ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

Lyrics Notes

Lyrics Notes

الذهاب إلى القناة على Telegram

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

إظهار المزيد
1 801
المشتركون
+224 ساعات
+167 أيام
+2830 أيام
أرشيف المشاركات
از هر منظر نقد هنری و ادبی به چهره‌های مطرح موسیقی پاپ بپردازیم در مواجهه با نام «فریدون فروغی» متوجه خواهیم شد که با یک استثناء به معنی واقعی کلمه رو‌به‌روییم.  فریدون فروغی ترانه‌هایی با وجوه ادبی و هنری سطح اول ترانه‌ی پاپ، مانند نماز (شهیار قنبری) و یاران (ایرج جنتی عطایی) دارد. اما تعداد ترانه‌هایی که دست کم «وجه ادبی» قابل قبولی ندارند در آثار او کم نیست. ترانه‌هایی که با همین ضعف هنری، باز هم محبوب و مشهور و خاطره انگیز شده‌اند. نیازی به نام بردن از ترانه‌ها نیست. شما عمده‌ی ترانه‌هایی که فریدون اجرا کرده است جز آن دو ترانه‌ای که نام بردم را در نظر بگیرید. بعید می‌دانم بخش کلامی آن ترانه‌ها به تنهایی برای شما واجد وجوه برجسته‌ی ادبی و هنری باشند. حتی بخش مهمی از این ترانه‌ها، ملودی و تنظیم چشم‌گیری هم ندارند. اما بیشتر آن‌ها در زمانه‌ی خود هیت شده‌اند و هم‌چنان خاطره‌انگیز و خاطره‌آفرینند و شنیده می‌شوند. این موضوع یکی مهم‌ترین عوامل استثناء شدن فروغی است. تکنیک، طنین (رنگ و‌جنس) صدا، وجه اعتراضی کلام و از همه مهم‌تر «حس» عجیبی که در صدای فریدون موج می‌زند از او و هنرش استثناء ساخته‌اند. فریدون فروغی از معدود مصداق‌های خواننده‌ی مؤلف است و مثالی نقض بر قواعدی که خواننده را از دایره‌ی تألیف و اثرگذاری یک ترانه بیرون می‌گذارند.  فریدون فروغی ساده‌ترین و بی‌آرایه‌ترین سروده‌ها و آهنگ‌ها را به شکلی اجرا می‌کند که نتیجه‌ی نهایی، اثری است که تا عمق وجود شنونده را متأثر می‌کند. این را بگذارید کنار چهره‌ی زیبای مردانه و صلابت نهفته در آن و همان سِرتِقّی بیرون‌زده از واژه‌ها و سوژه‌ها و عبارات ترانه‌هایی که می‌خواند و رفتار و گفتار و عقایدی که از او دیده‌ایم و شنیده‌ایم. این‌گونه است که یک خواننده، با حدود کم و بیش ۳۰ترانه‌ی منتشر شده تبدیل به یکی از محبوب‌ترین و ماندگارترین مجریان ترانه‌ی تاریخ ایران می‌شود.  @lyricsnotes

«یاران» خواننده: فریدون فروغی ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی ملودی: فریدون فروغی تنظیم: محمد شمس @lyricsnotes

ای در میانِ جانَم و جان از تو بی‌خبر از تو جهان پُر است و جهان از تو بی‌خبر @lyricsnotes

برای من و امثال من که سال‌های مهمی از نوجوانی و جوانی‌مان به بسکتبال گذشته است تأثر از درگذشت اسطوره‌ای مانند کوبی برایانت رنگی دیگر دارد. ما به شکلی ناخودآگاه در مقابل اتفاقات مختلف در طی هر روز، تصویری از بسکتبال در ذهنمان نقش می‌بندد و خدا می‌داند که بسیاری از این تصاویر را برایانت ساخته است. او هم‌نسل ما بود. سبک بازی‌اش بسیار شبیه #مایکل_جوردن بود اما برای ما یک جوردن هم‌نسل محسوب می‌شد. او به ما نشان داد که اسطوره‌ها همیشه از گذشته نمی‌آیند. برای من #کوبی_برایانت سراینده‌ی زیباترین و الهام‌بخش‌ترین ترانه‌های بسکتبال نسل من است. ترانه‌هایی که تصویرشان تا ابد بر لوح تاریخ حک شده است و زمزمه‌ی همیشه‌ی نسل‌ها خواهد بود. @lyricsnotes

