اتوپیانیست | محمد نصراوی
الذهاب إلى القناة على Telegram
«من هستم، ما هستیم و این کافی است» ارنست بلوخ • اتوپیا • امید • آگاهی
إظهار المزيد3 129
المشتركون
+3324 ساعات
+407 أيام
+630 أيام
أرشيف المشاركات
#از_کارِ_واقعی
یک چیز را دیر فهمیدم، اما وقتی فهمیدم خیلی چیزها سرِ جایش نشست.
مزیتِ من در کار با هوش مصنوعی، «بلد بودنِ ابزار» نیست — ابزار را هر کسی در چند هفته یاد میگیرد. مزیت، آن چیزیست که سالها قبل از ابزار در من ساخته شده بود: خواندنِ ادبیات و فلسفه، تماشای فیلم، فکر کردن به آدم و معنا.
چون در نهایت، AI فقط اجرا میکند؛ این من هستم که باید بدانم یک تصویر چرا اثر میگذارد، یک روایت کجا میشکند، یک برند چه حرفی برای گفتن دارد. آن حس از پرامپت نمیآید؛ از یک عمر زندگیِ فکری میآید.
شاید عجیب باشد، اما بهترین سرمایهگذاری برای کار با هوش مصنوعی، خواندنِ کتابهاییست که هیچ ربطی به هوش مصنوعی ندارند.
🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
🆔 @Utopianist_Nasravi
📚 معرفی کتاب
عنوان: «صنعتِ فرهنگسازی» (فصلی از دیالکتیکِ روشنگری)
✍🏼 نویسنده: تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر
آدورنو دههها پیش از هوش مصنوعی هشدار داد: وقتی تولیدِ فرهنگ صنعتی و انبوه میشود، خطرش این نیست که بد باشد؛ خطرش این است که همهچیز شبیهِ هم شود و ذائقه، تنبل.
امروز که هر کس میتواند با یک جمله هزار تصویر بسازد، این متن عجیب معاصر شده. سؤالش هنوز زنده است: در دنیایی که ساختن اینقدر ارزان شده، «متفاوت بودن» یعنی چه؟
🆔 @Utopianist_Nasravi
🖋 جستار
امروز صبح نوشتم سرعت فضیلت نیست، جهت است. حالا شب شده و میخواهم اعتراف کنم چرا این جمله برایم فقط یک شعار نیست.
سالها فکر میکردم اگر تندتر بدوم، جلوتر میرسم. بعد فهمیدم بیشترِ عمر صرفِ تندتر دویدن در مسیری میشود که اصلاً مالِ ما نیست. جهان هم همین را میخواهد؛ تو را با هزار ابزارِ سریعکننده تجهیز میکند تا فرصت نکنی بپرسی «اصلاً کجا دارم میروم؟»
هوش مصنوعی تازهترین و قویترینِ این سریعکنندههاست. و ترسِ من این نیست که جای آدم را بگیرد؛ ترسم این است که آنقدر همهچیز را آسان کند که دیگر کسی مکث نکند. که «جهت» در همهمهی «سرعت» گم شود.
شاید کارِ ما در این عصر، نه تندتر ساختن، که آهستهتر پرسیدن باشد. یک تناقض، میدانم. ولی تمامِ زندگی همین است دیگر — چقدر دارم لفظقلم حرف میزنم. بس است دیگر....
🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
⭕ اتوپیا، امید، آگاهی ...
🆔 @Utopianist_Nasravi
🧰 کارگاهِ جیبی | روز ۲ از ۱۴
زمینه بده، نه توصیفِ زمینه
بیشترِ ما به ماشین «دربارهی» چیزی میگوییم، بهجای آنکه خودِ چیز را بدهیم.
اما توصیفِ گزارش، جای گزارش را نمیگیرد. مدل روی دادهی خام دقیق است و روی خاطرهی تو از داده، حدس میزند.
هرچه مادهی خام بیشتر — متن قرارداد، اعداد واقعی، ایمیل قبلی — فاصلهی پاسخ تا واقعیت کمتر.
▫ پرامپت امروز — کپی کن و امتحان کن:
فقط بر مبنای متنِ زیر کار کن و از دانش عمومیات چیزی به آن اضافه نکن.
———
[متن یا دادهی واقعی را اینجا بچسبان]
———
حالا [کاری که میخواهی] را انجام بده.
