ar
Feedback
Abyss of Ideas

Abyss of Ideas

الذهاب إلى القناة على Telegram

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65

إظهار المزيد
1 073
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+2930 أيام
أرشيف المشاركات
Prelude_and_Fugue_in_A_minor,_BWV.mp33.23 MB

🎵 پوشه شنیداری نشست نقد و بررسی کتاب علم، سیاست و گنوسیسم 🗓 پنجشنبه 4 مرداد 1403 💢نشر پیله💢 💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢 🆔 @iranianhht

Repost from Gooshe
+2
«توازن ظریف» (۱۹۶۶) یکی از نمایشنامه‌های مهم ادوارد آلبی است که جایزه پولیتزر را دریافت کرده؛ داستان زندگی زوجی مسن با آداب سنتی و کهنه با نقابی از ریا و تظاهر. کِلر، خواهر زن، الکلی و صریح، تنها کسی‌ست که این نقاب را از روی صورت آنها کنار می‌زند. دخترشان هم که بعد از چهار طلاق به خانه برگشته یادآور زندگی بیگانه‌ای‌ست که آنها هرگز دوست ندارند در جمع خانواده خود بپذیرند. اما دو دوست قدیمی، زن و شوهری که به خانه آنها پناه می‌آورند، اصلی‌ترین کسانی هستند که باعث می‌شوند نقاب آنها برداشته شود؛ آیا اگر در جایگاه آنها باشیم انسان‌‌های ترسیده و بی‌پناه را می‌پذیریم یا رد می‌کنیم؟  این کاری‌ست که ادوارد آلبی در نمایشنامه‌هایش می‌‌کند. ما را در موقعیت خجالت‌آور و مردد و معذب قرار می‌دهد تا در مورد رفتار خودمان در همان شرایط فکر کنیم. کاری که می‌گفت با آینه‌ای در دست بر روی صحنه انجام می‌‌دهد تا هم از خود شرمنده شویم، هم به خود بیاییم و هم در جایگاهی بنشینیم که غیر از قضاوت دیگران، خودمان را هم قضاوت کنیم. درباره #ادواراد_آلبی و این نمایشنامه و آثار او اینجا ببینید در مستندی که گوشه ساخته. @gooshe 🔗گوشه در یوتیوب

شاملو: هدف شعر تغییر بنیادیِ جهان است و درست به همین علت هر حکومتی به خودش حق می‌دهد شاعر را عنصری ناباب و خطرناک تلقی کند/ اهل سیاست به قداست زندگی نمی‌اندیشد، بلکه زندگان را تنها به مثابه وسایلی ارزیابی می‌کند که عندالاقتضا باید بی‌درنگ قربانی پیروزی او شوند/ و ای بسا به همین دلیل است که باید قبول کرد در جهان هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست و در دنیای بی‌قانونی که اداره و هدایت‌اش به دست اوباش و دیوانگان افتاده، هنر چیزی است در حد تنقلات و از آن امید نجات بخشیدن نمی‌توان داشت. برشی کوتاه از مستند «احمد شاملو شاعر بزرگ آزادی» کانال زباله دان تاریخ @zobaledanetarikh

مستند «احمد شاملو شاعر بزرگ آزادی» دوم مرداد سالروز درگذشت احمد شاملو متخلص به الف. بامداد شاعر بزرگ معاصر است. شیوه خلاقانه او در بسط و گسترش شعر سپید به عنوان گونه‌ای از شعر نو، دهه‌هاست که مورد بحث و نقد فراوان قرار گرفته است. مستند «احمد شاملو شاعر بزرگ آزادی» طی گفتگو با چهره‌های فرهنگی هنری می‌کوشد جنبه‎‌های مختلف کار شاملو نظیر نوآوری در شعر معاصر فارسی، ترجمه آثار برجسته ادبی، تحقیق و پژوهش روی فرهنگ عامه، فعالیت در مطبوعات و...را به مخاطب معرفی کند. در عین اینکه این مستند در سال‌های پایانی حیات شاعر ساخته شده اما او را همچنان در مقابل پیش فرض‌های همه‌گیر و نیندیشیده فرهنگی، سرکش و رام نشدنی نشان می‌دهد. احمد شاملو سال 1379 در سن هفتاد و چهار سالگی پس از یک دوره طولانی بیماری حیات را بدرود گفت و پیکرش را در آرامستانِ امام زاده طاهر کرج به خاک سپردند. سنگ مزار شاملو تاکنون بارها توسط کور باطنان شکسته شده است. نام اصلی: Ahmad Shamlou Master Poet of Liberty کارگردان: مسلم منصوری محصول: آمریکا 1998 زمان: شصت دقیقه حجم: صد و شصت و دو مگابایت کیفیت: 240p کانال زباله دان تاریخ @zobaledanetarikh

وضعیت خورشید!
+1
وضعیت خورشید!