«بهروز صفاریان» از جوان‌ترین نمایندگان نسل اول موسیقی پاپ داخلی و رسمی پس از انقلاب است. موزیسینی که اثرگذاریش بر کیفیت موسیقی و ترانه‌ی امروزمان انکارناپذیر است.  در میان اهالی موسیقی بسیار اتفاق افتاده است که ترانه‌سرا، آهنگ‌ساز یا تنظیم‌کننده تصمیم به خوانندگی حرفه‌ای بگیرد. در میان ترانه‌سرایان، شاخص‌ترین و موفق‌ترین چهره‌ای که سراغ خوانندگی رفته «شهیار قنبری» است. از نسل پس از انقلاب هم «روزبه بمانی» در رسیدن به مرزهای حرفه‌ای خوانندگی پیشرو‌تر از دیگر همکاران ترانه سرای خود نشان داده است. اما این جریان در میان ملودی‌سازان، رایج تر است. سیاوش قمیشی و حسن شماعی‌زاده برجسته‌ترین ملودی‌سازان روی آورده به خوانندگی‌اند. با این حال در میان تنظیم‌کنندگان برجسته‌ی موسیقی، پرداختن جدی به خوانندگی به اندازه‌ی دیگر کارورزان این هنر، معمول نیست. ناصر چشم‌آذر، پیش از انقلاب در گروهش خوانندگی می‌کرد؛ از آندرانیک هم در اواخر عمر آثاری منتشر شد که در قالب یک آلبوم منتشر شده است اما به گمان من در میان تنظیم‌کنندگان مطرح تاریخ موسیقی پاپ، بهروز صفاریان به شکلی جدی‌تر سراغ خوانندگی رفته است.  صفاریان علاوه بر جریان‌های مهمی که شخصاً در موسیقی دو دهه‌ی اخیر شکل داده در شکل‌گیری جریان‌هایی که امثال شادمهر عقیلی و روزبه بمانی  و عده‌ای دیگر در وجوه مختلف موسیقی و ترانه‌ی ما پدید آورده‌اند نقش اساسی داشته است و بسیاری از خوانندگان و حتی آهنگ‌سازان و ترانه سرایان مطرح دو دهه‌ی اخیر، مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر سلایق او بوده‌اند. او طی این سال‌ها به شکلی جسته و گریخته به خوانندگی نیز پرداخته است و همان معدود آثاری که در قامت خواننده منتشر کرده است نشان می‌دهد قابلیت‌های بسیاری در این هنر او نیز همانند هنر تنظیم‌کنندگی‌اش وجود دارد‌. تنالیته‌ی آشنای صدای بهروز صفاریان، نمونه‌ای کم‌نقص به نسبت صداهای مشابه است. تکنیک خوانندگی او که متأثر از آگاهی و درک عمیقش از موسیقی، فاصله‌ی بسیاری با عمده‌ی خوانندگان این روزها دارد در کنار حس دلپذیری که در صدای او بی‌هیچ تصنعی به مخاطب منتقل می‌شود از منظر کیفی از او خواننده‌ای تراز اول و صاحب سبک ساخته است. در ماه‌های اخیر دو ترانه‌ی «زیبای من» و «لیلا» با صدای بهروز صفاریان، با فاصله‌ی کمی منتشر شده‌اند که نشان از عزم جدی او برای ورود به عرصه‌ی خوانندگی دارد. اتفاقی که بی‌شک برای حال موسیقی ما خوب است و اگر واقعاً عزم این موزیسین توانا برای خوانندگی به شکلی جدی جزم باشد ستاره‌ای به نام بهروز صفاریان را به مخاطب عام نیز معرفی خواهد کرد. @lyricsnotes

«لیلا» خواننده: بهروز صفاریان ترانه و آهنگ: مجتبی مصری تنظیم: بهروز صفاریان @lyricsnotes

