ar
Feedback
شب‌های بی‌کلام

شب‌های بی‌کلام

الذهاب إلى القناة على Telegram

𝑴𝒚 𝒘𝒐𝒓𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕𝒔 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐲𝐨𝐮 𝐰𝐢𝐥𝐥 𝐥𝐢𝐬𝐭𝐞𝐧 𝐭𝐨 𝐦𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐢𝐬 𝐯𝐞𝐫𝐲 𝐫𝐚𝐫𝐞.

إظهار المزيد
6 490
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
رسالة صوتية01:00

congratulations - mac miller (piano + looped) و رسالت من این خواهد بود تا دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به سلامت بگذارنم تا در شبی بارانی آن‌ها را با خدای خویش چشم در چشمِ هم، نوش کنیم. حسین پناهی @Hamtarane111

‏کشتی‌هایم را جمع کرده‌ام منتظرم نوحم بیاید و وداع گویم شما را چه بود این که زندگیش نام کرده بودید باریکه آب بی‌ثمری که تاب کشتی کاغذیم را نداشت. شمس لنگرودی

رسالة صوتية01:00

Zia Ghiasi Dark Morning در آستانه‌ی فصلی سرد در محفلِ عزای آینه‌ها و اجتماعِ سوگوارِ تجربه‌های پریده‌رنگ و این غروب بارور شده از دانشِ سکوت چگونه می‌شود به آن کسی که می‌رود این‌سان صبور، سنگین، سرگردان، فرمانِ ایست داد. فروغ فرخ‌زاد @Hamtarane111

به سرزمینم می‌مانی، اندوهگین، اما زیبا، اما دوست‌داشتنی... غسان کنفانی

رسالة صوتية01:00

Ylang Ylang - Fkj (slowed) ...پس از لحظه‌های دراز سایه‌ی دستی روی وجودم افتاد و لرزش انگشتانش بیدارم کرد و هنوز من پرتو تنهاییِ خودم را درورطه‌ی تاریک درونم نیفکنده بودم که به راه افتادم... سهراب سپهری @Hamtarane111

گریستم، به یادِ تمام رؤیاهایی که تا می‌خواستیم نوازش‌شان کنیم پژمردند... جان اشتاین‌بک ترجمه: آرش حجازی 

رسالة صوتية01:00

Andrej Zatkalik despite the time - piano improvisation تو را باز پس خواهم گرفت از تمام زمین‌ها، از تمام آسمان‌ها، زیرا که جنگل گهواره‌ی من، جنگل گورِ من است، زیرا که تنها بر یک پا روی خاک ایستاده‌ام، زیرا که من برایت آواز سر خواهم داد آن‌گونه که هیچ‌کس دیگر نتواند مارینا تسوتایوا ترجمه: نرگس سنائی @Hamtarane111

هر روز پس از نگاه کردنِ تو این‌قدر زیبا می‌شود این آسمان ایلهان برک ترجمه: مینا رحیمی

رسالة صوتية01:00

Mapa De Soledad Jacob Gurevitsch هیچ معجزه‌ای نخواهد بود همان بلندی‌های اندوه و حرمان است احمدرضا احمدی @Hamtarane111

وقتی می گوییم دور دور از کجا؟ هرکسی باید یک نفر را داشته باشد تا فاصله ها را با او بسنجد حسن آذری

رسالة صوتية01:00

Stay Composer: Unknown به همه‌ی زبان‌ها زیبا هستی، کاش من به زبانِ ماه حرف می‌زدم، کاش اقیانوس می‌آمد و روی این صندلی می‌نشست و ورق‌بازی می‌کرد و می‌دید که تو در تلفنِ من چه شهرتی داری. باب هیکاک ترجمه: سینا کمال‌آبادی @Hamtarane111

سقف آگاهی ستونی جز «فراموشی» نداشت این بنا را خشت بر خشت از تغافل ساختند فاضل نظری

رسالة صوتية01:00