ar
Feedback
نُـکتـورا | بـانـوامـیـری

نُـکتـورا | بـانـوامـیـری

الذهاب إلى القناة على Telegram

«آمیختنِ کلمات رادوست دارم!» سخنِ شما🧚🏻‍♀️ @bano_writer_Bot پیج انستاگرام 🧚🏻‍♀️ https://www.instagram.com/writer_banoo_amiri?igsh=MWQ0djBsa2k3Zjl6eg==

إظهار المزيد
1 365
المشتركون
-324 ساعات
-147 أيام
+6230 أيام
أرشيف المشاركات
من از خدا خواستم اگر قرار است سهمی از زندگی او داشته باشم، به من قدرتِ بدهد که فقط عاشقِ لحظه‌های زیبایش نباشم؛ بلکه بتوانم تاریکی‌هایش را هم تحمل کنم. بتوانم سکوت‌هایش را بفهمم، خشم‌های بی‌دلیلش را ببخشم، و آن قسمت از وجودش را دوست بدارم که خودش شاید سال‌هاست از آن خسته شده است. #بـانـو_امـیـری

من از خدا خواستم اگر قرار است سهمی از زندگی او داشته باشم، به من قدرتِ بدهد که فقط عاشقِ لحظه‌های زیبایش نباشم؛ بلکه بتوانم تاریکی‌هایش را هم تحمل کنم. بتوانم سکوت‌هایش را بفهمم، خشم‌های بی‌دلیلش را ببخشم، و آن قسمت از وجودش را دوست بدارم که خودش شاید سال‌هاست از آن خسته شده است. #بـانـو_امـیـری #بی‌کلام

بزرگ‌ترین نشانهٔ رشد و پختگی انسان این است که بتواند کسی را ببخشد، اما اجازه ندهد آنچه اتفاق افتاده را از یاد ببرد. #بـانـو_امـیـری

نامه💌📜 برای نخستین بار از ما برای شما💌

گفت: خوی تو را می‌دانم! می‌دانم که اگر کسی را دوست داشته باشی، با تمام وجود دوست می‌داری. می‌دانم که برای آدم‌ها فرصت‌های زیادی قائل می‌شوی، حتی وقتی خودت خوب می‌دانی شاید دوباره زخمی شوی. می‌دانم که گاهی از شدت خستگی می‌خواهی همه‌چیز را رها کنی، اما باز هم به خاطر کسانی که دوست‌شان داری، ادامه می‌دهی. #بـانـو_امـیـری

من دوست دارم آن چوکی‌ای را که روی آن می‌نشینی، آن راهی را که قدم‌هایت از آن می‌گذرد، آن کتابِ را که ورق می‌زنی، حتی آن سکوتِ را که گاهی به آن پناه می‌بری. دوست دارم آن آینه‌ای را که هر صبح نخستین نگاهت را می‌بیند، آن فنجانِ را که گرمای دستانت را به خاطر سپرده است، و آن نسیمی را که بی‌آنکه بداند، از میان موهایت عبور می‌کند. دوست دارم آن دوستِ را که خستگیِ روزهایت را از یادت می‌برد، آن کودکی را که با دیدنش مهربان‌تر می‌شوی، آن سالخورده‌ای را که برایش با احترام سر فرود می‌آوری، و آن رهگذری را که بی‌آنکه بشناسد، از دعای خیر تو سهمی می‌برد. #بـانـو_امـیـری

گفت: می‌خواستم بگویم اگر روزی خیال کردی همه‌ی دنیا پشتش را به تو کرده است، اگر شبِ رسید که از شدتِ تنهایی حتی صدای نفس‌هایت هم غریبه به نظر آمد، همان لحظه به یاد بیاور که روزگاری کسی بود که تو را با تمام شکستگی‌هایت دوست داشت. کسی که زخم‌هایت را نمی‌ترسید، از سکوتت فرار نمی‌کرد و از تاریکیِ روحت هراس نداشت. #بـانـو_امـیـری

گفت: می‌دانی او هر وقت ناراحت می‌شود، برایش چای درست می‌کنم. #بـانـو_امـیـری
گفت: می‌دانی او هر وقت ناراحت می‌شود، برایش چای درست می‌کنم. #بـانـو_امـیـری

اما عزیزانم مجبور نیستید اگر دوست داشتین بنویسید و گرنه هیچ اشکالی نداره فدای سرتان. 🫶🏻❤️

چقدر خوشم می‌آید جواب نامه‌ام را بگیرم🙃🫧

عزیز منی شهناز... ولی اینکه گفتی منتظر جواب باش خیلی ذوق کردم🫧🌚

غذا پختن هم تمام شد بریم ادامه‌اش را بگذاریم... 🙃🫧

سکوت کردم. نه اینکه حرفی برای گفتن نداشتم، نه. چون کلی حرف برای گفتن داشتم ولی آنها زبانم قلبم را بلد نیستند. گوشه‌ی ایستاده و خیره شدم به آنها... می دیدم که چگونه داشتن در مورد زندگی‌ام تصمیم می‌گرفتن، اما من هیچ کاری نکردم. نه اینکه نتوانم، نه. چون دیگر بریده بودم. از اینکه تک‌تک آرزوهایم را جلوی دیده‌گانم خاک کردن، و بالا‌های پروازم شکستاندن بریده بودم. آری... من بریدم، هم از خودم هم از رویاهایم و هم از اینده‌ی که سال‌ها تصویر اش در ذهنم مجسم می‌کردم. و حالا من شدم همان دختری سر‌به‌زیر و حرف شنوی که "آنها" آرزوی اش را داشتن. ولی در اصل من شدم، یک رباط که هر حرفِ را می‌گفتن، بی چون و چرا قبول می‌کردم. _آسمانی🕊🍃

اینجا بعضی نامه‌ها را گذاشتم. برید دریافت کنید. https://t.me/the_postman0

اما شعرهای مولانا چیزی دیگری‌ست🤌🏻❤️

آن کس که در این زمانه او را غم نیست یا آدم نیست یا در این عالم نیست #مولانا #آواز_نی

بوی آغوش می‌آید انگار در این حوالی کسی دستانش را از هم باز کرده و تن درمانده اش را ژرف به آغوش کشیده. #مرسا_marsa

به‌به💘👏🏻