ارزیابی متعارف از هر شرایطی در «آزادی متعارف» معنا پیدا می‌کند. ارزیابی وضعیت کیفی موسیقی و ترانه‌ی امروز و کارورزان و تهیه‌کنندگان آن و سطح سلیقه‌ی مردم هم باید معطوف به وضعیت آزادی‌های مرتبط باشد. وضع فعلی موسیقی ما و از جمله اقبال عام به انواعی از موسیقی که مخاطب جدی، آن را مبتذل می‌شمارد هم حاصل محدودیت‌های سیاسی و ایدئولوژیک جاری در تولید و عرضه‌ی آثار است.  در این فضا، ابراز نظر اهالی موسیقی در مورد تهیه‌کنندگان، حتی در جلساتی که سایه‌ی نظارت سیستم و تعارفات حکومتی بر آن‌ها نیست عموماً حول گلایه از فاصله‌ی کیفی فعالیت‌های تهیه کنندگان با نمونه‌های خارجی است. اما «تهیه‌کننده» در موسیقی ما تعریفی مطابق عرف جهانی ندارد. اساساً وقتی صحبت از تهیه‌کنندگی در هر حوزه‌ای می‌شود باید اول برویم سراغ وضعیت سیستم اقتصادی که تهیه‌کننده در آن تعریف شده و شکل گرفته است. هیچ نظام اقتصادی هنوز نتوانسته است که مردمان تحت پوشش خود را به شکلی کامل و همه‌گیر راضی نگه دارد. نظام اقتصادی ما قطعاً از ناکارآمدترین نظام‌های جهان برای احقاق حقوق اصناف است اما ترسیم ایده‌آل‌هایمان با معیارهای یک سیستم دیگر بدون در نظر گرفتن شرایط سیستم حاکم هم ما را به جایی نخواهد رساند. در سومین جلسه‌ی نشست پژوهشی «عطف» با موضوع تهیه‌کنندگی در موسیقی ایران، هر کدام از دوستان خواننده و موزیسین و ترانه‌سرا از منظر خود به موضوع پرداختند اما عمده‌ی این دوستان معیارشان را تعریف استاندارد تهیه‌کننده در اقتصادهای دموکراتیک و مترقی در نظر می‌گرفتند. من هم نظرم را گفتم؛ این که در یک سیستم اقتصادی معیوب و فاسد و رانت‌مدار نمی‌شود اصلاً تهیه‌کننده‌ای در معنای معمول جهانی داشت و در نتیجه گلایه از وضعیت موجود نهایتاً معطوف به کم‌کاری‌های خودمان خواهد بود.  به هر شکل در همین سیستم فاسد و بسته هم با همان قوانینی که نصفه و نیمه برقرار است می‌شود به قدر وسع بکوشیم تا به همان حداقل‌های ممکن از حقوق قانونی برسیم. اگر نرسیده‌ایم هم دلیلش خودخواهی‌های همیشه‌ی صنفی است. با مدیرعامل خانه‌ی هنرمندان و یکی از اعضای خانه‌ی موسیقی هم پیشنهادی که سال پیش با جناب نوربخش (مدیرعامل خانه‌ی موسیقی) در میان گذاشته بودم را مطرح کردم و امیدوارم این بار قدمی رو به جلو در این مسیر برداریم.  قابل پیش‌بینی بود که صحبت‌های من هم در این جلسه در گزارش رسمی جلسه قرار نگیرد. اگر قرار می‌گرفت تعجب‌آورتر بود. زیر سؤال بردن ساختار فرهنگی مملکت در جلسه‌ی رسمی؟ همین که هنوز تهدیدها ضمنی است و عملی نشده خدا را شاکرم!،😉 @lyricsnotes

جلسه‌ی پژوهشی عطف با موضوع تهیه‌کنندگی در موسیقی ایران.👆عکس‌ها: شهاب اسکندرپور، سام شرف‌زاده

