آیههای تاریکی
الذهاب إلى القناة على Telegram
تاریکترین نوشتههای یک روح تنها و باستانی #یاور_م
إظهار المزيد451
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
-1930 أيام
أرشيف المشاركات
نفهمیدم این ولی که رفت کی بود
لطفا هر کس آقا ولی را دید بگوید برگرد این بنده خدا خیلی ناراحت است
در کل قشنگ بود گفتم بگذارم گوش کنید
🆑 @ehsas2ro
در غبار آلوده ترن خاطره، تو رفتی
و این حکایت چشم انتظاری را فرجامی جز مرگ نیست
🆑 @ehsas2ro
و این فانوس دریایی
شب از نیمه گذشته است، در سکوت تلخ تنهاییم شعله ور میشوم؛ و نگاهم به ناپیدای دوری خیره میماند.
سو سوی شعله سیگارم که تنها گرمای آزار دهنده شبانه ام است به جایی میبردم که انگار در تاریخ گم شده است؛ جایی که رد پای هیچ جانداری به چشم نمیخورد، هیچ نیست الا ازدحام سر درگم ردپای چه کنمها و چه شدهای زندگی لعنتی ام.
دوباره میروم به جزیره دور دست تنهاییم؛ و دوباره فانوس دریایی خیالم میشوم. آنگاه بر خاطرات بی رمق و پریده رنگ دوری میسوزم که پارو زنان در افق خیال محو میشوند و آدمهایی که انگار در هیاهوی بی رحم رقص امواج سهم دور میشوند.
و من هر شب هزار بار تنها و تنها تر میشوم؛ آری من تنهاترین فانوس شبم...
#یاور_م
@ehsas2ro