Repost from Pishgum-Archive
فیلم کمیابی از حضور پیر پائولو پازولینی در اصفهان

+5
Achille-Claude Debussy Images٫ Book 1٫ II. Hommage à Rameau: Tribute to Rameau by Sviatoslav Richter (Pianist)

Repost from Cinema Apparatus
زیر نویس فارسی فیلم چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟ @cinema_apparatus

Whos.Afraid.of.Virginia.Woolf.1966.1080p.Bluray.Fa.Dubbed.mkv

چه عکس خوبیه از فیلم «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟» از فیلم‌های محبوبمه که چهار-پنج سال پیش دیدمش. یکسری فیلم‌ها هستند که
چه عکس خوبیه از فیلم «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟» از فیلم‌های محبوبمه که چهار-پنج سال پیش دیدمش. یکسری فیلم‌ها هستند که هروقت یادِ زمانِ دیدن‌شون میُفتم حس خوبی به‌م دست می‌ده. این فیلم یکی از اونهاست. و چه نقش‌آفرینی درخشانی از زوج تیلور و برتون. فیلمیه که می‌شه پیشنهادش کرد. Who's Afraid of Virginia Woolf? (1966) dir. Mike Nichols

Repost from Gooshe
«چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟» چطور آمریکا را تکان داد ✍️#گوشه دوران ریاست‌جمهوری جان.اف کِندی بود. نیویورک پر بود از هنرمندان نوپا، خلاقیت‌هایی که جوانه می‌زد و هنرمندانی که همدیگر را کشف و با هم خلق می‌کردند. جامعه خوشبین بود. هنر بر تغییرات اجتماعی و آدم‌ها تاثیر می‌گذاشت. مردم اهل بازدید از نمایشگاه‌های هنر مدرن، تئاتر عمیق دیدن، خواندن داستان و شعر نوگرا و جریان‌‌های تازه هنری شده‌ بودند. هنر جدی داشت ابتذال و چیزهای سَرسَری با برچسب هنر را کنار می‌زد. نسل بیت پاگرفته بود و ضدهنجارها و ارزش‌های عرف، آثار هنری و ادبی خلق می‌کرد. هشیاری معنای تازه‌ای پیدا کرده بود. هنرمندان کمتر می‌ترسیدند. زمانه تغییر قطعیت‌های جامعه آمریکا بود؛ دورانی که جوانان می‌‌خواستند در رشد جامعه سهم داشته باشند و پیرمردان سنتی چسبیده به میزهای سیاست را کنار بزنند و شور زندگی را جایگزین ایده‌‌های مرده و کهنه کنند. در چنین زمان و شرایطی بود که نمایشنامه «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟» روی صحنه مثل بمب ترکید. هرچند بدنام بود ولی اقتباس سینمایی‌، جهان را از نام و نشان نمایشنامه‌نویسی باخبر کرد که هراسی از نشان‌دادن کثافت پوشیده زیر زیبایی‌های ظاهری نداشت. ادوارد آلبی در کافه‌ دنجی پاتوق هنرمندان نیویورکی، گرافیتی دیده بود؛ «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟» در مهمانی‌های معروف اندی وارهول با زن و شوهری آشنا شده بود که از جمعه شب نوشیدن الکل را شروع می‌کردند تا سحر دوشنبه و همدیگر را با توهین و ناسزای مستانه،‌ خوار می‌کردند. آلبی خودش در خانه‌ای رشد کرده بود که مفهوم تحقیر و سلطه‌گری را لمس می‌کرد. برای استفاده از نام ورجینیا وولف، زن نویسنده‌ای که خودکشی