☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
الذهاب إلى القناة على Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
إظهار المزيد5 035
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-117 أيام
-2230 أيام
أرشيف المشاركات
بعضیها فکر میکنن منظورِ رهبرانقلاب از عبارتِ مهم «مسلماً #فریادهای شما در نتیجه مذاکرات موثر است» اینه که برید تو خیابون به هرکی دم دستتون رسید فحش بدید، علیهاش شعارهای زننده بدید، تو کانالها و فضای مجازی بهش برچسبهای عجیب بچسبونید و … خلاصه جوری فریاد بزنید و تولید حاشیه کنید که صدایِ «مطالبهٔ حقیقی» به گوش کسی نرسه و پاسخگویی کسانی که مسئولیتِ مستقیم پذیرفتهان هم به حاشیه بره.
غافل از اینکه این نوع کنشگری بجز بار اخروی که برای شخص شما داره؛ باعث میشه صدای مطالبهٔ صحیح بقیه اجباراً ساکت بشه، و ما بجای اینکه انرژیمون رو برای تبیینِ اصولیِ «اصول» و مطالبهٔ «تحققِ تعهدات» و «خونخواهیِ رهبر شهید» بذاریم، باید انرژیِ مضاعفی رو صرف کنیم تا به فرصتطلبهای داخلی و خارجی که منتظر بهانه و خوراکرسانهایان بگیم این نوع کنشگری؛ مطلوبِ ما و منظومهٔ فکری رهبران انقلاب نیست! یعنی دوبارهکاری.
تولید حواشی نه تنها مطالباتِ به حق رو به حاشیه میبره، بلکه باعثِ یه مارپیچِ سکوتِ تحمیلی و برچسبزنی به مطالبهگرهایِ صحیح هم میشه، و ممکنه بهانهای برای جمعشدنِ تجمعات هم بشه. در یک جمله؛ حقالناسِ ما هم میاد رو دوشتون!
به افتخار هر «انسانِ» باشرف و باوطنی که داخل ایران یا بیرون از ایران؛ پای وطنش موند، پای حمایت از تیم ملیِ کشـورش که تو شرایط جنگی، زیر هجمهٔ زامبیهایِ بیوطن و کارشکنی و بیشرفیِ میزبانِ بچهکشِ امریکایی زحمت کشید؛ موند، برای جنایات دشمنِ وطن قر نداد و «پرچمِ اورجینال» و زیبایِ ایران رو بالا گرفت؛ باید ایستاد و به لقمهٔ حلالی که سر سفرهٔ پدر و مادرش خورده درود فرستاد.
ملاک و معیار ما خیلیوقته که ایستادن با «وطنه». چه با خوندنِ سرود اصیل و زیبای ملی، چه با ذکرِ یازهرا(س) قبل بازی، چه با عکس بچههای میناب و لامرد، چه با بغض یا ذوقِ نتیجه. درود به این اصالت و شرافت🇮🇷!
یه بندهخدایی میگه چرا دونه دونه بندهارو مرور میکنی؟ کِی رهبر گفت مطالبه کنید؟ فقط منتظر بمونید. ببخشید ولی من یاد سکانس سوختنِ کعبه افتادم که وقتی مختار میخواست آتیش رو خاموش کنه؛ عبدالله ابنزبیر گفت چیکار میکنید؟ باید بشینید به انتظار تا خود خدا وارد عمل بشه و آتیش رو خاموش کنه، اگه مقدر باشه؛ خدا ورود میکنه!
این نوع «انتظار» خطرناکترین، رخوتآورترین و ناامیدکنندهترین نوع انتظاره، که بین اعضای انجمن حجتیه نسبت به انتظارِ فرج هم خیلی دیده میشه. بشین تا امام بیاد! زمینهای رو برای ظهور اماده نکن، احیاناً جهاد هم نکن. چون مملوء شدنِ جهان از ظلم، خودش زمینهسازِ ظهوره. چیزی شبیه دیالوگ سلیمان صردخزاعی که نگارندهٔ یکی از هزاران نامهٔ دعوت از امامحسین بود، بعد از تنهاگذاشتنِ فرستادهٔ امام، جناب مسلم: «میروم یعقوبوار در انتظار یوسفمان گریه کنم!» و همین. پناه بر خدا.
___________________
«مسلماً فریادهای شما در نتیجهٔ مذاکرات موثر است. ۲۰ فروردین ۱۴۰۵.»
