☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
الذهاب إلى القناة على Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
إظهار المزيد5 064
المشتركون
+624 ساعات
+227 أيام
+1530 أيام
أرشيف المشاركات
لشکـــری از ملائک خواهند آمد. حالا دستِ «شهید» بازتر است، شهید زندهست و نزدِ خدا روزی میبیند، خداییکه «خیلی کَــریم است..»
یهروزی با یکی تو مجازی وارد بحث شدم، دیدم دوستمون خیلی اصرار داره بگه که خیلی آگاهه و اینا همش کارِ خودشونه و این من و امثالِ منن که شدیم بازیچهٔ سیاست و ایشون تجربهٔ وَزینی در این زمینه دارن؛ منم گفتم خب احترام میذارم و خیلی جدی با فکت و استدلال جواب میدادم.
بعدها خیلی اتفاقی متوجــه شدم که این دوستِ چریکِ وصــلمون که معتقد بود «نه داداش تو نمیدونی! من تو این مسیر مو سپید کردم»، اولِ مهر که میشده دنبالِ جا مدادیای میگشته که با کیفش سِت شه؛ یه مدت هم بابت پایانِ غمانگیز اَنیمهٔ مورد علاقهش قهرِ همگانی کرده بوده و شام نمیخورده. واقعاً این مجازی جایِ عجیبیه.
جواد قارایی خطاب به اونیکه گفته «چندشم میشه وقتی میگی ایرانِ جان»:
- هموطنِ عزیزم. شما از بنده و سخنِ بنده چندشتان نمیشود. شما از وطن و اقتدارِ ایران و ایرانی، از مبارزهٔ ایران با رژیم جنایتکارِ اسراییل چندشتان شده است.
شرافت اینجوریه!
غالبِ افرادی که میبینید صبحِ امروز پاشدن که دیدن که «عهوا؟ ایران جوابِ اسراییل رو داده؟ ای وای که چقدر جنگطلباید! اصلاً نه به جنگ!» افرادی هستن که تا دیروز میگفتن هِی دارید میخورید و میترسید که جواب نمیدید. از طرفی با شعارِ «نه غزه، نه لبنان جانم فدایِ ایران» چشم روی جنایاتِ اسراییل بسته بودن. حالا که ورق برگشته؛ موضع هم عوض شده. ایران رو بابت اینکه «بخشی» از جوابش رو نسبت به جنایتهایِ اسراییل داده و جهانی رو مُتحیر کرده؛ مقصر جلوه میدن. کو «جانم فدایِ ایران؟» البته تا قبل از اینکه پیادهنظامِ فارسیزبان اسراییل از مَنگی بربیاد و تو گوششون بخونه که «اصلاً هم درد نداشت!»
روندِ تکراری.
پ.ن: تکلیفِ این افرادی که همیشه تو این دورِ تسلسل گیر میکنن که روشنه؛ اما برایِ اونهایی که «واقعاً ناآگاهن» شمایید که مثل جواد قارایی میتونید ایفایِ نقش کنید.
آیتالله سیدعلی خامنهای (حفظهالله) در سخنرانیِ امروزش با نخبگانِ علمی گفت «من به جد عزادارم. فقدانِ سیدحسن نصرالله حادثهٔ کمی نیست! اما برنامه دیدار با نخبگان را به بعد موکول نکردم؛ زیرا جنس عزای ما همچون جنس عزای سیدالشهدا(ع) زندهکننده و پیشبَرنده است!»
