ar
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

الذهاب إلى القناة على Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

إظهار المزيد
4 920
المشتركون
+2324 ساعات
+887 أيام
+19030 أيام
أرشيف المشاركات
بسم الله الرحمن الرحیم خانواده نیازمندی چند روز پیش چپ می‌کنن که مادر خانواده مهره کمرشون و استخون صورتشون می‌شکنه و یکی از چشم‌هاشون هم چون صدمه دیده بسته نمی‌شه. انقدر شرایطشون وخیم هست که برای رفتن از سیستان به شیراز (برای درمان) با اتوبوس رفتن نه ماشین سواری که راحت باشن. هم هزینه درمان مطرحه که هیچی ندارن هم مخارج ۵ تا بچه و دراوردن ماشین از پارکینگ پلیس. حداقل ۴۰ میلیون نیاز هست، هرچقدر که در توانمون هست کمک کنیم. اجرتون با امام سجاد علیه‌السلام. 6037991934818539 6037997522006882 میر

چرا غالباً دهه هشتادی‌ها [و کلاً نسلِ جدید] رو نسلِ یاغی و هنجارشکن معرفی می‌کنن؟ می‌پذیرم که یه سری مفاهیمِ فراگیر توی نسلِ جدید هست که بدونِ توجه به معنا؛ [بعضی‌ها] دنبال اینن که هویّتِ خودشون رو لابه‌لایِ اون‌ها پیدا کنن. چون این مفاهیم از سمتِ الگوهای مدرنِ ویترینی بهشون القا شده. مثل به رسمیت شناختنِ تمام گرایشاتِ جنسی! ولی من با دهه‌هشتادی‌های متعددی در ارتباطم؛ حقیقتی که بهش پیدا کردم اینه که نباید به این ویترینِ یاغی‌گری و هنجارشکنی‌ای که توی رسانهٔ مجازی ازشون معرفی می‌شه؛ اکتفا کرد و همه رو با اون سنجید. دههٔ هشتادی‌هایی که من دیدم پر از سوالن و بعضی از ما تواناییِ اقناعِ اون‌ها رو نداریم. نه هنجارشکن؛ بلکه غالباً دنبال چراییِ یک هنجارن. اگر دهه ‌هشتادی اطراف‌تون دارید و دغدغه هم دارید؛ زبانِ ارتباط‌گیری با سوالاتِ این نسل رو توی خودتون تقویت کنید. بعد می‌بینید به نوبهٔ خودتون چه نسلِ درخشــانِ عمیــقی رو تحویلِ جامعه می‌دید.

چرا غالباً دهه هشتادی‌ها رو یک نسلِ یاغی و هنجارشکن معرفی می‌کنن؟ می‌پذیرم که یه سری مفاهیمِ فراگیر توی نسلِ جدید هست که بدونِ توجه به معنا؛ [بعضی‌ها] دنبال اینن که هویّتِ خودشون رو لابه‌لایِ اون‌ها پیدا کنن. چون این مفاهیم از سمتِ الگوهای مدرنِ ویترینی بهشون القا شده. مثل احترام و به رسمت شناختنِ تمام گرایشاتِ جنسی! ولی من با دهه‌هشتادی‌های متعددی در ارتباطم؛ حقیقتی که بهش پیدا کردم اینه که نباید به این ویترینِ یاغی‌گری و هنجارشکنی‌ای که توی رسانهٔ مجازی ازشون معرفی می‌شه؛ اکتفا کرد. دههٔ هشتادی‌هایی که من دیدم پر از سوالن و بعضی از ما تواناییِ اقناعِ اون‌ها رو نداریم. نه هنجارشکن؛ بلکه غالباً دنبال چراییِ یک هنجارن. اگر دهه ‌هشتادی اطراف‌تون دارید و دغدغه هم دارید؛ زبانِ ارتباط‌گیری برای پاسخ به سوالاتِ این نسل رو توی خودتون تقویت کنید. او‌ن‌وقت می‌بینید به نوبهٔ خودتون چه نسلِ درخشانِ عمیقی رو تحویلِ جامعه می‌دید.

