ادریسیها
الذهاب إلى القناة على Telegram
📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام ادریسیها
تُعد قناة ادریسیها (@edrisiha) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 19 130 مشتركاً، محتلاً المرتبة 15 333 في فئة أفلام والمرتبة 17 744 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 19 130 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 27 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -401، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -19، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 39.48%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 13.63% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 7 555 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 2 609 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 289.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل شعر, ترانه, ناصر, صدا, مرور.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“«اینجا همیشه نیمهشب است»”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 28 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة أفلام.
19 130
المشتركون
-1924 ساعات
-887 أيام
-40130 أيام
أرشيف المشاركات
19 130
پستهای منتشر شده در اینستاگرام ادریسیها را اینجا با بالاترین کیفیت آپلود میکنم تا اگر کسی دوست داشت ویدیو را ذخیره کند یا بازنشر، بهترین کیفیت را داشته باشد.
لطفا اگر محدودیتی در خرید بستههای اینترنتی یا حجم فیلترشکن دارید پست را دانلود نکنید و روی اینستاگرام تماشا کنید.
19 130
در دشت تَوَهُم جَهتی نیست مُعَیَن
ما را چه ضَرور است بدانیم، کجاییم
بیدل دهلوی
#edrisiha
19 130
Repost from اخبار جنگ ایران امریکا
‼️‼️ تصاویر وایرال شده از محل برگزاری امتحانات نهایی که بعضیاش نزدیک پادگان های نظامیه.
آزاده مختاری؛ خبرنگار: ترامپ اعلام کرد آتش بس تموم شده. مراقب باشید یه مدرسه میناب دیگه درست نشه.
🔴 @KhabarFuri
19 130
میدانمت نفس نیست
ای شاهدِ غروبان
این رقصِ بیسران است
این داغِ پایکوبان
یاد آر اگر رگت را
با مرگ میخراشی
تو بازماندهای تا
او را گواه باش
بر نوحههای مغلوب
القای شرمساری
بر شحنههای روضه
زنهار دل سپاری!
دیدی که بر مزارش
رقصِ پدر کدام است؟
این هلهله عزا نیست
آیین انتقام است
با حکمِ سر به داری
از «شیون» عار داریم
او گفت «دست افشان..»
ما هم بر این قراریم
از آن گلوی مجروح
پژواکِ سرخِ نامش
تیر خلاص حینِ تیمار ِ ناتمامش
از او که کشته برگشت
از آن یل پیاده
آورد دیگری را
بر گردهاش نهاده
از گیسوی پریشان
در چنگ دیو و ددها
از آن نگاه پرسان
در پاسخ لگدها
از رستخیز این خاک
در دفتر اساطیر
اسلوب بازوانِ آن آرش کمانگیر
از آزمون سوزان
بر پیکر سیاوش
از آن حریق بازار
آن دامگاه آتش
از بیرقی که برداشت
از نغمهای که سرداد
از او که نیمه جان بود
در کیسه های اجساد
چندین سپهر آنجاست؟
چندین هزار رخسار؟
تا یک به یک ببیند
خم شد قدش از آوار
شاید بریده باشی!
از این بریده تر شو
بر این عفونتِ صبر
اعجاز نیشتر شو
آگاه و عهده دارِ درد معاصر خود
رفت و صدای او ماند
«…که نه به خاطر خود..»
فردا به رغم کتمان
بر داغِ سینهی او
ای آینه! تو داری
زخمی قرینهی او
این سرزمین به جز زخم
پیغامبر ندارد
او خود به مادرش گفت
«دیگر پسر ندارد..»
در سردخانه جا نیست
رو سمتِ نسترنها
پشتِ حیاط خفتند
یک لایه پیرهنها
دامن کشان، سبکبار
در هجرتی شبانه
با گوشوارِ خونین
میراثِ مادرانه
چله نشین پدرها
در انتظار ماندند
نام عزیزشان را
در هیچجا نخواندند
از بستگان که را داشت؟
همکارِ دردمندش؟
خویشی که پیکرش را
تحویل میدهندش
گفت آن نسیم بر موت
هر گل ز شاخه افتاد
پروانهی بنفشی
دیدی،مرا به یاد آر
بردار پیکرش را
آمار اشتباهند
نگذار این عددها
او را فرو بکاهند!
او جشن زندگی بود!
عفریت کهنه نگذاشت
از «او» بگو به دنیا
از او که قصهای داشت
بر دوشِ توست فردا
کوهِ شهامت او
آن تلِ کفشها و
آن سرو قامت او
از اُجرتِ گلوله
از شب که میهراسد
از مادری که او را
از خال میشناسد
از او اگر نگویی
این راه ناتمام است
با این قشونِ سفاک
کهریزکی مدام است
نگذار پوزه سایند
بر این جنایت از بیخ
نگذار خون بشویند
از سنگفرشِ تاریخ
چون میخزند فردا
از آستینِ اغماض
سلاخیِ روایت تکرار میشود باز:
شلیکِ افترا بر
فریادِ احتمالیش
بر چشمهای مبهوت
بر دستهای خالیش
بر دفنِ هر حقیقت
این جاعلان حریصند
تقصیرِ قاتلان را
وارونه مینویسند
از جنگِ خانه گفتند
از مصلحت به کشتار!
تو «حافظهی زخمی! »
در دادگاهِ انکار
یادآر اگر رگت را
با مرگ میخراشی
تو بازماندهای تا
او را گواه باشی…
#مونا_برزویی
@edrisiha
19 130
مونا برزویی مدتهاست در حال نوشتن شعری بلند است که هنوز به پایان نرسیده. خودش در پاسخ به یکی از کاربران ایکس (توییتر) گفته که هر تصویری را که دیده، نوشته.راست هم میگوید؛ پشت هر مصرع، تصویر به خون غلتیدهی عزیزی را میبینم که وادارم میکند به گریه.
جسارت و پشتکار او در روایت این فاجعه را ستایش میکنم و حالا که ششماه از این سوگ بزرگ میگذرد، این شعر بلند خانم برزویی را با شما به اشتراک میگذارم
فراموش نکنیم این شعر سهمگین
هنوز تمام نشده
@edrisiha
19 130
دیروز منوچهر فرید و امروز شهرنوش پارسیپور از دنیا رفتند.هر دو ویژه بودند و چیزهای زیادی میتوانستند به بچههای ایران بیاموزند اما در سایهی این ممنوعیت نیمقرنی تهوعآور، به پایان رسیدند تا دشتِ فرهنگ ایران با آن علفهای نورستهی زیبا به برهوت بزرگی که آرزوی قدیمی این قوم ضد ایرانی است تبدیل شود.حتما که فرهنگ ما غنیتر از این تلاشهای احمقانه است اما من با همهی قلبم بیزارم از اینتقلایناجوانمردانه
برای نابودی هنر و اندیشه در این خاک کهن...
بیزارم از این صلاحِ بودنِ قیصر و نبودن بهرام بیضایی، منوچهر فرید و خانم پارسیپور…
@edrisiha
19 130
پس کجاست روز رهایی…
برخلاف اقبال مردمی ترانههای شاد، صدای شهره در آهنگهای غمگین طور دیگری به دلم مینشنیند.
