fa
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

رفتن به کانال در Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

نمایش بیشتر
4 881
مشترکین
+1424 ساعت
+877 روز
+14330 روز
آرشیو پست ها
همیشه بحث کردن با افرادی که از منظــرِ دینی تکفیرم می‌کنند و مرا به کارِ نکرده متهم می‌کنند، خسته‌کننده‌تر از بحث کردن با افرادی‌ست که اساساً هیچ پایبندیِ مذهبی‌ ندارند. به استنادِ آیات و روایات تکفیرت می‌کنند و هرچقدر تقلّا کنی تا بگویی والله انقدرها هم که شما می‌گویید غَرَضی نداشتم؛ فایده ندارد. خطاب «به این پست» نوشته‌اند «وای بر تو که فلانی را به معصومین(علیهم‌السلام) قیاس می‌کنی!» بیا و بفهمان که غَرض، قیاس نیست؛ اصلا کجا اسم آورده‌ام؟! غَرض عبــرت‌گیری از حوادث گذشته‌ست. غَرض خطبهٔ ۱۹۲ نهج‌البلاغه‌ای‌ست که این‌روزها عَلَمش کرده‌اند تا شما را پراکنده کنند: - شما بنگرید که این مردم هنگامی که با یکدیگر متحد بودند، خواسته‌هایشان یکی، دل و دیدگانشان به یک‌سو نظاره‌گر، و تصمیم‌هایشان یکی بود، آیا وقتی چنین بودند در زمین سروری و آقایی نداشتند و در جهانیان حکومت نمی‌کردند؟ و نیز بنگرید به سرانجامِ کارشان که به چه حالی افتادند وقتی میانِ انان تفرقه حاکم شد و همدلیِ آنان به پراکندگی و وحدتِ‌کلمه به اختلاف و جداییِ دل‌ها بدل گشت، گروه‌گروه شدند و به نبرد باهم پرداختند. در این هنگام خداوند جامهٔ کرامت را از اندام‌شان بیرون آورد و نعمتِ فراوان‌ش را از آنان گرفت؛ داستان‌های آنان در میانِ شما باقی ماند تا مایهٔ عبرتِ عیرت‌گیرندگان باشد. من با این‌که تکفیرم می‌کنید مشکلی ندارم، گرچه از بودن در این فضا خسته‌ام می‌کند، اما خداوند به نیّت‌هایمان آگاه است.

همیشه بحث کردن با افرادی که از منظــرِ دینی تکفیرم می‌کنند و مرا به کارِ نکرده متهم می‌کنند، خسته‌کننده‌تر از بحث کردن با افرادی‌ست که اساساً هیچ پایبندیِ مذهبی‌ ندارند. به استنادِ آیات و روایات تکفیرت می‌کنند و هرچقدر تقلّا کنی تا بگویی والله انقدرها هم که شما می‌گویید غَرَضی نداشتم؛ فایده ندارد. خطاب «به این پست» نوشته‌اند «وای بر تو که فلانی را به معصومین(علیهم‌السلام) قیاس می‌کنی!» بیا و بفهمان که غَرض، قیاس نیست؛ اصلا کجا اسم آورده‌ام؟! غَرض عبــرت‌گیری از حوادث گذشته‌ست. غَرض خطبهٔ ۱۹۲ نهج‌البلاغه‌ای‌ست که این‌روزها عَلَمش کرده‌اند تا شما را پراکنده کنند: - شما بنگرید که این مردم هنگامی که با یکدیگر متحد بودند، خواسته‌هایشان یکی، دل و دیدگانشان به یک‌سو نظاره‌گر، و تصمیم‌هایشان یکی بود، آیا وقتی چنین بودند در زمین سروری و آقایی نداشتند و در جهانیان حکومت نمی‌کردند؟ و نیز بنگرید به سرانجامِ کارشان که به چه حالی افتادند وقتی میانِ انان تفرقه حاکم شد و همدلیِ آنان به پراکندگی و وحدتِ‌کلمه به اختلاف و جداییِ دل‌ها بدل گشت، گروه‌گروه شدند و به نبرد باهم پرداختند. در این هنگام خداوند جامهٔ کرامت را از اندام‌شان بیرون آورد و نعمتِ فراوان‌ش را از آنان گرفت؛ داستان‌های آنان در میانِ شما باقی ماند تا مایهٔ عبرتِ عیرت‌گیرندگان باشد. من با این‌که تکفیرم می‌کنید مشکلی ندارم، گرچه از بودن در این فضا خسته‌ام می‌کند، اما خداوند به نیّت‌هایمان آگاه است.

