᯽حُب᯽
前往频道在 Telegram
و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمیآوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بیآنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223
显示更多未指定国家未指定类别
516
订阅者
-2424 小时
-257 天
+8430 天
帖子存档
518
Repost from حوالیِسڪوت
شاید باورش سخت باشد، شاید پذیرفتنش برای آدمی ممکن نباشد، اما هرچقدر بالا بروی، هرچقدر از زمین فاصله بگیری، چیزی هست که همیشه همراهت میماند، وفادارترین همراه انسان، غم است. انگار از همان روز نخست خلقت،
مشتی از خاک اندوه را با وجودمان آمیختند،
تا یادمان بماند، هیچکس در این دنیا،
بیسهم از درد و دلتنگی نیست.
آدم هرچقدر هم فرار کند، غم راه رسیدن به او را بلد است.شادیها مهماناند، اما غمها انگار خانه را بهتر میشناسند، از همان روزی که از خاک آفریده شدیم، تکهای از اندوه هم با ما متولد شد.
برای:https://t.me/hob2223
518
گفت: پس زمان همه چیز
را درست میکند
گفتم: زمان چیزی را درست نمیکند.
تو بزرگ میشوی و مسائلِ جدید
را ناخودآگاه جایگزین
مسائل قدیمی میکنی.
طوری که ناگهان همهی آن دردهای
پیشین برایت بی مفهوم و
کوچک میشوند؛
با خودت میگویی چقدر غصهی
چیزهای الکی را خوردم.
چقدر همه چیز را برای
خودم سخت کردم،
در حالی که اینطور نیست..
هرچیزی در هر زمانی،
اگر قلبت را بخراشد واقعیست..
- نوشته
518
ما از جنس صبرهای طولانیایم؛
شبیه شمعهای کهنی که همچنان میسوزند.
آرزوهایمان مثل کتیبههای ناتمام
بر دیوارِ روزگار ماندند؛
حروفی نیمهتراش که دستِ زمان دیگر به
بازنویسیشان نرسید
عشق در ما شبیه جامی بلورین بود
پر از نیتهای پاک ؛ اما راه ،
سنگلاختر از آن بود که این جام
بیشکست به مقصد برسد
اکنون حسرت
چیزی شبیه ناقوسِ خاموش است؛
نه صدا میدهد، نه رهایت میکند؛
فقط هر شب یادت میاندازد که زمانی
رویایی در تو قرار بود به دنیا بیاید و نیامد.
بعضی اندوهها ردای وقار بر تن دارند
بیصدا میآیند و تا پایان عمر کنار دل مینشینند...
518
هميشه كسانی هستند كه در نهايت دلتنگی نمی توانيم آنها را در آغوش بگيريم، بدترين اتفاق شايد، همين باشد.
518
سختترین قسمتِ دوست داشتنِ تو، نداشتنِ تو نبود... این بود که گاهی آنقدر خوب با من رفتار میکردی که دلم باور میکرد شاید... و گاهی آنقدر دور میشدی که انگار تمامِ آن «شایدها» را خودم ساخته بودم.
518
راستی
این ها چون مزاج سردی داره باعث میشه دیرتر خوب بشی . الان که علائم شبیه سرماخوردگی داری، اصلا سردی نخور .. چای دارچین، دمنوش های گرم بنوش ..
t.me/hob2223/2130
518
از آن غمهایی بود
که اشک هم حریفش نمیشد.
غمی که در گلو میمانَد،
در سینه میپیچد
و بیصدا آدم را فرسوده میکند…
518
سلام
تب
حالا لرزم کمی بهتر شد اما خب حس میکنم باز داره به روال قبل برمیگرده
سردرددددد
بدن درد
بی اشتهایی
