ch
Feedback
در تاریخ بنویسید

در تاریخ بنویسید

前往频道在 Telegram

«به نام فرزندان و جان‌فداهای میهن» رسالتِ بازمانده، به یاد آوردن است.

显示更多
未指定国家未指定类别
199
订阅者
+124 小时
+47 天
无数据30 天
帖子存档
در این سرزمین، بر فرازِ گوری که در ازای «پولِ تیر» پس گرفته شده بود، رقص، تنها سلاحِ بازماندگان بود.

‏در تاریخ بنویسید؛ "عبا" بیشتراز "وبا" جون آدمارو گرفت.

جاویدنام امیرحسین شیخ‌بو؛ «میترسم بمیرم ای وطن نبینم آزادیتو، هر بژی کورد.»

شهر، دیگر نه از زندگان، که از حضورِ سنگینِ این «نبودن‌ها» لبریز است؛ آتشی که در عمقِ خاکستر می‌جوشد و در انتظارِ جرقه‌ایست تا تمامِ شب را به کامِ خود بکشد.

در تاریخ بنویسید؛ برای تحویل گرفتنِ پیکرِ بی‌جانِ عزیزان‌ِمان، باید «قیمتِ گلوله‌ای» را می‌پرداختیم که زندگی‌اش را دریده بود.

语音消息01:31

سی روز گذشت؛ ما هنوز در ۱۸ دی ماهِ ۱۴۰۴ ایستاده‌ایم.

ماشه را به سمت کسی چکاندید که داشت سهم شما از انسانیت را هم به دوش می‌کشید.

Repost from Nor30
اگه روز آزادی من نبودم ، تو بجای من قشنگ برقص و خوشحالی کن .

آخرین توییتِ جاویدنام علیرضا موسوی‌نور (دراکولای غمگین)؛ «اگه دیگه آنلاین نشدم، منو فراموش نکنید! بدونید من مفت نمردم.. تو جشن آزادی اسم منو هم بیارید.»

و این غم تنها با نسلِ ما تمام می‌شود..

- کجایی؟ + بیرون. - شلوغه؟ + آره، خیلی. - راست میگی؟ + خیلی. - یعنی نمی‌تونن هم کاری کنن. +نه تیراندازی هم دارن می‌کنن. -یعنی می‌کشن؟ + پس نه نمی‌کشن. صدای تیر رو می‌شنوی؟ - بهنام توروقرآن بهنام. + مامان، توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد. [آخرین تماسِ جاویدنام بهنام درویشی با مادرش]

در تاریخ بنویسید «یک پدر، از پیکرِ بی‌جانِ جگرگوشه‌اش گذشت تا نبضی لرزان را نجات بدهد».

تاریخ خواهد نوشت:«آن‌گاه که درمان مُرد، زخمی‌ها را به سردخانه سپردند تا خون، آخرین پرستارشان باشد».

وصیتِ جاویدنام مجتبی (شاه‌مراد) شهپری؛ «مرا پیچیده در پرچم شیر و خورشید دفن کنید.»

‏دور از چشم‌ها با بازداشت‌شدگان چه خواهند کرد؛ وقتی در خیابان، هزاران نفر را قتل‌عام کردند…

در تاریخ بنویسید «به قدری کشتند که ذخایر کیسه‌های جسد تمام شدند».

در تاریخ بنویسید«سردخانه‌ها دیگر محل نگهداری اجساد نبودند؛ آخرین ایستگاه زخمی‌هایی شدند که نظام درمان، آن‌ها را به مرگ سپرد تا خونشان گواه جنایت باشد».

در تاریخ بنویسید «سه روز تمام، انسان زنده‌ای در کاورِ مرگ نفس را حبس کرد تا گلوله، نشانی از حیات نیابد».

قیامی که با خون نوشته شد، با آزادی تمام می‌شود.