ar
Feedback
⚫روان آنالیز⚫

⚫روان آنالیز⚫

الذهاب إلى القناة على Telegram
633
المشتركون
-224 ساعات
+37 أيام
+2530 أيام
أرشيف المشاركات
. از جذاب به خسته‌کننده؛ اشتباهات مردانه‌ای که زن را دل‌سرد می‌کند. 🆔 @drshakib_clinic @drshakibclinic

🎭🎭🎭🎭 چرا می‌کوشیم آدم‌ها را تغییر دهیم؟ این درست نیست. آدم باید یا دیگران را همان طور که هستند بپذیرد، یا همان طور که هستند به حال خودشان بگذارد. آدم نمی‌تواند آن‌ها را عوض کند، فقط توازنشان را برهم می‌زند. چون یک انسان از قطعه‌های واحدی درست نشده که بتوان تکه‌ای را برداشت و به جایش چیز دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یک سویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی کشیده می‌شود. 📘  نامه به فلیسه 👤  فرانتس کافکا 🎭🎭 آدینه روزتان دلپذیر و پر از عشق 🎭🎭

‍ 🔅اضطراب وجودی در حقیقت، دو «هیچ» است که عمده اضطراب های ما را تشکیل می دهد: «هیچ چیز» و «هیچ کس». اولی همان اضطراب مرگ است و دومی اضطراب تنهایی. البته در اینکه کدام یکی از این دو، خاستگاهِ اصلیِ اضطراب‌های ماست میان فلاسفه و روانشناسان اختلاف است. اگر فلاسفه اگزیستانسیال درباره بسیاری امور اختلاف داشته باشند دست کم در یک چیز مشترکند و آن اینکه «آدمی بی‌رحمانه تنهاست». روانشناسان و فیلسوفان (رولو می و اروین یالوم) از چندین نوع تنهایی سخن می‌گویند: تنهایی فیزیکی؛ تنهایی غیرفیزیکی؛ تنهایی بین فردی، تنهایی درون فردی و تنهایی اگزیستانسیال. در تنهایی بین فردی، بی کسی رخ می‌دهد و فرد از دیگران جدا می افتد. در تنهایی درون فردی، با اینکه فرد بی کس نیست اما اجزا مختلف وجود او از هم فاصله می‌گیرد (همان که فروید Isolation می نامید). گویی فرد خودش خودش را خفه می کند و از خود «بیگانه» می شود. فرد با حذف کردن خودش دیگر نمی‌تواند تشخیص دهد که چه باوری دارد؛ چرا که تمام لحظات خودش را وابسته به دیگران می‌بیند. اما تنهایی اگزیستانسیال؛ در عمق همه جدا افتادگی‌ها تنهایی عمیق تر و اساسی تری جای دارد که به ارتباط ما با هستی برمی‌گردد. این تنهایی به رغم ارتباط با دیگران و خود همچنان وجود دارد. تنهایی اگزیستانسیال مثل دره‌ای است که به جدایی از هستی اشاره دارد. به عنوان نمونه کافیست که به پدیده اگزیستانسیال مرگ بیاندیشید. به تعبیر هایدگر، مرگ تنهاترین تجربه اگزیستانسیال بشری است که هیچ کس قادر نیست آن را با کسی شریک شود. اریک فروم (در کتاب های هنر عشق ورزیدن و گریز از آزادی) معتقد است که آگاه شدن از تنهایی اگزیستانسیال خاستگاه تمامی اضطراب‌های آدمی است و بنیادی ترین دلواپسی را برای آدمی به وجود می‌آورد. دلواپسی تنهایی وقتی رخ نشان می‌دهد که می فهمیم تنها به این عالم پا می‌گذاریم و تنها آن را ترک می‌کنیم. در این خلال هر چقدر تلاش می‌کنیم به هم نزدیک شویم می فهمیم که «وصل ممکن نیست؛ همیشه فاصله ای هست». ما تلاش می‌کنیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم اما در همان حال متوجه می‌شویم که همچنان تنهاییم و هیچ‌گاه نمی‌توانیم با خودمان و دیگران یکی شویم. تنهایی اگزیستانسیال به ما می‌آموزاند که به تعبیر هایدگر در این عالم «غریب» یا به تعبیر کامو «بیگانه» هستیم. فرد (دازاین) وقتی درگیر جهان ظاهری، روزمره و گمراه کننده می شود و موقعیت اگزیستانسیال خودش را از دست می دهد آنگاه اضطراب (از مرگ) او را آگاه از تنهایی می‌کند. همانطور که مارتین بوبر آورده است، تنهایی اگزیستانسیال همیشه وجود دارد و در فضا پخش است. این ما هستیم که گاه گیرنده هایمان را خاموش می‌کنیم. با این حال، ما مجبوریم برای خودمان دنیایی درست کنیم؛ مشغول شویم و غفلت پیشه کنیم. گویی تئاتری برپاست اما دفعتا پرده ها بالا می رود و تنهایی رخنه می کند و سرشت سوگناک زندگی بر ما هجوم می آورد. هزینه رشد و تکامل ما بعد از اینکه از رحم مادر جدا می شویم تنهایی است. اگر ترس از تنهایی مدام در حیطه خودآگاه ما بود نمی‌توانستیم زندگی طبیعی کنیم. تنهایی باید به درستی واپس رانده شود تا آسایش داشته باشیم. حال با این مقدمه، تکلیف چیست؟ اگر هیچ چیزی تنهایی ما را از میان نمی برد و ما نهایتا در تنهایی های خود شریک هستیم، چاره چیست و چه باید کرد؟ اول اینکه نباید وحشت کرد! درست است که هر یک از ما به سان کشتی ای تنها هستیم که در دریایی تیره و مه آلود گرفتار شده ایم اما دست کم همه با هم تنهاییم و همه با هم در این وحشت گرفتاریم. کافیست نور کشتی های همدیگر را ببینیم و تنهایی یکدیگر را لمس کنیم. دوم اینکه شاید بتوان گفت مهمترین پاسخی که فیلسوفان، روانشناسان و الهی دانان به مسئله اگزیستانسیال تنهایی داده اند، عشق است. از مازلو، یالوم و فروم بگیرید تا بوبر، مولانا جلال الدین و عیسی بن مریم و… کم و بیش به نتیجه‌ای واحد رسیده اند و جملگی بر این باورند که عشق می تواند به تنهایی آدمی رخنه کند و از وجودی به وجود دیگر پل بزند. البته عشق هم اطوار و شئونی دارد؛ مهمترین شأن آن اینست که فرد باید عشق ورزیدن را تمرین کند، نه اینکه مورد عشق قرار بگیرد. بیهوده نبود که فروم می گفت توانایی تنها بودن شرط توانایی عشق ورزیدن است. بخشی از: جستاری در باب اضطراب وجودی، دکتر حسین دباغ