شما فکر کنید که آدمی عزادار باشد، عزادارِ مُجاهدِ کبیری که در خطمقدم مبارزه با کفر شهید شد؛ مجاهدی که «در میدان بود» و هنوز یکهفته از شهادتِ او نگذشته باشد؛ دو روز قبلش دشمن میگفت «سراغِ همهتان میآییم» و حالا صبحِ همان شبی که موشکها بیامان و یکبهیک به اهدافِ خصم میخورند؛ با نخبگانِ علمی جلسهای زنده برگزار میکند و در ادامه از اهمیتِ ایجاد یک نهضتِ علمی سخن میگوید و آمار و ارقامِ پیشرفتهای علمی را یادآوری میکند و میگوید «البته کافی نیست!» نه مِیدان را خالی میکند و نه در چهرهش ترسی دیده میشود؛ صبحِ همان شبی که نتانیاهو از پناهگاه، با دستهایِ لرزان بیانیه صادر میکند؛ او در جلسهاش حاضر میشود و باز هم به ما یادآوری میکند «وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ…»
نوشتهاند «شیر، در عزایِ عزیزان هم شیر است.» من اما میگویم فرماندهٔ ما مِیدان را خالی نمیکند. اعتمادش به خدا سلب نمیشود. عزایَش او را ماتمزده نمیکند؛ افسرده نمیکند. از «میدان» فراریاش نمیدهد. عزایِ او زندهست. از جنسِ عزایِ امامِ شهیدمان! و این یعنی حرارتِ غمش میشود یک مُشتِ گرهکرده؛ تا آنروزِ موعود. شاید اگر تاریخ بخوانید؛ میفهمید ماجرا از چه قرار است و این حماسهسراییها چیست! این خاک روزگاری را به خود دیده که هنوز کفتری در آسمان پرواز نکرده بود؛ شاهِ مملکتش را با آنهمه قُلدریاش اخراج کردند و قوایِ نظامیاش با آنهمه دبدبه؛ بدونِ هیچ مقاومتی خاک را تحویل داد. این خاکِ زخمیِ التهابِ دورانها؛ حالا سالهاست که زندهست. زنده به آرمان مقاومت.
…
رسانهٔ رسمیِ غزة؛
از حالِ خوب مظلومانِ فلسطین نوشت :)
الحمدللهعلیٰهذهالنّعمه…🤍
«وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ»
از آسمان صدایِ خندههایِ سیدحسن میآید؛ خندههای هنیة، حاجقاسم، سید ابراهیم، امیرعبداللهیان. طهـرانیمقدم. روحتان شاد! نیکانِ روزگار.
تا دیروز میگفتید ایران میترسد! میگفتید با ترورِ سیدحسن دیگر کارِ مقاومت تمام است! میگفتید سیدعلی تنها شد!میگفتید سراغِ همهتان میآییم؛ ایران که چیزی در چنته ندارد! میگفتید آخجان که اسراییل میآید و ایران را نجات میدهد! میگفتید ایران پشتِ مقاومت را خالی کرده! میگفتید خودت را کنار کشیدی! و ندیدید که سردارانِ ما در میانهٔ نبردِ با صهیونیست به شهادت میرسند؛ تیرِ طعنههایتان را روانهٔ سردارانِ دیگری میکردید و ایران را «گندهگویِ منطقه» میدانستید. حالا چه شده که سکوت کردید؟ ترسیدهاید؟
چشمهایِ واماندهتان را خوب باز کنید؛ سپاه برایِ اولینبار با موشکهای هایپرسونیکِ فتّاح، رادارِ سپر دفاع موشکی هدایتکننده موشکهایِ آرو ۲ و ۳ را منهدم کرد؛ هاآرتص میگوید «چند ثانیه قبل از حملاتِ موشکی ایران یک حملهٔ سایبریِ وحشتناک؛ رادارهای گنبد آهنین را در خود هضم کرد و از کار انداخت! حجم عملیات سایبری با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. قدرت سایبری ایران حتی از موشکهای آنها نیز خطرناکتر است!»
راستی فیلمهایِ اصابتِ موشکهایمان تمامِ دنیا را پر کرده؛ ترکیبش با شعفِ مظلومان و آزادیخواهانِ جهان، و لرز و فرارِتان دیدنیست! هرشب قبلِ خوابتان چندبار ببینید :)
زمانه بر سرِ جنگ است؛
یاعلی مددی…
مدد ز غیرِ تو ننگ است؛
یا علی مددی…
باشد که خداوند؛
ما را از همراهیِ بدْدلان و شَکاکان بینیاز سازد..
