ماهور
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
210
订阅者
无数据24 小时
-47 天
+230 天
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '260
在0个频道中
九月 '26
+10
在0个频道中
Get PRO
八月 '26
+12
在0个频道中
Get PRO
七月 '260
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+4
在1个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '250
在2个频道中
Get PRO
十一月 '25
+5
在2个频道中
Get PRO
十月 '25
+1
在2个频道中
Get PRO
九月 '250
在0个频道中
Get PRO
八月 '250
在0个频道中
Get PRO
七月 '250
在3个频道中
Get PRO
六月 '25
+3
在2个频道中
Get PRO
五月 '250
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+2
在2个频道中
Get PRO
三月 '250
在1个频道中
Get PRO
二月 '250
在3个频道中
Get PRO
一月 '25
+185
在2个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 06 十月 | 0 | |||
| 05 十月 | 0 | |||
| 04 十月 | 0 | |||
| 03 十月 | 0 | |||
| 02 十月 | 0 | |||
| 01 十月 | 0 |
频道帖子
حسن کسائی استاد بی بدیل نی نوازی در مهرماه سال ۱۳۰۷ دیده به جهان گشود. منزل پدر کسائی مکانی برای محافل و شب نشینی های اهالی فرهنگ و هنر بود و این زمینهای شد تا حسن کسائی از پنج سالگی با موسیقی آشنا شود و آواز و ردیف آوازی را در محضر ادیب خوانساری و تاج اصفهانی بیاموزد و با ادبیات و تاریخ و فرهنگ ایران آشنایی پیدا کند.
وی در ۱۰ سالگی به محضر اساتید ابوالحسن صبا و حسین تهرانی رسید.
در دوازده سالگی گمشده خود یعنی ساز نی را پیدا کرد و شیفته این ساز میشود . کسایی در نی از مهدی نوایی و نایب اسدالله درسهای بسیاری گرفت.
در سن ۲۱ سالگی بود که قطعه معروف خود یعنی سلام را میسازد، ساختن این قطعه خلاقانه و در این سن نشان از نبوغ فراوان استاد و تسلط کامل وی به ردیف دارد.
آثار حسن کسائی: قطعه معروف سلام در دستگاه چهارگاه، نای نی ، نای جان، یاران زنده رود و به اصفهان رو با صدای تاج اصفهانی ، شاخه گل ۶، شاخه گل ۹، شاخه گل ۱۶ باصدای غلامحسین بنان، گفتگوی نی و دختر گل فروش با صدای علی جهاندار.
وی در ۲۵ خرداد سال ۱۳۹۱ درگذشت.
🎼🎼🎼
| 2 | فایل صوتی از طرف مسعود | 11 |
| 3 | اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
عدم سنخیّت خالق و مخلوق : جانِ جان ، یعنی حضرت حق تعالی که خود منزه از جسم و جسمانیّات است کالبد آدمی را ساخته است یعنی با وجود عدم سنخیّت ، میان خالق و مخلوق ، مخلوق از او صادر میشود .
مثلِ فریاد و شیون با ضرر ، این دو هیچ سنخیتی با هم ندارند ولی وقتی مال کسی را میدزدند و به او ضرر میزنند صاحب مال ، شروع به فریاد و شیون میکند ، در اینجا فریاد و شیون از ضرر به وجود میآید .
البته مولانا ، هر مثالی را برای درک جایگاه بی مثال احدیت ، ناقص و ابتر میداند .
نسبت سایه به صاحب سایه : در عالَم اَمر ( عالَم الهی ) صُوَر موجودات ، نسبت به ذات بی صورت الهی مانند نسبت سایه است به صاحب سایه و در عالَم خَلق یا عالَم موجودات ، اعمال و افعال آدمی نسبت به افکار و اندیشههای درونی او مانند نسبت سایه است به صاحب سایه .