🔸 ‏اسمش عزيز بود. ۵۵ سال در رباط مراکش کتاب‌فروشی داشت. به زبان‌های فرانسه، ايتاليايی، آلمانی و اسپانيايی نیز مسلط بود و كتا
🔸 ‏اسمش عزيز بود. ۵۵ سال در رباط مراکش کتاب‌فروشی داشت. به زبان‌های فرانسه، ايتاليايی، آلمانی و اسپانيايی نیز مسلط بود و كتاب‌هايی به اين زبان‌ها در كنار عربی و انگليسی می‌فروخت. كتابفروشی‌اش در مراكش معروف و بين مردم شايع بود كه هيچ مراكشی‌ای به اندازه عزيز نمی‌داند. عزيز امروز فوت كرد. توییت «داوود پنهانی» 📍@amiraliall

«اضطراب معیشتی»؛ وقتی تورم مستقیما به جان مردم می‌نشیند سارا امینی، روان‌شناس بالینی و عضو انجمن علمی روان‌شناسی ایران: ▫️ما با پدیده‌ای به نام اضطراب معیشتی (Subsistence Anxiety) مواجه‌ایم؛ ترسی مداوم و فلج‌کننده از ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه مانند خوراک، پوشاک و مسکن. این اضطراب، سیستم عصبی را در حالت جنگ یا گریز دائمی قرار می‌دهد و پیامدهای آن شامل اختلال خواب، تحریک‌پذیری، مشکلات گوارشی، کاهش تمرکز و در نهایت افسردگی است. رضا موسوی، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی: ▫️این وضعیت ریشه‌ای عمیق‌تر دارد: «وقتی ساختار اقتصادی یک جامعه با بی‌ثباتی مزمن مواجه می‌شود، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی فرسوده می‌شود. افراد احساس می‌کنند بر سرنوشت خود کنترل ندارند و این احساس درماندگی آموخته‌شده، بزرگ‌ترین سم برای سلامت روان جامعه است. 📌 گزارش فرزانه متین‌فر را در #خبرآنلاین بخوانید: khabaronline.ir/xp926

