251
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
251
برای دومین بار تو زندگیم معجزه و خوش شانسی زیاد رو دیدم پس نتیجه میگیریم معجزه وجود داره :))
251
اتفاقاتی که از صبح در جریانه کاملا شبیه فیلمهای جناییه. چیزهایی که فکر میکردم فقط مال تو سریالای پلیسیه و تو واقعیت دیده نمیشه.
251
Xwezî Yаrê tu yа min bа,
Tu j'ber serê min rаnebа.
Herdem li ber çаvê min bа,
Weylа li min.
Were Yаrê brîndаrim,
Dil nexweşim, wekî аr im
Nemа bête ez dikаrim,
Weylа li min.
251
Repost from N/a
«نمیتوانستم باور کنم که وضعیت همین است. که ورق هایی که زندگی به من داده همین چهارتاست و باید با همینها سر کنم. این ورقهایی که نه انتخاب من بود و نه من بازی با آنها را بلد بودم. آخر مگر چه کسی به تو زندگی را یاد میدهد؟ کتت را تنت میکنند، عینکت را صاف میگذارند روی چشمانت و میگویند بفرما. بفرما برو زندگی کن.»
251
بدتر اینکه نمیتونی پیش هیچکی غر بزنی چون فورا میگن ای بابا چقد لوسی تو که چیزی کم نداری، من یه جزیره شخصی کم دارم!
251
بحران نوجونی رو رد میکنی، میرسی به بحران جوانی، بعدش بزرگسالی تهشم میانسالی و پیری و تموم این سالها رو صرف گشتن دنبال آرامش میکنی، آرامشی که قراره لای هر روز بگا رفتنت پیداش کنی.