مثل اینکه افرادی بالای پشت بام باشند و سایهی آنها بر روی زمین افتاده باشد ، صورت فکریّه ی آدمی بر بامِ افراشته ی عقل و نفس ناطقه قرار دارد و عمل او همچون سایه بر ارکان و در و دیوار کالبد او پدید میآید .
افعال آدمی بر ارکان و در و دیوارِ کالبد ، نمایان میشود در حالیکه اندیشهی او در نهانگاهِ باطن انسان ، مخفی است اما اعمال و افکار ، در تاثیر و پیوستگی با یکدیگر وحدت و تضامن دارند .
تضامن به معنی یکدیگر را ضمانت کردن و در معنای گستردهتر به معنای پیوستگی و اتحاد آمده است .
با آنکه اعمال ، امری محسوس و پیداست و افکار و اندیشهها امری مکتوم و پنهان ، اما در تاثیر و تاثر ، فکر و عمل به هم پیوسته هستند . به این صورت که فکر ، عمل را می زاید و عمل بر فکر ، تاثیر میگذارد .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۸۶ | 10 |
| 4 | ابن رشد ، ابوالولید محمد بن احمد
۵۹۵ - ۵۲۰ ه ، ق
در قزطبه ی آندلس متولد گردید . شریعت اسلام را به طریق اشعری و فقه را به طریق مذهب مالکی فرا گرفت . در نزد ابو جعفر هارون تجالی ، شعر و ادب و ریاضیات و فلسفه را آموخت و در دربار امیر ابو یعقوب بن عبدالمومن تقرب یافت . کتابی به نام تهافت التهافه را در ردّ بر نظریات غزالی بر کتاب تهافت الفلاسفه نوشت سپس در کتابی به نام شرح کبیر ، شرحی بر آثار ارسطو و تشریح عقاید او نوشت . در اکثر عقاید استدلالی بر قران کریم تکیه میکرد .
وی بعدها بر اثر بدگویی های اطرافیان مورد خشم و غضب خلیفهی وقت ، ملقب به المنصور بالله واقع گردید و به دهکدهی یهودی نشین یسانه در نزدیکی قرطبه تبعید شد . سپس به مراکش رفت و در همانجا وفات یافت .
سه ماه پس از وفاتش پیکر او را به قرطبه برده و در گورستان بنو عباد به خاک سپردند .
از دیگر آثار او میتوان به فصل المتعال و کتاب الکشف عن مناهج الادله اشاره کرد .
📚📚📚 | 7 |
| 5 | فایل صوتی از طرف مسعود | 5 |
| 6 | اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
حُلوُل : به معنی فرود آمدن در جایی و وارد شدن به کسی است .
مولانا میگوید : خداوند گاهی در صُوَر ممکنات و هیکل موجودات ، تجلی میکند اما صورتها و مخلوقات ، بندهی خدا هستند پس هیچ صورتی را خدا مَدان و گمان نکن که خدا دارای صورت است .
حق تعالی را در تصویر و تشبیه ، جستجو مکن . این همان اشتباهی است که فرقهی حُلولیّه رخ داده است .
در بارهی فرقهی حلولیه ، انشاءالله در قسمتهای بعدی توضیح خواهم داد .
کفن خواهی : یعنی از ثروتمندان ، اعانه جمع کردن برای هزینهی کفن و دفن فقیران .
به کسی که این اعانه را از ثروتمندان ، میگیرد کفن خواه میگویند .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۸۵ | 7 |
| 7 | احمد محمود
(زاده ۴ دی ۱۳۱۰ اهواز -- درگذشته ۱۲ مهر ۱۳۸۱ کرج) نویسنده
او را پیرو مکتب رئالیسم اجتماعی میدانند. معروفترین رمان او همسایهها در زمره آثار برجسته ادبیات معاصر ایران شمرده میشود.
