ar
Feedback
مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.

مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.

الذهاب إلى القناة على Telegram

فرانچسکا، من واقعا فکر می‌کنم تو وجود داری و تمام این داستان‌ها اتفاق افتاده. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614

إظهار المزيد
711
المشتركون
-124 ساعات
-57 أيام
-730 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from Eternity and a day
خدا رو شکر دیگه حتی نمیفهمم تقصیر پی ام اسه، هورمونه، ایرانه، امتحاناته، مشکل روانیه، مشکل مالیه، جسمیه یا جنگه.

-نزدن که +مواد؟ -موشک رو گفتم.

ایرانی جماعت حتی این وضعیت رو با موسیقی هم رومنتسایز می‌کنه. بس.

Repost from N/a
دیشب دیدم این عرزشیا جمع شدن توی خیابون خوشحالی می‌کنن، واقعا بهشون حسودی کردم. ادم ایرانم زندگی کنه حداقل عرزشی باشه عقل ندارن راحتن.

بابت هیچ‌ حسی نداشتن عذاب وجدان دارم.

مثل اینکه به ادبیات کلاسیک اروپا نمی‌رسیم پس.

زندی‌زاده برو خودت رو بکش.

ادبیات کلاسیک اروپا زندگیم رو سیاه کرده نمی‌دونم چقدر واضحه.

نفرت‌ پراکنی‌های من رو کجا پرایوت شر می‌کنید.

به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و می‌خوام بمیرم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و می‌خوام نیست و نابود شم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و می‌خوام وجودیتم رو بالا بیارم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و می‌خوام از دانشگاه انصراف بدم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و نسبت به گوته فراری می‌شم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و از هرچه که کلاسیک هست بیزار می‌شم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و به خودکشی درود می‌فرستم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و برای سگ سیاه افسردگی دست تکون می‌دم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و بر ناتان خردمند و دکتر فاستوس و توراندخت و خسیس لعنت می‌فرستم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و از وجود داشتنم پشیمون می‌شم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌‌کنم و زندگیم از تخته سیاه، سیاه‌تر می‌شه. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و میل به زندگی در من به زیر صفر می‌رسه. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و از تحصیلات پشیمون می‌شم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و برای تجزیه شدن خودم رو آماده می‌کنم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و منتظر از بین رفتن می‌مونم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و نسبت به اروپا و ادبیات کلاسیکش لعن و نفرین می‌فرستم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و دلم به حال خودم می‌سوزه. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و مفیستوفلیس عذابم می‌ده. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و متوجه می‌شم دنیا دو روزه. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و می‌بینم گوته تبدیل به کابوسم شده. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و خودم رو به قعر چاه میندازم. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و منجلابی که قراره گرفتارش بشم بهم چشمک می‌زنه. به ادبیات کلاسیک اروپا فکر می‌کنم و درد و نفرین به این واحد بی‌صاحاب.

فلوبر خسته‌ام کردی انقدر تو هر مکتبی که وجود داره تو هم وجود داری.

هومن زندی‌زاده زندگیم رو سیاه کردی.

فاوست تموم نمی‌شه ولی من تموم می‌شم.

این ترم تموم نمی‌شه ولی من تموم می‌شم.

مکاتب ادبی فریبم داد، اسطوره‌ و نمایش عذابم می‌دهد و از ادبیات کلاسیک اروپا وحشت دارم.

امیل زولا همه‌جا هست. تو هر مکتبی هست. بس کن تروخدا.

I am going to kill myself like fr

-می‌خوام تو یک موقعیت مناسب skyfall بذارم. +پس بریم همت.

و من وقتی اول بخوام اون لکچر رو درمورد اون کاراکتر برم که من به دلیل یک، دو، سه، از این آدم متنفرم، اون دلیل یک، دو، سه؛ دقیقا دلیل‌هاییه که بابتش از خودم متنفرم.