ar
Feedback
ان‌در امیدواری...

ان‌در امیدواری...

الذهاب إلى القناة على Telegram

سرگردانم بین شعر و فلسفه دانشجوی دکتری فلسفه هنر

إظهار المزيد
1 082
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-730 أيام
أرشيف المشاركات
بررسی روایت‌های تطبیقی فلات ایران نشست نهم چهارشنبه ۱۱ شهریور ساعت ۱۷:۳۰ حضور در این نشست برای همه آزاد و رایگان است اما لازم
بررسی روایت‌های تطبیقی فلات ایران نشست نهم چهارشنبه ۱۱ شهریور ساعت ۱۷:۳۰ حضور در این نشست برای همه آزاد و رایگان است اما لازم است با پیام به تلگرام یا اینستاگرام مؤسسه ثبت‌نام کنید. @osan_institute

https://www.aparat.com/v/OoaiU ببینید و بشنوید، قیامت است.

سایت نشر بعد از مدت‌ها دارد سروکله می‌گیرد: https://hekmatkalame.com/
سایت نشر بعد از مدت‌ها دارد سروکله می‌گیرد: https://hekmatkalame.com/

بر پایه‌ی اسناد تاریخی ثابت شده است که فرهنگ ایرانی از غرب چین تا سواحل مدیترانه حضوری چشم‌گیر و مؤثر داشته است. و همین نکته می‌تواند تکیه‌گاه پرسشی شود که بپرسیم: وقتی یمن یکی از استان‌های امپراتوری ایران بوده است و اسناد تاریخی گواه حضور زرتشتیان در عربستان و مکه‌ می‌دهند، چگونه می‌شود نهاد دین ایرانی که همیشه در کنار نهاد قدرت بوده است و خود بخشی از قدرت بوده است در آن سرزمین حضور رسمی نداشته باشد؟ بر پایه‌ی اسناد موجود انحا مختلف حضور ایرانیان در شبه جزیره ثابت شده است و همین‌ها می‌تواند به ما اطمینان دهد که نهاد دین ایرانی در شبه جزیره حتی اگر که نماینده‌ی رسمی نداشته است، آشنایان و باورمندان و طرفداران خودش را داشته است... #فلات

بررسی روایت‌های تطبیقی فلات ایران نشست هفتم به دیر مغان... (نشست دوم) گمان مبر که به پایان رسید کار مغان هزار باده ناخورده در
بررسی روایت‌های تطبیقی فلات ایران نشست هفتم به دیر مغان... (نشست دوم) گمان مبر که به پایان رسید کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است چهارشنبه ۴ شهریور ساعت ۱۷:۳۰ حضور در این نشست برای همه آزاد و رایگان است اما لازم است با پیام به تلگرام یا اینستاگرام مؤسسه ثبت‌نام کنید. @osan_institute www.osanschool.ir