آن خطهای جداکننده تزئینی نیستند؛ مرزِ «داده» و «دستور» را برای مدل روشن میکنند.
#کارگاه_جیبی
🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
⭕ اتوپیا، امید، آگاهی ...
🆔 @Utopianist_Nasravi#از_کارِ_واقعی
بگذارید یک عددِ واقعی بدهم، بیاغراق.
یک تیزرِ تبلیغاتیِ سینمایی که به روشِ سنتی سه ماه و چند ده میلیون خرج برمیداشت، همین چند وقت پیش با هوش مصنوعی در شش روزِ کاری تحویل شد. اما نکته اینجاست: آن شش روز «جادو» نبود. حدودِ بیست درصدش تولید بود؛ باقی، تصمیمگیری. کدام نسخه، کدام لحن، کجا کوتاه شود، چه چیزی حذف شود.
فناوری «زمانِ اجرا» را از ماه به روز آورد. اما «زمانِ قضاوت» را نه — آن هنوز مالِ آدم است، و همان است که تعیین میکند خروجی حرفهایست یا اسباببازی.
این تفاوت را نمیشود به کسی «فروخت»؛ فقط میشود سالها انجامش داد تا در دست بنشیند. بس است دیگر....
🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
🆔 @Utopianist_Nasravi
🌐 nasravi.com
خود نوشت ۵ مرداد ۱۴۰۵
ساعت 11 قبل از ظهر
چهار سال است با این ابزارها کار میکنم و یک ترس همیشه کنارم نشسته : نکند آنچه بلدم فقط حرف باشد . حرف زدن آسان است . آدم میتواند سالها دربارهی چیزی بنویسد و هیچوقت معلوم نشود که واقعاً از عهدهاش برمیآید یا نه .
برای همین تصمیم گرفتم خودم را محک بزنم . نه با یک پست دیگر ، با چیزی که کار کند .
اسمش را گذاشتم کلاکت . همان تختهای که پیش از هر برداشت میخورد ؛ نشانهی اینکه کار دارد شروع میشود ، نه اینکه تمام شده .
سه کار میکند . خواستهی خام و مبهم را به یک پرامپت درست تبدیل میکند . از یک ایده ، بریف تصویر و ویدیو میسازد با پرامپت انگلیسی آماده . و متنت را بیتعارف نقد میکند — همانطور که دلم میخواست یکی متنهای خودم را نقد کند و نکرد .
رایگان است . روزی پنج درخواست . شرطش عضویت در همین کانال است ، و نمیخواهم تظاهر کنم که دلیلش فقط لطف است ؛ بخشیاش همین است که این کانال بماند . اما بخش بزرگترش این است که ترجیح میدهم چیزی که ساختهام میان آدمهایی بچرخد که میدانم چرا اینجا هستند .
نمیدانم به درد چند نفر میخورد . اگر خورد بگویید . اگر نخورد ، آن را با صدای بلندتر بگویید .
🤖 @Nasravi_Klaket_bot
🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
⭕ اتوپیا، امید، آگاهی ...
🆔 https://t.me/Utopianist_Nasravi
🌐 nasravi.com
☀️ سطرِ صبح
سرعت، فضیلت نیست. جهت است که فضیلت است.
ماشینی که تند میرود اما نمیداند کجا، فقط زودتر گم میشود.
(امشب دربارهی همین، مفصلتر مینویسم.)
🆔 @Utopianist_Nasravi
🖋 جستارک
مفهومی هست که این روزها زیاد به آن فکر میکنم؛ اسمش را گذاشتهام «تنبلیِ شکوهمند».
هوش مصنوعی این وعده را میدهد که دیگر لازم نیست زحمت بکشی. یک جمله بنویس، جهان برایت ساخته میشود. و این وسوسهایست که کمتر کسی جلوش میایستد.
اما دیدهام آنهایی که کارشان میدرخشد، دقیقاً همانهاییاند که این وعده را رد کردهاند. آنها از AI برای «کمتر فکر کردن» استفاده نمیکنند؛ برای «بیشتر فکر کردن». ابزار سرعتِ دستشان را برده بالا تا ذهنشان وقتِ بیشتری برای قضاوت داشته باشد.
تنبلیِ شکوهمند، تله است. کسی که تسلیمش شود، اپراتور میماند؛ کسی که ازش رد شود، خالق میشود.
نمیدانم شاید اشتباه میکنم ...