رعایتِ اخلاق خوب است! اما یک‌طرفه. برای دیگران تجویزش می‌کنیم و خودمان قافیهٔ اخلاق را می‌بازیم. بقیه‌ش مهم نیست!

چقدر حرف دارد برایِ گفتن.
چقدر حرف دارد برایِ گفتن.

هنوز هم به‌جایِ اینکه خطراتِ «واقعی» دولت سوم روحانی رو به بقیه‌ای‌ که بی‌خبر از حمایتِ روحانی از پزشکیان در سبدِ آرایِ پزشکیان قرار دادن گوشزد کنید، به جونِ هم افتادید؟! بازندهٔ اصلی شمایید. :)

تنها پنج دقیقه از تپه‌هایِ آباد روحانی! ببینید. خاطرم هست آبان‌ ۹۸ بخاطر همان «صبحِ جمعه فهمیدم»ِ ناگهانی جناب روحانی؛ خیلی از دوستانِ خودم را از دست دادم. چرا؟ چون من را پاسخگویِ بی‌عرضـگیِ روحانی می‌خواستند. منی که نه تنها به روحانی رأی نداده بودم، بلکه به انها می‌گفتم «برایِ چه؟! برایِ ربنایِ شجریان یا برایِ شعارِ آزادی؟» می‌گفتند تو دیکتاتوری. اما آبانِ ۹۸ از من بابتِ هزاران فلاکتِ تحمیلی دوران روحانی بازخواست می‌کردند. به میلِ خودشان دیگر دوست نیستیم. حالا اتفاقی دیدم یکی‌شان نوشته بود «خب اصلا پزشکیان ادامهٔ دولتِ روحـانی باشد؛ چه می‌شود؟!» یادشان رفته! حق دارند. بخاطرِ ربنا و کنسرت رأی داده بودند؛ نه ربنا و کنسرت‌شان را آن‌موقع «نقد» گرفتند و نه «به‌شما اطمینان می‌دهم ترامپ از برجــام خارج نمی‌شود»ِ ظریف را. عو‌ض‌ش هربار انتقاد کردند، شدند بی‌شناسنامهٔ بی‌عقلِ هوچی‌گر. اما ما که یادمان نرفته که بابتِ تعطیلیِ تحمیلیِ دورهٔ روحانی؛ چه مین‌هایی زیرِ خاکِ این مملکت، و زیرپایِ این ملت دفن شد؛ که خنثی‌کردن‌ش سال‌ها زمان می‌برد. حالا حســن ‌روحانی؛ بازگشت به دورانِ خودش را تَکرار کرده. باز هم یادشان رفته.

سید ابراهیم سلام. قریب به چهل‌روز است که از میانِ هوایِ مه‌آلود جنگل‌های ارسباران، به آسمان پر کشیدی و چهل‌روز است دیگر از هو
سید ابراهیم سلام. قریب به چهل‌روز است که از میانِ هوایِ مه‌آلود جنگل‌های ارسباران، به آسمان پر کشیدی و چهل‌روز است دیگر از هوایِ مه‌آلود خوشم نمی‌آید. قریب به چهل‌روز است که از آسمان نگاه‌مان می‌کنی و شاید بالبخند می‌گویی «چرا این‌همه عجله می‌کنید برایِ دو روزِ دنیا؟» راستی به آن‌هایی که هنوز زخم‌زبان‌ت می‌زنند هم می‌خندی؟ چه دست و پایی می‌زنند بیچاره‌ها. در “خداحافظ‌رفیق” هم نشان می‌داد شهدا و افلاکیان، ما خاکیانِ غریب را نگاه می‌کردند و می‌خندیدند از این‌ هیاهویِ اهلِ زمین. از تُهمت‌ها که گذر کردی، خدا هم بزرگت کرد. جسم‌ت را کُنجِ حرم گذاشتی و پرواز کردی. آه! جسم‌ت را. جسمِ سوخته‌ات را. گفتند روزِ آخری «ناهار هم نخورده بودی» و می‌گفتی کارِ مردم نباید رویِ زمین بماند. گفتند گاهی شالِ سبزِ سیدی‌ت را روی سرت می‌کشیدی و در میانهٔ راهِ این سفر استانی به آن‌یکی چند دقیقه‌ای چشم‌هایت را می‌بستی، حالا چهل‌روز است استراحت می‌کنی، چهل‌روز است دنبال‌ت می‌گردیم؛ به قولِ آن پیرمردِ دست‌فروشِ مشهدی؛ آخ حاجی… رفتی؟ خدا رحمتت کند.. این‌روزها، زیاد دعایمان کن.. «رَستی زِ اجزایِ زمین، با آســمان آمیختی..»

