ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

Saved Messages

Saved Messages

الذهاب إلى القناة على Telegram
2 456
المشتركون
-124 ساعات
+117 أيام
+48930 أيام
أرشيف المشاركات
و این روزها، بیشتر چیزها و آدم‌ها، آدم را تنهاتر می‌کنند، انگار که آدمِ تنها دارد تنهایی کسی را با خودش پر می‌کند و تنهایی خودش را تنها برای خودش نگه می‌دارد و با کسی شریک نمی‌شود، یک تنهایی تکثیر شده در میانه‌ی دستان آدمیزاد، که آدم نمی‌داند بعد از رها کردن‌اش، با نامعلومی دستان خالی و بیکار مانده‌اش چه باید بکند.

‏کلمه هست، حرف هست، زبان هست، سخن هم هست، امّا میل سخن گفتن نیست.

سلامتی :) #برنامه‌ناشناس‌پلاس
سلامتی :) #برنامه‌ناشناس‌پلاس

از بین الحرمین دارم بهت پیام میدم سلامتی‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

1204

؟

شاید بگید دارم از خودم تعریف می‌کنم اما از دست دادن من می‌تونه بزرگ‌ترین تراژدی زندگیت باشه. این رو می‌تونید برید از استاکرای اینجا بپرسید.

Ghashange Man.mp313.52 MB

آدمی را گمان بر این است که چون لب به سخن از اندوه می‌گشاید، سبک‌بار می‌شود، اما چه بسیارند لحظاتی که زبان از گفتن تمامی آن‌چه در دل نهفته است، باز می‌ماند. گاه ناگزیر است که ژرفای تاریکی رنج خویش را در دل پنهان دارد؛ و نه‌تنها سیاهی آن را، بلکه روشنی‌اش را. و چنین است که سخن، نیمه‌جان بر لب می‌ماسد و لب، ناچار از گزیدن می‌شود. نه از بیم داوری، که از هیبت آن کوه‌هایی که در سینه جای گرفته‌اند و اگر رها شوند، بنیاد جان را به لرزه خواهند انداخت. دردهایی هست که مجال بیان نمی‌یابند نه بدان‌سبب که زبان قاصر است، بلکه از آن‌رو که هیچ واژه‌ای، برد و عمق آن را تاب نمی‌آورد. انسان، ناگزیر، تکه‌ای از خویش را ناگفته رها می‌کند، و این ناگفته‌ها، آرام‌آرام در دل‌ خانه می‌سازند؛ قد می‌کشند، سنگین می‌شوند، و در سکوتی نجیبانه، قامت روح را خم می‌کنند. آری، هر بار که دلی لب به درددل می‌گشاید، و در میانه‌ی گفتن، به ناچار خاموش می‌شود؛ هر بار که چشم‌ها از سخن بازمی‌مانند و نگاه، بار دل را به دوش می‌کشد؛ در همان لحظه، کوهی به کوهستان سینه‌ی انسان افزوده می‌شود. کوهی از واژه‌های نگفته، از آه‌های فروخورده، از اشک‌هایی که نچکیدند، و از حرف‌هایی که هرگز مجال گفتن نیافتند.

Repost from Saved Messages
من فکر می‌کنم خاصیت اشک بر امام حسین این است که تو یقین داری برای کسی گریه می‌کنی که ارزشش را دارد. همین است که سبک می‌کند. همین است که جان می‌بخشد.

بیش از اندازه ناامید و غمگین نیستم ولی بیش از تصور خسته‌ام و دلم می‌خواهد پایان را جشن بگیرم؛ پایان این روزها، این رنج‌ها، این دلتنگی‌ها یا این زندگی.

+2
Mehdi-Yarrahi-Sale-Dard-128.mp33.72 MB

Mehdi-Yarrahi-Sale-Dard-128.mp33.72 MB

+2
Mehdi-Yarrahi-Sale-Dard-128.mp33.72 MB

کنارش اصراری به قوی بودن نداشتم. شاید بتوان گفت این بالاترین مرحله‌ی دلدادگی در دنیای من بود.

+2
Alireza Ghorbani - Sheyda.mp39.05 MB

انگار تمام آن‌چه دوست داشته‌ام از من دزدیده‌اند. و حتی اگر تمام آن را به من بازگردانند، کافی نخواهد بود.

اما برای من، همه چیز بیش از حد جدی بود. همه‌ی آن چیزهایی که دیگران به سخره می‌گرفتند و من حافظه‌ام را سلاخی می‌کردم.

تو مرا از چنگ نومیدی که می‌رفت تا خرد را در من ببلعد، بیرون می‌کشی.

چون‌که امروز روز جهانی دوست صمیمی بود.