ar
Feedback
مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.

مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.

الذهاب إلى القناة على Telegram

فرانچسکا، من واقعا فکر می‌کنم تو وجود داری و تمام این داستان‌ها اتفاق افتاده. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614

إظهار المزيد
712
المشتركون
-424 ساعات
-37 أيام
-1130 أيام
أرشيف المشاركات
احساس می‌کنم یک‌بازه از زمان هست هرسال که من باید به یقین حتما در گا باشم، منظورم تمام سال هست البته.

خداروشکر گریه تو خیابون و دانشگاه و کافه رو هم آنلاک کردم. انشالله فروپاشی روانی‌های بیشتر در مکان‌های جدیدتر❤️

یک‌جوری اشکم دم مشکمه که خاک بر سرت عسل جون داری چه غلطی می‌کنی❤️

دلیلی که باید بخاطرش برم تو غار زندگی کنم:

Repost from N/a
photo content

بیاید کتابفروشی گویا نجاتم بدید لطفا.

نمی‌دونم چطور بگم ولی هرلحظه ممکنه از استرس بشینم همین وسط گریه کنم خودمو بکشم

من نمی‌دونم کدوم آدم عاقلی ساعت هشت صبح تحلیل نمایشنامه برمی‌داره

مردها اغلب موجوداتی زشت.

ببخشید از محیط‌هایی که مردها توش زیادن بی‌زارم باعث می‌شن بخوام گریه کنم و فریاد بکشم و موهام رو دونه دونه جدا کنم و از دستشون فرار کنم برم تو یک جنگل پر از خرس. انواع خرس‌ها. گریزلی و هرچی.

مرگ میخ

ببینید تنها بخش بامزه‌ی کارم اینه که یه کاسکو هست اسمش فندوقه ولی حتی اونم نمی‌ذاره بهش دست بزنم نازش کنم چون دوستم نداره

نمی‌خوام برم دانشگوه

سلام نمی‌خوام برم سرکار

Repost from Eternity and a day
پی ام اس اصلا قضیه‌ی جالبی نیست. آدم نمی‌فهمه واقعا حق داره ناراحت باشه، یا صرفا الکی یه حساسِ کصونه واویلا شده.

اولین روز کاری جوری بود که الان می‌خوام بخاطر تمام تغییراتی که ممکنه بوجود بیاد گریه کنم و فروپاشی روانی رو در آغوش بگیرم

دیوانه شدم چرا تموم نمی‌شه🙏🏽

I was looking for a job, and then I found a job And heaven knows I'm miserable now

فردا اولین روز کاری‌ای هست که قراره داشته باشم و نمی‌دونم از شدت اضطراب می‌خوام سر به کوه و دشت و بیابون بذارم یا اینکه فقط پنجمین لیوان چای رو بخورم و امیدوار باشم که فردا قرار نیست از شدت استرس درجا سکته کنم.