ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

باگ نویس فعلی، کشاورز آینده

باگ نویس فعلی، کشاورز آینده

الذهاب إلى القناة على Telegram

OLD: SomeRegularBPDguy Everybody is welcomed to join 🦖 -Do you think God stays in heaven because he too lives in fear of what he's created? برای درخواست جوین شدن به چنلتون پیام ندین🙏🏻 http://t.me/BluChtBot?start=61a5a807bcd5aa8a8949

إظهار المزيد
107
المشتركون
-124 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
کاش عمل به این حرف ها مثل گفتنشون هم آسون بود

Repost from N/a
بیشترین میل به فرار، در موقعیت‌هایی که بیشترین نیاز به لمس و تجربه وجود داره، حس میشه. دقیقا اونجایی که ترسیدی و میخوای عقب بکشی، باید جای پاتو سفت‌تر کنی؛ چون تنها در صورتی که متفاوت ببینی و متفاوت عمل کنی، چیزی در تو برای همیشه تغییر میکنه.

Repost from N/a
گفت: ایگوی بهنجار دنبال عشقه، اما ایگوی آسیب‌دیده به دنبال قدرت!

sticker.webp0.22 KB

بعضی آدم‌ها به‌ جای روبرو شدن با مشکلی که دارن، ترجیح می‌دن با هزار کار بی‌هدف و هدفمند، حواس خودشون رو پرت کنن. مشغله و پُرکاری، گاهی لباس مبدلِ فرار از مواجهه‌ست.

امان از روزی که تصویر درونی هم مثل رفتار فعلی بیاد رو کف مردی و بیا درستش کن....

تغییرات پایدار معمولاً زمانی رخ می‌دن که تصویر درونی از خود، دیگه با رفتار فعلی سازگار نباشه. ذهن برای کاهش ناهماهنگی، یا رفتار رو تغییر می‌ده یا تصویر درونی رو؛ و این لحظه، همون نقطه‌ی شروع تحوله.

گاهی به‌جای «چرا این‌طوری‌ام؟»، باید بپرسی «کِی یاد گرفتم این‌طور باشم؟» سؤال دوم کمتر سرزنش‌ت می‌کنه و باهات مهربون‌تره.

شایدم توقع رنج است.

میگن کاراهایی رو بکنید که در دراز مدت تاثیرشو ببینین یعنی هیچکدوم از کارهام تا الان نباید یه نتیجه ای میدادن؟ دیگه کی؟ وقت مردنم می‌خوام نتیجه شونو ببینم؟ چیز اساسیی که توی مسیرم ندارم ارامشه....

آدم وقتی زیاد منتظر نتیجه می‌مونه، مسیرشو نمی‌بینه و فراموش می‌کنه. مقصد همیشه جذابه، ولی بخش زیادی از آرامش توی خودِ رفتنه.

Repost from دومنیکو
«سلام بر آن‌هایی که وقتی تو را خاموش یافتند، رهایت نکردند مگر بعد از آن‌که نور و روشنایی را به تو بازگرداندند.»

Repost from [ وجودیَت ]
رشد ، از دریچه‌ی دردی و رنجی شروع میشه که بنظرت بی‌معناست و هرروز با خودت میگی چرا این اتفاق افتاد واسه من. اما عمیق‌تر که بهش نگاه کنی چیز‌هایی رو در تو روشن کرد که هیچ اتفاقی نمیتونست.

Repost from N/a
​یکی از چیزهای جالبی که اینجا (آلمان) متوجهش شدم، «تجربه‌ی پیشرفت» بود. از وقتی اینجا ساکن شدم، مکان‌ها و امکانات علاوه بر بازسازی، واقعاً پیشرفت کردن. اینکه می‌بینی اتوبوسی که همیشه سوارش می‌شدی نو شده، بزرگ‌تر شده و امکاناتش بیشتر شده، به تو این حس رو میده که تو یه باتلاق نیستی. ​اینکه تا دیروز مجبور بودی اسم غذاهای خارجی سلف دانشگاه رو گوگل کنی تا بفهمی چی هستن، اما حالا تلویزیون‌های بزرگ گذاشتن که عکس غذای همون روز رو نشون میده؛ یعنی یه نفر داره به دغدغه‌های تو فکر می‌کنه، براش راهکار ارائه میده و مهم‌تر از همه اینکه اون راهکارها به کرسی عمل میشینن. ​نبودن تو جریانی که مدام در حال بدتر شدنه، حس جالبی بود؛ خواستم با شما به اشتراک بذارمش.

Repost from .
آدم بعضی اوقات میبازه، هیچی هم یاد نمیگیره. همیشه شکست پلی به سوی پیروزی نیست. شاید اصن هیچی یاد نگیری، فقط یه بازنده بودی، یه نادون.

وقتشه کم کم برم با سرمایه‌م بیزینس خودمو راه بندازم