او از پدر و مادری دزفولی زاده شد و شاید به همین دلیل بیشتر خود را دزفولی میدانست. در برخی از آثارش چون همسایهها و مدار صفر درجه، واژهها و جملاتی به گویش دزفولی به چشم میخورد و نیز شخصیت «نعمت» در داستان «غریبهها و پسرک بومی» از کتابی به همین نام نیز از یکی از اهالی دزفول به نام نعمت علایی گرفته شدهاست که حدود سال ۱۳۲۳ در دزفول بهدست افراد ناشناسی ترور شده است.
او در سال ۱۳۲۹ دوره متوسطه را شبانه در دبیرستان شاهپور اهواز به پایان رساند و پس از سپری کردن دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاهش، به دانشکده افسری ارتش راه یافت؛ اما ازجمله تعداد زیاد دانشجویان دانشکده افسری بود که پس از ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ بازداشت و سپس بخشبخش آزاد شدند؛ درحالیکه تنها ۱۳ نفر از آنان در زندان باقی ماندند.
او یکی از این دانشجویان بود که توبهنامه امضاء نکرد، به همین دلیل مدت زیادی را در زندان بهسر برد.
او مدتی هم در حوالی خلیجفارس، از جمله در بندرلنگه، در تبعید به سر برد والبته خودش از این دوران باعنوان: «... زمانی که گرفتار بازی سیاست شده بودم!» یاد میکند.
در سال ۱۳۳۳ نخستین داستان کوتاهش به نام "صب میشه" در مجله امید ایران منتشر شد و در سال ۱۳۳۸ توانست اولین مجموعه داستانش به نام مول را با سرمایه شخصی بهچاپ برساند. او میگفت:
بعد از انقلاب به اصرار خودم بازخرید و خانهنشین شدم تا شاید به درد درمانناپذیری که همه عمر با من بود - و هست - سامان بدهم. دیر بود اما چاره نبود.
آرامگاه وی در امامزاده طاهر کرج است.
📚📚📚 | 20 |
| 8 | *🗓️ روزشمارِ تاریخ :*
۱۲ مهر سالروز درگذشت احمد محمود
(زاده ۴ دی ۱۳۱۰ اهواز -- درگذشته ۱۲ مهر ۱۳۸۱ کرج) نویسنده
او را پیرو مکتب رئالیسم اجتماعی میدانند. معروفترین رمان او همسایهها در زمره آثار برجسته ادبیات معاصر ایران شمرده میشود.
او از پدر و مادری دزفولی زاده شد و شاید به همین دلیل بیشتر خود را دزفولی میدانست. در برخی از آثارش چون همسایهها و مدار صفر درجه، واژهها و جملاتی به گویش دزفولی به چشم میخورد و نیز شخصیت «نعمت» در داستان «غریبهها و پسرک بومی» از کتابی به همین نام نیز از یکی از اهالی دزفول به نام نعمت علایی گرفته شدهاست که حدود سال ۱۳۲۳ در دزفول بهدست افراد ناشناسی ترور شده است.
او در سال ۱۳۲۹ دوره متوسطه را شبانه در دبیرستان شاهپور اهواز به پایان رساند و پس از سپری کردن دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاهش، به دانشکده افسری ارتش راه یافت؛ اما ازجمله تعداد زیاد دانشجویان دانشکده افسری بود که پس از ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ بازداشت و سپس بخشبخش آزاد شدند؛ درحالیکه تنها ۱۳ نفر از آنان در زندان باقی ماندند.
او یکی از این دانشجویان بود که توبهنامه امضاء نکرد، به همین دلیل مدت زیادی را در زندان بهسر برد.
او مدتی هم در حوالی خلیجفارس، از جمله در بندرلنگه، در تبعید به سر برد والبته خودش از این دوران باعنوان: «... زمانی که گرفتار بازی سیاست شده بودم!» یاد میکند.
