آیههای تاریکی
الذهاب إلى القناة على Telegram
تاریکترین نوشتههای یک روح تنها و باستانی #یاور_م
إظهار المزيد451
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
-1930 أيام
أرشيف المشاركات
تو چه کار کردی عوضی
چه کار کردی عوضی که امشب احساس آرامش میکنم، چطور شد بی شعور که الان دیگر جنگ اعصاب ندارم، الان فقط یک چیزی اذیتم میکند عزیزم.
نفرت از تو الان تنها دردی است که دارم البته واقعا از غر زدنها و تحمل کردنت سخت تر نیست زیبای من.
خوشحالم که نیستی.
آوخ، بعد از یکماه تحمل روان پریشی ات امشب چه احساس آرامشی دارم و از خوشحالی خوابم نمیبرد.
به راستی که عشق و نفرت در سایه هم هستند؛ ببین با من چه کردی که از عشقت به نفرتت پناه آوردم.
خوشحالم که ترکت کردم شیرینم
🆑 @ehsas2ro
شبهای دلتنگی و عهدی که شکستیم
من عهد با خودم شکستم و تو عهد میان هر دومان
🆑 @ehsas2ro
چه رابطه ای ست میان لبان تو
و شکفتن من؟
چو تو میخندی میشکفم
و آنگاه لبخندت محو شود
میپژمرم؟
🆑 @ehsas2ro
ای کاش میتوانستم ذره ای از آلامت را به دوش بکشم؛ کاش میشد قلب محزونم غمهایت را در خود فرو بدهد و در میان لاشه هزاران اندوه ساکن دفنش کند.
ای کاش میشد جوانه ای بزند از میان هزاران خروار خاکستر آهم که در سینهام تلنبار شده است و شکوفهای سرخ بدهد و لبخندی سبز بر لبان بی حالتت بنشیند.
کاش..
🆑 @ehsas2ro