حملهٔ پهپادی و موشکی دیشبِ ایران به کشتی متخلف باعث شده امریکا جری بشه؟! خیر:
▪️امریکا و اسرائیل به تداوم حمله به جنوب لبنان و عدم عقبنشینی از خاک لبنان ادامه دادن. نقضِ بند ۱.
▪️آمریکا یه کریدورِ جدید برای عبورِ بدون اجازهٔ ایران از تنگهٔ هرمز از سمت عمان ایجاد کرده بود که برخلاف قواعدِ ایرانه. نقض بند ۵.
▪️ایران در پاسخ به نقضِعهد امریکا علیه یه کشتی متخلفِ غیر مرتبط با امریکا به درستی اقدام کرد.
▪️آمریکا به سیریک حمله کرد. نقضِ بند ۲.
▪️نیروی دریایی سپاه پاسداران هم دیشب پاسخِ این نقض تعهد رو داد.
بنابراین شروعکنندهٔ نقض تعهد -مثل همیشه- ایران نیست، آمریکاست. دیپلماسی برای امریکا هم بخشی از جنگه! و امریکا در جنگهایی که همیشه در اون عنصرِ متجاوز بوده؛ نه حسنِنیت نشون میده و نه دنبال حسننیته. اینجور تجاوزات به خاک ایران هم اصلا کوچیک و عادی نباید شمرده بشه؛ خصوصا بعد از یادداشت تفاهم «پایان جنگ».
امروز ۶ تیر، ۱۳۶۰. مسجد ابوذر، در حال سخنرانی و پاسخ به سوالاتِ مردم بودی که صدای انفجار ضبطِ صوتِ کنارت همهجا را پر کرد.
آنقدر صورت و بدنت به خون نشسته بود که کسی تورا نشناخت. دکتری ضربان قلبت را گرفت و گفت «نمیشود کاری کرد.» میگفتند کاری از ما ساخته نیست. اما خدا تورا به ما بخشید. خدایِ نگهدارندهٔ موسی در نیل، خدای نگهدارندهٔ حضرت سجاد در کربلا، خدای نگهدارندهٔ یونس در شکم نهنگ و ابراهیم در دلِ آتش. خدا دوباره تورا به ما بخشید، تا ۹ اسفند ۱۴۰۴. کاش زودتر متولد شده بودم تا بیشتر دوستت میداشتم. چهل و چهارسالِ دیگر برای ما ماندی، تا محاسنِ سفیدت گواه صبر و پدرانگیات باشد برای مبعوث شدنمان. برای تربیتمان. خونِ دل خوردی اقا. صبوری کردی، زخمزبانِ کارهای نااهلان را به تو زدند، اما باز بزرگی کردی. آخر با خطِ سرخ خونات، برای ما و تاریخ حجّت تمام کردی و ما امروز وارثِ توییم. وارثانِ دلتنگ، زخمی، بیقرار، اما امیدوار به مسیری که به «طلوع» میرسد. اما وای بر آنها که با خونِ تو بیدار نشده باشند…
دوباره پاشنهٔ تاریخ روی دورِ تکرار میچرخد. استاد جاودان میگفت در آن حادثهٔ تلخ که تو از بینِ ما پر کشیدی؛ اقاسید مجتبی نعمتی بود که «خدا» برایِ ما نگه داشت. راست گفت. خدا أشبهُالناس خَلْقاً وخُلُقاً به تو را، دوباره به ما بخشید. همان خدای نگهدارندهٔ موسی در نیل، ابراهیم در دلِ آتش، یونس در شکم نهنگ، حضرت سجاد در کربلا. و خدای نگهدارندهٔ آقاسیدعلی خامنهای در انفجار مسجد ابوذر سال ۶۰.
برای دلِ آقاسیدمجتبی دعا کن آقا. برایِ امانتداریِ ما دعا کن آقا. خستهٔ راه نباشی آقا…
@caffeRahimi
-
اون ارگانی که داره به وظایفش خوب عمل میکنه، همون نیروی نظامیه که به محضِ تخلف یک کشتی، باهاش برخورد میکنه. چرا تخلف؟ چون تنگهٔ هرمز به دلیلِ «نقضِ بند اول تفاهم» مجددا بسته شد و کشتیهایی که خلافِ قواعد و مسیر اعلامیِ ایران از تنگه تردد کنن؛ مورد عنایت ایران قرار میگیرن. بنابراین به نیروهایِ مسلح ایران خرده نگیرید که چرا اینجوری کردی چرا اونجوری کردی که امریکا ناراحت شد!