کرده بود، از همسرش در بریتانیا اجازه گرفت و نمایشنامه‌ای نوشت بر اساس تجربه‌های واقعی، ساختارشکنانه و بی‌سابقه که منتقدان گفتند پر از بددهنی و دریدگی و سلیطه‌گی‌ست. نوشتند، زنانگی زنان آمریکا را زیر سوال برده‌ و این نمایش را فقط زنان هرزه و منحرف باید ببینند؛ چون مارتا زن محکم و صریحی بود و شبیه زنان ملوس و مطیع بیشتر نمایش‌های آن روزها نبود؛ ارتباط پرکینه و پرانتقام زن و شوهری که به تَه رابطه مریض رسیده بودند و در مسابقه لِه‌کردن از روی هم رد می‌شدند ولی حاضر نبودند از هم دور بمانند. نمایشنامه به فضای پولیتزر راه یافت ولی چند عضو هیأت مدیره گفتند، حاضر نیستند جایزه را به «اثر کثیفی بدهند که سیاه‌نمایی زندگی خانوادگی‌» است. جایزه را به ادوارد آلبی ندادند و او با وجود دریافت ده‌ها جایزه بعدی آمریکایی و جهانی همیشه با دلخوری گفت، سه‌تا و نصفی پولیتزر گرفته؛ نصف، از دید او همان جایزه‌ای بود که داوران متعصب در نیمه راه از او دریغ کردند؛ همان‌‌ها که جامعه داشت پس‌شان می‌زد و دوره‌شان دیگر تمام شده بود. نیویورک‌تایمز سراغ داوارن و اعضای هیات مدیره پولیتزر در سال شصت‌وسه میلادی رفت و دلیل مخالفت آنها را با نمایشنامه ادوارد آلبی پرسید. از هشت مخالف، چهار نفر نه نمایشنامه را خوانده بودند، نه نمایش را دیده بودند ولی معتقد بودند این اثر لیاقت جایزه را ندارد. دو داور به چنین روش سنت‌گرایانه خشک و ناعادلانه بقیه همکاران خود در پولیتزر استعفا کردند. واکنش جامعه هنرمندان و بسیاری از مردم به رفتار پولیتزری‌ها آنقدر تند بود که آنها را به عقب‌نشینی واداشت. چندسال بعد بقیه نمایشنامه‌های آلبی باز هم با موضوع‌هایی تقریبا مشابه که با سلیقه داوران نباید جور درمی‌آمد، سه پولیتزر دریافت کردند. ادوارد آلبی ابتدا سرخورده شده بود ولی به هیچ‌وجه دست برنداشت از روش زیرسوال بردن ارزش‌های ظاهری خانوادگی و روابط پرمشکل و بیمار و نقاب‌ها و روکش‌های متظاهرانه و ریاکارانه آدم‌ها در نمایشنامه‌هایش. عاقبت هم او بود که داوران را تسلیم خود کرد؛ همان روشی که به شاگردان نمایشنامه‌نویسی در کلاس‌هایش یاد می‌داد؛ در مقابل نیروهای شر، سانسورچی‌ها، آنها که می‌خواهند سلیقه و خواسته و دستورهایشان را به شما تحمیل کنند، نه بگویید. @gooshe درباره #ادوارد_آلبی، یکی از مهم‌‌ترین نمایشنامه‌نویس‌های آمریکا و جهان در شماره هشتم #پادکست_گوشه؛ #هنر_با_گوشه 🔗اینجا ببینید.
این مستند/پادکست‌‌ها مخاطب خاص و مخصوص به یک رشته هنری ندارد. درباره زندگی، اصالت، مقاومت و ارزش‌های اخلاقی آدم‌هایی‌ست که جهان ما را ساخته‌اند و ما نمی‌توانیم خودمان را از این جهان، جدا و دور بدانیم، اگر بخواهیم فکر کنیم و یاد بگیریم ایستادگی را. این پادکست‌ها درباره همه ماست، نه گروه مشخص هنری.
@gooshe 🔗 لینک مستقیم مستند ادوارد آلبی؛ نمایشنامه‌نویس شورشی... 🔗 لینک گوشه در یوتیوب .