کانالِ شهید جلادتی [از شهدایِ حملهٔ اسرائیل] رو می‌خوندم تا رسیدم به این، امروز پیکر شهدا در دمشق؛ حرمِ‌حضرت‌زینب(س) تشییع شد. حکایتِ همونه که «تا شهیــد نباشی، شهید نمی‌شی!» عجیب…

استاد غلامی داشت می‌گفت؛ حضرت موسیٰ به خدا می‌گن بدترینِ بنده‌ها کیه؟ می‌شه بهم نشون بدی؟ خدا می‌فرماد اولِ صبح برو دروازهٔ شهر ببین اولین‌نفر کی از شهر خارج می‌شه؟ اون بدترین بندهٔ منه. حضرت می‌رن و می‌بینن یه پدری با بچه‌ش از شهر خارج شدن؛ با خودشون می‌گن «این بیچاره خبر نداره بدترین خلقِ خداست…» برمی‌گردن و از خدا بابتِ اجابت خواسته تشکر می‌کنن؛ می‌گن حالا می‌خوام بهترین بنده‌ت رو ببینم… خدا می‌فرماد که آخرِ شب برو همون‌جا و ببین آخرین کسی که واردِ شهر می‌شه کیه؟ اون بدترین بندهٔ منه. حضرت می‌رن و می‌بینن همون پدر و بچه وارد شهر شدن؛ به خدا می‌گن که چطور می‌شه بهترین و بدترین بنده‌ت یکی باشه؟! خدا می‌فرماد که این بنده وقتی از شهر خارج شد بدترین بندهٔ من بود؛ اطرافِ شهر که رسید بچه‌ش پرسید بابا! بزرگ‌تر از این کوه‌ها چیه؟ پدر جواب داد «زمین» پسر پرسید بزرگ‌تر از زمین چیه؟ پدر جواب داد «آسمون‌ها»، پسر پرسید بزرگ‌تر از اسمون چی؟ پدر نگاهی بهش انداخت و با اشک گفت: گناهِ پدرت… پسر پرسید بزرگ‌تر از گناهِ تو چیه؟ پدر جواب داد: «رحمت و مغفرتِ خدا از گناهِ من و هرچی در زمین و آسمونه؛ بزرگ‌تره.» پس این بهتــرین بندهٔ منه؛ چون به رحمتِ من امیدواره… -این شب‌ و روزهایِ «بازگشــت‌» به آغــــوشِ خدایی‌که برعکسِ آدم‌هایِ‌معمولی‌ سَتّارالعُیوبه؛ پُربرکت..

•تو دوست داری؛ هرکه را که مشتاقانه به سویَت می‌دَوَد.. •مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و سومین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🌿 -
+1
•تو دوست داری؛ هرکه را که مشتاقانه به سویَت می‌دَوَد.. •مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و سومین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🌿 -دعایِ روز بیست و سومِ ماهِ مبارک. +استوری

«با خودم گفتم؛ انقدری حاضر نیستی اینارو ببخشی؛ چطور انتظار داری خدا تورو ببخشه..؟» -چشم؛ بخشیـــدم؛ همـون‌هایی رو که پارسال این‌موقع سپرده بودم به خودِ امام‌‌رضا. ببخــش خدایِ علی‌ع..

