ar
Feedback
ادبیات سئونلر

ادبیات سئونلر

الذهاب إلى القناة على Telegram

بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.

إظهار المزيد
3 094
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-1430 أيام
أرشيف المشاركات
زرین رزندی«طناز» جاهل اوره ییم،عاشق ظلم وخفقان دیر یوخ اعتراضیم،شامل حال همگان دیر دوشدو قاریشیقلیق،پته میز اؤرتادا ایتدی چاتساق دوزه نه،معجزه ی قرن وزمان دیر قیطلیق ایلی بو مملکتین،زهرینی یاردی تانری نگران،دل نگران،دل نگران دیر حاضیردی ایچه بیربیرینین قانینی مللت بوندان بتریندن قؤرو سن،یارب آمان دیر مجلس ده مصوب،انه شوش لایحه لرله پروردگارین امری دچار نوسان دیر قدرین گئجه سی اولسا اگر شام جهالت قرآنی خجالت ائلیین آی رمضان دیر زاهد توتا آب دستینی بیچاره قانیلا تکبیری یقین ننگ اذان،ننگ اذان دیر قرآن دا قلم اوزره،یمین ائتدی می تانری؟ اصحاب قلم سیزجه فقط مرثیه خوان دیر آنجاق قیریلیر چوخلو قلم،حققی یازارکن توم نشرییه لر،غم کده ی اهل بیان دیر ای شیخ،بیزه نه،غزه ولبنان ساواشیندان؟ انصاف ائله،اؤز مملکتین،آه وفغان دیر ایش یوخ،هاوا آلوده،oمیکرون وتورم یورقون اؤموزا،بارگران،بارگران دیر (طناز)وئره جک قیرمیزی دیل،گؤی باشی باده گؤردون هاواپس دیر،دئ یالان،هئپسی یالان دیر. https://t.me/Adabiyyatsevanlar

اسکار وایلد مرگ باید بسیار زیبا باشد. آرمیدن در خاک نرم قهوه‌ای، با چمن‌هایی که بر فراز سرت در نوسان‌اند، و گوش دادن به سکوت.
اسکار وایلد مرگ باید بسیار زیبا باشد. آرمیدن در خاک نرم قهوه‌ای، با چمن‌هایی که بر فراز سرت در نوسان‌اند، و گوش دادن به سکوت. نداشتن دیروزی و نه فردایی. فراموش کردن زمان، بخشیدن زندگی، و در آرامش بودن.

سایین کانالداشلار "مهاجر داستان لاری " حاقیندا الیمیز قیسا بیر نقد چاتییب عینن تقدیم ائدیریک. "بهروز- مطلب زاده" ازخانم "لیلا رحیمی بهمنی" که برای معرفی و باز انتشار کتاب "مهاجر داستانلاری"و نویسنده آن زحمت کشیده اند باید سپاس گذار بود. اما در کنار این ممنونیت و قدردانی باید به این نکته هم اشاره کرد که ایشان در همین مقدمه کوتاه چند سطری معرفی "مهاجر داستانلاری" امانت دار و دقیق نیستند. بطور مثال ایشان از "دانشگاه پداگوگی" نام میبرند. در حالی که ما چنین دانشگاهی در جمهوری آذربایجان نداریم و نداشته ایم. در جمهوری آذربایجان، چه در زمان اتحاد شوروی و چه در حال حاضر چیزی بنام "دانشگاه پداگوگی" وجود ندارد‌. درست و دقیق تر ش "دانشسرای تربیت معلم" است. ایشان در جائی دیگر از همین مقدمه معرفی نامه چند سطری می نویسد "او با حمله روس ها به ایران بازگشت" کدام حمله؟ وی؟. البته احتمالا منظور اشان "اشغال ایران توسط نیروهای متفقین" باید باشد. که "حمله روییه به ایران" فرق دارد. نمیدانم اگر این خانم بهمنی همان کسی باشد که سال ها پیش کتاب خاطرات حمیده خانم همسر جلیل محمد قلی زاده را با ده ها غلط و سانسور و کج و کوله به فارسی ترجمه کرده است باید به این نتیجه رسید که لولایِ درِ سوادِ ایشان هنوز هم، بر همان پاشنه می چرخد. زیرا در ترجمه ناقص آن کتاب نیز از این خطاها کم نبود. ضمنا ایشان که خود را نویسنده و مترجم و ادیب می دانند هنوز یاد نگرفته اند که هر چیزی را باید به نام دقیق ودرش خواند؟ ایشان در همین مقدمه چند خطی می نویسد " او به حزب توده پیوست" کدام حزب توده؟ حزب توده پاکستان؟ حزب توده پاناما؟ و یا حزب توده ایران؟. آیا ایشان هنوز نمیداند که در جهان چندین حزب توده وجود دارد؟ https://t.me/Adabiyyatsevanlar

