نقطه.
前往频道在 Telegram
مداد سُرمه میشود از چشمانت که مینویسم.
显示更多未指定国家未指定类别
326
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
326
توقع داشتم همه حواسشون فقط به من باشه. ولی بعد فهمیدم، آدما باید زندگیِ خودشون رو بکنن و اگه شد و دوست داشتن، گاهی کنارم باشن.
کنارم باشن و بیحوصله باشن.
کنارم باشن و دعوا کنن.
کنارم باشن و شاد باشن.
کنارم باشن و زندگیِ معمولیشون رو بکنن.
کنارم باشن،
همین که گاهی باشن بسه؛
326
امروز یه غریبه از کنارم رد شد ، اسمشو ، تاریخ تولدشو ، غذای مورد علاقشو ، راز ها و ترس هاشو میدونستم ،حتی دوستشم داشتم ؛ جالب بود.
326
_What if we just left? Just... took off and never came back?
+Then it’d be just us. No one else.
_Yeah... I could live with that.
326
تو گفتی "ما زیادی شبیه همیم"
ولی نگفتی که شبیه بودن،
یعنی با هم میسوزیم.
مثل دو تا سیگار،
که با یه فندک روشن شدن
ولی هیچوقت با هم دود نشدن.
