شازدهکوچولو
前往频道在 Telegram
نیاز به جایی داشت که وقایع روزش را تعریف کند و مطمئن شود آنچه بر او گذشته بیحاصل نبوده و دنیا پشت سرش پاک نمیشود. میشنوم: @B612massage_bot
显示更多未指定国家未指定类别
260
订阅者
无数据24 小时
+67 天
+830 天
帖子存档
260
قلبِضعیفِ دردمندم اندوهگینتر شد..
نمیدونم بیشتر با واسیا همدردم یا آرکادی!
نمیدونم حالم شبیه کسيکه داره دیوونه میشهست یا کسيکه جگرگوشهش جلوي چشمهاش ذره ذره آب میشه؟!.. .
260
Repost from Independent☁️
اینکه نمیتونی آرزوهای خانوادهت رو برآورده کنی خیلی دردناکه. منظورم دکتر و مهندس شدن و فرزند صالح شدن نیستها. منظورم اینه که بتونی یه زندگی معمولی براشون فراهم کنی. یه زندگیای که نگران نباشی توش والدین ۵۰ سالت برای سومین بار در زندگیشون شاهد جنگ باشن یا چمیدونم نگران چیزهای ساده نباشن. نگاه میکنی میبینی مامانت تو بچگیت تمام تلاشش رو کرده که ازت محافظت کنه اما تو حالا نمیتونی. ناراحتکنندهست.
260
Repost from Bookmark
به خاطر زندگی، جونشون رو از دست میدادن، در حالی که هنوز نمیدونستن زندگی یعنی چی.
از کتاب جنگ چهرهی زنانه ندارد اثر سوتلانا آلکسیویچ
260
صبح تا شب به هر نحوی میگذشت، باغ اخوان، کتابخانهی عمومی و یا در کرانهی شورآبی. امّا وقتی که شب میآمد، همهی غصهها و رنجها میآمدند.
260
سالها بعد که مشتی خاک از سرزمینت شدی، باران که میزند بویی به مشام خواهد رسید؛ کاش بوی عشق به وطن بلند شود نه خیانت و ذلت.
