ar
Feedback
نیل‌سآ🪁

نیل‌سآ🪁

الذهاب إلى القناة على Telegram

دلم پَروا نه، صد پروآنه دارد.🪻 کانال درسیم @NilNeuro

إظهار المزيد
1 725
المشتركون
-224 ساعات
+417 أيام
+17030 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+23
في 4 قنوات
أغسطس '26
+291
في 29 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+230
في 37 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+117
في 18 قنوات
Get PRO
مايو '26
+4
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+4
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '26
+2
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+50
في 7 قنوات
Get PRO
يناير '26
+56
في 8 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+135
في 33 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+95
في 35 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+81
في 23 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+188
في 41 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+151
في 39 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+186
في 45 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+365
في 38 قنوات
Get PRO
مايو '25
+226
في 30 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+118
في 17 قنوات
Get PRO
مارس '25
+113
في 28 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+79
في 21 قنوات
Get PRO
يناير '25
+81
في 20 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+117
في 23 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+98
في 6 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+39
في 3 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+62
في 7 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+88
في 4 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+211
في 10 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+548
في 11 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
06 سبتمبر+2
05 سبتمبر+3
04 سبتمبر+3
03 سبتمبر+5
02 سبتمبر+2
01 سبتمبر+8
منشورات القناة
من و تو باید یک روز خوب رو ببینیم. من و تو هنوز کار داریم. من و تو باید از این روزها رد بشیم. من و تو باید به یک صبح معمولی برسیم. من و تو باید یک‌ بار هم بی‌دغدغه بخندیم. من و تو باید بمونیم تا ببینیم چی می‌شه. من و تو هنوز باید خیلی چیزها رو از صفر شروع کنیم. من و تو باید برسیم؛ همین. من و تو هنوز نرسیدیم. من و تو باید یک روز، فقط یک روز، راحت باشیم. من و تو هنوز باید ببینیم آخر این همه نمی‌شه، چی میشه.