علی رشتبر قاییب بو دونیایا گلن هر کس بنده گلدی بنده گئتدی بعضن اولدو آلنی آچیق بعضن ده شرمنده گئتدی کیمیسی آلداندی وارا ایستم
علی رشتبر قاییب بو دونیایا گلن هر کس بنده گلدی بنده گئتدی بعضن اولدو آلنی آچیق بعضن ده شرمنده گئتدی کیمیسی آلداندی وارا ایستمه‌ دی حاققا وارا اشهدی ده اولدو پارا ایکی توربا قنده گئتدی کیمی اولدو سیاستچی بیر ال ایگنه بیر ال قایچی ییرتیق یاماق اولدو ایچی فند ایشلتدی فنده گئتدی آدام وار کی هئچ اویمادی باش سوخمایان یئر قویمادی آخیردا دا هئچ دویمادی گؤزو  سنده منده گئتدی دونیا عشقین مکانی دیر عشق عالمین ارکانی دی هرکیم اونو دوز تانیدی شن یاشادی شن، ده گئتدی قاییب هر یان حاق ایشیقی اولسان اگر حاق عاشیقی چن دیر داغین یاراشیقی دئمه عؤمروم چنده گئتدی

«مهاجر داستان‌لاری» (داستان‌های مهاجر) ▪️ مولف: قهرمان قهرمان زاده ▪️ نشر تاریخی: 1323 ▪️ صحیفه سایی: 31 صحیفه ▪️ دیل: آذربای
«مهاجر داستان‌لاری» (داستان‌های مهاجر) ▪️ مولف: قهرمان قهرمان زاده ▪️ نشر تاریخی: 1323 ▪️ صحیفه سایی: 31 صحیفه ▪️ دیل: آذربایجان تورکجه‌سی ▪️ رسم‌الخط: عرب الفباسی تانیتدیران: لیلا رحیمی بهمنی بو کیتابی آشاغیداکی آدرسدن ائندیره بیلرسیز https://ishiq.net/kitab/37208

4_5899784772497971912.mp325.22 MB

داستان دومرول از کانونی‌ترین داستانهای کتاب دده‌قورقود است، چرا که در آن "مرگ" نه به‌عنوان حادثه‌ای فردی بلکه مانند آزمونی اخلاقی و کیهانی ظاهر می‌شود. آنچه از این روایت در حافظه جمعی ترک-اوغوز ماندگار مانده، نه زندگی ۱۴۰ ساله بعدی دومرول، بلکه لحظ بحرانی سه‌گانه است: امتناع والدین، ایثار همسر، و فروپاشی غرور قهرمان. امتناع والدین از فداکاری، شکستن رشته اخلاقی میان نسل‌هاست. این‌جا روایت از منطق خانوادگی می‌گذرد: پدر و مادر، به جای آنکه حامل زندگی باشند، بقای خویش را بر بقای فرزند ترجیح می‌دهند. مرگ آنان در متن یک «مجازات» است؛ حذف نسلی که رسالت اخلاقی خود را انکار کرده. آنها دچار فراموشی می‌شوند، و این همان چیزی است که می‌توان با زبان نیچه گفت: بازتعریف اخلاق از دل نفی یک نظم کهن. همسر دومرول نقطه مقابل والدین است: او جانش را می‌دهد تا دیگری زنده بماند. از نظر ساختار اسطوره‌ای، او همان "میانجی" است؛ کسی که میان فقدان مطلق و تداوم حیات تعادل برقرار می‌کند. لحظه ورود او روایت را از تراژدی صرف به سطحی از آشتی و احیا می‌برد. او تجسم اخلاق انتخابی‌ست: ایثار آگاهانه، نه تکلیف خونی. و اما دومرول! اگرچه متن می‌گوید دومرول و همسرش ۱۴۰ سال دیگر زیستند، اما این بخش در حافظه جمعی بایگانی نمی‌شود. مخاطبان و سنت شفاهی، تنها لحظه بحرانی را به یاد می‌سپارند: مواجهه با عزرائیل، خیانت والدین به آرمانهایشان و ایثار همسر. به بیان دیگر، حافظه فرهنگی زمان را تقطیع می‌کند و فقط صحنه‌هایی را حفظ می‌کند که بار اخلاقی و هنجارساز دارند. از این منظر، دمرول گرچه در سطح روایت متنی زنده می‌ماند، اما در سطح حافظه تاریخی «می‌میرد». این همان «مجازات نمادین» است: مرگی که نه در متن، بلکه در حافظه رخ می‌دهد. حافظه جمعی او را در لحظهٔ تراژدی منجمد می‌کند و بخش «زندگی طولانی» را پاک می‌سازد. این حذف روایی خود بعدی زیبایی‌شناسانه دارد. جاودانگی نه در «عمر طولانی» بلکه در شدت یک لحظه اخلاقی متبلور می‌شود. لحظه مواجهه با مرگ و ایثار، از نظر زیبایی‌شناسی پرقدرت‌تر از توالی سال‌های بی‌حادثه است. حافظه جمعی به‌گونه‌ای عمل می‌کند که روایت به جای خط ممتد، به نقطه‌ای فشرده و پرتنش تقلیل می‌یابد. این فشردگی همان چیزی است که به اثر هنری قدرت می‌دهد. دومرول بیش از آنکه قصه قهرمان و پاداش الهی باشد، صحنه‌ای است که در آن حافظه جمعی داوری می‌کند: حذف می‌کند، جاودانه می‌سازد، و در لحظه مواجهه با مرگ منجمد می‌کند. در نتیجه، این داستان را می‌توان نه فقط اسطوره‌ای درباره مرگ و نجات، بلکه متنی درباره اقتصاد حافظه و مجازات فرهنگی دانست. دمرول در روایت رسمی زنده است، اما در حافظه فرهنگی، تنها در لحظه تطهیر و ایثار همسرش به حیات نمادین ادامه می‌دهد. https://t.me/Adabiyyatsevanlar