شاید برایِ این روزهایِ تاریخ.. :)

امّا «غـربالِ ‌ابتلائات»؛ هیچکس را رها نمی­‌کند و اهلِ صدق را از اهلِ کِذب تمیز می‌دهد.. -شهید‌آوینی

بعضی از حامیانِ متعصبِ نسبتاً محترمِ هر دو نامزدِ محترم جبههٔ انقلاب! فضای انتخابات را با دوگانه‌سازیِ منفورِ نامبارک به ابتذال کشیدید. پراکنده‌اید و عبرت نمی‌گیرید، نمی‌فهمید رقیبِ شما دیگری‌ست. هیچ‌وقت نفهمیدید! حسن‌روحانی سلطانِ عمل نکردن‌هایِ عمدی و تعطیلی‌ها و صبحِ جمعه فهمیدم‌ها با تکیه بر همین اختلاف‌سازی‌های شما به میدان آمده و نوچه‌هایش از دروغ‌هایی که شما به نامزدهایِ جبههٔ انقلاب می‌بندید سوءاستفاده می‌کنند! شما همچنان دیگری را تخریب می‌کنید. یکی را به دروغ متهم به تحجّر کردید دیگری را متهم به فساد، درحالی‌که متحجّرینِ روشنفکرنما و فاسدینِ واقعی مقابل شما هستند. به دختر نداشتنِ یکی تاختید و دخترِ دیگری را مسخره کردید، پشتِ صفحاتِ مجازی خودتان ژستِ همه‌چیزدانی گرفتید و با انگ‌زدن به کاندیدها توانِ تحلیل را از مخاطب‌تان گرفتید. با تَکــرارِ هشت‌ سال «فلاکت و سیاهی» متحد شدند! آبان ۹۸ را با یک «صبح جمعه فهمیدم» رقم زدند و کنار کشیدند و پاسخگویی به نتیجهٔ بی‌عرضگیِ عمـدیِ خودشان را هم گردنِ شما انداختند. حالا شما از جلیلی-قالیباف یک لولو ساختید و به جایِ تبلیغِ ایجابی؛ فقط «جبهه» را تخریب کردید. اخلاق را باختید! اخلاق را باختید. «وحدتی» که باید حاصل می‌شد؛ بینِ خود شما بود. بینِ قلوبِ خودتان.

شما از من هیچ‌وقت دروغ نخواهید شنید؛ من دولتِ سوم روحانی نیستم. من هیچ ربطی به روحانی ندارم! اصلاً مگه دولت روحانی چه بدی داش
شما از من هیچ‌وقت دروغ نخواهید شنید؛ من دولتِ سوم روحانی نیستم. من هیچ ربطی به روحانی ندارم! اصلاً مگه دولت روحانی چه بدی داشت؟! - ده برابر شدنِ نرخ ارز. - تعطیلی بیش از ۱۲ هزار واحد تولیدی. - رشد منفیِ ۶.۹ درصدی ساخت مسکن. - رشد اقتصادی نزدیک به صفر! - صبحِ جمعه فهمیدم… - شما بی‌شناسنامه‌هایِ اهلِ منقــلِ بی‌منطـق! - گره‌زدنِ همه‌چیز به برجام و نافرجامیِ برجام. - تبدیل ایران از صادرکنندهٔ بنزین به واردکننده. - عدم استفاده از ظرفیت سیاست همسایگی. - رکورد زدن در تورّم نزدیک به ۵۰٪. - تعطیلیِ زیرساخت‌هایِ هســته‌ای. و …