در سال ۱۳۳۳ نخستین داستان کوتاهش به نام "صب میشه" در مجله امید ایران منتشر شد و در سال ۱۳۳۸ توانست اولین مجموعه داستانش به نام مول را با سرمایه شخصی بهچاپ برساند. او میگفت:
بعد از انقلاب به اصرار خودم بازخرید و خانهنشین شدم تا شاید به درد درمانناپذیری که همه عمر با من بود - و هست - سامان بدهم. دیر بود اما چاره نبود.
آرامگاه وی در امامزاده طاهر کرج است.
📚📚📚 | 1 |
| 9 | مرتضی حنانه یازدهم اسفند ماه ۱۳۰۱ در تهران متولد شد. پدرش مهندس محمد حنانه، مؤسس دبیرستان ایرانشهر بود. پس از پایان دوره ابتدایی، به اصرار پدر در هنرستان موسیقی به تحصیل مشغول شد.
در آن زمان، هنرستان موسیقی ده نفر از موسیقیدانان را از چکسلواکی برای آموزش به هنرآموزان هنرستان استخدام کرده بود که مرتضی حنانه آموختن هورن را زیر نظر رودولف اوربانتس آغاز كرد. وی بعدها به عنوان نوازنده هورن اول ارکستر سمفونیک تهران شناخته شد.
حنانه در سال ۱۳۴۱ توانست ارکستر بزرگ تازهای را به نام فارابی بنیاد کند و آفریدههای خود و دیگران را به اجرا درآورد.
ارکستر فارابی در طول ۷ سال حیاتش، نزدیک به ۸۰ قطعه از آفریدههای آهنگسازان ایرانی را به پای اجرا و ضبط در رادیو رسانید.
در سال ۱۳۴۲ علاوه بر تدریس سازبندی (ارکستراسیون) و اداره کلاس هورن در هنرستان عالی موسیقی، به عضویت شورای عالی موسیقی رادیو ایران درآمد و در همین زمان بود که ارکستر سمفونیک رادیو ایران را به نام ارکستر فارابی پایهگذاری کرد. این ارکستر توانست آثار آهنگسازان ایران را مانند خود مرتضی حنانه، صدیقه شهنیا، فریدون ناصری، فریدون فرزانه، مصطفی کسروی و سیروس شهردار اجرا و ضبط نماید. در سالهای ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹ وی سرپرستی و اجرای سلسله برنامههای آموزشی موسیقی ایرانی در تلویزیون را تحت عنوان «شناسایی موسیقی اصیل ایرانی» به همراه فرهنگ شریف، مرتضی نی داوود و حسین قوامی به عهده گرفت.
حنانه در سال ۱۳۴۵ از طرف رادیوی ایران و بنا به دعوت یونسکو به «تریبون انترناسیونال آهنگسازان رادیو و تلویزیون» اعزام شد و در آنجا قطعاتی از «ارتوریو» اثر خود را اجرا کرد که از رادیوی ایرلند و سوئیس پخش شد. پس از افتتاح سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران حنانه در سمت مشاور سرپرستی اقدام به تأسیس کلاسهایی برای تعلیم فنی خوانندگان نمود و ارکستر سازهای ایرانی را تشکیل داد.
موسیقی سریالهای تلویزیونی «هزار دستان» از کارهای اوست که آن را بر اساس پیش درآمدی در اصفهان از مرتضی نی داوود نوشته است.
علاوه بر آن حنانه در زمینه تحقیق روی موسیقی کهن ایران نیز تلاشهایی صورت داد که از جمله آنها میتوان به کتاب گامهای گمشده او اشاره کرد که چند سالی قبل از مرگش از سوی انتشارات سروش به بازار کتاب عرضه شد.
مرتضی حنانه روز سه شنبه، ۲۴ مهر ۱۳۶۸، پس از گذراندن بیماری سرطان، چشم از جهان فرو بست و در جوار امامزاده طاهر (کرج) به خاک سپرده شد.
