کماکان.
前往频道在 Telegram
275
订阅者
+324 小时
+47 天
+2430 天
帖子存档
275
قسم به روزی که ایران را
آزاد نامیدند،
قسم به شبی که پا به پای ویرانههایمان گریست
قسم به خورشید، که بر این خاک طلوع کرد
و قسم به ماه، که در هنگامهی تاریکی
ناظری بود بر تمام گناه هایتان...
مردمان این سرزمین،
هرگز فراموش نخواهند کرد
که چه بر سرشان آوردید،
در سایهی دین
با نامِ خدا
و با کتابی در دست
که هنوز که هنوز است
از صفحههایش
خون چکه میکند.
هالهی ماه
275
این، ایرانِ من نیست
اگر دخترانش
گیسوانشان را پنهان نمیکنند
و همین،
حکم مرگشان را امضا میزند..
در ایرانِ من هیچ پدری،
طناب دار را دور گلوی دُختش
محکم نمیکند.
این، ایرانِ من نیست
اگر پسرانش
از هراسِ سربازی،
به مرگ پناه میبرند..
در ایرانِ من با اذان صبح،
جانی گرفته نمیشود.
این، ایرانِ من نیست
اگر پدرانش
شرمگین از سفرهی خالی،
در سکوتِ شب اشک میریزند
تا مبادا در چشمهای کودکشان
قطرهی اشکی جمع شود..
در ایرانِ من فقر بیداد نمیکند.
این، ایرانِ من نیست
اگر مادرانش
چشم به در میدوزند
اما جوانشان،
هرگز باز نمیگردد...
در ایرانِ من، کودکی به دست مامور
کشته نمیشود.
ایرانِ من،
چه بر سرت آوردند؟
ایرانم را بازگردانید
که این،
ایرانِ من نیست.
هالهی ماه