مطالبِ قبلی کانال رو می‌خوندم و دستاوردهایِ دیپلماسیِ شگفت‌آورِ دوسال و نیمهٔ شهیدرئیسی رو مُرور می‌کردم که یه بنده‌خـدایی یه واقعیتِ تلخی رو کوبید تو صورتم. گفت آقای رئیسی برایِ ما زود بود! انقدر که خودِ مثلاً انقلابی‌ها با ادبیاتِ بیخود و به بهانه‌هایِ مختلف خودش و همسرش رو آزار دادن و انواعِ برچسب‌ها رو بهش زدن و هیـــــچ‌کدوم از زحماتش برایِ قابل کِشت کردن این زمینِ سوختهٔ روحانی رو ندیدن و فلان آخوندِ مجلســی توئیت می‌زد که «برو زنتو جمــع کن» و فلان مثلاً حزب‌اللهی می‌گفت رئیسی عملاً فرقی با روحانی نداره و … انقدر که طــعنه‌هایِ اینا آزاردهنده بود؛ کِیفور شدنِ دشمن از این اختلافات آزاردهنده نبود. آقای رئیسی برایِ ما زود بود. برایِ همینه دوسال و نیم از خاتمهٔ یک دهه تعطیلیِ مملکت تویِ دورهٔ روحانی می‌گذره، از «هیچی بلــد نیستم‌»ها و تعارضاتِ واقعیِ پزشکیان دستاورد می‌سازن. چون هروقت شهیدرئیسی که به قولِ رهبر خستگی نمی‌شناخت و شبانه‌روز می‌دویید؛ یه‌جا تُپُق می‌زد مسخره‌ش ‌کردن؛ همینا هم پُشتش درنیومدن… -بُرشی از رنج‌نامه‌ای شاید موقت.

مغمـوم یک‌گوشه نشسته بودم، اومد بالایِ سرم. گفت «چرا غــم داری؟» گفتم «نمی‌دونم. ایامِ عید تهش بغضم می‌گیره، بغضم می‌ترکه.» گفت «خیلی زوده! برای غمگین شدن خیلی زوده، پاشو که خیلی کار داریم، پاشو که باید مسیرِ وصــال بچینیم، مسیرِ وصالِ آخرین امام، آخرین ذخیرهٔ الهی، وصالِ منتقمِ بغض‌هایِ شکسته شده در دلِ چاه..» آخرِ برنامه بود. الهی عَظُمَ‌البلایِ علی‌فانی پخــش شد. تا این بغض بترکه. بغضِ چندین‌ساله و قریب به چهل‌روزه. سلام به قبیلهٔ‌نورت، به هوایِ ظهــورت؛ به مسیـــرِ عبورت؛ که همین نزدیکی‌هاست…

مغمـوم یک‌گوشه نشسته بودم، اومد بالایِ سرم. گفت «چرا غــم داری؟» گفتم «نمی‌دونم. ایامِ عید تهش بغضم می‌گیره، بغضم می‌ترکه.» گفت «خیلی زوده! برای غمگین شدن خیلی زوده، پاشو که خیلی کار داریم، پاشو که باید مسیرِ وصــال بچینیم، مسیرِ وصالِ آخرین امام، آخرین ذخیرهٔ الهی، وصالِ منتقمِ بغض‌هایِ شکسته شده در دلِ چاه..» آخرِ برنامه بود. الهی عَظُمَ‌البلایِ علی‌فانی پخــش شد. تا این بغض بترکه. بغضِ چندین‌ساله و قریب به چهل‌روزه. سلام به قبیلهٔ‌نورت، به هوایِ ظهورت؛ به مسیـــرِ عبورت؛ که همین نزدیکی‌هاست…

