ch
Feedback
بی‌جواب!

بی‌جواب!

前往频道在 Telegram

https://t.me/MinaBiJavabbot خیالِ هم‌صحبتی اگر بود:

显示更多
未指定国家未指定类别
381
订阅者
-1124 小时
+717 天
+17730 天
帖子存档
در وصف پدری که فرزندش را از دست داده بود، نوشت: «پدر، تو آرزو داشتی فرزندت لباس دامادی‌اش را به تن کند، اما سهمش از زندگی شد یک کفن سفید زیر خروارها خاک.»

یک ماه گذشت، یک ماهه انلاین نشدن یک ماه شد که صدای خنده هاشون نیست حتی دیگه گریه هم نمیکنن یک ماهه که دیگه نمیان خونه.

خانه ای که بوی خون میدهد؟ یا شایدم هم خونی که بوی خانه میدهد؟
خانه ای که بوی خون میدهد؟ یا شایدم هم خونی که بوی خانه میدهد؟

سرشارِ خشم سراسرِ انتقام دادخواهیِ بی‌پایان حقِ لگدمال زخمِ عمومی عزایِ ملی خونِ ناحق دردِ مشترک مطالبهٔ عدالت یادِ ماندگار

باید برم یه روز دلیلش و بهت شاید بگم؛ من گرگ شدم بعد اینکه اونا دندونام و کشیدن اره ازاد شدم ولی خب لگد مامورا رو چشیدم ترک خوردم پوست انداختم کوه صبر شدم تو بدنم صد ها نفر مردن پر از قبر شدم درد شدن؛ مرحم شدم زرد شدن؛ سبز شدم سرد شدن؛ گرم شدم مرگ شدن؛ نبض شدم من سوز گاز اشک اورو یادمه… رفتم ولی خب می دونی خوب طعم شب و اخر و یادمه من اشک مادر و یادمه به سیم اخر زدم از همیشه کافرترم گذشته اب از سرم

sticker.webp0.49 KB

‏جوان بودید، شور زندگی داشتید، پیر بودید، رویای آزادی داشتید، کودک بودید، پدر بودید، مادر بودید، گرسنه بودید، خسته بودید، امید داشتید، شریف بودید، شریف بودید، شریف بودید.

‏- چرا نمیای بریم بیرون +کار دارم - چه کاری؟ کارم :
‏- چرا نمیای بریم بیرون +کار دارم - چه کاری؟ کارم :

خدایا شاید اگه من جات بودم نمیزاشتم اون شب چیزیشون بشه میزاشتم علی به ۲۰۷ مشکیش برسه میزاشتم سپهر لباس دامادیشو تن بزنه میزاشتم مانی برگرده پیش باباش میزاشتم سینا دوباره صبح بلندشه به کلاسش برسه نمیزاشتم یه دختر مغز باباشو کف خیابون ببینه میزاشتم عاشقا بجای بغل کردن جنازه عشقشون تن گرمشونو بغل کنن میزاشتم جوونا برن سر خونه زندگیشون نمیزاشتم سری بی گناه بالای دار بره نمیزاشتم به دخترامون تجاوز شه نمیزاشتم جنازه ای باشه که بخوان رحمشو دربیارن نمیزاشتم مزاری باشه که خانواده ها سرش برقصن خدایا اگه جات بودم اینهمه خانواده داغ دار نداشتیم :))))

غریبگی نکن نکن غریبگی پسرم اینجا ایران است و هر کجای خاک را بکنی دوستی، عزیزی، برادری بیرون می‌زند
گروس عبدالملکیان

photo content

فکر کن صبح پاشی بشنوی بگن: شنوندگان عزیز کشورمان ایران، پس از سال های زیاد عذاب توسط شیاطین جمهوری اسلامی، هم اینک در سحرگاه امروز توسط مردم با غیرت سرزمینمان آزاد شد، خورشید خوشبختی به کشورمان طلوع کرد.

دیگه "وطن" رو با "ت" بنویسید. تن‌های زیادی تو آغوشش جون دادن...

视频消息00:21

به یادِ عزیزِ از دست داده‌اش دائم زیرِ لب زمزمه می‌کرد: «چرا جهان بعد از مُردن تو، به آخر نرسید؟»

ما سَرو می‌کاریم و مرگ می‌درویم. ما همه جوان می‌میریم.
سیاوش‌خوانی - بهرام بیضایی

بابا وقتِ خدافظيه ولى به مامان چيزى نگو !(:

#صدای_شما

می‌نشینم و نگاه می‌کنم به روزهایی که گذشته‌اند، روزهایی که لبخندهایمان بی‌صدا زیر آوار درد دفن شده‌اند.