🎼🎼🎼 | 12 |
| 10 | فایل صوتی از طرف مسعود | 8 |
| 11 | اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
عالَم صورت و عالَم معنا : اگر کوچکترین عیب اخلاقی خود را تکرار کنی همان عیب کوچک ، قلب و روح تو را افسرده و پژمرده میسازد . به همین دلیل است که گفتهاند : اصرار ورزیدن بر گناه صغیره ، خود گناه کبیره است .
حق تعالی که بی صورت و تَعَیُّن است هیچگاه بندهی خود را ملول و دلتنگ نمیسازد زیرا ملال و افسردگی و پژمردگی از تکرار ، پدید میآید و تکرار ، خاص جهان صورت است و حال آنکه حق تعالی ، بی صورت است و هر آن تجلی تازهای بوجود میآورد . از اینرو عرفا گفتهاند : که هیچیک از تجلیات الهی ، مکرر نیست . به همین دلیل عالَم صورت یا عالَم مادیّات ملال آور و عالَم معنا ، نشاط آور است .
صورت یعنی تَعَیُن و تَعَیُّن به معانی بسیاری چون تشخیص ، لازم شدن چیزی بر دیگری ، امتیاز و تشخیص یافتن آمده است .
پس عالَم صورت یعنی عالَم تَعَیُّنات و دارای تَعَیُّن و اینکه گفته میشود حق تعالی ، بی صورت است یعنی منزه از تَعَیُّن و تَعَیُّنات .
خداوند منزه است از صورت اما صورتها را ایجاد میکند و هر صورتی طبق اقتضای ذاتی خود ، احوال نیک و بد و زشت و زیبا را در عالَمِ محسوسات ، پدید میآورد . به طور مثال اگر صورتِ نعمت به آدمی نشان داده شود شُکرگزار میشود و اگر صورتِ مهلت را به او نشان دهند صبر میکند و اگر به انسان ، صورت مِهر و شفقت ارائه شود آدمی رشد و نمو میکند و اگر صورتِ ضربه و آسیب ، نشان داده شود آدمی از درد ناله میکند همانطور که اگر صورتِ تیر را ببیند سپر به دست میگیرد و اگر صورت زیبارویان به او ارائه شود خوشی مینماید و اگر صورت نیازمندی و احتیاج را ببیند به سوی کسب و کار و اگر صورت قدرت را مشاهده کند به غصب اموال مردم میپردازد .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۸۴ | 9 |
| 12 | آندره ماری آمپر
۱۸۳۶ - ۱۷۷۵ میلادی
این فیزیکدان معروف فرانسوی ، استاد ریاضیات دانشگاه پاریس بود .
او در کودکی ، اعدام پدرش را به چشم دید و این امر در روحیهی او سخت اثر گذاشت .
اولین اکتشاف و اثر معروف او مطالعهی تئوری ریاضی بازیهای قمار بود که مورد توجه آکادمی علوم ریاضی دانان قرار گرفت .
او پس از مدتها تجربه و آزمایش ، رابطهی بین الکتریسیته و مغناطیس را کشف کرد و کتب زیادی در زمینهی فیزیک به رشتهی تحرير درآورد .
تئوریهای نمودهای الکترو دینامیک از رساله های معروف این دانشمند فرانسوی به شمار میآورد و تجربیات و تحقیقات وی در زمینهی الکتریسیته باعث گردید که آمپر یا واحد شدت جریان به نام این دانشمند نامیده شود .
🔌🔌🔌 | 272 |
| 13 | فایل صوتی از طرف مسعود | 270 |
| 14 | اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
ادامهی اصطلاح بت پرستی :
اصنام ، جمع واژهی صَنَم و به معنی بُت ها آمده است .
مولانا هرگونه ظاهرگرایی و قشری گری را بت سازی و بت پرستی میداند و فقط خداوند متعال را در بوجود آمدن مخلوقات ، موثر به شمار میآورد او میگوید : موجوداتِ مُتَعَیّن از خالقی بی تَعَیُّن به وجود آمدهاند و این موضوع در کتب کلامی و حِکَمی به رَبطِ حادث به قدیم ، شهرت دارد .
