دپارتمان شاعران زجر کشیده
دربارهٔ کتابها، ادبیات، گربهها و من. یوتیوب💌 https://youtube.com/@ellascardigan چنل پلیلیست: t.me/playlistforpoets
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام دپارتمان شاعران زجر کشیده
تُعد قناة دپارتمان شاعران زجر کشیده (@ttpdella) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 104 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 440 في فئة الكتب والمرتبة 21 468 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 104 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 10 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 266، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 16، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 8.16%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 11.73% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 1 232 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 772 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 37.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل چیز, نمایشنامه, نامه, کریسمسی, a2/b1.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“دربارهٔ کتابها، ادبیات،
گربهها و من.
یوتیوب💌
https://youtube.com/@ellascardigan
چنل پلیلیست:
t.me/playlistforpoets”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 11 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.
- مردم عادی، سلی رونی - این سوی بهشت، اسکات فیتزجرالد - باغ مخفی، فرانسس هاجسن برنت - جایی که خرچنگها آواز میخوانند، دلیا اونز - ربکا، دافنه دوموریه - کشتن مرغ مقلد، هارپر لی
I love this woman🤍
- سمفونی مردگان، عباس معروفی
I wouldn't be with me either
I just wanna feel something There's too many things I'm tryna deal with And I understand that you don't feel this@ttpdella
در کمال خونسردی، ترومن کاپوتی
- تنگنا، لئانید آندرهیف
- اوسامو دازای
Never seek to tell thy love, Love that never told can be; For the gentle wind doth move Silently, invisibly. I told my love, I told my love, I told her all my heart, Trembling, cold, in ghastly fears. Ah! she did depart! Soon after she was gone from me, A traveller came by, Silently, invisibly: He took her with a sigh.
بر زبان عشقت مکن جاری که عشق بر زبان جاری نگردد هیچگاه چون وزد آرام بر بستان نسیم او نهان از چشم و گوش آید به راه فاش کردم آنچه در دل داشتم من به عشق خویش گفتم راز خویش سرد و لرزان در هجوم ترسها رفت او، من ماندم و آواز خویش تا که من را ترک گفت او، دور شد یک مسافر آمد و شد یار او بیصدا آرام، با او خو گرفت با فقط یک آه، شد غمخوار او
- از کتاب درخت زهرآگین، ویلیام بلیک، ترجمهٔ کامبیز منوچهریان
