ar
Feedback
Kierkegaard | کی‌یرکگارد

Kierkegaard | کی‌یرکگارد

الذهاب إلى القناة على Telegram

«اضطراب، سرگیجهٔ آزادیست.» جهت ارتباط با ادمین و انجام تبلیغات به آیدی زیر پیام بدید: @Kierkegaard_admin

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام Kierkegaard | کی‌یرکگارد

تُعد قناة Kierkegaard | کی‌یرکگارد (@kierkegaard3) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 17 830 مشتركاً، محتلاً المرتبة 1 849 في فئة الفن والتصميم والمرتبة 18 665 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 17 830 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 17 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 208، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 16، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 41.65‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 8.66‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 7 424 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 544 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 1.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل روز, کس, علم, آنکه, ترجمه.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
«اضطراب، سرگیجهٔ آزادیست.» جهت ارتباط با ادمین و انجام تبلیغات به آیدی زیر پیام بدید: @Kierkegaard_admin

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 18 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الفن والتصميم.

17 830
المشتركون
+1624 ساعات
+917 أيام
+20830 أيام
أرشيف المشاركات
چقدر خودت را می‌شناسی؟😶‍🌫️ روان‌شناسی، فلسفه، ادبیات و تحلیل انسان؛ دست‌کم بخشی از وقت خود را صرف چیزی کنید که شما را آگاه
چقدر خودت را می‌شناسی؟😶‍🌫️ روان‌شناسی، فلسفه، ادبیات و تحلیل انسان؛ دست‌کم بخشی از وقت خود را صرف چیزی کنید که شما را آگاه تر کند.🪴 اگر شما هم از محتوای زرد خسته شده اید با ما همراه باشید 👇 @jenaschannel @jenaschannel #تبلیغات

مگر نه این است که جهان هرروز به کام یکی است؟ امروز از آن تو است و فردا از آن من. در کار نبرد و جنگ و ستیز هیچ‌کدام نباید حکم قاطع داد، زیرا آنکه امروز برخاک می‌افتد شاید که فردا برخیزد، به شرط اینکه خود نخواهد در بستر بماند و منظورم ازاین سخن آن است که مقهور یاس و شکست نشود و جرئت و قوت قلب تازه‌ای برای نبردهای دیگر در خود بدمد.
دن کیشوت، سروانتس

این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است، اما مهم ترینش یک جوانی بدون رنج و نگرانی در یک سرزمین ارام است.
عباس معروفی، سال بلوا

انسان شاید بیش از آن‌که از مرگ بترسد، از فراموش‌شدن می‌ترسد. بسیاری از ما، آگاهانه یا ناآگاهانه، با این امید زندگی می‌کنیم که ردی از خود بر جهان باقی بگذاریم؛ نامی، خاطره‌ای، اثری یا حتی حضوری در ذهنِ کسانی که دوستشان داشته‌ایم. ارنست بکر (Ernest Becker) در کتاب The Denial of Death استدلال می‌کند که بخش بزرگی از تلاش‌های انسان—از ساختن تمدن‌ها و خلق آثار هنری گرفته تا جست‌وجوی شهرت و جاودانگی—ریشه در همین اضطراب بنیادین دارد: این‌که روزی از میان خواهیم رفت و جهان، بی‌آن‌که متوقف شود، به حرکت خود ادامه خواهد داد. اما تراژدیِ انسان مدرن شاید در این نباشد که می‌میرد، بلکه در این باشد که احساس می‌کند هرگز واقعاً دیده نشده است. در جهانی که میلیون‌ها صدا هم‌زمان سخن می‌گویند، بسیاری از انسان‌ها به موجوداتی نامرئی تبدیل شده‌اند؛ حاضرند، اما دیده نمی‌شوند؛ حرف می‌زنند، اما شنیده نمی‌شوند. رولان بارت (Roland Barthes) معتقد بود که عکس‌ها و خاطرات، تلاشی ناامیدانه برای مقاومت در برابر فراموشی‌اند؛ گویی هر تصویر، زمزمه‌ای خاموش است که می‌گوید: «من این‌جا بوده‌ام.» شاید به همین دلیل است که انسان‌ها از نابودیِ جسم کمتر از محوشدن از حافظه‌ی دیگران هراس دارند. شبکه‌های اجتماعی، میل به دیده‌شدن را تشدید کرده‌اند، اما الزاماً آن را ارضا نکرده‌اند. هرگز تا این اندازه دیده نشده بودیم و شاید هرگز تا این اندازه احساس نامرئی‌بودن نکرده بودیم. دیده‌شدن، با تماشا شدن تفاوت دارد؛ انسان می‌تواند هزاران مخاطب داشته باشد و همچنان احساس کند هیچ‌کس او را نمی‌شناسد. و شاید به همین دلیل است که عشق، دوستی و هنر چنین اهمیت پیدا می‌کنند؛ زیرا در عمیق‌ترین معنای خود، نوعی مقاومت در برابر فراموشی‌اند. شاید دوست‌داشتنِ دیگری، پیش از هر چیز، این وعده‌ی خاموش باشد که «من شاهدِ وجودِ تو خواهم بود.» و شاید معنای واقعیِ جاودانگی، نه در مشهورشدن و نه در ماندگاریِ نام‌ها، بلکه در همین لحظات کوچکِ به‌یادآورده‌شدن نهفته باشد؛ در این‌که کسی، جایی، سال‌ها بعد، هنوز نام ما را با اندکی مهر و اندوه به زبان بیاورد.
® Ikiru, Akira Kurosawa, 1952