مُتَعَیِّن به آنچه دارای حدود و شکل مشخص است گفته میشود مثل همهی مخلوقات و بی تَعَیُّن به معنی بدون محدودیت و رها از قید و بندهاست که وصفِ حق تعالی است .
حادث به معنی مخلوقات و قدیم ، صفت خداوند متعال است .
جَهدِ بی توفیق : مولانا در مورد یکی از مطالب اساسی در مکتب ذوقی و عرفانیِ خود میگوید : بشر هرقدر که بکوشد و بجوشد ، مادام که سایهی توفیقات ربانی بر سَرَش نباشد کاری از پیش نخواهد برد .
مولانا ، یک ذرّه از عنایت حق تعالی را بر خروارها جِدّ و جهد ، ترجیح داده و موثرتر میداند و میگوید : جهدِ بی توفیق ، مثل جان کندن است .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۸۳ | 8 |
| 15 | آرزوی دیدار
کاش هم شانهی من قامت دلجوی تو بود
لبِ عطشان مرا قطرهای از جوی تو بود
گرچه بی مهری و دوری ز وفا خوی تو بود
( دوش در حلقهی ما قصهی گیسوی تو بود )
( تا دل شب سخنِ سلسلهیِ موی تو بود )
در دلم مهر تو هر ثانیه افزون می شد
معتکف در دلِ غمخانه چو مجنون می شد
کشته ی عشق ز هجران تو محزون می شد
( دل که از ناوَک مژگان تو در خون می شد )
( باز مشاقِ کمان مهرهیِ ابرویِ تو بود )
عشق بر عاشق تو جاه و مقامی می داد
بر سگِ کوی تو از مهر سلامی می داد
مهر تو بر دل آشفته قوامی می داد
( هم عَفَا الله صبا ، کز تو پیامی می داد )
( وَرنه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود )
دلخوش از نغمهی جانبخش کلامت بودم
کاش من لایق یک بار پیامت بودم
مست از باده ی رویای وصالت بودم
( منِ سرگشته هم از اهلِ سلامت بودم )
( دامِ راهم شکنِ طُره یِ هندویِ تو بود )
از تو و عشق تو جز رنج نشد حاصل من
گشت بیدار از این رنج دل غافل من
ظلم تو بذرِ جنون کاشت به آب و گِل من
( بگشا بند قبا تا بگشاید دل من )
( که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود )
چه شود گر که کنی بر من شوریده نظر
اینهمه جور نباشد به من خسته هنر
قبل از آنی که کنی از بَرِ من عزم سفر
( به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر )
( کز جهان می شد و در آرزوی روی تو بود )
#مسعود_لواسانی 🌺
سه مصرع اول هر بند از این حقیر و ابیات داخل پرانتز ، شاهکارِ لسان الغیب ، حافظ است . 🌺
💐💐💐 | 11 |
| 16 | آرزوی دیدار
کاش هم شانهی من قامت دلجوی تو بود
لبِ عطشان مرا قطرهای از جوی تو بود
گرچه بی مهری و دوری ز وفا خوی تو بود
( دوش در حلقهی ما قصهی گیسوی تو بود )
( تا دل شب سخنِ سلسلهیِ موی تو بود )
در دلم مهر تو هر ثانیه افزون می شد
معتکف در دلِ غمخانه چو مجنون می شد
کشته ی عشق ز هجران تو محزون می شد
( دل که از ناوَک مژگان تو در خون می شد )
( باز مشاقِ کمان مهرهیِ ابرویِ تو بود )
عشق بر عاشق تو جاه و مقامی می داد
بر سگِ کوی تو از مهر سلامی می داد