عزیزِ من؛ با خطِ زیبایَت در نامه‌ای که به شیخ مفید نوشته بودی؛ گفته بودی: «در بيابان‌هایِ تاريک و ظُلمانی و صحراهای خشک و بی‌آب و علف كه دست تطاولِ زمان بدان نمی‌رسد، برایِ شما دعا می‌کنم..» امشب در دلِ تاریکیِ کدام بیابانِ بی‌آب و علف قرآن به سَر می‌گیری؟ امشب در کدام صحرایِ ناهموار برایِ ما بی‌معــرفت‌ها دعا می‌کنی؟ امشب کجایِ این زمین؛ تنهایی‌ت را با خدایِ خودت قسمت می‌کنی؟ امشب برایِ بخششِ کدام گناهِ من پیش خدا واسطه می‌شوی؟ امشب با کدام بدقـــولی‌ام؛ خودم را از تو دور کردم..؟ عزیزِ من، عزیزِ من… عزیزِ ندیدهٔ صبورِ زیبایِ من…

دعایِ لحظهٔ افطارِ بیست‌ و‌ دومین روزِ ماه‌رمضون امسالم اینه که «خدایا منو به هرنحو و به هر زبان و به هر اشاره؛ از طعنه‌زنندگان و مسخــره‌کنندگان و لگدپراکنان به دین و آئین و وطن قرار نده؛ از هر لباسی؛ خودی یا بی‌خودی.» آمین.

هر اتفاقِ تلخ در جامعه [هر جامعه‌ای] همدلی و وفاقِ ملی به دنبال داره. یعنی باید همین‌جوری باشه؛ چون اتحادِ ملی‌ می‌تونه‌ بحران‌های جدی که خصوصاً ریشهٔ خارجی داره رو مدیریت کنه؛ پس همون عنصرِ بیگانه تمام تلاش خودش رو می‌کنه تا این اتحاد و همدلی رو به پایین‌ترین حدِ خودش برسونه و اون رو به یک انشقاق و بحرانِ جدید تبدیل کنه. حالا چی‌شده؟! از دیروز تا حالا شاهدِ تحلیل‌هایِ عجیب [و نه دقیق] از طرفِ افرادی که احتمالاً هیچ تخصصِ نظامی [مثلِ خیلی‌هامون] ندارن؛ توی بعضی کامنت‌ها و اکانت‌ها هستیم که غالباً نوکِ پیکانِ حمله [‌و نه مطالبه] رو به سمتِ خودی‌ها می‌گیره. البته نه از طرفِ اون‌هایی که با خم شدنِ پرچم ایران خَم به ابروشون نمیاد و با ایموجی‌هایِ خنده زیرِ تصاویر شهدایِ مدافع امنیت؛ بی‌وطنی خودشون رو فریاد می‌زنن. به‌قولِ جناب «محلّل» ظاهراً این تفکّرِ خودتحقیــری؛ مُختصِ جریان غرب‌گرا نیست… حالا بینِ این شلوغی‌ها؛ پیدا کنید پرتقال‌فروشِ اتحادشکن‌را..!

- خیلی خوش‌حالم… + این خنده‌ها، خنده‌هایِ شهادته! • دو دوتایِ بعضی آدم‌ها واقعا چهارتاست؛ مو لایِ درزش نِمیره. با دو دوتایِ ماهایی که چُرتکـــه گرفتیم دستمون و باهاش یقه‌ پاره می‌کنیم؛ زمین تا آسمون فرقشه…

•برسان منتقمِ خون‌های به ناحق‌ ریخته را.. •مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و دومین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🌙 -دعایِ روز بیس
+1
•برسان منتقمِ خون‌های به ناحق‌ ریخته را.. •مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و دومین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🌙 -دعایِ روز بیست و دومِ ماهِ مبارک. +استوری

