Coconut diaries
前往频道在 Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
显示更多未指定国家未指定类别
240
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
عکسای اینجا هم همش شده قهوه و شیرینی! دیگه دوست ندارم باز همینو بذارم. تو مدیای کانال انگار فودبلاگرم درحالی که فقط بنده شکمم.
Repost from خرده جنایت های یک دانشجو
از نظر هیجانی، نیاز به دریافت پیام از کسی که انتظارش رو ندارم دارم. یا کلا نیاز دارم به دریافت پیامی که انتظارش رو ندارم.
چرا پست گذاشتن توی تلگرام انقدر راحت و دلنشینه ولی توی اینستاگرام استرس و عذاب داره؟ چون اونجا منو میشناسن؟
یافته هفتم با تاخیر زیاد:
قبل از اینکه خبرای خوب رو به بقیه بدی اول ازشون بپرس حدسشون چیه، میفهمی چی از نظرشون بهترین خبره!
بهش میگم یه خبر خوب دارم، حدس بزن چیه؟
میگه: اومدی شمال؟
خبر خوبم که این نبود، ولی اینکه رفتنت برای یکی خبر خوبی باشه، دوست داشتنیه.
من قانون قاعده دین رو نمیفهمم، اگه من خدا بودم بنظرم مردا باید لباس بلندتر میپوشیدن نه خانما.
هی میام یه چیزی بگم بعد اینجوری میشم که اصلا چه اهمیتی داره؟ who cares؟ این چرت و پرتا چیه میگی؟ بعد پاک میکنم میرم به زندگیم میرسم.
حالا من ده سال تراپی برم که یاد بگیرم چجوری با آدمای اشتباه بُر نخورم! مگه بیست و اندی سالی که هرروز گسلایت شدم و به روانم تجاوز شده پاک میشه؟
