تهرانمصــــّور
الذهاب إلى القناة على Telegram
روزها، عکسها و خطخطیهای مادربزرگِ قرتیات. [دانشجوی ادبیات نمایشی، مشتاق به عکاسی.]
إظهار المزيد606
المشتركون
+324 ساعات
-27 أيام
+1130 أيام
أرشيف المشاركات
"من از دهنم آتیش میاد
میدوعم تند راه زیاد
دوتا بال دارم اگه بخواد
دلت میتونی پرواز کنی با من
https://t.me/pharhonemon | 💛
شرحِ رقص مرغان هوا
بر موجِ بیتابانهی موهایت را،
تنها اخترکان کوچک و نارنجی چشمهات
فاش میکنند، وقتی که میخندی...
و غروب هرروز اینجا،
مرغهای دریایی به انتظار آمدن دوبارهات،
آوازی غمگین سر میدهند.
تهرانمصــــّور | فرحونمون
وقتی همهی اون روزها و شبهای تاریک تموم میشه، بالاخره قصه گفتن ازش رو بلد میشی و اگه قصهگوی خوبی نباشی، تماماً از یاد میری.
Repost from N/a
من میخواهم بدانم که راستیراستی زندگی یعنی اینکه تو یک تکه جا هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا طور دیگری هم توی دنیا میشود زندگی کرد؟
ماهی سیاه کوچولو، صمد بهرنگی
به این موسیقی گوش میدم و وقتی سوت کتری به صدا در بیاد، من هم از اینجا میرم.
https://t.me/pharhonemon
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