نقضِ تعهد ابتدائاً از سمت امریکا بوده که با واکنشِ ایران مواجه شده، الانم که نقضِ بند دوم بازم از سمت امریکاست. تنگهٔ هرمز آبراه بینالمللی نیست و واقع در آبهای سرزمینیِ ایرانه! بنابراین اعمال مدیریت و قواعدِ ایران یک حق کاملا طبیعیه.
طبق بند ۲ تفاهم، آمریکا متعهد شده به حاکمیت و تمامیتِ ارضی ایران احترام بذاره و از مداخله در امور داخلی ایران خودداری کنه.
الان سنتکام بیانیه داده که در جوابِ پرتاب موشکِ ایرانی به سمت یه کشتی که «متعلـق به امریکا یا متحدین امریکا نبوده»، بندر سیریکِ جنوب ایران رو مورد حمله قراره داده. ظهر هم که ارتش اسرائیل برای مناطقی از جنوبِ لبنان دستور تخلیه صادر کرد و دیشب جنگندههایِ اسرائیلی به شهرک بیتیاحون در جنوب لبنان حمله کردن.
یعنی بطور واضح و کماکان بند ۱ و ۲ این تفاهمی که تعهد و مسئولیتِ اقایون بهش پیوست خورده؛ داره نقض میشه و ما همچنان منتظریم تا ۱۴ بندِ این تفاهم [با موجودی که هیچ تفاهمی باهاش نداریم] با تعهدِ امریکا محقق بشه.
اگه عبرتگیری وجود داشته باشه، همون جملهٔ «امریکا متعهد میشود…» برای عبرت همهٔ تاریخ کافیه.
-
گندهٔ دهاندریدگانِ عالم، پدوفیل قاتل و تروریستِ قمارباز هنوز به #قتلِ حاجقاسم افتخار میکنه و باهاش پز میده. دهن کثیفش به پز دادن با #قتل آقاسیدعلی خامنهای هم باز میشه و به زودی پشت تریبون قراره بگه من خامنهای رو کشتم و این از بزرگترین اتفاقات قرن بود! عجیب هم نیست، اشقیا همیشه به قتل اولیای خدا و خوبان تاریخ افتخار میکردن. عجیب پاسخِ در خور نگرفتن این قاتله.
یادداشت کنید:
تروریستهای فرودگاهِبغداد/خیابان کشوردوست، همان جنتلمنهای پشت میزِ مذاکرهاند.
با یزیدِ این زمانه؛
فکر سازش هم خطاست!
لعن بر شمـر و یزید،
مرگ بر کاخِ سفــید…
-
کسی نمیتونه در گذشتهٔ من چیزی پیدا کنه که تایید کنندهٔ «مذاکره با امریکا» باشه؛ بلکه برعکس، همیشه گفتم مادامی که امریکا خویِ سلطهگری خودش رو داره، مذاکره با امریکا به نتیجه نمیرسه. تجربهٔ ما پر از نتایج تلخِ مذاکره با امریکاست. اینو امامِ شهید با خون خودش به همه ثابت کرد که در آستانهٔ یک توافق هم که باشی؛ دشمنی که تورو واجبالقتل میدونه بهت حمله خواهد کرد. حسن نیت با «قاتل» جوابگوی منافع ملیِ شما نخواهد بود. این از این. بعد از پیامِ اقا هم برای من مسجّل شد که نظرم نسبت به این توافقات نیمبندِ لاینحل، تا حد زیادی درست بوده.
اما یه چیزی برای من خیلی عجیب و تو گلو مونده. چرا ملاک حق و باطلِ شما اشخاصن، نه شاخصهها؟ میگردید ببینید چه کسی در گذشتهاش خطاب به فلان شخص ارادتی داشته؛ تا بزنیدش. و از اونطرف هم میگردن ببینن چه کسی به همون شخص نقد کرده؛ تا بزننش. مگه شما «اصول» ندارید؟ مگه اصولِ شما، ولیفقیه نیست؟ مگه ولیفقیه از شما پرهیز از منازعه بر سرِ اختلافات موجه و غیرِموجه نخواسته؟ مگه از شما مطالبهٔ تحقق تعهدات تفاهمنامهای که «علیالاصول نسبت بهش نظر دیگری داشته» رو نخواسته؟ مگه نمیبینید رسانههایِ بدنام چطور به ولیفقیهِ شما میتازن؟ چرا رگ گردن باد نمیکنید برای این محورِ وحدت؟ خب، الان اسرائیل به جنوب لبنان دستور تخلیه داده، چرا فریادِ مطالبهٔ بند اول تفاهم رو نمیزنید و دنبالِ این میگردید که فلان مداح و سخنران و ادمین کِی و کجا در برههای از زندگیش به کی یه ارادتی نشون داده؛ تا چماقِ حق و باطل عَلَم کنید؟ از اونطرف هم سطحِ کنشها همینه. به محض اینکه میبینن یکی مخالفتی با همون شخصِ مذکور داشته، یه تیم تشکیل میدن علیهاش تا با تولیدِ حاشیه؛ مطالبه رو قربانی کنن.
