ch
Feedback
بی‌جواب!

بی‌جواب!

前往频道在 Telegram

https://t.me/MinaBiJavabbot خیالِ هم‌صحبتی اگر بود:

显示更多
未指定国家未指定类别
359
订阅者
-1124 小时
+577 天
+16630 天
帖子存档
‎⁨داریوش و گوگوش – نفس⁩.mp318.42 MB

Repost from چرم ساغری
همه‌چیز گذشته، همه‌چیز احتمالا تموم شده و عزاداری لازم هم گرفته شده، اما هنوزهم کرختی هست. هنوزهم درونم کدری وجود داره. قسمتی از شب که از گرسنگی بیدار می‌شم و شیر گرم می‌کنم، اون حس بیشتر از همیشه باهام بیدار می‌شه. انگار چیزی که باید اینجا باشه نیست، یک چیزی سر جای خودش نیست و این به‌نحوی بی قرارم می‌کنه. اما از اونجایی که نمی‌دونم چیه، به حال خودش رهاش می‌کنم. چون هیچوقت هیچ توضیح دقیقی نتونستم براش داشته باشم. و تا میام عمیق‌تر بهش فکر کنم شیرم سر می‌ره. انگار نبود اون چیز شاخ و برگم رو می‌خوره و نمی‌ذاره تا آروم باشم. آنقدر ما موجودات دوپا ساده ولی در عین حال پیچیده، مهربون و در عین حال ترسناک هستیم که نمی‌دونم چرا انتخاب نکردم یه کفشدوزک باشم. یا یه درخت انجیر.🐞

httpst.meSabz_sa.mp35.55 MB

در را بستم و برایِ همیشه از آنجا رفتم برای من که همیشه در ها بسته بود این یکی را هم خودم میبندم.
حِیرانی؛

sticker.webp0.14 KB

Dige Dire.mp310.06 MB

بی تو دنیای من از مرگ غم انگیزتر است بعدِ نوروز چرا زنده بماند ماهی؟!

samfonibox_501.mp34.05 MB

✨🐈؛
+1
✨🐈؛

وقتی بعضی چیزها در خاطراتت و یا در تصوراتت می‌پوسند، قوانین سکوت دیگر کار نمی‌کنند. این درست مثل این است که خانه دارد در آتش می‌سوزد و تو دلت می‌خواهد فراموش کنی که خانه در حال سوختن است.
گربه‌ روی‌ شیروانی‌ داغ - تنسی ویلیامز

you.mp38.29 KB

نقش ادبیات در زندگیِ من:
نقش ادبیات در زندگیِ من:

Repost from مُحَرِّر؛
دکتر خواٰست مدتی سخت نگیرَم و از همه‌چیز دور باشم.و همه‌چیز یعنی همه‌چیز! دوستاٰنم، خانواده‌ام، شغلم، فضایِ مجازی و حتیٰ آرزوهایم. گفت مدتی حتی آرزو هم نکنم چون از تکرر آرزو کردن و نرسیدن فرسوده شده‌ام. گفتم قبول! اما من نویسنده‌ام. میتواٰنم اقلاً بنویسم؟ گفت نوشتن غمگینت میکند؟ گریه کردم و فهمیدَم که انسان میتواند به نقطه‌ای برسد که چیزی تسکینش ندهد. پس یک و دویست، هزینه‌ی مشاٰوره را کارت کشیدم و به خانه برگشتم، درحالیکه قول داده بودم مدتی همه‌چیز را رهاٰ کنم. حالاٰ شما میدانید که چرا مدتی نبودم و شاٰید باز هم غیبم بزند و فهمیدید که تنهاٰ گوزنِ زخمی دنیا خودتان نیستید. همه‌ ناچاٰریم و همین روزها در برف میمیریم…/🩸

یه روز آرزو میکنی که کاش از سی طبقه میوفتادی،

sticker.webp0.22 KB

Freaks❤️‍🔥

photo content
+1

و حالا شاید دارم بهتر میشوم .... چه عجیب آنقدر این جمله برای موجودی همانند من عجیب بود که من خود نیز از شنیدن آن تعجب کردم اما مگر من سزاوار بهتر شدن نبودم ؟ آخر کار هایی با خودم کردم که خودم نیز خودم را لایق این جمله نمیدانم سالها زجر کشیدم و پوسیدم میان افکار نابود کننده خودم و حال ... حال که از من پوسته ای تو خالی باقی مانده شاید بتوانم بگویم دارم بهتر میشوم . حال که همه چیز از دست رفته ، بهتر خواهم شد .... غمگین است . جمله غمگین است و من غمگین تر از جمله درد بسیار پشت کلمات من بود . پس تکرارش میکنم حال که همه چیز از دست رفت ! دارم بهتر میشوم
دست نوشته

نیازی به حضور تاریکی نبود . من خود سایه بودم .
دست نوشته

فرامرز اصلانی گل ارکیده.mp32.27 MB