photo content
+8

سال ۸۲ ترانه‌ای سفارشی نوشتم با موضوعی که نه آن زمان و نه امروز هیچ اعتقادی به آن نداشته و ندارم. آن ترانه تیتراژ یک برنامه‌ی تلویزیونی هم شد. البته شنیده هم نشد. با این حال در کارنامه‌ی من و خواننده و تنظیم‌کننده‌اش (که امروز خیلی سرشناس است) هست و خواهد بود. نمی‌توانیم انکارش کنیم. هرچند به نظرم هنوز هم فرم و مضمون‌پردازی قابل قبولی دارد اما هنوز دفاعی منطقی برای پرداختن به چنان موضوعی ندارم. این که نوجوان بودم و مال قدیم است و از این دست توجیهات هم بیشتر مرا زیر سؤال خواهد برد. (در جلسات شعر و ترانه‌خوانی خیلی پیش می‌آید که طرف پشت تریبون که می‌رود، تأکید می‌کند که «یه کار قدیمیه ولی دیگه می‌خونم!» یعنی ایرادات فرمی و محتوایی سروده‌ام را بگذارید پای خامی من زمان سرودن این شعر یا ترانه! خب اگر خوب نیست نخوان! اگر چیز دیگری جز این نداری هم فرار رو به جلو نکن!) باری، این‌ها را گفتم تا دوستانی که تحت هر شرایطی در حوزه‌های مختلف و در بزنگاه‌های تاریخی با حرارت به موضوعی می‌پردازند و پرداخته‌هایشان را منتشر می‌کنند بدانند که روزی عقلشان دست احساساتِ تحت‌تأثیر فضای مسموم را رها خواهد کرد و آن روز هیچ دفاعی برای کارنامه‌ای این چنین نخواهند داشت. ولو مانند من فقط یک بار در نوجوانی باشد. هنرمند و کارورز هنر بهترین و مهم‌ترین بیانیه‌هایش را در آثارش قرار می‌دهد و نه الزاماً در سخن‌رانی‌ها و سخن‌پراکنی‌ها. @lyricsnotes

دوستانمان بهتر از آب روانند و چه خوب که این اندازه از جدیت در مخاطبین این کانال باعث می‌شود بحث‌ها به سمت و سوی سودمندی برود. همان طور که در مطلب حذف‌شده‌ی پیشین تأکید کرده بودم همیشه نمی‌شود به کاورها و اینسرت‌ها اعتماد کرد. این دو کاور کاست و سی‌دی هم به اشتباه نام هما میرافشار را به عنوان ترانه سرای تصنیف «رفته» ذکر کرده‌اند. حال آن که دوستان عزیز با پیگیری از فرزندان زنده‌یادان خرم و معینی کرمانشاهی ما را به یقین رساندند که ترانه، همان طور که از ابتدا اشاره کردم سروده‌ی زنده‌یاد معینی کرمانشاهی است. ذکر این موضوع هم از زبان آهنگساز در کتاب خاطرات همایون خرم (غوغای ستارگان، به کوشش علی وکیلی، ص ۷۲۰) فصل‌الخطاب است. گم‌گیجی ما را در این رفت و برگشت پژوهشی درک بفرمایید،،😉 @lyricsnotes

«رفته» (دل‌شکسته) با آهنگ‌سازی «همایون خرم»از شاهکارهای تصنیف و ترانه‌ی ایرانی است. با این حال ترانه‌ی زیبای زنده‌یاد «معینی کرمانشاهی» در بخشی که شاید با توجه به استحکام کلیت اثر بسیار بی‌اهمیت جلوه می‌کند مشکل تلفیق دارد. در سطرِ: وای من اگر نیایی تلفیق کلام با ملودی بر روی هجای اول واژه‌ی «نیایی» با معیارهای موسیقایی و اصول تلفیق تناسب ندارد و بهتر بود که در این جا واژه‌ای با صدای کشیده در هجای اول انتخاب می‌شد. این مشکل تلفیق هم توسط ترانه‌سرا به وجود آمده زیرا کلام بر روی ملودی خلق شده است. اما این موضوع را نه صرفاً برای اشاره به ایرادی در اثری از ترانه‌سرایی بزرگ مانند معینی کرمانشاهی بلکه برای اشاره به نکته‌ی دیگری طرح کردم. همایون خرم در سال ۸۱ همین ملودی را برای بازخوانی به محمد اصفهانی می‌سپارد. ترانه هم توسط قیصر امین‌پور با نام «بوی باران» بازسرایی می‌شود و مثل بیشتر آثار امین‌پور به شکلی زیبا و هنرمندانه بر روی ملودی می‌نشیند. اما قیصر دقیقاً در همان نقطه از ملودی و ترانه که ایراد تلفیق مذکور در ترانه‌ی «رفته» اتفاق افتاده، دوباره همان مشکل تلفیق را بازآفرینی می‌کند! در سطرِ: وای از این غم جدایی همان مشکل تلفیق برای واژه‌ی جدایی پدید آمده است. با توجه به سوابق کشمکش‌های معینی کرمانشاهی با بازخوانان آثارش مشخص است که همایون خرم ترجیح داده است ترانه‌سرایی دیگر برای بازآفرینی اثرش انتخاب کند و می‌شود حدس زد که تلاش آهنگ‌ساز و ترانه‌سرا نزدیکی هر چه بیشتر هم در فرم و هم در محتوا به ترانه‌ی «رفته» بوده است. همین تلاش هم باعث تکرار مشکل تلفیق شده است. حال این که چه اندازه از این مشکل حاصل بی‌توجهی بوده و چه اندازه حاصل اصرار به هر قیمتی بر تناسب فرمی با ترانه ی پیشین را باید از آن زنده‌یادان می‌پرسیده‌ایم. نکته‌ی جالب این که همایون خرم در معدود همکاری‌هایش با موزیسین‌های پاپ مدرن، هر دوی این اجراها را به تنظیم‌کنندگان برجسته‌ی موسیقی پاپ سپرده است.  @lyricsnotes

