᯽حُب᯽
Ir al canal en Telegram
و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمیآوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بیآنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
508
Suscriptores
-2424 horas
-257 días
+8430 días
Archivo de publicaciones
508
Repost from N/a
- احتمالا باز هم کسی را دوست بدارم ؛
اما نه آنطور جسورانه و رها ك تو را دوست داشتم . .
بسیار محتاط و آرام و با ترس از دوباره شکستن .
508
نکند که من، اشتباه میکردم؟ نکند که من، اشتباه میکنم؟ افسوس بر این خطهای شکسته و تفالههای له شدهی بغضم که با هر نکندی، پررنگتر میشوند.
اینجا واژهها همهچیزند و تو اما؛ نمیدانی که چقدر نوشتن همهچیز دشوار است!
خراشِ نمکدار تنم، بغضِ بختکخوردهی چشمانم و منی که نمیداند کجای این جهان ایستاده.
من، کیستم؟ یک حقوقدان؟ یک سیاستمدار؟ یک پزشک؟ کیستم که در نبرد با این اشتباهات زبانم عاجز است؟ نباید سخن بگویم؟ نباید فریاد زنم؟ آری، باید سخن بگویم. باید فریاد زنم و باید بایستم در مقابلِ تمامِ دردهایی که جامهی ما نیست؛ اما هزاران سال است که جز این درد، لباس دیگری نپوشیدهایم.
من اشتباه کردم، اما دیگر نه!
میدانم. میدانم اشتباه مقدس است و حتی اشتباه هم میتواند اشتباه کند؛ اما خاموشی مقابلِ دستان ضعیف و شکمهای خالی هیچگاه قداست نمیپذیرد.
مُردن برای یک تکه نان هم همینطور، آدم کُشتن برای رسیدن به حق هم، همینطور.
من میدانم، تو میدانی، ما میدانیم که بزرگترین اشتباه بستنِ چشمانمان بر جامهی دردهایی بود که خودمان به یکدیگر پوشاندیم و نمیدانستیم که فریاد واژهها، به جایی نمیرسد و دیگر کسی فریادرس ما نخواهد بود.
حال، شاید باز هم دیر باشد، اما من، من که نمیدانم کیستم؛ شاید یک حقوقدان، شاید یک سیاستمدار، شاید هم پزشک و فرقی نمیکند. مهم این است میدانم چه چیزی اشتباه است، چه چیزی مقدس!
508
Repost from حوالیِسڪوت
شاید باورش سخت باشد، شاید پذیرفتنش برای آدمی ممکن نباشد، اما هرچقدر بالا بروی، هرچقدر از زمین فاصله بگیری، چیزی هست که همیشه همراهت میماند، وفادارترین همراه انسان، غم است. انگار از همان روز نخست خلقت،
مشتی از خاک اندوه را با وجودمان آمیختند،
تا یادمان بماند، هیچکس در این دنیا،
بیسهم از درد و دلتنگی نیست.
آدم هرچقدر هم فرار کند، غم راه رسیدن به او را بلد است.شادیها مهماناند، اما غمها انگار خانه را بهتر میشناسند، از همان روزی که از خاک آفریده شدیم، تکهای از اندوه هم با ما متولد شد.
برای:https://t.me/hob2223
508
گفت: پس زمان همه چیز
را درست میکند
گفتم: زمان چیزی را درست نمیکند.
تو بزرگ میشوی و مسائلِ جدید
را ناخودآگاه جایگزین
مسائل قدیمی میکنی.
طوری که ناگهان همهی آن دردهای
پیشین برایت بی مفهوم و
کوچک میشوند؛
با خودت میگویی چقدر غصهی
چیزهای الکی را خوردم.
چقدر همه چیز را برای
خودم سخت کردم،
در حالی که اینطور نیست..
هرچیزی در هر زمانی،
اگر قلبت را بخراشد واقعیست..
- نوشته
508
ما از جنس صبرهای طولانیایم؛
شبیه شمعهای کهنی که همچنان میسوزند.
آرزوهایمان مثل کتیبههای ناتمام
بر دیوارِ روزگار ماندند؛
حروفی نیمهتراش که دستِ زمان دیگر به
بازنویسیشان نرسید
عشق در ما شبیه جامی بلورین بود
پر از نیتهای پاک ؛ اما راه ،
سنگلاختر از آن بود که این جام
بیشکست به مقصد برسد
اکنون حسرت
چیزی شبیه ناقوسِ خاموش است؛
نه صدا میدهد، نه رهایت میکند؛
فقط هر شب یادت میاندازد که زمانی
رویایی در تو قرار بود به دنیا بیاید و نیامد.
بعضی اندوهها ردای وقار بر تن دارند
بیصدا میآیند و تا پایان عمر کنار دل مینشینند...
508
هميشه كسانی هستند كه در نهايت دلتنگی نمی توانيم آنها را در آغوش بگيريم، بدترين اتفاق شايد، همين باشد.
508
سختترین قسمتِ دوست داشتنِ تو، نداشتنِ تو نبود... این بود که گاهی آنقدر خوب با من رفتار میکردی که دلم باور میکرد شاید... و گاهی آنقدر دور میشدی که انگار تمامِ آن «شایدها» را خودم ساخته بودم.
508
راستی
این ها چون مزاج سردی داره باعث میشه دیرتر خوب بشی . الان که علائم شبیه سرماخوردگی داری، اصلا سردی نخور .. چای دارچین، دمنوش های گرم بنوش ..
t.me/hob2223/2130