موسی اروغلو، یکی از ماندگارترین چهره‌های موسیقی فولکلور ترکیه و از استادان مسلم ساز باغلاما است. آنچه اجرای او از ترانه‌ها را خاص می‌کند، توانایی‌اش در روایت داستان‌های پراحساس آناتولی با صدایی سرشار از اندوه و همراه با نوازندگی چیره‌دستانه است. ترانه‌ی ماندگار «خلیل ابراهیم» یکی از همین آثار عمیق و تاثربرانگیز است که در ادامه، داستان آن را برایتان روایت می‌کنم. ### 🎵 داستان ترانه «خلیل ابراهیم» برخلاف تصور رایج که این ترانه را به یک داستان عاشقانه کهن نسبت می‌دهد، «خلیل ابراهیم» روایتگر زندگی واقعی مردی به همین نام از شهرستان فاتسا در استان اردوی ترکیه است که به دلیل ظلم و بی‌عدالتی، سرنوشتی غم‌انگیز یافت . * زندگی ساده و شیک‌پوش: خلیل ابراهیم، متولد ۱۹۳۱، ساعتی و تعمیرکار بود که به ظاهر خود بسیار می‌رسید و با کت و شلوار راه‌راه، کلاه هشت‌ترک و کفش‌های براقش در میان مردم شهر چهره‌ای آشنا و متمایز داشت . او عاشق موسیقی بود و در خانه‌اش صفحه‌های گرامافون از خوانندگانی مانند مظفر آکگون و موزین سنار را جمع‌آوری می‌کرد که در تنهایی‌اش برایش دلخوشی بودند . * نقطه عطف زندگی و سربازي: خلیل ابراهیم عاشق دختر یکی از اهالی همسایه می‌شود و او را فرار می‌دهد که باعث دلخوری پدر خانواده می‌شود . در سال ۱۹۵۱، به خدمت سربازی می‌رود. در دوران سربازی، نامه‌ای به او می‌رسد که خبر می‌دهد پدر زنش، دخترش را پس گرفته و به جای دیگری شوهر داده، و همچنین ملاک محلی، زمین‌هایش را تصاحب کرده است . * فرار، دستگیری و شکنجه: از شنیدن این خبر، خلیل ابراهیم از سربازی فرار می‌کند و به شهر برمی‌گردد تا ملاک را بکشد . او دستگیر می‌شود و جریان دستگیری، برای همیشه ذهنش را آشفته می‌کند: او را به یک تیر برق می‌بندند و به شدت کتک می‌زنند . این ضربه روحیِ شدید، ترسی همیشگی در وجودش ایجاد می‌کند . * انزوا و زندگی در حاشیه: خلیل ابراهیم پس از پایان خدمت، به زادگاهش بازمی‌گردد، اما زندگی‌اش از هم پاشیده است. خانواده‌اش را از دست داده و دیگر مانند گذشته با مردم ارتباط برقرار نمی‌کند. او مجبور می‌شود شب‌ها در جنگل‌ها و کوه‌ها پنهان شود و به ندرت به خانه‌اش سر بزند . * فاجعه نهایی و تولد یک ترانه: با نزدیک شدن به کودتای ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۰، فضای سیاسی ترکیه به شدت متشنج می‌شود. در یکی از درگیری‌های محلی، خانه‌ی خلیل ابراهیم به آتش کشیده می‌شود و او مجبور می‌شود در یک غار پنهان شود . سرانجام، طی یک عملیات نظامی در منطقه، سربازان او را به جای یکی از اعضای گروه‌های مسلح اشتباه می‌گیرند. او که از ترس دوباره کتک خوردن فرار می‌کند، در دره‌ای به نام «حسن‌اوغلو» به ضرب گلوله کشته می‌شود . پس از این حادثه، «دورسون علی آکینت» که از اهالی محل و آشنا با خلیل ابراهیم بود، تحت تأثیر این سرنوشت تلخ، شعر این ترانه را سرود و «صلاح‌الدین آیگون» آن را آهنگسازی کرد . اما این موسی اروغلو بود که با صدای خاص و احساسی خود، آن را به یکی از ماندگارترین ترانه‌های فولکلور ترکیه تبدیل کرد و نام خلیل ابراهیم را برای همیشه در تاریخ موسیقی ماندگار نمود.

2_5242315130196235501.mp311.60 MB

حالا چند ماه از آن تماس کوتاهِ غم‌انگیز می‌گذرد. تماسی که چند کلمه بیشتر نبود. دوستم نام مرا فریاد زد و اسم جوانش را گفت و فعل رفت. دوستم که می‌گویم نه از این دوستان مد روز، از آن‌ دوستان که لازم نیست هر روز و هر ماه و هر سال هم را ببینیم و صحبت کنیم. گاهی شاید چند سال دیداری نیست اما بیا و آمدم بینمان کفایت است. دوستم حالا فریاد زد که: فریاد، شایان رفت. باقی جمله‌ها محو، در حال باز کردن گره واقعه بودند. تکلیف من رفتن بود. داشتم از دانشگاه برمی‌گشتم. باید پدر و مادر را هم با خودم می‌بردم. پس تا آن‌ها از شهرستان برسند تهران و بعد راه بیفتیم به سمت گلوگاه، حتماً که نیمه‌شب می‌شد. رسیدیم. سر بر زمین گذاشتیم که آنچه گذشت، نامش خواب نبود. صبح آنچه دیدیم مراسم ختم‌ نبود. آئین سوگ بود. آئینی که البته با امروز و هوای روز رنگ گرفته بود. یک آئین تمام عیار از قربانی تا پراندن کبوتر، تا خداحافظی در خانه، اما هنوز مانده بود. کاروان راه جنگل و ییلاقات را پیش گرفت. در میان مه و پیچ جاده‌های کوهستانی رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به سفید چاه. خدایا این‌جا که گورستان نیست. شهرستان سنگ‌هاست. هوا سردِ نامردی بود. زمین سنگ بود. جوان را به سنگ‌ها سپردیم و از همان‌جا به جای برگشتن، راه کوهستان را به‌سمت دامغان گرفتیم. چنان واقعه‌ای، چنین راه و سفری را بایسته می‌کرد. از گدارها و گردنه‌ها و دریاهای مه گذشتیم و به کویر رسیدیم. و من هنوز دارم پیچ‌های پشت سرم را تماشا می‌کنم. سوگ اگر چنان کوهستانی باشد، پشت سر گذاشتنش چنان راهی پرپیچ و خمی دارد. گذشتیم و بعد از چند ماه من امروز به دوستم زنگ زدم... #فریاد_ناصری

