حَ نَ نَ
الذهاب إلى القناة على Telegram
ميشه نقش اول داستان من باشم؟! IG: hanaapic @hananevis_bot
إظهار المزيد259
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يوليو '24
يوليو '240
في 0 قنوات
يونيو '24
+5
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '24
+4
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+2
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '24
+3
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '24
+4
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+12
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '230
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+28
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+4
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+12
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+9
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+7
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+3
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+3
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+4
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '230
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '230
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+6
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+4
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+1
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+2
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+2
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+1
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+3
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+3
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+2
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+6
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+7
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+3
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+5
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+8
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+7
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+17
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+26
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+9
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+5
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+285
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 02 يوليو | 0 | |||
| 01 يوليو | 0 |
منشورات القناة
| 2 | لیترالی هرروز یکی از دوستانم رو به مهاجرت میبازم. هرروز. واکنشم به عکس های فرودگاهی داره کم کم شبیه عکس های ترحیم میشه. ععع فلانی هم رفت! چه حیف ولی راحت شد...
دارم فکر میکنم احتمالا آخرین نسلی که در جوانیش انقدر زیاد رفیق ازدست داده زمان جنگ بوده که آدم ها میرفتن جبهه و دیگه برنمیگشتن یا در بمباران کشته میشدن یا مجبور به ترک خانه و محله و شهرشون میشدن.
حس میکنم الان هم تو جنگیم خبر نداریم. یکم که بگردیم تیر و ترکش هاش رو تو قلبمون پیدا میکنیم.... | 186 |
| 3 | نیاز دارم یک کاری رو شروع و تموم کنم. | 274 |
| 4 | اندوه پادشاهیست که چون جایی قرار گرفت، رضا ندهد که هیچچیز با او قرار گیرد…
-تذکرهالاولیا | 271 |
| 5 | هرجا هم که ایستادم و فرو رفتم یک دلیل بیشتر نداشت. همون جملهی آقای دیویی که «جزء نمیتواند کل را فرو ببلعد.» | 320 |
| 6 | Farhad Mehrad - Sad Lisa.mp3 | 274 |
| 7 | فکر میکردم بزرگ که شم خودم رو پیدا میکنم. کوبنده نه میگم همونطور که قاطعانه تایید میکنم.
قیدای تاکیدی سال به سال آب رفتن. شدن به نظر من، شاید، نمیدونم ها. قبل انجام هرکاری یه جای بزرگتر برای اشتباهام جدا کردم. احتمال بیشتر رو گذاشتم برای کاری که انجام نشد، درست پیشنرفت. روی پلن bم بیشتر از اولیه فکر کردم.
هرچیزی رو میتونید به من ثابت کنید جز اینکه بگین فکر اینجاشو نمیکردی نه؟
فکر؟ آقا من اینجا ایستادهم؛ از خیلی قبلتر. | 674 |
| 8 | کیمیای عزیزم🤍 🫂
https://t.me/daily_bullshitz/7744 | 295 |
| 9 | زیاد گفتهایم، زیاد نوشتهایم که زندگی ما از فلان جا به دو بخش تقسیم شد؛ قبل از فلان چیز و بعد از آن.
حالا که فکر میکنم هیج وقت نتوانستهام قلباً بپذیرمش. زندگی پیوسته در حال تکه تکه شدن است، مدام رفتن، مدام آمدن، شدن، نشدن، گسستن، پیوستن. از یک جایی دیگر نفهمیدم از کجا آمد، کجا رفت و اصلا از کدام رفت و آمدها شد همینی که الان هست؟ افسار را گم کردم. خودم را در واقع. از یک سنی به بعد یا پس از یک اتفاق سهمگین دیگر قبل و بعدی نیست، همین لحظهایست که توی مشت آدم است و بعد یکهو سر میرود. | 262 |
| 10 | آدمیزاد چه موجود بیقراریه؟!
نسبت به موقعیت و محل بودنم هم عذاب وجدان دارم. سر کارم؟ الان میتونستم درس بخونم. دانشگاهم؟ نکنه مامان الان به من احتیاج داشته باشه. هنوز خونهای؟ ای داد. از قائلهی آدمهای ارزنده و باکفایت عقب موندی که. خستهای؟ استراحت کن؛ هرچند سزاوارش نیستی.
شاید هم آدمیزاد با هزار سودا ولی ناکافی آفریده شده. | 431 |
| 11 | گر دست تو در خون روانم باشد
مندیش که آن دم غم جانم باشد
گویم چه گناه از من مسکین آمد
کو خسته شد از من غم آنم باشد..
سعدی | 267 |
| 12 | "sometimes you think that you want to disappear but all you really want is to be found." | 485 |
| 13 | اول هفتهای که خیر شد. | 136 |
| 14 | گفتی که شاهکار ما در زمانه چیست و این حرفها | 149 |
| 15 | رنج بسیار مبارکی دارم. دیگر از به یاد آوردن خاطرات عاجزم. | 134 |
| 16 | آای دخترِ دبیرستانیِ داستان خوان. زندگی از لای انگشتهات سُر خورد. | 166 |
| 17 | _چند سال است اینجاییم و تو یک بار هم نیامدهای پیش ما_ | 170 |
| 18 | آی عشق
چهره ی آبیت پیدا نیست | 180 |