The Lord of the Rings The Rings of Power Season 2 – SDCC Trailer Prime Video 🍭 Download by RegaYouTube

Repost from Soli Deo Gloria
این یکی از اشعار مارتینه که اسمش "باران‌های کستمیر" هستش. جهان مارتین از جهان ارباب-رعیتیِ قرون وسطای اروپا تاثیر پذیرفته، در این مدل نظام خاندان‌های اشرافی بزرگ دارای متحدینی هستند که خاندان‌های اشرافی کوچک‌تر این متحدین رو تشکیل می‌دن و خب خیلی اوقات این خاندان‌های کوچک وقتی فرصتی پیدا کنند علیه خاندان دست بالا شورش می‌کنند و جایگزین اون خاندان می‌شن. در جهان مارتین هم همچین اتفاقاتی به وفور رخ می‌ده؛ لنیسترها لرد بزرگ و اصلی سرزمین‌های غربی وستروس هستند و ثروتمندترین خاندان کل قاره‌ی وستروس هم هستند، زمانی که کمی دچار ضعف می‌شند یکی از خاندان‌های زیر دست‌شون که خاندان رین(House of Rain) باشه بر علیه‌شون شورش می‌کنه. تایوین لنیستر(پدر سرسی و جیمی لینستر) از طرف پدر خودش مامور سرکوب خاندان رین می‌شه، خاندان رین هم نشان‌شون مانند لنیسترها شیر بود، لنیسترها شیر طلائی و رین‌ها شیر قرمز. لُرد مغرور در شعر اشاره به لُرد رین‌ها داره که به تایوین می‌گه تو هم یک شیر هستی مثل من و نیازی نمی‌بینم ازت اطاعت کنم. رین‌ها در پناهگاهی مقاومت می‌کنند، تایون دریچه‌هایی باز می‌کنه تا آب باران به درون تالار بره و رین‌ها از طریق نابود بشن. تایوین خاندانی که لقب باران داشت رو از طریق آب باران نابود کرد! در شعر هم به این مسئله اشاره می‌شه که باران بر سراسر تالار او می‌گرید. بعد از این واقعه این شعر و ملودی تبدیل نشانی از قدرت و بی‌رحمی لنیسترها می‌شه و نشان از این بود که لنیسترها دشمنان خودشون رو به‌طور کامل نابود خواهند کرد. در یکی از بهترین قسمت‌‌های بازی تاج‌وتخت که همان عروسی خونین باشه این آهنگ خوانده می‌شه، تنها کسی که از عواقب خوانده شدن این آهنگ باخبر بود کتلین استارک مادر راب استارک بود که ملودی رو تشخیص داد و فهمید توطئه‌ای بزرگ در کاره! به‌نظرم قوی‌ترین، باهوش‌ترین و سیاستمدارترین شخصی که در سریال بازی تاج‌وتخت وجود داره تایوین لنیستره که با هوش سرشار و زیرکی‌اش وقایع بزرگی مثل نبرد پنج پادشاه رو پشت سر گذاشت.

ابن فاجعه بودن سلیقه موسیقی ایرانی ها خودش می تواند از نماد های سقوط تمدنی باشد 😂حالا این خوانندگان درپیت پاپ و رپ که اینا باهاشون شوخی می کنند مخاطب میلیونی دارند ... بدون شوخی مثلا چجوری در یکسری ذهن ها این ها زیبا هستند و حاضرند بخاطرش برن کنسرت و پول هم بدهند یا فالوئرشون باشند؟! سوال مهم اینجاست :) که زیباشناسی ایرانی چقدر پرت و دفورمه هست انگار هر چی کریه تر و پررو تر باشی زیباتر در ذهن یه ایرانی در سال ۲۰۲۴ دارای زیبایی هستی 😁

فولش ۵۴ Foolsh E54 🍭 Download by RegaYouTube

Ey Sareban ای ساربان 🍭 Download by RegaYouTube

ماجرای خریدن " متعلقات و ملحقات " یکمقدار خنده داره ! اون کتاب جهان همچون اراده و تصور رو خریده بودم چون مهمترین اثر شوپنهاور
ماجرای خریدن " متعلقات و ملحقات " یکمقدار خنده داره ! اون کتاب جهان همچون اراده و تصور رو خریده بودم چون مهمترین اثر شوپنهاور بود و چیز دیگه ای ازش نمی خواستم بخرم ، من خودم خیلی به بورخس علاقه دارم خود بورخس به شوپنهاور، در داستانی بورخس داستان چند مرد را می گوید که در روز های مختلف هفته سکه هایی را گم می کنند و در اخر داستان نوشته بود این داستان را از کتاب معتلقات و ملحقات شوپنهاور گرفتم بعد ما رفتیم این کتاب رو خریدیم همش نگاه می کنیم ببینیم خود شوپنهاور در مورد این قضیه چی می گه! ولی ما چیزی پیدا نکردیم آخر رفتم دوباره داستان رو نگاه کردم دیدم نوشته در " متعلقات و ملحقات چاپ اول! "😒