ar
Feedback
I'm

I'm

الذهاب إلى القناة على Telegram

و در آخر اگر روزی نبودم،نوشته هایم بمانند و بخوانید. “ ¹⁴⁰¹/⁹/¹⁷ ”

إظهار المزيد
392
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
-5030 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
ديسمبر '24
ديسمبر '24
+2
في 1 قنوات
نوفمبر '24
+15
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+18
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+121
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+5
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+7
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '24
+5
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+2
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '24
+15
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+125
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '24
+309
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+274
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+204
في 3 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+159
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+270
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+466
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+406
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+142
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+368
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+1 375
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
24 ديسمبر0
23 ديسمبر0
22 ديسمبر0
21 ديسمبر0
20 ديسمبر0
19 ديسمبر0
18 ديسمبر0
17 ديسمبر+1
16 ديسمبر0
15 ديسمبر0
14 ديسمبر0
13 ديسمبر0
12 ديسمبر0
11 ديسمبر0
10 ديسمبر0
09 ديسمبر+1
08 ديسمبر0
07 ديسمبر0
06 ديسمبر0
05 ديسمبر0
04 ديسمبر0
03 ديسمبر0
02 ديسمبر0
01 ديسمبر0
منشورات القناة
گاهی اوقات زندگی تو رو تو موقعیت هایی قرار میده گاهی تصمیماتی بگیری و مسیری رو انتخاب کنی به هرحال‌.. اینجا رو پاک نمیکنم ، چون هیچوقت علاقه‌ای به پاک کردن خاطرات ندارم. امیدوار و مهربون باشید و لبخند زدن یادتون نره؛ امیدوارم همگی سبز بمونیم با آرزوی موفقیت و حالِ خوب برای تک تکتون (به خصوص اَشی خوش قلب و بقیه دوستان)💚

2
زینب زینبب اول و آخر زینب
1
3
🤣🤣🤣
1
4
در عرض این چند روز سلامت روانم بگا رفته
7
5
ریدم تو اینجا من
7
6
داش خفه شو توروخدا
8
7
از ما گفتن
9
8
زینب قاطی مرغا شد من اینجا رو اداره میکنم
9
9
عاشق خواستگارای زینبم🤣🤣🤣
9
10
لا يوجد نص...
97
11
- Leave it to God.
96
12
شادی چِقَدر شُده دور به چِشَم!
86
13
انگیزتو میخام چیکار
16
14
جملات انگیزشی رو بکن تو کونت عزیزم🙏🏿
16
15
دو چاوه ورفشِ ته ایشو هاتیه بیرا مِن..
14
16
رسالة صوتية
13
17
کسی نمی‌داند در این مدت چه توانی صرف کرده‌ام تا مقابل افکارم بایستم و به یک باره همه چیز را تمام نکنم؛ روزها به تکرار می‌گذرد و هر لحظه به من یادآوری می‌کند که چقدر تنها هستم. حتی گاهی احساس می‌کنم که دیگر هیچ راهی برای فرار از این بارِ سنگین وجود ندارد.
92
18
بردارم یه چی بکوبم به این عقربه های ساعت
8
19
باز ما تب کردیم و این شب اندازه یه قرن گذشت
8
20
-
-
105