«ناظیم حکمت» بولودمو اولسام دنیزین اوستونده آلا بولود اوزونده گوموش گمی ایچینده ساری بالیق دیبینده ماوی یوسون ساحیلده بیر چیل
«ناظیم حکمت» بولودمو اولسام دنیزین اوستونده آلا بولود اوزونده گوموش گمی ایچینده ساری بالیق دیبینده ماوی یوسون ساحیلده بیر چیلپاق آدام دورموش دوشونور، بولود اولوم؟ یوخسا گمی؟ بالیق اولوم یوخسا یوسون؟ نه او،نه او،نه او دنیز اولمالی اوغلوم بولودو ایله ، گمیسی ایله ، بالیغییلا ، یوسونویلا https://t.me/Adabiyyatsevanlar

رسول اسمعلیان تاتر "دومرول" روایت عینی از کتاب ده‌ده قورقود، البته با جزئیاتی از تغییر. داستان دومرول در «کتاب دده‌قورقود»، متنی‌ست فلسفی، زیبایی‌شناختی و اخلاقی. پل معمولا نشانه پیوند است، اما اینجا بر بستر رودی خشک بنا شده است. اثر هنری روایت درست از همین جا آغاز می‌شود. این تصویر شاعرانه به‌ طرز هولناکی زیباست، و "کارکرد" را از نماد جدا می‌کند. از نظر فلسفی، پل بر روی رود خشک‌ شده نماد قدرتی است بی‌موضوع و بی‌ریشه که می‌تواند خود را تحمیل کند. از نظر زیبایی‌شناسی، تصویر تضادی عمیق میان «فرم» و «محتوا»ست: سازه‌ای بر خلا. در دل روایت، دو عدد ظاهر می‌شوند: ۳۳ و ۴۰(دومرول از کسانی که از پل عبور می‌کنند ۳۳ سکه و از کسانی که از پل عبور نمی‌کنند ۴۰ سکه می‌گیرد). این‌ عددها در سنت‌های دینی و عرفانی حامل معنای ذکر و بلوغ‌اند. اما در دست دمرول به تعرفه و جریمه بدل می‌شوند. این وارونگی یک لحظه زیبایی‌شناختی-فلسفی است: جایی که امر قدسی به حسابداری فرو کاسته می‌شود. متن نشان می‌دهد که قدرت می‌تواند حتی با اعداد مقدس هم بازی کند و معنویت را به کالایی اقتصادی بدل سازد. تضاد میان تقدس این اعداد و ابتذال استفاده‌شان، همان شکاف زیبایی‌شناسانه‌ای است که متن را از یک حکایت ساده فراتر می‌برد. در داستان عزرائیل در قالب یک کبوتر ظاهر می‌شود(در نمایش هیبت مشکی‌پوش جای آن را گرفته). کبوتر نماد لطافت و صلح است، اما در اینجا حامل مرگ. زیبایی داستان در همین ترکیب پارادوکسیکال است: مرگ به صورت پرنده‌ای آرام فرود می‌آید. فلسفه مرگ در این تصویر نه فقط هراس، بلکه هم‌چون پروازی سبک و ناگهانی درک می‌شود. این تجلی نشان می‌دهد که مرگ در این متن صرفا پایان نیست، بلکه امکانی برای تحول است. دمرول از مردی که بر پل خشک ایستاده و همه‌چیز را قیمت‌گذاری می‌کند، به انسانی بدل می‌شود که در برابر عشق و مرگ زانو می‌زند. این دگرگونی، لحظه فلسفی-زیبایی‌شناختی روایت است: زیبایی نه در شکوه نخستین، بلکه در فروپاشی غرور و تولد دوباره سوژه است. حکم نهایی خدا گرفتن جان پدر و مادر و بخشیدن عمر طولانی به دومرول و همسرش نقطه پایان روایت است. قدرت می‌تواند بر خلا بنا شود و معنویت را به اقتصاد بدل کند. اما این وارونگی تنها تا جایی ادامه دارد که عشق وارد میدان شود. همان زن و همان قهرمان پنهان داستان. او پل حقیقی است؛ پلی که نه بر رودخانه‌ای خشک، بلکه بر شکاف بنیادین میان مرگ و زندگی کشیده شده و جاودانگی داستان در لحظه ایثار زن منجمد شده، زیرا حقیقت قهرمانی چیزی جز توان ترجیح دیگری بر خویش نیست. https://t.me/Adabiyyatsevanlar

photo content

photo content

"ائلدار موغانلی" اؤنجولوم! (گؤیرچین باخیشلی قادینلاریمیزین شرفینه) هانکی داغلارین سینه‌سینده سیغاللانیب بو باخیش هانکی زیروه‌
"ائلدار موغانلی" اؤنجولوم! (گؤیرچین باخیشلی قادینلاریمیزین شرفینه) هانکی داغلارین سینه‌سینده سیغاللانیب بو باخیش هانکی زیروه‌نین دؤشوندن امیب بو قوش، قایالار، یوکسه‌لیشیندن چکینیر توفانلار، اؤنونده باش اییر؟! هانکی داغلارین سینه‌سینده سیغاللانیب بو باخیش اوچور درینلییینده شه‌وه – شه‌وه میرواری‌لار، یوللارینا دوزولور دوزوم- دوزوم لاله‌لر یارپاق- یارپاق یاشیل‌لار خیشیم- خیشیم خیشیلتی‌لار، که‌کیلینده چیچکله‌نیر سحر یئلی‌نین تومورجوقلاری، آغاج- آغاج مئشه‌له‌نیر قاسناق وورموش تورپاغین سون باهاری؟! هانکی داغلارین سینه‌سینده سیغاللانیب بو باخیش گؤرونوشونده داملا- داملا دامیر ایشیق قوخوسو میشیل- میشیل اریییر یوخولولارین یوخوسو؟! سیرا- سیرا سیرالانیب گوی زمی‌لرین توراغای‌لاری – باخیشلاریندا برکت ایشیلتیسی، قیها سسی قانادلاریندا له‌لک- له‌لک یوکسه‌لیش چیچک- چیچک قیزیل اوچوش؛ – یاشاییر یاشام دیرچه‌لیر اولوم، ماویلییه یورویور- اؤنجولوم! شهریور ۱۴۰۱- تهران

جناب رئيس نيا بزرگوار ، زادروزتان مبارك .🌷 رحیم معلیم آد گونونوز موبارک اولسون. ادبیات سئونلر1404,6,20
جناب رئيس نيا بزرگوار ، زادروزتان مبارك .🌷 رحیم معلیم آد گونونوز موبارک اولسون. ادبیات سئونلر1404,6,20