🆔 @Utopianist_Nasravi
🧰 کارگاهِ جیبی | روز ۱ از ۱۴
پیش از پرسیدن، خودت را تعریف کن
ماشین اولین چیزی که کم دارد، تو هستی.
مدل نمیداند برای که مینویسد؛ پس برای «هیچکس» مینویسد. و پاسخِ متوسط، تقریباً همیشه پاسخِ کسی است که خودش را معرفی نکرده.
سه جمله کافی است: کی هستم، چه نیازی دارم، چه میخواهم بسازم. اینها زینتِ پرامپت نیستند؛ جایشان دقیقاً ابتدای آن است.
▫ پرامپت امروز — کپی کن و امتحان کن:
من [نقش و حوزهی کاریام] هستم.
الان درگیرِ [مسئلهی مشخص] هستم و میخواهم [خروجی نهایی] بسازم که قرار است [چه کسی] آن را ببیند.
با در نظر گرفتن این زمینه: [درخواستت]
تمرین امروز: همان سؤالِ همیشگیات را یکبار بی این سه جمله بپرس، یکبار با آن. دو پاسخ را کنار هم بگذار.
#کارگاه_جیبی
🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
⭕ اتوپیا، امید، آگاهی ...
🆔 @Utopianist_Nasravi#از_کارِ_واقعی
یک درسِ گرانقیمت از این چند سال: دموی قشنگ، دروغ میگوید.
هر هفته یک ابزارِ جدیدِ AI میآید با ویدیوهای خیرهکننده. اما وقتی همان ابزار را میبری سرِ یک پروژهی واقعی — با برندِ مشخص، پیامِ مشخص، محدودیتهای حقوقی و سلیقهی مدیری که باید راضی شود — تازه معلوم میشود چند درصدش واقعی بود.
تجربهی من: از هر ده تیکهای که AI میسازد، ششهفتتا دور ریخته میشود. کارِ اصلی «تولید» نیست؛ «انتخاب» است. همان چیزی که هیچ دمویی نشانت نمیدهد.
برای همین به تیمها میگویم: مجذوبِ دمو نشوید؛ مجذوبِ چیزی شوید که کسی واقعاً تحویلِ مشتری داده.
🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
🆔 @Utopianist_Nasravi
«پذیرش نادانی، آغاز خردورزی است. انسان فقط زمانی خواهد توانست با استفاده از توانایی ذاتی خود خلاقانه عمل کند و از محدودیتهای خود فراتر برود که ابتدا محدودیتهای خود را بشناسد و فروتنانه و صادقانه آن را بپذیرد.»
— سقراط
دو هزار و چهارصد سال بعد، این جمله ناگهان دوباره تازه شده است.
روبهروی ماشین که مینشینی، با چیزی طرفی که هرگز نمیگوید «نمیدانم». همیشه پاسخی دارد؛ روان، مطمئن، بیمکث. و همین اطمینانِ بیوقفه، خطرناکترین ویژگیاش است — نه از آن رو که همیشه اشتباه میکند، بلکه از آن رو که تو را از پرسیدن بازمیدارد.
اینجاست که قاعدهای وارونه شکل میگیرد: هرچه در برابر ماشین بیشتر بدانی که نمیدانی، بیشتر میدانی.
کسی که نمیداند چه نمیداند، نخستین پاسخ را برمیدارد و میرود؛ برای او پاسخ، پایانِ کار است. اما کسی که مرزهای خودش را میشناسد، همان پاسخ را آغازِ کار میبیند. میداند کجا باید شک کند، کجا باید دوباره بپرسد، و کجا ماشین فقط دارد شبیهِ دانستن حرف میزند.
نادانیِ پذیرفتهشده تنها چیزی است که ماشین ندارد. او نمیتواند نداند. ما میتوانیم — و همین، شاید تنها جایی است که هنوز از او جلوتریم.
پس شاید کارِ ما در این روزگار این باشد: نه رقابت بر سرِ دانستن، که پاسداری از توانِ ندانستن...
نمیدانم، شاید اشتباه میکنم ...
🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
⭕️ اتوپیا، امید، آگاهی ...
🆔 @Utopianist_Nasravi
«پذیرش نادانی، آغاز خردورزی است. انسان فقط زمانی خواهد توانست با استفاده از توانایی ذاتی خود خلاقانه عمل کند و از محدودیتهای خود فراتر برود که ابتدا محدودیتهای خود را بشناسد و فروتنانه و صادقانه آن را بپذیرد.»
