𝑳𝒆𝒂𝒅𝒊𝒏𝒈 𝒔𝒑𝒊𝒓𝒊𝒕
الذهاب إلى القناة على Telegram
در اتاق بی وزن انعکاسی نوسان داشت پس من کجا بودم؟ در تاریکی بی آغاز و پایان بهتی در پس در تنها مانده بودم ... https://t.me/begoo?start=_8408044582452
إظهار المزيد248
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+1030 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
ماییم و می و مُطرب و این کنجِ خراب
جان و دل و جام و جامه پُر دُردِ شراب
فارغ ز امیدِ رحمت و بیمِ عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
(خیام)
و در نهایت اگر اندوهت آنقدر زیاد شد که حرف زدن برایت دشوار بود،به سمت من بیا تا کنار هم سکوت کنیم
آن بار گران رفت و دگر بار شما نیست
دل کندنم این بار به اصرار شما نیست
من رود پریشان و تو دریای غروری
دیگر به سرم خواهش دیدار شما نیست
مهدی جوینی
جمعههای بعد از تو همچون باران بیامانی میماند که میبارید و جز خود تو هیچ کس نمیتوانست از آنهمه گلوله بارانهای دلتنگی و سرمای کشندهاش نجاتم دهد.
جمعههای بعد از تو آغشته به ترس و تنهایی بود بیآنکه بخواهم هربار هر غروبش مرا به یاد تو میانداخت و به دستی که میتوانست سایبانم باشد.
جمعههای بعد از تو تنها جمعه نبود، انبوهی از آرزوها را بهمراه داشت که تمامش به بودن و ماندنت ختم میشد.
حاتمه ابراهیم زاده
یک کودک سه چیز میتواند به یک انسان بالغ بیاموزد : بدون دلیل شاد بودن، همیشه مشغول کاری بودن، و اعلام خواسته خویش با تمام قوا پائولو کوئیلو
من و تو را هنوز نکشتهاند ریتا
و ریتا زمستانٍ امسال
سنگین و سرد و سوزناک است.
محمود درویش