⭕️اختلال عاطفی فصلی با افسردگی خفیف زمستانی چه تفاوتی دارد؟ 📌دکتر وین‌رایت توضیح می‌دهد که خواب زیاد در اثر اختلال عاطفی فصلی با خستگی معمولی تفاوت دارد: «در این حالت فرد واقعا نمی‌تواند از تخت بلند شود مگر اینکه دلیل بسیار فوری داشته باشد. او ممکن است ساعت‌ها بیش از حد معمول بخوابد.» ♦️پژوهشگران می‌گویند اختلال عاطفی فصلی چیزی بیش از یک دل‌‌گرفتگی یا بی‌حوصلگی زمستانی است و در واقع می‌توان گفت نوعی افسردگی دوره‌ای یا عودکننده است که با تغییر فصل‌، به‌ویژه پاییز و زمستان، بروز می‌کند و می‌تواند زندگی روزمره‌ مبتلایان را تا چند ماه‌ مختل کند. بیشتر بخوانید... @indypersian

زندگی خطی نیست. از نقطه A به B رفتن یک توهّم ساده‌سازی است. ما در مسیر حلقه‌ای رشد می‌کنی هر بار که تصمیم شجاعانه‌تری می‌گیریم و از نسخه‌ی قبلی خود عبور می‌کنیم، وارد حلقه‌ی عمیق‌تری از رشد می‌شویم. این بازی رسیدن نیست؛ بازی آگاه‌تر شدن است. گاهی باید مسیر را عوض کنی، بدون اینکه هدفت را رها کرده باشی. گاهی باید متوقف شوی، نگاه کنی، دوباره انتخاب کنی و به خودت اجازه بدهی از نو شروع کنی— نه از صفر، بلکه از سطح بالاتری از فهم. در نهایت، هیچ‌کس جای تو زندگی نخواهد کرد. بنابراین تصمیم‌هایت را با صدای خودت انتخاب کن، نه با ترس، نه با قضاوت، نه با انتظار دیگران. رشد، امتیاز کسانی است که شجاعت تصمیم‌های سخت را دارند

ما با کسانی که ما را می‌فهـمند شکـوفا می‌شویم

آدم‌های قدرتمند از تنهایی نمی‌ترسند. از تنها غذا خوردن، تنها خوابیدن، یا تنها گذراندن زمان با خودشون. چون می‌دونن در سکوتِ تنهایی، قدرت واقعی شکل می‌گیره. کسی که از تنها بودن نمی‌ترسه، شکست‌ناپذیره. چون دیگه از طرد شدن و رها شدن نمی‌ترسه. وقت و انرژی‌ش رو برای رشد خودش نگه می‌داره، نه برای نگه داشتنِ آدم‌های اشتباه. هیچ‌وقت قدرتی که تنهایی بهت می‌ده رو فدای حضورِ اشتباهِ دیگران نکن.

ترسناک‌ترین چیزی که یک انسان می‌تونه تجربه کنه، دیدنِ نسخه‌ای از خودشه که می‌تونسته باشه… اما نشد. تصور کن فقط یک روز از زندگیت مونده و روبه‌روی اون کسی می‌ایستی که می‌تونستی باشی— قوی‌تر، آگاه‌تر، زنده‌تر، خوشبخت‌تر. و اون لحظه با تمام وجود حس می‌کنی چقدر می‌تونستی بهتر زندگی کنی، بیشتر تلاش کنی، زودتر رها کنی، تسلیم نشی و ادامه بدی. این واقعی‌ترین ترس دنیاست؛ ترس از اینکه در برابر فرصت‌هات تسلیم بشی، کنار بکشی، نجنگی. من زندگی کردن رو مساوی با جنگجو بودن می‌دونم. زندگی یعنی بجنگی تا بسازی. حتی تسلیمِ درست هم پویایی می‌خواد؛ یعنی بعد از پذیرش، امید پیدا کنی و دوباره حرکت کنی. هر چند وقت یه‌بار از دور خودم رو نگاه می‌کنم— می‌پرسم چطور می‌تونم بهتر زندگی کنم؟ بهتر واکنش نشون بدم؟ و یادم می‌ندازم قربانی شرایط نیستم. من اینجام تا بسازم، نه تا تسلیم بشم.

