ar
Feedback
اُتاقِ ‌333

اُتاقِ ‌333

الذهاب إلى القناة على Telegram

زیر لب گفت: انسان جایز الخطاست؛ و ماشه را کشید. UK: @ROOM333BOT

إظهار المزيد
1 109
المشتركون
+6924 ساعات
+497 أيام
+42530 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+243
في 1 قنوات
يونيو '26
+430
في 3 قنوات
Get PRO
مايو '26
+4
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+6
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+22
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '26
+7
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+26
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+18
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+36
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+155
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+137
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+37
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+159
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '25
+262
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+190
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '25
+181
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+185
في 4 قنوات
Get PRO
يناير '25
+86
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+89
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+191
في 5 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+215
في 13 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+235
في 21 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+246
في 33 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+432
في 11 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+17
في 4 قنوات
Get PRO
مايو '24
+428
في 25 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+249
في 54 قنوات
Get PRO
مارس '24
+382
في 93 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+321
في 52 قنوات
Get PRO
يناير '24
+300
في 4 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
13 يوليو+46
12 يوليو+71
11 يوليو0
10 يوليو+1
09 يوليو0
08 يوليو+10
07 يوليو0
06 يوليو+16
05 يوليو+11
04 يوليو+20
03 يوليو+11
02 يوليو+19
01 يوليو+38
منشورات القناة
سلام! امیدوارم حالتان برخلاف حال‌وهوای پاریس که هیچ‌وقت نمی‌شود حدس زد دقایقی بعد آفتاب خواهد تابید یا باران خواهد گرفت، خوب باشد. خیلی وقت بود که می‌خواستم برایتان نامه بنویسم؛ اما هر بار کلمات پیش از آنکه روی کاغذ بنشینند از من فرار می‌کردند. راستش حق دارید اگر مرا نشناسید. بگذارید خودم را معرفی کنم. من همسایه‌ی جدید شما هستم. همان که چند ماهی است به ساختمان روبه‌روی خانه‌تان نقل مکان کرده است. برای ادامه‌ی تدریس، شهر کوچکم را ترک کردم و به پاریس آمدم. شهری که سال‌ها پیش، پیش از آنکه آن را ببینم، در کتاب‌ها شناخته بودم. تصور می‌کردم پاریس شهری است که آدم‌ها در کافه‌هایش شعر می‌خوانند، زیر باران عاشق می‌شوند و شب‌ها پنجره‌هایشان رو به موسیقی باز می‌شود. اما وقتی رسیدم، فهمیدم این شهر بیش از هر چیز، تنهایی را خوب بلد است. خانه‌ای که اجاره کرده‌ام اتاق کوچکی در طبقه‌ی چهارم ساختمانی قدیمی است. پنجره‌ی اتاقم درست روبه‌روی بالکن خانه‌ی شما باز می‌شود. بیشتر وسایلم هنوز داخل جعبه‌ها مانده‌اند. تنها چیزی که زودتر از همه جای خودش را پیدا کرد، کتاب‌هایم بودند! میان آن‌ها همیشه برای چند نویسنده جا باز کرده‌ام؛ نویسندگانی که در روزهای سخت، بیشتر از آدم‌ها با من حرف زده‌اند. شاید برای همین است که غروب‌ها به‌جای قدم زدن در خیابان‌های شلوغ، فنجانی قهوه برای خودم می‌ریزم، روی بالکن می‌ایستم و خاموش شدن آرام آسمان را تماشا می‌کنم. غروب‌های پاریس، شبیه هیچ غروب دیگری نیستند. آسمان پیش از اینکه شروع به تاریک شدن کند، برای چند دقیقه رنگش را میان خاکستری، نارنجی و آبی گم می‌کند. گاهی روز را بدرقه می‌کند و گاهی شب را در آغوش می‌کشد. و همین الان، نور آخرین خورشید، روی سنگفرش‌های خیس کوچه می‌لغزد و پنجره‌های قدیمی ساختمان‌ها را به رنگ کهربا درمی‌آورد. کافه‌ی نبش کوچه صندلی‌هایش را آرام‌آرام جمع می‌کند و صدای دور زنگ دوچرخه‌ها، با خش‌خش برگ‌های چنار درهم می‌آمیزد. نمی‌دانم از چه روزی شروع شد. اما نگاه من ناخواسته هر غروب به پنجره‌ی خانه‌ی شما گره خورد. ولی در همین ساعت ها، پنجره‌ی اتاق شما همیشه باز است. پرده‌ی سفید با هر وزش باد اندکی کنار می‌رود، خیال می‌کنم که خانه می‌خواهد نفس تازه کند. چراغ مطالعه روشن می‌شود و نور زردش تنها گوشه‌ای از اتاق را روشن می‌کند، نه بیشتر. شما تقریبا همیشه روی همان صندلی راکی چوبی نشسته‌اید، با فنجانی که بخار قهوه‌اش خیلی زود در هوای خنک عصر گم می‌شود، سیگاری میان انگشتانتان و خودنویسی که گاهی با شتاب روی کاغذ می‌دود و گاهی دقیقه‌ها بی‌حرکت میان انگشتانتان می‌ماند. از این فاصله هرگز نتوانستم نوشته‌هایتان را ببینم، اما حرکت دستتان را حفظ شده‌ام. بعضی روزها، قلمتان با آرامشی عجیب پیش می‌رود. آن‌قدر نرم که گمان می‌کنم کلمات پیش از رسیدن شما روی کاغذ منتظر ایستاده‌اند. اما بعضی غروب‌ها بعد از مکث کردن های طولانی، برگه را از دفتر جدا می‌کنید، لحظه‌ای به آن خیره می‌مانید و بعد با بی‌حوصلگی مچاله‌ و روی میز رهایش می‌کنید. درست مثل شخصی که بخشی از وجود خودش را کنار گذاشته باشد. شاید کمی شبیه به من..
آخرین نامه/اڤگار -ادامه دارد

