیشود. قرار هم نیست حرکت تکتک تیرها، طبقات و تکههای آوار را دقیقاً بازسازی کند؛ عملاً هیچ شبیهسازیای نمیتواند چنین کاری را با دقت کامل انجام دهد. ارزش اصلی آن در نشاندادن رفتار کلی سازه است؛ اینکه بخشهای بزرگ برج چطور تغییر شکل میدهند، کج و جابهجا میشوند، از هم جدا میشوند و فروریختن بهتدریج به بخشهای پایینتر منتقل میشود. این انیمیشن یک تصویر کلی و قابلفهم از مکانیک و روند فروریختن برجها. | 2 272 |
| 19 | اول از همه، مثل همیشه دایرکت بازه؛ اگر پیشنهاد، سؤال یا موضوعی که دوست دارید دربارهاش پست بذارم، حتماً پیام بدید تا سراغش برم.
دوم اینکه اگر پستی براتون جالب یا مفید بود، با فوروارد کردنش کمک کنید بیشتر دیده بشه. ریاکشنهاتون هم واقعاً انرژی میده، ولی راستش هیچچیزی به اندازۀ دیدن اینکه پستها دستبهدست میشن، برای ادامۀ کار بهم انگیزه نمیده. پس اگر دوست دارید کانال فعالتر بمونه و پستهای بیشتری منتشر بشه، پستهایی رو که میپسندید برای بقیه هم بفرستید . | 1 979 |
| 20 | طبق گزارش رسمی وزارت دفاع تایوان، در بازۀ ۲۴ساعته منتهی به ساعت ۶ صبح ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶، ۱۱ سورتی پرواز هواگردهای ارتش چین، ۸ شناور نیروی دریایی و ۲ کشتی دولتی چین در اطراف تایوان شناسایی شدند. از این ۱۱ سورتی، ۱۰ سورتی وارد بخشهای جنوبغربی و شرقی منطقۀ شناسایی پدافند هوایی تایوان یا همان ADIZ شدند و تایوان نیز برای زیرنظرگرفتن آنها از هواپیماهای گشت رزمی، شناورهای نظامی و سامانههای موشکی ساحلپایه استفاده کرد. البته ورود به ADIZ را نباید با ورود به حریم هوایی تایوان اشتباه گرفت؛ ADIZ منطقۀ بزرگتری برای شناسایی و هشدار زودهنگام است و ورود به آن لزوماً به معنای نقض حریم هوایی سرزمینی نیست. این تحرک هم اتفاقی جداافتاده نبود، چون یک روز قبلتر نیز تایوان از فعالیت ۱۸ سورتی پرواز، ۸ شناور نیروی دریایی و یک کشتی دولتی چین خبر داده بود و ۱۳ سورتی از هواگردها نیز از خط میانی تنگۀ تایوان عبور کرده بودند. نکته مهمتر از تعداد هواگردها، محل فعالیت آنهاست؛ حضور همزمان در جنوبغرب و شرق تایوان نشان میدهد فعالیت ارتش چین فقط به تنگۀ تایوان و سمت غرب جزیره محدود نیست و به فضای عملیاتی پشت جزیره نیز کشیده شده است. چین در ماهها و سالهای اخیر این پروازها را با گشتهای مشترک دریایی و هوایی و تمرینهای آمادگی رزمی ترکیب کرده؛ برای مثال، تایوان در ۵ سپتامبر نیز حضور ۲۰ سورتی هواگرد چینی، از جمله جنگندههای J-11 و Su-30، هواپیمای جنگ الکترونیک Y-8EW و هواپیمای هشدار زودهنگام KJ-500 را گزارش کرده بود. در مجموع، این گزارش را باید بخشی از فشار تقریباً روزانۀ چین بر تایوان دانست؛ فشاری که از یک طرف نیروهای تایوانی را دائماً درگیر رصد و واکنش نگه میدارد و از طرف دیگر حضور ارتش چین در اطراف جزیره و آن سوی خط میانی تنگه را کمکم به وضعیتی عادی تبدیل میکند. | 2 095 |