پزشکیان به قاضی‌زاده و زاکانی کنایه می‌زند که «تا آخر می‌مونی دیگه؟» درحالی‌که قاضی‌زاده و زاکانی حداقل برنامهٔ مُدوّنی از جانبِ خودشان برای آینـده ارائه دادند. ولی خودِ پزشکیان که خودش را کاندیدِ اصلی می‌داند؛ نه! دریغ از یک خط برنامه. به مثابهٔ گروه‌هایِ خانوادگیِ مجازی فقط تکرارِ ناموفق نوشته‌هایِ کاغذ. می‌گوید «نباید تنش ایجاد کنیم!» اما نمی‌گوید چرا اولین‌تنش را اعضایِ اصلیِ ستادش ایجاد کردند؟ چرا با انواعِ کنایه‌ها و تخریب‌ها چوب لایِ چرخ خدمات شهیدرئیسی گذاشتند تاجایی‌که رهبری گفت «دلم برای رئیسی سوخت»؟ مُدام از منویاتِ مقام معظم رهبری حرف می‌زند اما نمی‌گوید چرا در ستادش شعارِ یاحسین‌ میرحسین می‌دهند؟ شاید سنِ خیلی‌ها کفاف ندهد به درکِ این شعار؛ در ایامِ سال ۸۸ و فتنهٔ دروغِ تقلب چه هتاکی‌ها که به امام‌حسین نشد. که بعدها خاتمی گفته بود «من معتقد نیستم تقلب شده باشد!» حتی نمی‌گویند چرا همین اعتراف را بصورتِ علنی مطرح نمی‌کنند تا بابتِ زیرسوال بردنِ رای مردم در انتخابات ۸۸ عذرخواهی کنند؟ می‌گوید شما از من دروغ نخواهید شنید؛ ما هم اسم‌ش را دروغ نمی‌ذاریم؛ اما نمی‌گوید چرا در برنامهٔ زنده ادعایِ بنزین ۲۵ هزار تومنی را یک ادعایِ فیک اعلام کرد درحالی‌که سابقاً ایدهٔ بنزین ۲۵ هزار تومانی را داشت؟ می‌گوید دولتِ من نقدپذیر خواهد بود؛ نمی‌گوید چرا اعضایِ اصلیِ ستادش بر سرِ منتقدین و مخالفین فریاد می‌زنند؟ دقیقاً مثل بی‌شناسنامه خطاب کردنِ منتقدین توسطِ روحـانی. می‌گوید برجام! نمی‌گوید حاصلِ گره زدنِ تمام ساز و کارِ این مملکت به برجام طیِ آن هشت‌سالِ کذایی چه شد؟ چرا آن اقای دیپلماتِ سابق که این‌روزها تبدیل به یک نعره‌زن شده؛ بابتِ «قول رفع تحریم‌ها» که عملی نشد؛ از مردم عذرخواهی نکرد؟ چرا آقای وزیرِ شهرسازیِ سابق که این روز‌ها برای پزشکیان تبلیغ می‌کند؛ بابتِ این‌که حتی یک مسکن مهر هم نساخته بود از مردم عذرخواهی نکرد؟ چرا بابتِ تعطیلی هزاران کارخانه در همان دولتِ مطلوب‌شان از کسی عذرخواهی نکردند؟ چرا بابتِ چشم‌پوشی از فرصت‌های جهانی مانندِ آمریکای لاتین و سیاست همسایگی و از دست دادنِ صدها فرصتِ همکاری از مردم عذرخواهی نکردند؟ و صدها چرای دیگر! این تعارضات را حل کنید تا به بقیهٔ مسائل برسیم.

این چیزایی که قاضی‌زاده می‌گه «دعوا» نیست، اسمش مُرور و یادآوریِ یه چیزاییه. متاسفانه آقای پزشکیان عملکردِ اعضای ستادش رو گردن نمی‌گیره و مُــدام جلوی دوربین می‌پرسه «چرا اینجور شد و اونجور شد؟»

رونوشت به آقایِ پزشکیان:

اقای پزشکیان می‌فرمایند باید به کارشناس اعتماد کرد. اما این‌جا خودشون جوابِ خودشون رو دادن. وقتی از ایدهٔ کلی نسبت به مسائل تُهی هستید؛ اعتمادِ صرف به کارشناس‌هاتون این‌جوری کلاه سرتون می‌ذاره.