مهر تو بر دل آشفته قوامی می داد
( هم عَفَا الله صبا ، کز تو پیامی می داد )
( وَرنه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود )
دلخوش از نغمهی جانبخش کلامت بودم
کاش من لایق یک بار پیامت بودم
مست از باده ی رویای وصالت بودم
( منِ سرگشته هم از اهلِ سلامت بودم )
( دامِ راهم شکنِ طُره یِ هندویِ تو بود )
از تو و عشق تو جز رنج نشد حاصل من
گشت بیدار از این رنج دل غافل من
ظلم تو بذرِ جنون کاشت به آب و گِل من
( بگشا بند قبا تا بگشاید دل من )
( که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود )
چه شود گر که کنی بر من شوریده نظر
اینهمه جور نباشد به من خسته هنر
قبل از آنی که کنی از بَرِ من عزم سفر
( به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر )
( کز جهان می شد و در آرزوی روی تو بود )
#مسعود_لواسانی 🌺
ابیات داخل پرانتز ، شاهکارِ لسان الغیب ، حافظ است . 🌺 | 13 |
| 17 | خوش خیال
#مسعود_لواسانی 🌺 | 4 |
| 18 | خوش خیال
توده ای نخ بودم و غرق خیال و آرزو
گوشه انبار با خود روز و شب در گفتگو
ذکر من این بود در آن گوشهی خلوت ، مدام
من نخی ارزندهام باید که خوش یابم مقام
گر سعادت یار گردد روزی از اینجا روم
باید از هم مسلکانم برتر و بهتر شوم
ای خوش آنروزی که من باشم لباس یک امیر
یا که شلوار و کتی بهر سفیری یا وزیر
پرده ای فاخر شوم در کاخ سلطانی رشید
پوششی از ترمه گردم بهر قران مجید
بر کف دولتسرای حاکمی با اقتدار
فرش زیبایی شوم سرشار از نقش و نگار
زیر پای عابدی هنگامه راز و نیاز
من شوم سجاده در محراب از بهر نماز
در لباس همچو برف یک عروس شادمان
میشوم همراه شادی و نشاط مردمان
جامه احرام گردم زائری را در طواف
رختخواب نو عروسی دورش از ساتن لفاف
سایبانی باشم اندر دامن صحرای تف
رهگذاران را کنم گرمای سوزان بر طرف
افتخاری حاصل آید رو کند بخت سعید
تا کفن گردم برای قامت سرخ شهید
غرق رویا بودم و انبار بودی چون بهشت
لیک در دوزخ شدم از حُکم نحس سرنوشت
فکر من دنبال شان و رتبه بود و مرتبت
آرزوهایم تبه شد غصه آمد عاقبت
از قضا رویای پر آمال من کابوس شد
ای دریغا بال کرکس بر تن طاووس شد
عاقبت شد قسمت من بعد آن خوش باوری
یک جهان اندوه و حسرت چون شدم یک پادری
#مسعود_لواسانی 🌺
🧶🧶🧶
| 175 |
| 19 | ثمینه باغچهبان
(زاده ۴ فروردین ۱۳۰۴ تبریز -- درگذشته ۲۶ شهریور ۱۴۰۴ تهران) نویسنده کودک و نوجوان
او درباره خودش نوشته بود:
«زمانیکه به گذشتهام مینگرم، دلم پر از شادی میشود، چه سعادتی بود همدوش پدرم کنار فرزندان ناشنوایم بودم. هر روز زندگیام در دبستان کَر و لالها و آموزشگاه باغچهبان سراپا شادی بود. اگر دوباره بهدنیا بیایم باز همین راه را در پیش خواهم گرفت و خداوند را سپاسگزارم که مرا به این راه رهنمون شد.»