4_445898299170357310.MP31.91 MB

علی سلیمی‌دن «تار آذربایجانی» عونوانلی بیر کیتاب و بیر نئچه مقاله یادیگار اولاراق قالیبدیر. اوستادین مئهریبان و صفالی قلبی 13
علی سلیمی‌دن «تار آذربایجانی» عونوانلی بیر کیتاب و بیر نئچه مقاله یادیگار اولاراق قالیبدیر. اوستادین مئهریبان و صفالی قلبی 1376-نجی گونش ایل، اوردیبهشت آیی‌نین اوچونجو گونو، سحر چاغی ساعات 10-دا دؤیونمه‌دن دایاندی و ایکی گون سونرا جوما گونو وطنیمیزین موسیقی سئور ائلی‌نین موبارک اَل‌لری اوزره «مقبره‌الشعرا»دان «وادی رحمت» آدلی قبریستانینا آپاریلاراق، اینجه‌صنعت خادیملرینه حصر اولونموش بؤلوکده، کَدَرلی بوغازلاردان چیخان «آیریلیق» نغمه‌سی‌نین زومزومه سس‌لری‌ایله توپراغا تاپیشیریلدی و مزاری اوسته چیچک‌لر قالاندی.     اوستاد علی سلیمی‌نین یاراتدیغی مشهور اثرلر:     «فانتازییالار»، «آیریلیق»، «جئیران سئوگیلیم»، «سیزه سلام گتیرمیشم»، «ائلیم، گؤزوم، شوکتیم جئیران»، «راحیله»، «آپاردی سئل‌لر سارانی»، «ساللانا- ساللانا»، «وطن سوویتاسی»، «صمد خاطیره‌سی»، «ساوالان»، «جئجیم»، «کؤچری» و فیلم موزیکالاری.