تو شرایط ظاهراً سخت و طاقتفرسای فعلی که پیروان جبهه حق گاهی دچار تشکیک و تشتت و کلافگی شدن، گوشکردن به این هفت دقیقه فرمایشات حضرت آیتالله میرباقری حفظهالله، صحنه رو روشن میکنه و قلب رو آروم و مطیع میکنه. گوش بدین و برای دیگران بفرستید.
سطحِ شُبهات جوریه که در حدِ تقابل دوتا موضوعِ متفاوت با بسترها و دلایلِ متفاوت داره تنزّل پیدا میکنه. میفرمایند چرا برای کارگرانِ معدن طبس در میدان ولیعصر بنر نزدید ولی برایِ سیدحسن نصرالله زدید؟ میفرمایند چرا برایِ کارگرانِ معدن عزای عمومی اعلام نکردید ولی برای سیدحسن نصرالله اعلام کردید؟
- اولاً وقتی شما بنایِ تقابل رو بذاری رویِ لجبازی؛ طبیعتاً نمیبینی که برایِ کارگرانِ شریف معدن طبس هم در میدان ولیعصر بنر [دیوارنگاره] زده شده بود. دقیقاً در همون محل! اما شما اینو نمیبینی! چرا؟ چون اساسِ این چیزی که مطرح میکنی در حدِ لجاجته. نه دلسوزی.
- دوماً برای کارگرانِ شریف و محترمِ معدن طبس هم عزایِ عمومی اعلام شد؛ سه روز. در خراسان جنوبی! چرا؟ چون این عزیزان متعلّق به خراسانِ جنوبی بودن. چرا برایِ سیدحسن کلِ کشور عزای عمومی شد؟ چون سیدحسن نصرالله متعلق به تمامِ جهان اسلامه. و نه فقط مسلمانها؛ بلکه تظاهرات جهانی در محکومیتِ ترور ایشون رو اگر ببینید متوجه میشید که هر «انسانِ آزادهای» از این ترور خشمگین و ناراحته. و دلیلِ این تظاهراتِ فراگیر هم اینه که «آدمها» متوجهِ تحولاتِ دنیا که حاصلِ وجودِ موجودِ شَرور و متعفّنی بنامِ اسراییله؛ میشن و از شرارتهایِ این موجودِ هار خشمگیناند! که البته این خشم و ناراحتی به «انسانهایِ آزاده» اختصاص داره.
ضمنِ اینکه ذات و اقتضایِ این دو اتفاق متفاوته. کارگرانِ شریفِ معدن در اون حادثهٔ تلخ از دنیا رفتن که مقصرینِ اون ماجرا باید توسطِ مرجع مربوطه رسیدگی و شناسایی بشن؛ اما سیدحسن نصرالله بعنوان یک مُجاهد و مدافعِ مظلوم؛ در «خطِ مقدمِ مبارزه با دشمن» علیهِ «جبههٔ کفر» سالها «جنگید» و «توسطِ جبههٔ کفر» «ترور» شد و به «شهادت» رسید. بعنوانِ «نمادِ سالها مجاهدت علیهِ دشمن صهیونیست»ی که به هیچ موجودی جز خودش اجازهٔ حیات نمیده و جز خونخواری چیزی نمیفهمه.
اگر رویِ کلماتِ داخل گیومه تآمل کنید؛ متوجه تفاوت و اقتضائاتِ دو موضوع میشید.
اونیکه اساساً چیزی نمیدونه که هیچ! باید تلاش کنه که بدونه. اما طرحِ عامدانهٔ این شُبهات از سمتِ اونیکه میدونه؛ صرفاً یه نقاب از جنسِ دلسوزیه، تا اندازهٔ یه استوری هم رذالتِ اسراییل رو محکوم نکنه!