پرسید که «وقتی امام‌علی در محرابِ نماز شهید شدن؛ چجوری مردم ندیدن و باز پرسیدن که مگه علی نماز می‌خوند؟ کور بودن؟» بله عزیزان. کور بودن. حاج‌آقا ‌کاشانی در تبیینِ شرایط جامعهٔ اون‌موقع می‌گه خیال نکنید همه مثلِ امروز به مقام امامت و ولایتِ امیرالمومنین واقف بودن؛ نه! مردم خیال می‌کردن که امام‌علی هم یک انسانِ عادی و معمولیه و به عصمت از گناهِ ایشون باور نداشتن. گویی حضرت یوسف که تا قبل از نبوت یک انسانِ عادی بود. چی این وسط دامن زد به این عدمِ شناخت؟ دستگاهِ تبلیغاتیِ معاویه. این‌ها سوالاتِ ذهن منه؛ چند درصد اطمینان داریم که اگر اون‌زمان بودیم؛ با این توجیهات که «اینا بازیِ سیاسته. اینا کارِ خودشونه. علی و معاویه هردو درگیرِ سیاستن» و … از حمایت از حق کناره‌گیری نمی‌کردیم؟! از کجا اطمینان داریم که گولِ بازی رسانه‌ایِ معاویه رو نمی‌خوردیم و از دلِ سپاه امیرالمومنین؛ حضرت رو به «قتال‌العرب» بودن محکوم نمی‌کردیم و با این تیتر که «علی مردان و فرزندانِ شما را کُشت» ایجادِ تشکیک نمی‌کردیم؟ چرا رسانه رو دست‌کم می‌گیریم؟ چجوری اطمینان داریم که حضرت رو در جریانِ حکَمیتِ صفین کنار نمی‌زنیم؟ چجوری اطمینان داریم که به مُسلِم نمی‌گفتیم «حالا شما برو؛ هروقت حسین‌ابن‌علی اومد برای بیعت میایم»؟ شهید مطهری(ره) بیانِ بسیار عجیب و جالب و عمیقی از رسانه‌ای داره که از گذشته تا امروز به دستِ یهود می‌‌چرخه؛ «همین‌قدر به شما بگویم امان از دستِ یهود كه بر سر دنیا از دست اینها چه آمد، یکی از كارهایی كه قرآن به اینها نسبت می‌دهد كه هنوز هم ادامه دارد مسألهٔ تحریف و قلبِ حقایق است. در هر مملكتی اگر بتوانند؛ آن شاهرگها و وسایل به قول امروزیها ارتباط جمعی مثل مطبوعات و به طور كلی آن جاهایی كه فكرها را می‌شود تغییر داد و تحریف كرد و تبلیغ كرد و گرداند و نیز شاهرگهای اقتصادی را در دست می‌گیرند. و اینها از قدیم‌الایام كارشان این بوده.» و خیالِ خامه اگر فکر کنیم که همین صهیونیسم [یهودیتِ تحریف‌شده] بعد از هر تنش و اتفاقی؛ بخشِ مهمی از افکار جریاناتِ داخلی کشورهایی که جلویِ پیش‌رویِ اون‌ها رو در راهِ رسیدن به هدفِ اصلی‌شون [غلبه در نبردِ نهاییِ مُنتهی به ظهور] گرفتن؛ رو به حالِ خودش رها می‌کنه و با ایجادِ تشکیک‌ها؛ در روندِ «دشمن‌شناسی» اون‌ها خلل ایجاد نمی‌کنه و اون‌ها رو علیهِ «ستونِ خیمهٔ متمرکز» تحریک نمی‌کنه. اتفاقاً به وسیلهٔ رسانه، و قلب و تحریفِ حقایق! و از طریقِ تاثیرِ معدود جماعتِ منافق بر اکثریتِ ساده‌لوح. باور کنید که تاریخ برایِ «عبرت‌گرفتن» است و در ابتلائات؛ بجایِ دوراهیِ «ذکر مصیبت» و «القایِ ناامیدی»؛ در کنارِ مطالبهٔ منصفانهٔ صحیح؛ جهاد تبیین رو انتخاب کنید.

تمامِ کوفه پر از ردِّ اشک‌های علی‌ست و چاه‌ها که پُر از ناله‌های پنهــــان‌اند؛   شکست فرقِ نمازِ خدا به شمشیـــری به من نگو که دگر کوفیان مسلمان‌اند..

داغِ مولا شود از یوسفِ زهرا، تسکیــن؛ ورنه جانسوزیِ این غصّه به‌پایان نشود..

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ - إحصائيات وتحليلات قناة تيليجرام @cafferahimi