لحظاتمون رو ثبت می کنیم به اشتراک میذاریمشون لایک و کامنت می گیریم و حواسمون نیست که واقعا تجربشون نمی‌کنیم! توی سفر، موقع تماشای نمایش و کنسرت توی دورهمی ها و مهمونیها در حال ضبط لحظه ها و تصاویر هستیم، نه حس و لمس واقعی اون لحظات و این زندگی نزیسته و تجربیات لمس نشده ما رو غمگین میکنن اگر میخوای یه زمانی به گذشته که فکر میکنی کلی خاطرات خوب و حس‌های واقعی داشته باشی خارج از قاب این گوشی برای خودت تجربیات واقعی بساز... •ٌ⊰★♥️@Angizeh_konkore

وقتی زندگیت رو توی سکوت بسازی دشمنانت نمی دونن به چی حمله کنن....
وقتی زندگیت رو توی سکوت بسازی دشمنانت نمی دونن به چی حمله کنن....

کجا و برای چه چیز و با چه کسی سرمایه گذاری کنم؟ چه کسی همراه من است؟ چه کسی یار و دوست من است؟ چه چیزی ارزشمند است؟ چطور ارزش داشته ها و منابعم را بدانم؟ چطور آنها را مصرف کنم؟ خیلی از کشمکش ها و تلاش های بیهوده متوقف خواهند شد و بدون عینک مه آلود خواهیم دید اگر کوله بارهای قدیمی را زمین بگذاریم.. آنوقت آنچه در حال ورود است را پذیرا میشویم🌱🕊 #راشل #تلنگر_👌🏻

استرس و اختلالات گوارشی روان‌تنی دکتر علی شریفی (روانپزشک، رئیس انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران) و دکتر افشین طیبی (روانپزشک، دكتری تخصصی روانشناسی سلامت، فوق دكتری بيماری‌های روان‌تنی) سردرد های تنشی گردن درد های تنشی دیسک کمر ترش کردن زخم معده و.. رفلاکس حس یه چیزی توی گلوم گیر کرده اسپاسم مری درد قفسه سینه 🎙درمان پنيك اتك و حملات اضطرابى 🎙اختلال اضطراب منتشر از مغز تا درمان با دکترسرگلزایی

#سايكوسوماتيك فايل صوتى كم حجم شده را از اينجا بشنويد🔻

دکتر آذرخش مکری ▪️دیالوگها و عناصر کلامی خطرناک که رابطه شما را بر هم میزنند ▪️مثالهای طنزآمیز از روابط معیوب و سبکهای دفاعی و استيلهاى مشكل ساز ▪️بررسی ادعای گاتمن در سنجش زوجین شارلانتیزم یا واقعیت ! ▪️شرط تاثير رواندرمانى و مشاوره زناشويى ▪️سبک ارتباط با مادر و نفر سوم و تاثیر آن در جدایی 🔻بخشش اول لايو دكتر آذرخش مكرى درباره: اخلاق و دلايل حقه بازى، دروغ، خيانت در افراد عادى و سايكوپتها و موضوع همدلى را از اينجا ملاحظه نماييد🔻 https://www.instagram.com/tv/CMSptZxH1b8/?igshid=p51344r6b5bq

|جان فردريكسون | به درد آدمی گوش فرا دهید آن زمان که قلبش سخن میگوید اگرچه سكوت بر لبانش آواز میخواند... #جان_فردريكسون

"تخیل" شما، خود واقعی شماست ○ چگونه از قدرت "تخیل" برای موفقیت استفاده کنیم ؟

میگویند هر کسی شبیه به جایی میشود که به آن تعلق دارد، پس من شبیه وطنم شده‌ام، غمناک، خسته، رنجیده، زخمی و در عمق ناامیدی امیدوار.