«بوی باران» خواننده: محمد اصفهانی آهنگ: همایون خرم ترانه‌سرا: قیصر امین‌پور تنظیم: بهروز صفاریان @lyricsnotes

«رفته» (دل‌شکسته) خواننده: الهه آهنگ: همایون خرم ترانه‌سرا: رحیم معینی کرمانشاهی تنظیم: آندرانیک بیات اصفهان @lyricsnotes

در ماجرای مواجهه‌ی خوانندگان کنسرت‌گذار با اتفاقات اخیر، با انواع واکنش‌ها روبه‌رو بوده و هستیم. چیزی که مشخص است این که جو عمومی به هر دلیل به سمتی رفته است که عام و خاص منتظرند تا خوانندگان، کنسرت‌هایشان را لغو کنند. این را هم نوعی احترام به فضای غم‌آلودِ پس از فاجعه‌ی سقوط هواپیما می‌دانند و شاید احترامی آمیخته با اعتراض. این میان اما باید چند نکته را مد نظر داشت.  این که اختیار یک خواننده آن قدر دست خودش نیست که تهیه‌کننده و مدیرش در مقابل خبرنگاران و حضارِ یک جلسه‌ی عمومی، شأن او را در حد یک برده‌ی نگون‌بخت پایین می‌آورد و دم برنمی‌آورد باید تکلیفمان را با انواع موضع‌گیری‌های آن خواننده و هم‌قطارانش در مقابل وقایع مختلف روشن کند. این که تهیه‌کنندگی موسیقی در این مملکت مانند عمده‌ی فعالیت‌های اقتصادی دیگر در این سطح، تابع یک سیستم معیوب و فاسد و رانت‌مدار و اختلاس‌آفرین است و اکثر تهیه‌کنندگان در این سیستم نیز ناگزیر از حفظ رابطه‌های سیاسی و در نتیجه تبعیت از مسیر مشخص‌شده‌ی حاکم شده‌اند هم تکلیفمان را بیشتر روشن می‌کند. اعتراض ما به کنش‌های  کارورزان هنر و فرهنگ هر اندازه هم که معقول جلوه کند نباید این حقیقت را فراموش کنیم که همه‌ی ما گاه با قرار گرفتن در نظامی معیوب، دیگر اختیار خروجی اعمالمان را نخواهیم داشت. اکثر اهالی فرهنگ و هنر در مملکت در چنین ورطه‌ای گرفتارند. حالا گاهی یکی از تهیه‌کنندگان برخلاف روال معمول، کمی از عقلش یاری می‌جوید و به خواننده‌اش می‌گوید اعلام کند عواید کنسرت، خرج خیرات و خمس و زکات می‌شود. اما با هیچ کدام از این بازی‌ها، حقیقت آن ورطه از بین نمی‌رود. ورطه را دریابیم. @lyricsnotes

«خانه سرخ» خواننده: ابی ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی آهنگ و تنظیم: آندرانیک @lyricsnotes

«ساعت شوم» خواننده: داریوش ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی آهنگ و تنظیم: بابک سعیدی @lyricsnotes