Abyss of Ideas
الذهاب إلى القناة على Telegram
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
إظهار المزيد1 073
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+2930 أيام
أرشيف المشاركات
1 073
نیچه:
«هر که تنها ذرهای به آزادی عقل دست یافته باشد، نمیتواند خودش را بر روی زمین چیزی جز آوارهاي بداند.»
Wer nur einigermassen zur Freiheit der Vernunft gekommen ist, kann sich auf Erden nicht anders fühlen, denn als Wanderer
1 073
Richard Strauss
Also sprach Zarathustra٫ Op.30
Tone poem٫ composed in
1896
by Oslo Philharmonic Orchestra1 073
Repost from Homonoia
زرتشتِ اشتراؤس تمثالی از مهمترین مسئلۀ انسان است، مسئلۀ فناپذیری، این حقیقتِ تلخ که انسان به هر صورت سرانجام باید بمیرد. او فانیست. این مسئلۀ دردناک همچون کشاکشی نمایان میشود: کشاکشِ نیازِ عجیبِ انسان به جاودانگی با نیازی به همان اندازه نیرومند به پذیرشِ این حقیقت که او فانیست. همۀ ما در این کشاشکش سهیم هستیم. شاید بهتر است بگوییم که این ستیزیست میان هستی که جاودان است و انسان که نیست. این کشمکش همان چیزیست که قطعۀ اشتراؤس به آن میپردازد، و به زبان موسیقی جدالیست میان یک گام و گامی دیگر، میان یک تِم و تِمی دیگر، میان ماژور و مینور، میان آهنگی که ما را بالا میبرد و آهنگی که فرومینشاند. تِمِ مشهورِ آغازینش را در نظر بگیرید؛ بیتردید صعودیست و به وضوح در گامِ دو ماژور جای دارد، همان گامِ ساده و آشنا، بی دیز یا بِمُل، تنها کلیدهای سفید؛ همه چیز روشن و شفاف است و از همین روست که اشتراؤس پیشدرآمد را بر اساسِ این موتیفِ صعودی میسازد، زیرا قرار است طلوع باشکوهِ خورشید را نشان دهد. این سرآغاز با پیشدرآمدِ شعرِ نیچه نیز برابر است، آنجا که زرتشت خورشیدِ صبحگاهی را از فرازِ کوهستانش خوشآمد میگوید. امّا همزمان با طلوع، نخستین ستیز نیز آغازِ میشود: ستیزِ ماژور و مینور. میشنوید؟ آن دو نتِ مشهور در گامِ دو هستند، امّا نه ماژورند، نه مینور؛ میتوانند هر دو باشند. و حالا اشتراؤس نخستین پرسش را مطرح میکند: «ماژور یا مینور؟» و سپس همان سه نت بلندتر تکرار میشوند و باز هم همان پرسش، اینبار به گونهای دیگر: «مینور یا ماژور؟» به عبارتِ دیگر، گویی اشتراؤس میگوید: «بسیار خب، این خورشیدِ است، این هم منظومۀ شمسی و جهان، همگی بینقص و جاودان؛ امّا من کجای کارم؟»
برگرفته از درسگفتارهای لئونارد برنستاین
دربارۀ قطعۀ «چنین گفت زرتشت، اپوسِ ۳۰»
شاهکارِ ریشارد اشتراؤس، ترجمۀ شهریار یعقوبیان.
1 073
Richard Strauss
Also sprach Zarathustra٫ Op.30
Tone poem٫ composed in
1896
by Oslo Philharmonic Orchestra1 073
رنج را بپذیر و از طریق آن به کفاره دست یابی - این کاری است که باید انجام دهی.
- فئودور داستایوفسکی، جنایت و مکافات
1 073
Alfred Éric Leslie Satie
Pièces froides٫ Premier set
Airs à faire fuir٫ 3 mouvements
Piano by Alessandro Simonetto
1 073
حالا این نظر آنچنان جدید نیست این مرقیون که انجیل مخصوص خودشون داشتند ( که می گن بقیه انجیل ها انشعاب انجیل اینهاست ) اونها اعتفاد داشتند که خدا از انسان بخاطر اینکه پسرش رو کشتند بدش میاد 😁
1 073
Alfred Éric Leslie Satie
Pièce sans titre: Untitled Piece
Gnossienne No. 4 (Ed. R. Caby)
Piano by Alessandro Simonetto
1 073
Repost from Homonoia
چرا گریبان خدا را گرفتهایم؟ او نیـز به اندازهٔ ما غمگین است. از آن زمـان کـه فرزنـدِ نگونبختش جـان باخت، از جهان کام نمیجوید و میلی بـه خـورد و خـوراک نـدارد. او پسـرش را در جـایگاه راستینـش نشـانـد، و از ایـن که آدمیان چنین ناسپاسی ناپسندی بر فرزندِ بزرگوارش روا داشتنـد، در شگفـت مـانـد. او روز و شب شِکـوه میکنـد و رنـجی جـانکاه در جـانـش میخلـد؛ ایـن حـال سـزاوار او نیست. گمـان نمیکنم دیگـر هیچ یک از خویشانش را بـه این دنیای پُرفریب روانه کند؛ کردارِ آدمیان خاندانش را از این سفـر بازمیدارد. دوستان عزیز، بیایید او را بـه حـال خودش بگذاریم و خالصانه به درگاهش دعـا کنیم، چنـان که بـر ماست و از دیـرباز چنیـن بـوده اسـت. من، سَن اریک از آرکوی، به شما چنین میگویم.
نامهای از آلفرد اریک لزلی سَتی،
بـه کُنـار سَتی، چهـاردهـمِ اوتِ ۱۸۹۹؛
ترجمهٔ فهیمه جهانآبادی، برای همراهان.
1 073
وضعیت من بعد از مریضی اینطوره کلا شاید در روز یکی دو ساعت حال داشته باشم با کاپشن حتی می خوابم ...
1 073
Spoas son Disprezzata
By: Cecilia Bartoli/ György Fischer
Album: Cecilia Bartoli - Arie Antiche: Se tu m'ami
#Antonio_Vivaldi (1678-1741) - #Geminiano_Giacomelli (1692–1740)
#Baroque (1600-1750)
@DonaNabisPacem