مجید تیموری فر"صفا" اوستاد علی سلیمی      (1376-1301)- نجی گونش‌ایل          - گؤرکملی بسته‌کار     - ایقتیدارلی موسیقی‌شوناس      - تار ایفاچیسی     - «آیریلیق» ماهنی‌سینین یارادیجیسی     آذربایجان موسیقی‌سینین گؤرکملی تاراوستادی و بیرچوخ یادداشلاردا قالان اثرلرین بسته‌کاری اولان «علی سلیمی» 1301-نجی شمسی ایل باکی شهرینده دونیایا گؤز آچیب، آتاسی زُهراب‌کیشی بیر ایمانلی موسلمان ایدی و اردبیلین «مهماندوست» آدلی کندیندن ایشله‌مک اوچون قافقازا کؤچوب، باکی شهرینده مسکن سالمیشدیر.     علی سلیمی اوشاقلیقدان آذربایجان موسیقی‌سینین سئحیرلی نغمه‌لری و آذربایجان تاری‌نین اورَک اوخشایان سسی‌ایله تانیش اولوب و اونا وورولموشدور. اودورکی باکی‌نین موسیقی مکتب‌لرینده بو صنعتی اؤیره‌نمه‌یه باشلامیش و آز موددتده گوجلو ایستعدادا مالیک اولدوغونو ثوبوتا یئتیرمیشدیر. 1311.ش ایلده آذربایجانین بؤیوک موسیقی اوستادی «احمد باکیخانوو»-ون موسیقی کیلاسلارینا داخیل اولور و تئزلیکله اونون آنسانبیلیندا تارایفاچیسی کیمی ایشتیراک ائدیر. «علی سلیمی» احمد باکیخانوو مکتبینده آذربایجان موسیقی‌سینین اساسلارینی یاخشیجا اؤیره‌نیب و دَیَرلی تجروبه‌لر الده ائتمیشدیر. 1317-نجی ایلده ایرانلی‌لارلا بیرلیکده گمی‌ایله وطنه قاییدیر. بیر موددت قائم‌شهر و سونرا ایسه تئهرانا کؤچور. او دؤورده آذربایجان خالق ماهنی‌لارینی و تصنیف‌لرینی یئنی فورمایا سالیب و تئهران رادیوسو واسیطه‌سی‌ایله یاییلماسینا چالیشیب‌دیر بو دؤور علی سلیمی اوچون اینتیباه دؤورو کیمی ساییلیر، چونکی رادیو ایداره‌سینده ایرانین بؤیوک و آدلیم موسیقی اوستادلاری، اوجومله‌دن علینقی‌خان وزیری، روح‌الله خالقی، ابوالحسن خان صبا، مشیر همایون، حسینعلی ملّاح ایله اَمکداشلیق ائدیب و اونلاردان هارمونی، بسته‌کارلیق و کنترپوان  اؤیره‌نیر و او قروپون تؤوصیه‌لری‌ایله ایران-آذربایجان موسیقی‌سینین رادیو وئریلیشلری علی سلیمی‌یه تاپیشیریلیر. بو واختلار علی سلیمی بین‌الخالق موسیقی تئوری ساحه‌سینده بیلگیلرینی آرتیرماق اوچون «حسن ناصحی» کیمی بؤیوک کومپوزیتوردان  چوخلو فایدالانیب و 1331- جی ایل رودکی ساراییندا اونودولماز بیر فئستیوالدا ایشتیراک ائده‌رکن «وطن سوویتاسی » آدلانان اثرین ایفاسینا گؤره قیزیل مئدال‌لا تلطیف اولونموشدور.     