322
订阅者
无数据24 小时
+37 天
-1030 天
帖子存档
یه عده حالا ذوق کردند بالاخره یه فیلم اومده که فلان. دوپستان خوبم، اگه ارشاد مجوز بده بود، به برادران لیلا هم مجوز میداد. نه اینکه سعید روستایی رو بفرسته قم بگه برو از آخوند فیلمسازی یادبگیر.
برادران لیلا یک فیلمیه که افعیه. نیش میزنه. «تهران کنارت» در بهترین حالت یک داستان آبدوخیاری با چارتا قاب قشنگ به اضافه اندکی رقص و لمس و موعه که بیان بگن آره ما شل کردیم مردم عشق کنند.
• مترو
امشب یکی ظاهرا خودشو انداخته جلو مترو و کشته. جزئیات دقیقش را نمیدانم چون وقتی ملت جمع شده بودند بنده راه خویش را رفتم برسم خانه. ۲۰ دقیقه مترو تاخیر خورده بود وایستاده بود بابتش.
تو مسیر برگشت در سکوت فکر جالبی به سرم زد. شروع کردم به تصور زندگی کردن در جهانی دیگر. این جهان رو چند دقیقه تصور کنید؛ جهانی بر پایه منفعت طلبی. سیاستمداران بعد از فساد گسترده باعث سختتر شدن شرایط زندگی شدند، و آمار خودکشی بالا رفته. تو شهرهای با تراکم بالا و شبکه متروهای ساده، توقف یک قطار منجر به توقف کل لاین میشه. توقف کل خط مترو، انتقال مردم و کارای روزمره رو مختل میکنه و طبق گمانهزنی هر توقف داره روزانه میلیونها دلار ضرر به اقتصاد وارد میکنه. اعصاب و جو منفی عمومی هم باید در نظر گرفت، تاخیر در رسیدن به مقصد اونم با قطاری که سیستم تهویهش کار نمیکنه و بو عرق بلند شده، ملتی که از پشت به هم چسبوندن رو عصبانی میکنه. سیاستمدار قانون جدیدی تصویب میکنه که وقتی کسی خودشو پرت کرد نباید قطار توقف کنه، باید تا آخرین قطار رد بشه و بعد از تایم کاری که نیمه شبه، اونوقت افراد مربوطه بیان جنازه رو جمع کنند. توقف ممنوع. هم ضرر جبران میشه، هم پشتوانه مردمی داره. مردمی که کلافه شدند و در آستانه انفجارند. این وسط چندین گروه آزادیخواه و فعالین قداست حیات کمپینی راه میندازن که به اندازه میانگین مرگها، خودشون در کارهاشون و در ایستگاههای مترو توقف کنند. یعنی عملا افرادی پیدا میشه که حس خوبی ندارند که عملا دارند از روی جنازهها و خونها رد میشن تا به کارشون برسند، پس اون توقفی که برای احترام به مرده و برداشتن از اون وسط قبلا لازم بود رو، الان خودشون به خودشون تحمیل میکنند. با اینکه چیزی عوض نشده و هنوز جنازه رو ریله، با این راه کمی میتونند وجدان خودشون رو آرومتر کنند. با خودشون میگن: «کرامت زندگی مهمه، زندگی از دست رفته مهمه، این بیتفاوتی هماهنگ دولت و ملت به این قضیه سقوط وجدان بشریه، حاضر بودم تو یک جهان موازی زندگی کنم که کارهام عقب بیوفته ولی چند دقیقه حداقل به احترام اون انسان، بشینم، و حتی سوگواری کنم». جالب اینه که همین الان ما تو همون جهانیم. خواه یا ناخواه این توقفی که امشب همه رو کلافه کرد، آرزوی یک کرکتر فرضی تو یک جهان فرضی دیگهست.
Repost from N/a
اگر از شیعیان جز یک پیرمرد آبدارچی، ولی فقیه و یک پیرزن ویلچری باقی نمونده باشه، این سه نفر باز هم پدر و مادر ملت ایران رو به مدت چهل سال میکنن توی گور و در میارن. قرار نیست کثیر باشن که. مگه الان هستن؟ نه. قدرتشون در تکثر نیست. در پذیرش اینه که یک اقلیت قدرتمندند. برعکس اکثریتی که هیچوقت یک بدنه واحد نبودند. بلکه به میلیون ها اقلیت بی چیز و بی دست و پا تجزیه شدند، و شد چیزی که الان بهش میگن قشر مخالف. قشر مخالف یک مشت خرگا هستند. شعار دادن مثل گاییدن خر میمونه. مبارزه مدنی در زندان مثل سکس با الاغ میمونه عزیزان من. عقیمه. عبث و اخته است. تو سکس میکنی، ولی سکس نمیکنی. چون سکس یک ساحت انسانی هم داره. سکس یک ساحت انتزاعی هم داره. سکس یک ساحت پراگماتیک هم داره. این هشتگ زدن ها، تشکل ساختن ها و عربده کشیدن جلوی گلوله ها، همه از فرهنگ مردمی میان که تا سی سال پیش توی دهات ها خر میگاییدن. ایران، تجسمی از سکس با الاغ است، ولو در ساحت ایدئولوژی.
فکر کنم من تنها کسیام که ملکهشو از دست داده، ولی رو حرکتش علامت برلیانت ظاهر نشده.
در شطرنج یک اصطلاح جا افتاده به اسم «Walk of Shame». درباره موقعیتیه که شاه دائم داره کیش میشه و هیچکاری از دستش برنمیاد جز فرار کردن یا قدم زدن، و دیدن اینکه مهرههاش دونه دونه دارن از بین میرن.
نسبت به خیلی هدفها و چیزایی که برام مهمند در چنین وضعیتی هستم. هر قدمی که برمیدارم، آکنده از شرمه.
• تقابل بین «ترس و حیرت»
۱. ترس و حیرت، بخش اول
۲. ترس و حیرت، بخش دوم
۳. ترس و حیرت، بخش سوم
- برخورد مذهبخودساخته و عقل، با تواضع در برابر طبیعت.
ولی اونی که دلش خوش بود به حمایت دولت هم قاق بوده، چون فارق از شناختن دولت، به چشم دید سر جنگ دوازده روزه برا هر متر خونه خراب شده بیش از ۸ تومن ندادن برا بازسازی، و همونم انتهای یک مسیر پر پیچ و خم کاغذبازی اداری بود.
سریال کوتاهی درباره شطرنج. خوشساخت، زیبا، سرگرم کننده. جالبه بدونید خود این سریال به تنهایی باعث شد فروش شطرنج در دنیا تو آمازون چندبرابر بشه. سریال خوبیه، و ارزش دیدن دارد. شخصیت پردازیها معقوله و هر کرکتری تقریبا الهام گرفته از یک شخصیت واقعیه. بازیهایی که میشه از مسابقات رسمی و واقعی برداشته شده، یعنی درواقع برای این سریال چندصد بازی مختلف واقعی شطرنج آماده کردند. اسم سریال برگرفته از یک حرکت در شطرنجه، که در اون شما با ملکه (در فارسی به اون مهره میگیم وزیر) خودت یک حرکت ریسکی میزنی یا به اصلاح قمار میکنی، که پیروزی بدست بیاری، یا حالا ک موقعیت بهتر. البته یک اوپنینگ هم هست در بازی. و یک ایهام به شخصیت اصلی به عنوان ملکه شطرنج داره. پیشنهاد میشه.