— سقراط
دو هزار و چهارصد سال بعد، این جمله ناگهان دوباره تازه شده است.
روبهروی ماشین که مینشینی، با چیزی طرفی که هرگز نمیگوید «نمیدانم». همیشه پاسخی دارد؛ روان، مطمئن، بیمکث. و همین اطمینانِ بیوقفه، خطرناکترین ویژگیاش است — نه از آن رو که همیشه اشتباه میکند، بلکه از آن رو که تو را از پرسیدن بازمیدارد.
اینجاست که قاعدهای وارونه شکل میگیرد: هرچه در برابر ماشین بیشتر بدانی که نمیدانی، بیشتر میدانی.
کسی که نمیداند چه نمیداند، نخستین پاسخ را برمیدارد و میرود؛ برای او پاسخ، پایانِ کار است. اما کسی که مرزهای خودش را میشناسد، همان پاسخ را آغازِ کار میبیند. میداند کجا باید شک کند، کجا باید دوباره بپرسد، و کجا ماشین فقط دارد شبیهِ دانستن حرف میزند.
نادانیِ پذیرفتهشده تنها چیزی است که ماشین ندارد. او نمیتواند نداند. ما میتوانیم — و همین، شاید تنها جایی است که هنوز از او جلوتریم.
پس شاید کارِ ما در این روزگار این باشد: نه رقابت بر سرِ دانستن، که پاسداری از توانِ ندانستن...
نمیدانم، شاید اشتباه میکنم ...
🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
⭕ اتوپیا، امید، آگاهی ...
🆔 @Utopianist_Nasravi
«ما ابزارهایمان را میسازیم، و از آن پس، ابزارهایمان ما را میسازند.»
— مارشال مکلوهان
🆔 @Utopianist_Nasravi
#اتوپیا_و_هوش_مصنوعی — قسمت دوم
چهارصد سال پیش، فرانسیس بیکن جزیرهای خیالی ساخت به نامِ «آتلانتیسِ نو». در آن جزیره خانهای بود به اسمِ «خانهی سلیمان» — جایی که دانشمندان طبیعت را رام میکردند تا رنجِ بشر کم شود. اولین آرمانشهری که موتورش نه عدالت، که «علم و فناوری» بود.
بیکن رؤیای ماشینی را دید که کارِ فکر را آسان کند. ما امروز در دلِ آن رؤیا نشستهایم — و تازه میفهمیم رؤیای او یک شکافِ پنهان داشت: او فکر میکرد دانش، خودش خیر است. اما دانشِ بیجهت، فقط قدرت است؛ و قدرتِ بیجهت، همانقدر که میتواند رنج را کم کند، میتواند زیاد کند.
هوش مصنوعی «خانهی سلیمانِ» ماست. سؤالِ بیکن هنوز بیجواب مانده: چه کسی تصمیم میگیرد این خانه در خدمتِ چه چیزی باشد؟
نمیدانم شاید اشتباه میکنم ...
🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
⭕ اتوپیا، امید، آگاهی ...
🆔 @Utopianist_Nasravi
#از_کارِ_واقعی
این روزها هر که به موبایلش دسترسی دارد «متخصصِ هوش مصنوعی» شده. اما یک تفاوتِ ساده هست که همهچیز را عوض میکند: بعضی دربارهی AI حرف میزنند، بعضی با آن — زیرِ فشارِ یک ضربالاجلِ واقعی و بودجهی واقعی — چیزی میسازند و تحویل میدهند.
من نصفِ روزم را در یک شرکتِ بزرگ صرفِ همین میکنم: تبلیغِ سینمایی با هوش مصنوعی، برای برندی که اگر خروجی بد باشد، پولِ واقعی میسوزد. یاد گرفتهام فاصلهی «دموی قشنگ» تا «چیزی که واقعاً روی آنتن میرود»، همان جاییست که تخصص زندگی میکند.
هر چیزی که اینجا مینویسم، اول خودم اجراش کردهام. بس است دیگر....
🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
🆔 @Utopianist_Nasravi
🌐 nasravi.com
☀️ سطرِ صبح
هر صبح یک انتخابِ پنهان است: امروز را «طی میکنم» یا «زندگی میکنم»؟
بین این دو فعل، تمامِ عمر جا میشود.
🆔 @Utopianist_Nasravi
