ch
Feedback
بـئاتریس پِـرز؛

بـئاتریس پِـرز؛

前往频道在 Telegram

یادداشت‌های یک دختر کتاب‌دوست.

显示更多
未指定国家未指定类别
416
订阅者
-324 小时
-137 天
-4930 天
帖子存档
سینه را درد دیر پیوندی ست راز دیرین نگفته ام چندیست بغضی از دیر در گلو دارم گفتن رازی آرزو دارم های آزادی! ای دروغ بزرگ

1620211802_V0jV3.mp36.37 MB

تو مرواریدی که در اعماق آب‌های تاریک درونم گم شدی، باید تمام این آب‌ها را قطره قطره بگردم، کشتی به دنبال کشتی، امواج را بپایم، تور به تور، ماهی‌ها را بررسی کنم، عمیق‌ترین ریشه‌های گریه‌هایم را بکاوم، ضربات روحی‌ام را بر تن آب پخش کنم، شاید تو آنجاها باشی! شاید به طریقی بیابمت... - بختیار علی

کمانچه کلهر🕊️

آه ای تویی که دوستت می‌داشتم، ای کاش می‌دانستی.
+1
آه ای تویی که دوستت می‌داشتم، ای کاش می‌دانستی.

از سرزمین های دور ما را آتشباران می‌کند، باغ پر است از غبار جنگ. برگ دنبال خاکستر خویش می‌گردد، پرندگان می‌پرند و به تماشای پرهای سوختهٔ خویش می‌نشینند در هوا، باد بوی سوختگی لاشهٔ دشمنانمان را می‌آورد. - بختیار علی

5225566842_1.mp35.04 MB

تو با سرزمینت چه کردی؟! می‌پرسم: سرزمین با ما چه کرد؟ پدربزرگم را از ستم و انتظار کُشت، پدرم از رنج و بدبختی به خاکستر نشست، و مرا به آگاهی از این بیدادگری رساند! - محمود درویش

سخن گفتن با تو برایم پناه بود

من و تو هردومون گم شدیم. من برای تو گم شدم، برای اینکه تورو داشته باشم از خودم گم شدم. تو گم شدی، چون من گمت کردم؛ تو امید شدی، نور شدی، پروانه شدی. من برای تو ماهی‌ها رو به خنده درآوردم...
- بئاتریس

جای تو در رویایِ من امن است.

هر کجایِ این شهر که دست بگذارم درد می‌کند هر کجایِ روز که بنشینم شب است هر کجایِ خاک ..
- گروس عبدالملکیان

sticker.webp0.02 KB

دوستت دارم ای امیدِ محال…

فرو می‌ریزد اندوه ، از در و دیوار پیکرم ..

من اندوهگین نیستم خودِ اندوهِ عالمم، سرزمینی در سینه‌ام گریه می‌کند.

چای و چای و چای و چای.
+1
چای و چای و چای و چای.

او خودش به مادرش گفت «دیگر پسر ندارد»