2
آزادی دور شدن نیست؛ نه اون‌قدر بالا که شهر از یادم بره و نه اون‌قدر پایین که خیال پرواز از سرم بیفته.
123
3
حس پرنده‌ای رو دارم که روی سیم برق نشسته و همه منتظرن پرواز کنه؛ ولی من فعلا همین‌جا رو دوست دارم، جایی بین زمین و آسمون، تو ارتفاعی که آدم‌ها هنوز قابل تشخیصن.
109
4
آرام باش، اما ساکن نه.
174
5
تو هم اگه منو دیدی که دارم از خودم دور می‌شم، صدام کن.
183
6
برای قلبت دعا نمی‌کنم؛ قلبت خودش راهش رو بلده. برای دست‌هات دعا می‌کنم که به چیزهای سرد عادت نکنن، برای چشم‌هات که از دیدن چیزهای تکراری خسته نشن برای گوش‌هات که هنوز صدای کلید انداختنِ یک آدم آشنا پشت در رو از صدای بقیه‌ی کلیدها تشخیص بدن، برای پا‌هات که بعضی وقت‌ها تو رو از مسیری ببرن که روی هیچ نقشه‌ای نیست، برای شونه‌هات که همه‌چیز رو اون‌قدر جدی نگیرن که حتی جای یک کوله‌ی سبک هم براشون سنگین بشه، برای زانو‌هات که اگه یک روز وسط پیاده‌رو خواستی بشینی و بند کفشت رو ببندی، از شلوغی خجالت نکشن، برای موهات که بوی یک جای خوب رو با خودشون تا خونه بیارن، برای پوستت که فرق گرمای دستی که دوستت داره رو با گرمای هر دستی بفهمه، برای لب‌هات که بعضی جمله‌ها رو پیش خودشون نگه ندارن تا دیر بشه، برای انگشت‌هات که هر از گاهی روی شیشه‌ی بخارگرفته چیزی بی‌معنی بکشن و پاکش نکنن، برای پیشونیت که با اخم کردن خط روشون نیفته و برای تن خسته‌ات که یک روز، بدون اینکه ازش اجازه بگیری، تصمیم بگیره برگرده سمت خونه.
190
7
انرژی‌ای که صبح دارم رو هیچ موقعی‌ای از روز ندارم، درود بر صبح.
216
8
دوست دارم آخرین روزهاش رو دقیق ببینم؛ دیگه آفتاب زودتر از من حوصله‌ی بیدارشدن نداره، لیوان آب کنار تختم خنک‌تره، شب‌ها پنجره رو کمی بیشتر می‌بندم، صندلی رو می‌کشم نزدیک پنجره و می‌ذارم باد هر صفحه‌ای رو که دلش خواست ورق بزنه، گلدون گوشه‌ی پنجره تکون می‌خوره و برای خودم سیب رو با دارچین می‌ذارم روی حرارت تا بوش توی خونه بپیچه.
263
9
دختری که نونش رو برای پرنده‌های کوچه نصف می‌کنه، پیکِ موتوری‌ای که وسطِ خیابون برای یک گربه ترمز می‌کنه، مردی که هر روز صبح دو بطری آب روی لبه‌ی پنجره میذاره، یک لیوان قهوه‌ی نصفه روی سقف ماشین، دوچرخه‌ای که هر روز دقیقا به همون تیر چراغ برق قفل می‌شه و امروز سبدش پر از لیمو ترشه، چراغ راهنمایی‌ای که سه ثانیه دیرتر سبز میشه و یک عالمه آدم رو وادار می‌کنه به هم نگاه کنن، پیرمردی که هر روز صندلی مشخصی از پارک رو انتخاب می‌کنه، زنی که خریدهای سنگینش رو روی زمین می‌ذاره تا نفسی تازه کنه، یک صندلی پلاستیکی که همیشه بیرونِ یک مغازه‌ست، حتی وقتی مغازه بسته‌ست؛ شهر برای من پر از خبرهای کوچیکیه که هیچ‌جا چاپ نمی‌شن.
322
10
به جایِ این که سعی کنی به یه کرم، معنیِ پرواز رو بفهمونی، با پروانه‌ها دوست شو.
357
11
پروانه‌ای که دنبالش می‌کردی، قرار بوده که بهت زیباییِ رها کردن رو نشون بده.
359
12
شاید نورم اون‌قدر نیست که کسی باهاش راه خونه‌شو پیدا کنه، ولی برای خودم کافیه که بدونم هنوز گم نشدم.
819
13
من اون حلزونِ کوچیکِ روی دیوارم که هیچ‌کس نمی‌فهمه چرا هر روز فقط چند سانت یک مسیرِ تکراری و بی‌مزه‌رو جلوتر میرم؛ خودمم دقیق نمی‌دونم، فقط دلم نمی‌خواد جای دیروزم بمونم.
886
14
باید اون‌قدر نزدیکِ زندگی بایستم که لبه‌هاش بهم گیر کنه؛ زندگیِ بی‌خط‌وخش، شبیه چیزیه که هنوز شروع نشده.
534
15
من فقط زنده موندن نمی‌خوام؛ می‌خوام یک جایی وسطِ روز، یادم بره داشتم به زنده بودن فکر می‌کردم.
559
16
بلاتکلیفی سر آدم رو پر می‌کنه، تهِ دل رو خالی.
520
17
+یکم یعنی چقدر؟ -بستگی داره با کی بگذره؛ گاهی خیلی زیاده، گاهی خیلی کم.
527
18
برشی از فکرها، ردی از روزها، با ته‌مزه‌ی زندگی.
133
19
هرجا زندگی گفت "نه"، من یک "فعلا" کوچیک کنارش می‌ذارم.
892
20
هر بار خواستم جا بزنم و کنار بکشم، یکی یقه‌ی دلم رو گرفت و گفت بشین، هنوز بهترین سکانس رو ندیدی.
3 907