‌میل جنسی نمیتواند مستقیم بیان شود؛ جامعه آن را طرد میکند.به همین دلیل میل در پوشش عشق ظاهر می شود و خود را در قالب ادبیات موسیقی و هنر باز می نمایاند. از نگاه فروید، ادبیات و هنر سرشارند از داستان‌ها و افسانه‌هایی که مضمون اصلی‌شان چیزی جز کوشش زن و مرد برای رسیدن به یکدیگر نیست. اما نکته‌ ی اساسی اینجاست که امیال جنسی به همان شکل خاموش مستقیم نمی‌توانند بیان شوند، زیرا جامعه آن‌ها را برنمی‌تابد.‌ بنابراین این امیال، جامه‌ای پذیرفتنی‌تر به‌نام عشق به تن می‌کنند و در قالب شعر، موسیقی و هنرخود را آشکار می‌سازند. به همین دلیل است که عشق در نظر فروید چیزی فراتر از یک احساس ساده است؛ عشق، همان میل سرکوب‌شده‌ای است که از راهی دیگر به زندگی ما بازمی‌گردد.
زیگموند فروید

آدم‌ها هیچ‌وقت به اندازه‌ی زمانی که احتمال می‌دهند آشوب یا فاجعه‌ای در راه باشد احساس آزادی و بی‌باکی نمی‌کنند.
آواز کافه‌ی غم‌بار، کارسون مکالرز

من او را در برابر خرد، علیه قول، علیه صلح، علیه امید، علیه سعادت و در برابر هرگونه دلسردی که ممکن بود دوست داشتم.
انتظارات بزرگ، چارلز دیکنز

به انسان عقل داده شده است تا خود را از آنچه ناراحتش می‌کند خلاص کند.
آنا کارنینا، تولستوی

چه بی‌نشاط بهاری که بی‌رخ تو رسید.
هوشنگ ابتهاج

اگه خیلی وقته دنبال تراپیست میگردی.. دنبال یه فضای امن مشاوره فردی با رویکرد اگزیستانسیال میتونه بهت کمک کنه.. با معارفه ی را
اگه خیلی وقته دنبال تراپیست میگردی.. دنبال یه فضای امن مشاوره فردی با رویکرد اگزیستانسیال میتونه بهت کمک کنه.. با معارفه ی رایگان✓ اگه هنوز چیزی برات کنگ و مبهمه، بهم پیام بده : 📩 @Maahmadifar 📞 09331308657

این حقیقت دارد که ما در زمانه‌ای «غم زده» زندگی می‌کنیم. اما بسیار زیادند کسانی که غم و ناامیدی را با هم اشتباه می‌گیرند.
آلبر کامو، تابستان

با جلسه معارفه رایگان ⚡️

اگه خیلی وقته دنبال تراپیست میگردی.. دنبال یه فضای امن مشاوره فردی با رویکرد اگزیستانسیال میتونه بهت کمک کنه.. با معارفه ی را
اگه خیلی وقته دنبال تراپیست میگردی.. دنبال یه فضای امن مشاوره فردی با رویکرد اگزیستانسیال میتونه بهت کمک کنه.. با معارفه ی رایگان✓ اگه هنوز چیزی برات کنگ و مبهمه، بهم پیام بده : 📩 @Maahmadifar 📞 09331308657

مرا یاد کسی می‌اندازی که از پس پنجره‌ای بسته نگاه می‌کند و حرکات عجیب عابر را نمی‌فهمد. نمی‌داند آن سوی پنجره چه طوفان شدیدی درگرفته یا آن عابر با چه مشقتی خود را سرپا نگه داشته است.
لودویگ ویتگنشتاین

روزی از بدترین بخش ماجرا عبور خواهیم کرد. درد از ما عبور خواهد کرد؛ ما همچنان زخمی خواهیم بود، اما بر اندوه خود فائق آمده‌ایم.
از تروما تا التیام، آلن دوباتن

‌ هر وقت سعی میکنم لبخند بزنم احساس میکنم به آنچه در درونم است خیانت میکنم...
فئودور داستایفسکی، جنایت و مکافات

تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود - فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و خسته می‌کرد - من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم انس نگرفته بودم، آن دنیای دیگر به چه درد من می‌خورد؟
صادق هدایت، بوف کور

سکوت، انتهای محبت به کسی است که از او خشمی در خویشتن داریم امّا توان از دست دادنش را نداریم.
هستی، رولو می

انسان می‌تواند هم‌‌زمان که دارد برای زندگی تلاش می‌کند و می‌‌جنگد، به رفتن و گم و گور شدن هم فکر کند.
‏یادداشت‌های زیرزمین، فئودور داستایفسکی

حس می‌کنم تراژدی این کشور دیگر در کلمات نمی‌گنجد.
بالکان اکسپرس، اسلاونکا دراکولیچ