#گورستان سفید چاه گورستانی با ۱۲۰۰ سال قدمت به‌روایتی اولین گورستان اسلامی در ایران @@andaromidvari
+2
#گورستان سفید چاه گورستانی با ۱۲۰۰ سال قدمت به‌روایتی اولین گورستان اسلامی در ایران @@andaromidvari

#گورستان سفید چاه @@andaromidvari
+1
#گورستان سفید چاه @@andaromidvari

نه ۱۴۰۱ رفته بودم و عکساش رو دیدم گفتم یاد سفر کنم

یاد سفر در سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ من در کنار دیگر پروژه‌هایی که پیش می‌بردم هر از گاهی به متون نقشبندیه و پیشینه و تاریخچه‌اش نگاهی می‌انداختم. البته که من ریشه به شاخه رسیده بودم از خواجه یوسف همدانی، همان که از او یسویان و خواجگان و در نهایت نقشبندیان ادامه یافته‌اند. همو که تنها نوشته‌اش با این پرسش آغاز می‌شود که: زنده کیست و زندگانی چیست؟ تا صوفی و درویش و موحد و مقرب و رونده و عارف را به گفت آورد و آن‌‌گاه بنبیسد که مکاشف گفت: از حبس نفس به تخت دل رسید. نخ تاریخ را گرفتم و گرفتم و آمدم تا رسیدم به روزگار خودمان. به پیری رسیدم که در وقایع سیاسی روز نقش پررنگی داشته است: شیخ عثمان نقشبندی، سراج‌الدین ثانی. این پیر پیش از انقلاب با حکومت پهلوی نزدیک بوده و در عراق هم کارهای کرده و بعد از انقلاب هم تفنگ به دست می‌گیرد و با حکومت درمی‌افتد. چنانکه در روایت ادبیات سیاسی اگر رمز غائله‌ی کردستان را رد بزنید، به شیخ عثمان و سپاه رزگاری(رستگاری) می‌رسید و شکست گروهش از نیروهای نظامی و رفتن از ایران به عراق و بعد هم ترکیه و بعد هم فوت. تابستان ۱۴۰۱ در سفری که به استانبول داشتم گفتم بروم ببینم مقبره‌ی این شیخ کجاست؟ جستم و یافتم و رفتم. بماند که خود یافتن مقبره هم حکایتی داشت اما در ساحلی خلوت، کنار آبی دریا و سبز چمن مسجد و مقبره‌ای دیدم و جوان کردی اهل ایران از خادمان مقبره بود. پسش از اذان ظهر رسیدم و بسیار خلوت بود. جوان مشکوک که من کیستم؟ گفتم: کسی نیستم جز کنجکاو. تنهایم گذاشت و بعد هم با چای و کیک رضوی پذیرایی کرد. اذان که دادند گفت برای نماز بمان. گفتم شما به جای من بخوان.

استانبول، مسجد و مقبره‌ی شیخ عثمان نقشبندی @andaromidvari
+4
استانبول، مسجد و مقبره‌ی شیخ عثمان نقشبندی @andaromidvari

2_5265139973681579980.mp314.59 MB

"گمان مبر که به پايان رسيد کار مغان هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است" اقبال لاهوری

بررسی روایت‌های تطبیقی فلات ایران نشست ششم چهارشنبه ۲۸ مرداد ساعت ۱۷:۳۰ حضور در این نشست برای همه آزاد و رایگان است اما لازم
بررسی روایت‌های تطبیقی فلات ایران نشست ششم چهارشنبه ۲۸ مرداد ساعت ۱۷:۳۰ حضور در این نشست برای همه آزاد و رایگان است اما لازم است با پیام به تلگرام یا اینستاگرام مؤسسه ثبت‌نام کنید. @osan_institute www.osanschoo.ir

این مقدمه‌ی مکتوب را در جلسه‌ی زروان خواندم تا افسار اشتیاق را در دست داشته باشم و بر حرف سارتر. که در دوره‌ی فلات ایران و روایت‌های ایران پی‌ چه‌می‌گردیم؟ پی بنیادی که سرنوشت ما سرشت ما شده است. از آرش نعمتی و تمام دوستان اوسان، سپاسگزارم. https://t.me/osaninstitute @andaromidvari

فریاد-2.mp4137.27 MB