پیراهن عثمان کردنِ حواشی [درحالیکه رهبری در پیامِ صریحش، اجازهٔ مشروط رو دربارهٔ قبول تعهد و مسئولیت مشخصاً از سمت رئیسجمهور رو تصریح کرده] فقط «اصول» رو ذبح خواهد کرد. اسم این، جهاد تبیین نیست، تولید شبههست.
یه نکتهای درباره کلیپی که از میثم مطیعی پخش شده لازم دونستم بگم؛ اونم فقط به دلیل اینکه شبِ عاشورا تو مراسم میدان ونک بودم و شاهد صحبتهای کاملش بودم.
۱- صحبتهای مطیعی منحصراً خطاب به کسایی بود که نیروهای نظامی رو عافیتطلب و خائن میدونن؛ که تذکر کاملا درستی هم هست. میگه وسط جنگی که ۴۰روز با بدترین موجودات بودیم و کماکان هستیم؛ کدوم انسان عاقلی نیروینظامی خودش رو تخریب میکنه؟! نه حرفی از قالیباف وسط اومد نه جلیلی و اشخاصِ دیگه! نیروی نظامی و مسلح هم باید منتِ بشکههای نفتِ دولت رو سرش باشه، هم باید از سمت یه عده، انگِ خیانت و عافیتطلبی بخوره، هم از سمت دشمن موشک و گلوله؟
۲- صحبتهایی دربارهٔ خونخواهی و انتقام، دربارهٔ عدم سازش هم زده شد. دو دمهٔ پایانی مطیعی اونشب هم دربارهٔ عدم سازش با دشمن بود؛ هم دربارهٔ خونخواهی امام شهید، و هم دربارهٔ مطالبهٔ شروط رهبری. این حرف که مطیعی داره روی مذاکره ماله میکشه و ... دور از انصافه! چون اصلا چنین مواردی بیان نشد.
۳- خطاب مطیعی نسبت به «مردم مبعوثشده» نبود که اینطور مخاطب رو بدبین میکنید. واضحاً خطاب به گروهِ هتاک علیهِ نیروهای مسلح بود؛ کاملا هم درسته. نمونهاش رو هم درباره تخریبِ شهید رشید و سلامی و باقری و ... قبلا فراوان دیدیم؛ اخیراً هم علیه نیروهای نظامی همینطور، اگه شما ندیدید دلیل بر عدمش نیست. چون من دیدهام. اگه نقدی دارید میتونید در چارچوبِ اخلاق بیان کنید! اونم خطاب به نیروهای مسلحی که هر لحظه جونشون کفِ دستشونه در دفاع از این کشور. تخریب با نقد متفاوته! و مطیعی به اینم اشاره کرد که ما از اقای شهید نقدِ دلسوزانه یاد گرفتیم.
۴- اگر در چارچوب اخلاق و تقوا منتقد هستید؛ عالی. مخاطب این تذکر نیستید. اما اگه انتقادهاتون معمولا یا همیشه به سمت و سویِ تخریب و توهین و تهمت میره؛ خصوصاً خطاب به کسانی که عملیاتهای درخشانشون در وعدههای صادق باعثِ حیرت دنیا شده؛ مخاطب این تذکر هستید.
۵- اگر شخصاً در میدان ونک حضور نداشتم لازم نمیدیدم این نکات رو بیان کنم؛ اما از دیشب که یه سری چیزایی رو دربارهٔ صحبتهای مطیعی خوندم، واقعاً برق از سرم پریده که چطور میشه به همین راحتی همهچیو به چیزی که هیچ ربطی بهش نداره، ربط داد! بد نیست اگه تقوا و اخلاق رو قاطیِ انتقادهامون بکنیم؛ مجازی گاهی اوقات دروازهٔ جهنمه.
بگید اون موجوداتِ بیمقدارِ واجبالمطب که میخواستن با رنگی پوشیدن؛ با امامحسین(ع) بجنگن خوب نگاه کنن.