وی در کودکستان «باغچه اطفال» نخستین کودکستان ایران که توسط جبار باغچهبان بنا نهاده شده بود، زاده شد. پس از چند سال همه خانواده به شیراز رفتند و او در کودکستانی که پدرش در شیراز بنیاد نهاد، بزرگ شد و درسال ۱۳۱۱ به تهران آمدند. پدرش در محله سنگلج دبستان کر و لالها را تأسیس کرد.
او به دانشسرای مقدماتی پامنار رفت و همزمان به تدریس در مدرسه کر و لالها پرداخت. در دانشسرا با راهنمایی و آموزش بدرالملوک بامداد و مهری آهی وارد دانشسرای عالی شد و در ۱۳۲۷ در رشته زبان انگلیسی فارغالتحصیل شد. درسال ۱۳۲۹ با استفاده از بورس به آمریکا رفت و در کالج لیندن وود در ایالت میسووری در زمینه آموزش و پرورش ناشنوایان به تحصیل پرداخت. درسال ۱۳۳۲ در مقطع کارشناسی ارشد آموزش و پرورش ناشنوایان از دانشگاه کلمبیا فارغالتحصیل شد و سپس در رشته گفتاردرمانی در همان دانشگاه به تحصیل ادامه داد.
پس از بازگشت از آمریکا و تجدید نظر برای کتابهای درسی در جلسات دفترکل امور ابتدایی با حضور عباس یمینی شریف و لیلی آهی و توران میرهادی حضور یافت. براساس این جلسه، او درسال ۱۳۴۰ از طرف آموزش و پرورش، مسئول تشکیل کلاسهای کارآموزی و کارورزی آموزگاران کلاس اول در سطح کشور شد. همچنین کتاب روش تدریس مخصوص سپاه دانش را بر اساس روش پدرش تهیه کرد که در افغانستان و تاجیکستان هم کاربرد داشت و به این ترتیب روش باغچهبان فراگیر شد. این کتاب با همراهی لیلی آهی تهیه شده بود.
پس از مرگ پدر، او مسئولیت آموزشگاه باغچهبان و پس از آن ریاست آموزشگاه مدیریت فنی جمعیت کر و لالها را برعهده گرفت. همچنین در ۱۳۵۰ مدیرعامل و مسئول برپایی سازمان ملی رفاه ناشنوایان و در ۱۳۴۵ مدیر امور بالینی و دوره تربیت متخصص شنوایی سنجی و رابط ناشنوایان در دانشگاه ملی شد و درسال ۱۳۴۱ در پی تأسیس شورای کتاب کودک، فعالیتش را در آنجا آغاز کرد.
آثار:
دو کتاب «پل چوبی» و «نوروزها و بادبادکها» بهقلم او از کتابهای برگزیده شورای کتاب کودک است. ارائه ترانه فولکلوریک «دویدم و دویدم» در قالب کتاب و تهیه ویدئوی آن بهزبان اشاره با کمک یونیسف صورت گرفت. همچنین درسال ۱۳۷۷ بنا به درخواست یونیسف، برگردان فارسی کتاب «پیمان جهانی» بهقلم او انجام پذیرفت و بهچاپ رسید و از آن ویدئویی بهزبان اشاره تهیه شد. از دیگر آثار او کتابهای «جم جمک برگ خزون» «آفتاب مهتاب چه رنگه» و کتاب «روشنگر تاریکیها» "درباره پدرش جبار باغچهبان" است که کتاب آخر با مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان انجام گرفتهاست.
افتخارات:
در سال ۱۹۷۷ از سوی Clarke School Fellowship For The Middle East USA یک بورس تحصیلی به نام او نامگذاری شد. کتاب ثمینه باغچهبان: خادم فرهنگ و جامعه، نوشته رضا محمودی و محمد نوری زندگینامه اوست.
یادش گرامی 🌺
📚📚📚 | 354 |
| 20 | مطالب عرفانی به بیان ساده
اصطلاحات مثنوی
قسمت شصت و هفتم : ادامهی دفتر اول
#مسعود_لواسانی 🌺 | 4 |