1338-نجی ایلده عاییله قوروب و«وارتوش» خانیم‌ایله یئنی بیر یاشاییشا باشلامیشدیر. بوزامانلار تبریزین تئلئویزیون ایداره‌سینده قورولان اورکئسترین‌ ایشلری چوخ گؤزه‌گلیملی و پارلاق اولموشدور، چونکی بو اورکئسترین ترکیبینده گؤرکملی تاراوستادلاری «علی دادستانپور»، «بیگجه‌خانی» و باشقا آدلیم موسیقی‌چیلر ده وارایدی. لاکین او دؤورده حاکمیّت، آذربایجانین اصیل و دَیَرلی موسیقی‌سینین یاییلماسینا ماراقلی اولماییب و اونو محلّی موسیقی آدلاندیرماقلا تحقیر ائدیردی. باشقا طرفدن یونگول و بایاغی موسیقی‌لرین گئنیش یاییلماسیندا وار قووه‌ایله چالیشیردی. اوستادین دئدیگینه گؤره؛ دفعه‌لرله تبریزده چالیشان آذربایجان موسیقی اورکئسترینی داغیدیب و موسیقی‌چیلری چاش-باش ائدیردی. اونا گؤره ده، اوستاد علی سلیمی اینقیلاب دؤورونده ایلکین اینقیلابی سرودلارلا، اؤز نیفرتینی، خالقلارین کولتور، مدنیّت، دیل و دینی ایناملارینا خور باخانلارا گؤستردی. 1340-نجی ایلده آذربایجانین دونیا شؤهرتلی موغنّی‌سی «رشید بهبوداوو» تئهراندا کانسئرت وئرمیش و اونون حوضوروندا بیر کانسئرتده علی سلیمی فانتازییا  اثرلرینی ایجرا ائدیب، هابئله بسله‌دیگی آیریلیق ماهنی‌سینی حیات یولداشی وارتوش خانیم واسیطه‌سی‌ایله ایفا ائتدی، بو ماهنی رشید بهبوداوو-ون کؤنلونده درین تأثیرلر بوراخمیش و اونا گؤره ده اوستاد علی سلیمی طرفیندن بو ماهنی رشید بهبوداوو جنابلارینا ایتحاف اولوندو. رشید بهبوداوو بو حاقدا موسکووا سفرینده بیر دانیشیقدا بئله سؤیله‌میشدیر: - «من ایران سفرینده اولارکن علی سلیمی آدلی بیر بسته‌کارلا راستلاشدیم و اونون فانتازییا اثرلری و آیریلیق ماهنیسی منده درین تأثیرلر قویموشدور». آیریلیق ماهنی‌سی رشید بهبوداوو، شوکت علی‌اکبراووا و... واسیطه‌سی‌ایله دونیانین چوخلو اؤلکه‌لرینده اوخونوب و بیر خالق ماهنی‌سی کیمی قارشیلانمیشدیر.     اوستاد علی سلیمی عؤمرونون سون واخت‌لاریندا آذربایجان موسیقی‌سینین 7 اساس موغام و ضربی موغام‌لارین اونودولموش شؤعبه و گوشه‌لرینی آرتیق دیققت و ظرافتله چالیب و لئنته یازمیشدیر. حاییف کی، اونلارین نوت یازی‌لارینی ایشله‌مک اوچون عؤمور وفا ائتمه‌ییب؛ لاکین بو ایش او یولون داوامچی‌لاریندان اولان اوستاد «علی فرشباف»-ین هومّتی ایله چوخلو زحمت‌لردن سونرا حاضیرلانمیش و علی فرشباف جنابلاری‌نین سؤیله‌دیگینه اساسأ، نئچه ایل‌لردیر سروش نشریّاتی-نا وئریلیبدیر. https://t.me/Adabiyyatsevanlar

photo content

سلام گون آیدین چیخیب سیز؟