اینجا میدون انقلاب تهران! نه، اینجا حسینیهٔ انقلابِ ایرانه. فقط یکی از میادین و خیابونهایِ ایران زخمی، اما صبور ما که بعد شهادتِ آقاسیدعلی #حسینیِ خامنهایِ شهید؛ سراسر به عشقِ حسین(ع) و راه حسین(ع) شده هیئت و حسینیه. ما مردم بیشتر از صد شب سوگواریهامون رو گره زدیم به یه نخِ پرچمِ محرم، که زنده بمونیم؛ و زنده میمونیم. بهشون بگید شما چی؟ به چی زندهاید؟ به دهاندریدگی و اجنبیپرستی و مُردگی؟ اخه کِی پشهٔ بیمقدار، زورش به سلطان عالم میرسه؟ :)
اقای امامحسین(ع) ممنونم که امامِ منی. ممنونم که تو این دنیای پُز به بیبند و باریها؛ تو بند و دلبندِ منی. ممنونم که اشک به چشمهام دادی تا برای تو بریزم. ممنونم که محبت به قلبم دادی تا به پایِ تو بریزم. ممنونم که باز اسمت به زبونم جاری شد. ممنونم که در بندِ تو بودن؛ عین آزادی و آزادگی بود. ممنونم که پیادهام نکردی از قافلهٔ عشقت. ممنونم که صبوری کردی به یاغیگریهایِ این طفلِ ناصبور. ممنونم که زیر عَلَمت باز، امنترین جایِ جهان بود.
اقای امامحسین(ع) اگه سایهٔسرم نبودی؛ از داغیِ اینهمه غم زیرِ سایهٔ کدوم خیمه باید میرفتم...؟ عزیزِدلم، عزیزِدلم.
شهید آوینی در فتحِ خون مینویسد: «حسین(ع) دیگر هیچ نداشت که فدا کند؛ جز جان. که میانِ او و ادایِ امانت ازلی فاصله بود.»
اینروزا مدام در گوشم زنگ میخورد. اهالیِ شهرِ حسین(ع) با عزیزترین داراییشان، جانشان، امّت را امتحان میکنند. امتحان به صبوری، به دلتنگی، و به بیداری. تمام عمر به جهادند و مبارزه، به اشداءعلیالکُفار رحماءبینَهم. آخر اما میبینند جز «جان» بینِ آنها و معشوق ابدی فاصلهای نیست؛ جانفدایِ بیداریِ امت میشوند. تو اهل مکتب حسین(ع) بودی؛ تو خود مکتب حسین(ع) بودی. زندگیات، کلماتت، بیعصا آمدنت در آن شبِ عاشورا، شهادتت در آن سحرِ دهم ماه رمضان! و آن مثلی لایبایع مثل یزید… زندگیات بوی عطر سیب میداد. بوی سیب و حرم حبیب. ما ماندیم و دلتنگی، اما با صبر و مقاومت. بینِ همهٔ اینا دلتنگی اما چاره ندارد. این عکس یادگارِ اولین کربلایِ من است. با تو بودم. با تو طلایهدارِ کربلانرفتهها؛ که حالا مهمانِ سفرهٔ عزیزترین سفرهدارِ خلقتی. مهمان کعبهٔ اهلِ دل. امامِ کربلا. نمیدانم تا کِی؟ اما منتظرت میمانم، اصلاً نمُردم تا منتظر بمانم. که برگردی با طلوع آن خورشید موعود. چون انتظار ما در مبارزهست.
Repost from Stars_motion.ir
ما تَرَکناکَ یابن الحُسین علیهالسلام
شهیدسیدحسننصرالله در شب عاشورای ١٣٩٨ ه.ش:
امروز فرمانده خیمهگاه ما امام خامنهای و مرکز آن جمهوریاسلامی ایران است. اگر کشته شویم و خاکسترمان در هوا پخش شود و این کار هزار بار با ما انجام شود، ای پسرِ حسین، هرگز تو را ترک نخواهیم کرد.
@stars_motion_ir
«مرغِ دلم به يادِ رفيقان به خون تپيد،
يا رب! اميدِ رستن از اين دام دِه مرا…»
چقدر یادِ این بیت از غـزلِ #شهید آقاسیدعلی خامنهای افتادم با این عکس…
Repost from مفرد مذکر غائب
اللّٰهُمَّ خُذْ حَتّی تَرْضیٰ..
اللّٰهُمَّ خُذْ حَتّی تَرْضیٰ..
اللّٰهُمَّ خُذْ حَتّی تَرْضیٰ..