2
+3
لا يوجد نص...
483
3
Jesus Christ..this is truly a masterpiece girlll! I adore your art🖤
72
4
اهنگ برا متعادل سازی حجم چیزی ک میبینی درواقع ۱۸ و۱۹ ۶ ماه بعد درهمون روزا
اهنگ برا متعادل سازی حجم چیزی ک میبینی درواقع ۱۸ و۱۹ ۶ ماه بعد درهمون روزا
72
5
لا يوجد نص...
415
6
لا يوجد نص...
422
7
Angela's hell - SIlent hill 2.m4a
405
8
نقصِ بی نقص می‌توانم در گودال‌ صیغل وجودت جنین شوم. آزاد می‌خواهمت، اما در احساسم به تو اسیر شده‌ام. نمی‌دانستم این چه هست، می‌دانستم شکار شده و خونریزی می‌کند، و می‌دانستم که نگاهی سرشار از زندگی دارد. ولی همگان روزی شکار می‌شویم؛ حتی شکارچیان.
595
9
Angela's hell - SIlent hill 2.m4a
1
10
نه حقیقتا، علاقه‌ای ندارم
28
11
شما هم فوتبال میبینید؟
29
12
جیزز با چند ناشناس پیام می‌دید
37
13
https://t.me/Room_333/7378 گریه دارماا گریههه
37
14
پس خوب شد که بازی رو ندیدم.
38
15
اره)) اسپانیا دقایق آخر تو وقت اضافه گل زد، واقعا بازیه مزخرفی بود.
38
16
پرتغال باخت؟؟ جدا؟؟
41
17
لا يوجد نص...
513
18
همین الان شهر ما داره بارون میاد، خواستم اطلاع بدم که حسد بورزید
75
19
لا يوجد نص...
565
20
دوستانی که پرسیدید، ایشون قابل اعتماده🙏🏻 یه سر حتما به کانال بزنید، مبلغ جمع شده هم برای کمک به نیازهای یک کودک مبتلا به سرطانه.
45